بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[قرآن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[قرآن (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
==مقدمه== | |||
قرآن [[کتاب مقدس]] و آسمانی [[مسلمانان]] است که در مدت ۲۳ سال، به تدریج از سوی [[خداوند]] بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شد. لفظ و معنای قرآن، نازل شده از سوی [[خداوند]] و دربردارنده [[معارف]] عمیق است. اما [[تورات]] و [[انجیل]] موجود، چیزی جز شرح حال [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم میخورد؛ قرآن برخلاف [[معجزات]] [[انبیا]] دیگر، معجزهای است در دسترس همگان که هرگز [[ملحدان]] نمیتوانند وجود قرآن و [[اعجاز]] بودن آن را نفی و [[انکار]] کنند. قرآن حجتی دائمی بر [[الهی]] بودن خود و [[حقانیت]] [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] است<ref>ر.ک.[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص۱۸۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>. | |||
تنظیم قرآن به صورتِ بخشهای کوتاه و بلند است که هر کدام "[[سوره]]" نامیده میشود. هر [[سوره]] هم از بخشها و جملاتی تشکیل شده که "[[آیه]]" نام دارد. قرآن دارای ۱۱۴ [[سوره]] و بیش از ۶ هزار [[آیه]] است. به [[سورهها]] و آیاتی که در [[مکه]] نازل شده "[[مکی]]" میگویند و به [[سورهها]] و آیههای نازل شده در [[مدینه]]، "[[مدنی]]". طولانیترین [[سوره]]، "بقره" و کوتاهترین [[سوره]] "[[کوثر]]" نام دارد. [[قرآن کریم]]، [[معجزه جاوید]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است. [[کلام خداوند]] است و از نظر [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[زیبایی]] متن و محتوای ارزشمند و برخی پیشگوییهای [[تاریخی]]، در حدی است که از آن زمان تاکنون، کسی نتوانسته نظیر آن را بیاورد. برای قرآن تفسیرهای بسیاری نوشته شده و به اغلب زبانهای زنده [[دنیا]] نیز ترجمه شده است. مضامین این کتاب، بحثهای [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[احکام]] و [[قوانین]]، سرگذشت پیشینیان و مسائل [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است و [[تاریخ]] تعدادی از [[انبیا]] در این کتاب آمده است. قرآن کتابی است که با دقت زیاد، از زمان [[پیامبر]] تا کنون، نوشته و حفظ شده و هیچ گونه [[تحریف]] و کاستن و افزودنی در متن آن پیش نیامده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>. | |||
==وصف قرآن== | ==وصف قرآن== | ||
[[امام علی]] در [[وصف]] [[قرآن کریم]] گفته است: "بدانید، این قرآن، [[خیرخواه]] و نصیحتکنندهای است که هرگز [[پردهپوشی]] نمیکند، هدایتکنندهای است که هرگز [[گمراه]] نمیسازد، داستانگویی است که هرگز [[دروغ]] نمیگوید. هیچکس با این [[کتاب]] [[همنشینی]] نکرد، مگر اینکه موقع برخاستن یا چیزی بر او افزوده یا چیزی از او کاسته شد: افزایش در [[هدایت]] و کاهش در [[نابینایی]]، برای هیچکس پس از آشنایی با قرآن [[احتجاج]] و [[بینوایی]] وجود ندارد و برای هیچکس بیش از قرآن، [[بینیازی]] تصور نمیشود"<ref>{{متن حدیث|وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ، زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى؛ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۲۲۹.</ref> | |||
==[[نزول قرآن]]== | ==[[نزول قرآن]]== | ||
{{اصلی|نزول قرآن}} | {{اصلی|نزول قرآن}} | ||
[[قرآن کریم]] [[کلام خداوند]] است که در طول بیست و سه سال بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شده است. در قرآن بارها آمده است که قرآن از جانب [[خدا]] نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "[[نزول]]"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد قرآن [[کلام]] [[بشر]] و ساخته ذهن و زبان شخص [[پیامبر]]{{صل}} است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۵</ref>. | |||
کیفیت [[نزول قرآن]] به صورت "[[وحی]]" بود، نوعی ارتباط [[کلامی]] میان [[خدا]] و [[پیامبر]] که از طریق فرشتهای به نام "[[جبرئیل]]" صورت میگرفت و از آغاز [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] تا واپسین روزهای حیاتش، به تناسب حوادث و نیازها، قرآن به صورت بخش بخش فرود میآمد. [[حضرت محمد]]{{صل}} [[وحی]] را بر [[مردم]] بازخوانی میکرد و عدهای خاص به نام "[[کاتبان وحی]]" آن را مینوشتند. از جمله آنان [[امام علی بن ابی طالب]]{{ع}} و [[زید بن ثابت]] و [[عبدالله بن مسعود]] بود<ref> [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۱.</ref>. | |||
