بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
فاطمه به همراه پدر و همسرش به [[کربلا]] آمد و در همه [[مصائب اهل بیت]] شرکت داشت. بر اساس فرموده [[امام باقر]]{{ع}}، امام حسین{{ع}} در آستانه [[شهادت]] نوشتۀ پیچیدهای را به دخترش فاطمه داد و [[وصیت]] زبانی نیز به او کرد. سپس فرمود: دخترم این را به بزرگترین فرزندانم بده. چون در آن [[زمان امام زین العابدین]] [[بیمار]] بود، فاطمه بعدها آن نوشته را به او [[تسلیم]] کرد و پس از آن به ما رسید<ref>بصائرالدرجات، ص۱۶۳؛ بحارالانوار، ج۲۶، ص۵۰؛ نفس المهموم، ص۳۱۶.</ref>. | فاطمه به همراه پدر و همسرش به [[کربلا]] آمد و در همه [[مصائب اهل بیت]] شرکت داشت. بر اساس فرموده [[امام باقر]]{{ع}}، امام حسین{{ع}} در آستانه [[شهادت]] نوشتۀ پیچیدهای را به دخترش فاطمه داد و [[وصیت]] زبانی نیز به او کرد. سپس فرمود: دخترم این را به بزرگترین فرزندانم بده. چون در آن [[زمان امام زین العابدین]] [[بیمار]] بود، فاطمه بعدها آن نوشته را به او [[تسلیم]] کرد و پس از آن به ما رسید<ref>بصائرالدرجات، ص۱۶۳؛ بحارالانوار، ج۲۶، ص۵۰؛ نفس المهموم، ص۳۱۶.</ref>. | ||
فاطمه دختر امام حسین{{ع}} همگام با عمهاش [[زینب کبری]] و دیگر [[زنان]] [[هاشمی]] در بیان [[حادثه کربلا]] و افشای جنایتهای [[بنی امیه]] حضوری فعال داشت و در [[کوفه]] پس از عمهاش خطبهای مشروح ایراد کرد. محتوای [[خطبه]] او به گونهای بود که فریاد [[گریه و زاری]] [[مردم]] را بلند کرد. تا جایی که گفتند: بس است ای دختر [[پاکان]]! قلبهای ما را [[آتش]] زدی و دلهای ما را کباب کردی. سپس آن بزرگوار ساکت شد<ref>الملهوف، ص۱۹۴؛ بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۱۰؛ تسلیه المجالس، ج۲، ص۳۵۵ - ۳۶۰.</ref>. | |||
همچنین هنگامی که [[اسیران]] را وارد [[کاخ]] [[یزید]] کردند، فاطمه فریاد زد: «ای یزید، آیا دختران [[رسول خدا]] اسیراناند؟»<ref>{{متن حدیث|أبناتُ رسولِ اللهِ سبايا يا يزيد}}؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۵.</ref>؟ | همچنین هنگامی که [[اسیران]] را وارد [[کاخ]] [[یزید]] کردند، فاطمه فریاد زد: «ای یزید، آیا دختران [[رسول خدا]] اسیراناند؟»<ref>{{متن حدیث|أبناتُ رسولِ اللهِ سبايا يا يزيد}}؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۵.</ref>؟ | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
==درخواست مرد شامی از یزید== | ==درخواست مرد شامی از یزید== | ||
از | از فاطمه دختر امام حسین نقل شده است: در [[کاخ]] یزید مردی برخاست و گفت: این دختر را به من ببخش تا کمک کار من باشد.... من به خود لرزیدم، [[گمان]] کردم که چنین کاری خواهد شد. پیراهن عمهام [[زینب]] را گرفتم. عمهام میدانست که چنین کاری شدنی نیست. از اینرو به آن مرد شامی گفت: به [[خدا]] [[دروغ]] گفتی و خود را [[پست]] کردی. [[سوگند]] به خدا! این کار نه برای تو و نه برای یزید روا نیست. | ||
در این هنگام یزید در [[خشم]] شد و به زینب گفت: تو دروغ گفتی! این کار به دست من است. اگر بخواهم آن را انجام میدهم. | در این هنگام یزید در [[خشم]] شد و به زینب گفت: تو دروغ گفتی! این کار به دست من است. اگر بخواهم آن را انجام میدهم. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
در [[تاریخ]] [[طبری]] آمده است که [[زنان]] و فرزندان امام را بر یزید وارد کردند<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۵.</ref>. | در [[تاریخ]] [[طبری]] آمده است که [[زنان]] و فرزندان امام را بر یزید وارد کردند<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۵.</ref>. | ||
فاطمه دختر امام حسین که بزرگتر از [[سکینه]] بود، فرمود: ای یزید! آیا [[دختران]] [[رسول خدا]] اسیراناند؟ | |||
