ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۵۵۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ مهٔ ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳: خط ۳:
از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه می‌گیریم وجود پیام‌آورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، می‌توانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس [[حکمت]] الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی [[معصوم]]، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد لذا وجود نشانه‌ای محکم برای اثبات ادعای پیامبری ضرورت دارد. سؤال این است: آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامه‌ای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟ تنها ادعای پیامبری کسی قابل پذیرش است که با از [[اعجاز]] برخوردار باشد و یا از طریق معرفی [[پیامبران]] پیشین و یا از هر طریق دیگری که اطمینان‌بخش باشد. تنها طریق مطلوب برای اثبات حقانیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]]، اعجاز است زیرا ایشان پیامبر خاتم هستند. باید نخست، صدق ادعای پیامبر اسلام اثبات شود. آن هم از طریق معجزه‌ای که جاودانه باشد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، اما این نیازمندی پیش از هر چیز، به دو بعد زیر ارتباط می‌یابد:
از آنجا که هر یک از ما به معارف فرا عادی دسترسی نداریم، نتیجه می‌گیریم وجود پیام‌آورانی به عنوان واسطه، امری ضروری است. آیا ما هرگاه اراده کنیم، می‌توانیم برای فهم معارف فرا عقلی به منبع الهی مراجعه کنیم؟ خیر. لذا براساس [[حکمت]] الهی، باید رسولانی مبعوث شوند تا راه صحیح و کامل سعادت را در اختیار انسان قرار دهند <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. لازمه حکمت الهی، وجود راهی فرا عادی برای هدایت بشر به سعادت است و همچنین لازم است تا افرادی [[معصوم]]، این راه را در اختیار دیگران قرار دهند و در صورت لزوم، مجری احکام الهی باشد لذا وجود نشانه‌ای محکم برای اثبات ادعای پیامبری ضرورت دارد. سؤال این است: آیا برای ما نیز پیامبری از سوی خدای متعال فرستاده شده یا اینکه خدای حکیم برنامه‌ای برای هدایت ویژه بشر امروز در نظر نگرفته است؟ تنها ادعای پیامبری کسی قابل پذیرش است که با از [[اعجاز]] برخوردار باشد و یا از طریق معرفی [[پیامبران]] پیشین و یا از هر طریق دیگری که اطمینان‌بخش باشد. تنها طریق مطلوب برای اثبات حقانیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]]، اعجاز است زیرا ایشان پیامبر خاتم هستند. باید نخست، صدق ادعای پیامبر اسلام اثبات شود. آن هم از طریق معجزه‌ای که جاودانه باشد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>. بشر از جهات گوناگون به پیامبران الهی نیازمند است، اما این نیازمندی پیش از هر چیز، به دو بعد زیر ارتباط می‌یابد:


==نخست: نیاز بشر به معارف اعتقادی==
===نخست: نیاز بشر به معارف اعتقادی===
انسان از وقتی چشم بر این جهان می‌گشاید و خود و اطرافیان را می‌بیند و به زمین و آسمان و آنچه در آنهاست می‌نگرد با پرسش‌هایی روبرو می‌شود که پاسخ به آنها، جهان‌بینی یا نحوه نگرش او به هستی را سامان می‌دهد و بر آن اساس، جهت‌گیری فکری و عملی خود را در زندگی، مشخص می‌کند. از این‌رو، دقت و درستی پاسخ‌های اولیه‌ای که در برابر پرسش‌های خود دریافت می‌کند بسیار حائز اهمیت است. عقل بشر به تنهایی نمی‌تواند حقایق هستی را درک کند و نیازمند علومی است که او را در این راه یاری رساند و اگر معارف وحیانی و آموزه‌های [[پیامبران|پیامبران الهی]] نبود، بشر نمی‌توانست تنها با تکیه بر اندیشه‌های خود راه به جایی ببرد. برخی از دستاوردهای انبیا در زمینه معرفت و هدایت را [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در خطبه نخست نهج البلاغه به شرح زیر اعلام فرموده است: {{عربی|اندازه=150%|"فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏ِ"}} <ref>[[نهج البلاغه (کتاب)|نهج البلاغه]]، خطبه ۱، ص ۴۳.</ref>. خداوند در میان انسان‌ها فرستادگان خود را برانگیخت و پی‌درپی پیامبرانش را به سوی آنان گسیل داشت تا فطرتشان را بیدار کرده و نعمت فراموش‌شده را به یادشان آورند و با ابلاغ پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینه‌های پنهان عقل‌هایشان را ظاهر و آشکار نمایند. از این فرمایش بلند مولای متقیان می‌توان نتیجه گرفت که اگر [[پیامبران|پیامبران الهی]] با صبر و کوشش‌های طاقت‌فرسا، حقایق ربوبی را برانساس آشکار نمی‌کردند و با بیدارسازی فطرت و رهاسازی عقل از یوغ اسارت تمایلات و شهوات، بشر را بر گوهر شریف نفس و کمال‌های بیکران فراروی او تذکر نمی‌دادند، انسان‌ها از رسیدن به معرفت حقیقی باز می‌ماندند و در تاریکی جهل و تخیلات باطل فرو می‌افتادند.