==قرآن؛ [[معجزه الهی]] برای [[هدایت]] [[انسانها]]== | ==قرآن؛ [[معجزه الهی]] برای [[هدایت]] [[انسانها]]== | ||
در [[امّت اسلام]]، [[رسول اکرم]]{{صل}} [[حجّت]] [[ناطق]] است که با بیان و عمل خود، [[دین خدا]] را به [[مردم]] ارائه مینماید. قرآن نیز [[حجّت]] [[صامت]] است که با [[آیات]] خود، [[هدایت]] را برای [[امّت]] خاتم به ارمغان میآورد. | |||
#برای [[امّت اسلام]] کتابی جاودانه است و تا [[قیامت]] راهنمای بشریّت محسوب میشود | در این میان، [[حجّت]] [[ناطق]] [[الهی]]، یعنی [[رسول اکرم]]{{صل}}، در زمان [[حیات]] خود، به [[تبیین]] بیانات خویش میپردازد و اگر درکلام آن [[حضرت]] امر نامفهوم و یا مشتبهی باشد، خود توضیح میدهد. اما همه سخن پیرامون قرآن است که: | ||
#[[باطل]] از هیچ جهت بر آن وارد نمیگردد{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref> «و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref> | |||
#خود ناظر و [[قیّم]] بر سایر [[کتب آسمانی]] و سایر [[معارف]] بشری است و [[حق و باطل]] را از یکدیگر تفکیک میکند{{متن قرآن|ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}} «این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ}}<ref> «(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگهایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشتههایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.</ref>. | #برای [[امّت اسلام]] کتابی جاودانه است و تا [[قیامت]] راهنمای بشریّت محسوب میشود. | ||
#[[باطل]] از هیچ جهت بر آن وارد نمیگردد: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«و به راستی آن کتابی است ارجمند در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. | |||
#خود ناظر و [[قیّم]] بر سایر [[کتب آسمانی]] و سایر [[معارف]] بشری است و [[حق و باطل]] را از یکدیگر تفکیک میکند: {{متن قرآن|ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}} «این است آیین استوار» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَةً فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ}}<ref>«(یعنی) پیامبری از سوی خداوند که برگهایی پاک را بخواند (که) در آنها نگاشتههایی استوار است» سوره بینه، آیه ۲-۳.</ref>. | |||
از سوی دیگر، قرآن [[معجزه]] [[رسول خدا]]{{صل}} است که از همه جهات بینظیر است و [[خداوند]] در [[آیات]] متعدّد، توصیه به [[تدبّر]] در آن نموده است: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}}<ref> «آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴.</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} نیز اهتمام فراوان به [[تدبّر]] در قرآن و [[تعلیم]] آن داشتند و به [[امّت اسلام]] [[دستور]] اکید بر [[یادگیری قرآن]] و [[تدبّر]] در آن مینمودند و از این رو میفرمودند: {{متن حدیث|خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ}}<ref>مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط. مؤسسه آل البیت{{عم}}، ۱۴۰۸ ه.ق.)، ج۴، ص۲۳۵: باب وجوب تعلم القرآن. همان، ص۲۳۲.</ref>. | |||
ایشان همچنین در ضمن سفارش خود به [[معاذ بن جبل]]، فرمودند: {{متن حدیث|إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاةَ يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَ الظِّلَّ يَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَى يَوْمَ الضَّلَالَةِ فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِي الْمِيزَانِ}}<ref>باب اول، وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایه و استحبابه عینا.</ref>. | |||
نکته دیگر آنکه، قرآن [[کلام الهی]] است که بهرههای ظاهری و [[باطنی]] آن بینهایت است و در هریک از این دو جهت، هر مقدار که در آن [[تحقیق]] و [[تدبّر]] شود، مطالب [[جدید]] و دُرهای ثمین به ارمغان میآورد. | |||
قرآن بیانی است که مطالب آن با مرور زمان رنگ نمیپذیرد و کهنه نمیشود؛ چنانکه [[امام رضا]]{{ع}} در پاسخ به پرسشی درباره قرآن فرمودند: {{متن حدیث|هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَى وَ طَرِيقَتُهُ الْمُثْلَى الْمُؤَدِّي إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمُنْجِي مِنَ النَّارِ لَا يَخْلُقُ عَلَى الْأَزْمِنَةِ وَ لَا يَغِثُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ لِأَنَّهُ لَمْ يُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِيلَ الْبُرْهَانِ وَ الْحُجَّةَ عَلَى كُلِّ إِنْسَانٍ {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>.<ref>عیون اخبار الرضا{{عم}} (ط. نشر جهان، ۱۳۷۸ ه.ق.)، ج۲، ص۱۳۰.</ref> | |||