یزید گفت: من این کار را نمیخواستم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند که [[سپاه]] تو هیچ چیز برای ما باقی نگذاشتند. | یزید گفت: من این کار را نمیخواستم. فاطمه فرمود: به خدا سوگند که [[سپاه]] تو هیچ چیز برای ما باقی نگذاشتند. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
#با گفتن جمله: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ لَنَا خرصٌ}}، ممکن است این سؤال به [[ذهن]] بیاید که دختر [[امام]] دغدغه [[اموال]] و دارایی خود و دیگر [[زنان]] را داشته است، ولی باید توجه داشت که آن بانو با این سخنان میخواسته عمق جنایاتی را که [[سپاه اموی]] انجام داده است، به تصویر بکشد، نه اینکه اسباب و اثاثیه و اموالی که از آنها به [[غارت]] بردهاند، برای او دارای اهمیت باشد. افزون بر این، همانگونه که از برخی گزارشهای دیگر بر میآید، در آنچه [[سپاهیان]] او به یغما برده بودند، برخی از یادگارهای [[حضرت فاطمه زهرا]]{{س}} وجود داشت که برای آنها از این جهت دارای اهمیت بود و سبب شد که [[دختر امام حسین]]{{ع}} از غارت آنها سخن بگوید. | #با گفتن جمله: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ لَنَا خرصٌ}}، ممکن است این سؤال به [[ذهن]] بیاید که دختر [[امام]] دغدغه [[اموال]] و دارایی خود و دیگر [[زنان]] را داشته است، ولی باید توجه داشت که آن بانو با این سخنان میخواسته عمق جنایاتی را که [[سپاه اموی]] انجام داده است، به تصویر بکشد، نه اینکه اسباب و اثاثیه و اموالی که از آنها به [[غارت]] بردهاند، برای او دارای اهمیت باشد. افزون بر این، همانگونه که از برخی گزارشهای دیگر بر میآید، در آنچه [[سپاهیان]] او به یغما برده بودند، برخی از یادگارهای [[حضرت فاطمه زهرا]]{{س}} وجود داشت که برای آنها از این جهت دارای اهمیت بود و سبب شد که [[دختر امام حسین]]{{ع}} از غارت آنها سخن بگوید. | ||
[[مرزبانی]] نقل میکند که [[ابو الرمح]] بر | [[مرزبانی]] نقل میکند که [[ابو الرمح]] بر فاطمه دختر امام حسین{{ع}} وارد شد و مرثیهای درباره [[امام حسین]] به شرح زیر سرود: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''أَجَالَتْ عَلَى عَيْنِي سَحَائِبُ عَبْرَةٍ''|2=''فَلَمْ تَصْحُ بَعْدُ الدَّمْعُ حَتَّى ارْمَعَلَّتِ''}} | {{ب|''أَجَالَتْ عَلَى عَيْنِي سَحَائِبُ عَبْرَةٍ''|2=''فَلَمْ تَصْحُ بَعْدُ الدَّمْعُ حَتَّى ارْمَعَلَّتِ''}} | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
[[اسماء بن خارجه]] از هواداران [[ابن زیاد]] که دایی او به شمار میآمد، وی را از بین [[اسیران]] جدا کرد و به مداوای وی پرداخت. سپس او را به [[مدینه]] روانه کرد<ref>الفصول المهمه، ج۲، ص۷۵۰؛ الارشاد، ج۲، ص۲۶.</ref>. اما فاطمه با کاروان اسیران به کوفه و [[شام]] رفت، آنگاه به مدینه بازگشت. ثمره این [[ازدواج]]، پنج فرزند به نامهای فاطمه، عبدالله، ابراهیم، حسن و [[زینب]] بود. | [[اسماء بن خارجه]] از هواداران [[ابن زیاد]] که دایی او به شمار میآمد، وی را از بین [[اسیران]] جدا کرد و به مداوای وی پرداخت. سپس او را به [[مدینه]] روانه کرد<ref>الفصول المهمه، ج۲، ص۷۵۰؛ الارشاد، ج۲، ص۲۶.</ref>. اما فاطمه با کاروان اسیران به کوفه و [[شام]] رفت، آنگاه به مدینه بازگشت. ثمره این [[ازدواج]]، پنج فرزند به نامهای فاطمه، عبدالله، ابراهیم، حسن و [[زینب]] بود. | ||
[[سلسله]] قیامهای [[علوی]] که بر [[ضد]] [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] انجام گرفته است همه [[رهبران]] آن از نسل | [[سلسله]] قیامهای [[علوی]] که بر [[ضد]] [[بنی امیه]] و [[بنی عباس]] انجام گرفته است همه [[رهبران]] آن از نسل فاطمه دختر امام حسین{{ع}} هستند. نخستین این [[قیامها]] را محمد معروف به [[نفس زکیه]] که فرزند [[عبدالله بن حسن مثنی]] میباشد، انجام داده است<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۲۲۴-۲۳۲.</ref>. | ||
==وفات== | ==وفات== | ||