انسان از وقتی چشم بر این جهان می‌گشاید و خود و اطرافیان را می‌بیند و به زمین و آسمان و آنچه در آنهاست می‌نگرد با پرسش‌هایی روبرو می‌شود که پاسخ به آنها، جهان‌بینی یا نحوه نگرش او به هستی را سامان می‌دهد و بر آن اساس، جهت‌گیری فکری و عملی خود را در زندگی، مشخص می‌کند. از این‌رو، دقت و درستی پاسخ‌های اولیه‌ای که در برابر پرسش‌های خود دریافت می‌کند بسیار حائز اهمیت است. عقل بشر به تنهایی نمی‌تواند حقایق هستی را درک کند و نیازمند علومی است که او را در این راه یاری رساند و اگر معارف وحیانی و آموزه‌های [[پیامبران|پیامبران الهی]] نبود، بشر نمی‌توانست تنها با تکیه بر اندیشه‌های خود راه به جایی ببرد. برخی از دستاوردهای انبیا در زمینه معرفت و هدایت را [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در خطبه نخست نهج البلاغه به شرح زیر اعلام فرموده است: {{عربی|اندازه=150%|"فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول‏ِ"}} <ref>[[نهج البلاغه (کتاب)|نهج البلاغه]]، خطبه ۱، ص ۴۳.</ref>. خداوند در میان انسان‌ها فرستادگان خود را برانگیخت و پی‌درپی پیامبرانش را به سوی آنان گسیل داشت تا فطرتشان را بیدار کرده و نعمت فراموش‌شده را به یادشان آورند و با ابلاغ پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینه‌های پنهان عقل‌هایشان را ظاهر و آشکار نمایند. از این فرمایش بلند مولای متقیان می‌توان نتیجه گرفت که اگر [[پیامبران|پیامبران الهی]] با صبر و کوشش‌های طاقت‌فرسا، حقایق ربوبی را برانساس آشکار نمی‌کردند و با بیدارسازی فطرت و رهاسازی عقل از یوغ اسارت تمایلات و شهوات، بشر را بر گوهر شریف نفس و کمال‌های بیکران فراروی او تذکر نمی‌دادند، انسان‌ها از رسیدن به معرفت حقیقی باز می‌ماندند و در تاریکی جهل و تخیلات باطل فرو می‌افتادند.


==دوم: نیاز بشر به قانون==
===دوم: نیاز بشر به قانون===
انسان در زندگی فردی و اجتماعی و در تعامل با خود، با پروردگار عالم، با طبیعت و با جامعه خویش، همواره با مسائلی روبروست و ناگزیر از رفتارهایی است که آثار و پیامدهایی برای خود وی و یا دیگران در بردارد. اعمال انسان زاینده سود و زیان‌هایی است که تأثیر آنها گاه بسیار دامنه‌دار و عمیق است. افعال، نه تنها در بُعد جسمانی، بلکه در بُعد روحی و روانی انسان نیز به طور گسترده اثر می‌گذارد. تأثیر فعل انسان در دو بُعد جسمی و روحی، از شخص او آغاز شده و در ادامه به اطرافیان، و سپس به جامعه، و نهایتاً به دیگر جوامع توسعه خواهد یافت. هر اندازه تعداد و موقعیت افراد یا جوامعی که از فعل انسان رنگ می‌گیرند، بیشتر و بالاتر باشد، این تأثیرات، پیچیده‌تر شده به صورت فزاینده‌ای گسترش می‌یابد. به غیر از عنصر مکان، عنصر زمان نیز در بررسی آثار و افعال بشر، اهمیت فوق العاده‌ای دارند. تأثیر یک فعل در نسل‌های آینده، غیرقابل انکار است. میزان اطلاعات و آگاهی بشر نسبت به آثار و افعالش در نوع تأثیر، حوزه تأثیر، شدت تأثیر و دامنه زمانی تأثیر، بسیار ناقص و آمیخته با اشتباه می‌باشد و در بعضی از موارد، نظیر روح و روان انسانی، کاملاً با پرده‌ای از ابهام و جهل روبروست. بشر با تمام تجارب و اندوخته دانشمندانش، از تشخیص مصلحت و مفسده افعال بشر در تمام حوزه‌ها و ابعادِ بیان شده، عاجز می‌باشد. تنها، دستگاه ربوبی است که می‌تواند مصالح و مفاسد را تشخیص دهد و براساس آن، اوامر و نواهی مناسب سعادت بشر را به صورت قوانین و مقررات فردی و اجتماعی وضع و ابلاغ نماید. [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است، می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْه‏ُ"}} <ref>[[من لا یحضره الفقیه (کتاب)|من لا یحضره الفقیه]]، ج۳، ص۳۴۵.</ref>. خداوند متعال انسان‌ها را آفرید و نسبت به چیزهایی که بدن ایشان با آنها قوام می‌یابد و به صلاح ایشان است، آگاهی داشت و لذا آن را برای ایشان حلال و مباح نمود. همچنین به چیزهایی که برای ایشان ظرر دارد، آگاهی داشت و لذا ایشان را از آن موارد نهی فرمود. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} نیز در همین راستا چنین می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاك‏"}} <ref>[[علل الشرایع (کتاب)|علل الشرایع]]، ج۲، ص۵۹۲.</ref>. می‌یابیم آنچه خداوند متعال حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان در آنها بوده است و بقای ایشان وابسته به آن است، و همگی به آن نیاز دارند به گونه‌ای که هیچ وقت از آن بی‌نیاز نمی‌شوند. در مقابل، می‌یابیم آنچه را که خداوند حرام کرده است، مواردی است که بندگان به آن محتاج نبوده، و آنها سبب نابودی و هلاک بندگان می‌شده‌اند. از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