تعلیم کتاب و حکمت و [[تبیین]] [[آیات قرآن]]، از [[شؤون]] [[هدایت الهی]] است که هرکس را به مقدار استعدادش [[دستگیری]] نموده و تا سرمنزل مقصود [[همراهی]] کند. در این مسیر، هر چند اصل آشنایی با [[روح]] قرآن، بهرهمندی از مراتب عالیتر [[ایمان]] را به دنبال دارد، که نتیجه [[آموختن]] [[ظاهر قرآن]] است، ولی سیر در [[ادبیات]] و [[فهم]] ظاهر [[آیات الهی]] نیز میدان گستردهای است که بدون معلّمی [[الهی]]، خطر [[انحرافات]] و [[شبهه]] افکنیهای زیادی را به دنبال دارد<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص۳۱۸-۳۲۰.</ref>. | |||
==قرآن و هدایت باطنی== | |||
از [[آیات قرآن]] استفاده میشود [[امام]] [[معصوم]] ـ که در عالیترین درجات [[حیات]] [[معنوی]] قرار دارد ـ از طریق [[باطن]] و [[ملکوت]] عالم، متصدّی اینگونه [[هدایت]] میشود. قرآن ضمن [[اثبات]] "[[هدایت به امر]]" برای [[امام]] دو شرط را همواره گوشزد مینماید: [[صبر]] و [[یقین]]. میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ}}<ref>«و چون شکیب ورزیدند و به آیات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی گماردیم که به فرمان ما (مردم را) رهنمایی میکردند» سوره سجده، آیه ۲۴.</ref>. | |||
از اینکه در [[آیه]]، [[صبر]] و [[یقین]] را شرط این نوع [[هدایت]] مقرّر داشته است میفهمیم این [[هدایت]]، [[هدایت ظاهری]] نیست؛ چون [[هدایت ظاهری]] شرطی ندارد و همه میتوانند متصدّی آن شوند. در [[آیه]] دیگری به همین مطلب اشاره دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. باید توجه کرد واژۀ "امر" دارای سه معنا است و در اینجا مفهوم سوّم منظور است که مفهوم "امر" در مقابل مفهوم "[[خلق]]" به وجود دفعی و غیر تدریجی و مجرّد از ماده و عوارض آن (همچون [[روح]]) اطلاق میشود. | |||
در [[آیه امامت]] نیز [[خداوند]] پس از آزمودن [[ابراهیم]]{{ع}} به کلمات و بعد از [[مقام]] [[نبوّت]] و کسب شرایط لازم او را به [[مقام امامت]] [[منصوب]] فرمود. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: "[[خداوند متعال]] پیش از آنکه [[ابراهیم]] را [[نبی]] قرار دهد، بندۀ خود قرار داد و پیش از آنکه به [[مقام رسالت]] برساند، نبوّتش بخشید و پیش از آنکه [[خلیل]] خود گرداند، [[مقام رسالت]] را به او عطا کرد و پیش از آنکه [[مقام امامت]] را به وی [[افاضه]] فرماید، او را [[خلیل]] و [[دوست]] [[خالص]] خود گردانید و هنگامی که همه این امتیازات را به دست آورد، فرمود: من هم اکنون تو را [[امام]] قرار دادم"<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۵۷-۵۸.</ref> | |||
==[[مراتب قرآن]]== | ==[[مراتب قرآن]]== | ||
{{اصلی|مراتب قرآن}} | |||
قرآن دارای مراتب گوناگونی است که [[خداوند]] در مقام معرّفی قرآن، از آن به دو مرتبه "[[احکام]]" و "تفصیل" یاد میکند. مرتبه اِحکام به [[حقیقت قرآن]] اشاره دارد و در نزد [[پروردگار]] است و از آن به "[[لوح محفوظ]]" یا "[[امالکتاب]]" و یا "[[کتاب مکنون]]" نیز یاد شده است: {{متن قرآن|حْمَ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«حا، میم سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۱-۴.</ref>. مرتبه تفصیل در قالب کلمه و [[کلام]]، توسط [[رسول اکرم]]{{صل}} و به زبان عربی بر [[امّت اسلام]] نازل شد: {{متن قرآن|كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند،» سوره فصلت، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص۳۲۰-۳۲۳.</ref> | قرآن دارای مراتب گوناگونی است که [[خداوند]] در مقام معرّفی قرآن، از آن به دو مرتبه "[[احکام]]" و "تفصیل" یاد میکند. مرتبه اِحکام به [[حقیقت قرآن]] اشاره دارد و در نزد [[پروردگار]] است و از آن به "[[لوح محفوظ]]" یا "[[امالکتاب]]" و یا "[[کتاب مکنون]]" نیز یاد شده است: {{متن قرآن|حْمَ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«حا، میم سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است» سوره زخرف، آیه ۱-۴.</ref>. مرتبه تفصیل در قالب کلمه و [[کلام]]، توسط [[رسول اکرم]]{{صل}} و به زبان عربی بر [[امّت اسلام]] نازل شد: {{متن قرآن|كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند،» سوره فصلت، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص۳۲۰-۳۲۳.</ref> | ||