←اخبار وهب بن منبه =
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
نمونۀ دیگر خبر [[کعب الاحبار]] درباره بریدن پاها و گردنهای اسبها به [[فرمان]] [[حضرت سلیمان]] - علی نبینا و آله و{{ع}} - است که [[امام علی]]{{ع}} آن را نیز [[دروغ]] و خلاف واقع توصیف کردهاند<ref>ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۷۴۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۴۳۳-۴۳۵.</ref> | نمونۀ دیگر خبر [[کعب الاحبار]] درباره بریدن پاها و گردنهای اسبها به [[فرمان]] [[حضرت سلیمان]] - علی نبینا و آله و{{ع}} - است که [[امام علی]]{{ع}} آن را نیز [[دروغ]] و خلاف واقع توصیف کردهاند<ref>ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۷۴۱.</ref>.<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۴۳۳-۴۳۵.</ref> | ||
== اخبار [[وهب بن منبه]] | == اخبار [[وهب بن منبه]] == | ||
[[ابوعبدالله وهب بن منبّه بن کامل یمنی]]<ref>وهب بن منبّه دیگری نیز در کتابهای رجال آمده که اهل مدینه و از انصار بوده و جدّ او «حزن» است (ر.ک: ابو حاتم، کتاب الثقات، ج۵، ص۴۸۸).</ref> را گفتهاند در آخر [[خلافت عثمان]] [[سال]] ۳۴ ه. ق به [[دنیا]] آمد و در سال ۱۱۰ یا ۱۱۳، ۱۱۴ ه. ق [[وفات]] کرد<ref>ر.ک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۴۴، ۵۴۵، ۵۵۶ و ۵۵۷.</ref>. [[ابن جوزی]] دربارۀ وی گفته است: بعد از اینکه مدتی [[یهودی]] بوده، [[مسلمان]] شده است، و او را از کسانی که در [[فضیلت]] [[اعمال]]، [[حدیث]] میساخته به شمار آورده است<ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۸.</ref>. وی نزد رجالشناسان [[شیعه]] [[ضعیف]] است و حدیثهایش قابل [[اعتماد]] نیست<ref>نجاشی خبر داده است: محمد بن حسن بن ولید روایاتی را که محمد بن احمد بن یحیی بن عمران اشعری ثقه و مورد اعتماد از وهب بن منبّه نقل کرده، معتبر ندانسته و آنها را [از روایات معتبر] استثنا کرده است (ر.ک: رجال النجاشی، ص۳۴۸، رقم ۹۳۹) شیخ طوسی نیز چنین استثنایی را از ابو جعفر ابن بابویه خبر داده است (ر.ک: الفهرست، ص۱۴۵، رقم ۶۱۲).</ref>، ولی سخن رجالشناسان [[اهل تسنن]] درباره وی مختلف است. [[ذهبی]] و [[ابن حجر]] [[گواهی]] به [[ثقه]] بودن وی را از [[عجلی]]، [[ابو زرعه]] و [[نسائی]] نقل کردهاند <ref>ر.ک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۴۵؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۱۴۷.</ref>، ولی از [[احمد بن حنبل]] نقل شده که به مردی از [[اهل]] [[خراسان]] گفت: از محمد بن ازهر جوزجانی [[حدیث]] ننویسید تا [[توبه]] کند و از [[دروغگویان]]، [[تفسیر]] کلبی و از [[عبد المنعم]] [[احادیث]] وهب منبه را نقل نکند<ref>ر.ک: ابن حنبل، العلل و معرفة الرجال، ج۳، ص۲۶۱، رقم ۵۱۵۳.</ref>. ذهبی در معرفی وی گفته است: ثقه و [[راستگو]] و نقل وی از کتابهای [[اسرائیلی]] زیاد است.... فلاس به [[تنهایی]] او را [[تضعیف]] کرده، ولی گروهی او را توثیق کردهاند<ref>ذهبی، میزان الاعتدال، ج۴، ص۳۵۲، ۳۵۳، رقم ۹۴۳۳.</ref>. | [[ابوعبدالله وهب بن منبّه بن کامل یمنی]]<ref>وهب بن منبّه دیگری نیز در کتابهای رجال آمده که اهل مدینه و از انصار بوده و جدّ او «حزن» است (ر.ک: ابو حاتم، کتاب الثقات، ج۵، ص۴۸۸).</ref> را گفتهاند در آخر [[خلافت عثمان]] [[سال]] ۳۴ ه. ق به [[دنیا]] آمد و در سال ۱۱۰ یا ۱۱۳، ۱۱۴ ه. ق [[وفات]] کرد<ref>ر.ک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۴۴، ۵۴۵، ۵۵۶ و ۵۵۷.</ref>. [[ابن جوزی]] دربارۀ وی گفته است: بعد از اینکه مدتی [[یهودی]] بوده، [[مسلمان]] شده است، و او را از کسانی که در [[فضیلت]] [[اعمال]]، [[حدیث]] میساخته به شمار آورده است<ref>ابن جوزی، الموضوعات، ج۱، ص۸.</ref>. وی نزد رجالشناسان [[شیعه]] [[ضعیف]] است و حدیثهایش قابل [[اعتماد]] نیست<ref>نجاشی خبر داده است: محمد بن حسن بن ولید روایاتی را که محمد بن احمد بن یحیی بن عمران اشعری ثقه و مورد اعتماد از وهب بن منبّه نقل کرده، معتبر ندانسته و آنها را [از روایات معتبر] استثنا کرده است (ر.ک: رجال النجاشی، ص۳۴۸، رقم ۹۳۹) شیخ طوسی نیز چنین استثنایی را از ابو جعفر ابن بابویه خبر داده است (ر.ک: الفهرست، ص۱۴۵، رقم ۶۱۲).</ref>، ولی سخن رجالشناسان [[اهل تسنن]] درباره وی مختلف است. [[ذهبی]] و [[ابن حجر]] [[گواهی]] به [[ثقه]] بودن وی را از [[عجلی]]، [[ابو زرعه]] و [[نسائی]] نقل کردهاند <ref>ر.ک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۴۵؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۱۴۷.</ref>، ولی از [[احمد بن حنبل]] نقل شده که به مردی از [[اهل]] [[خراسان]] گفت: از محمد بن ازهر جوزجانی [[حدیث]] ننویسید تا [[توبه]] کند و از [[دروغگویان]]، [[تفسیر]] کلبی و از [[عبد المنعم]] [[احادیث]] وهب منبه را نقل نکند<ref>ر.ک: ابن حنبل، العلل و معرفة الرجال، ج۳، ص۲۶۱، رقم ۵۱۵۳.</ref>. ذهبی در معرفی وی گفته است: ثقه و [[راستگو]] و نقل وی از کتابهای [[اسرائیلی]] زیاد است.... فلاس به [[تنهایی]] او را [[تضعیف]] کرده، ولی گروهی او را توثیق کردهاند<ref>ذهبی، میزان الاعتدال، ج۴، ص۳۵۲، ۳۵۳، رقم ۹۴۳۳.</ref>. | ||