انسان در زندگی فردی و اجتماعی و در تعامل با خود، با پروردگار عالم، با طبیعت و با جامعه خویش، همواره با مسائلی روبروست و ناگزیر از رفتارهایی است که آثار و پیامدهایی برای خود وی و یا دیگران در بردارد. اعمال انسان زاینده سود و زیان‌هایی است که تأثیر آنها گاه بسیار دامنه‌دار و عمیق است. افعال، نه تنها در بُعد جسمانی، بلکه در بُعد روحی و روانی انسان نیز به طور گسترده اثر می‌گذارد. تأثیر فعل انسان در دو بُعد جسمی و روحی، از شخص او آغاز شده و در ادامه به اطرافیان، و سپس به جامعه، و نهایتاً به دیگر جوامع توسعه خواهد یافت. هر اندازه تعداد و موقعیت افراد یا جوامعی که از فعل انسان رنگ می‌گیرند، بیشتر و بالاتر باشد، این تأثیرات، پیچیده‌تر شده به صورت فزاینده‌ای گسترش می‌یابد. به غیر از عنصر مکان، عنصر زمان نیز در بررسی آثار و افعال بشر، اهمیت فوق العاده‌ای دارند. تأثیر یک فعل در نسل‌های آینده، غیرقابل انکار است. میزان اطلاعات و آگاهی بشر نسبت به آثار و افعالش در نوع تأثیر، حوزه تأثیر، شدت تأثیر و دامنه زمانی تأثیر، بسیار ناقص و آمیخته با اشتباه می‌باشد و در بعضی از موارد، نظیر روح و روان انسانی، کاملاً با پرده‌ای از ابهام و جهل روبروست. بشر با تمام تجارب و اندوخته دانشمندانش، از تشخیص مصلحت و مفسده افعال بشر در تمام حوزه‌ها و ابعادِ بیان شده، عاجز می‌باشد. تنها، دستگاه ربوبی است که می‌تواند مصالح و مفاسد را تشخیص دهد و براساس آن، اوامر و نواهی مناسب سعادت بشر را به صورت قوانین و مقررات فردی و اجتماعی وضع و ابلاغ نماید. [[امام باقر|حضرت باقر]] {{ع}} در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند، شراب، مردار، خون و گوشت خوک را حرام نموده است، می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ وَ أَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْه‏ُ"}} <ref>[[من لا یحضره الفقیه (کتاب)|من لا یحضره الفقیه]]، ج۳، ص۳۴۵.</ref>. خداوند متعال انسان‌ها را آفرید و نسبت به چیزهایی که بدن ایشان با آنها قوام می‌یابد و به صلاح ایشان است، آگاهی داشت و لذا آن را برای ایشان حلال و مباح نمود. همچنین به چیزهایی که برای ایشان ظرر دارد، آگاهی داشت و لذا ایشان را از آن موارد نهی فرمود. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} نیز در همین راستا چنین می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"إِنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاك‏"}} <ref>[[علل الشرایع (کتاب)|علل الشرایع]]، ج۲، ص۵۹۲.</ref>. می‌یابیم آنچه خداوند متعال حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان در آنها بوده است و بقای ایشان وابسته به آن است، و همگی به آن نیاز دارند به گونه‌ای که هیچ وقت از آن بی‌نیاز نمی‌شوند. در مقابل، می‌یابیم آنچه را که خداوند حرام کرده است، مواردی است که بندگان به آن محتاج نبوده، و آنها سبب نابودی و هلاک بندگان می‌شده‌اند. از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
:تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید که این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت که هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشهر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند.
:تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید که این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت که هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشهر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند.
خط ۱۲: خط ۱۲:
*برخی اندیشمندان مسلمان، در استدلال بر ضرورت [[نبوت]]، بر ناتوانی انسان از رسیدن به آنچه بر [[پیامبران]] به ارمغان آورده‌اند، تکیه می‌کنند <ref>[[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۱۴.</ref>.  
*برخی اندیشمندان مسلمان، در استدلال بر ضرورت [[نبوت]]، بر ناتوانی انسان از رسیدن به آنچه بر [[پیامبران]] به ارمغان آورده‌اند، تکیه می‌کنند <ref>[[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۱۴.</ref>.  
*'''برخی از محدودیت‌های عقل انسان''': '''۱.''' اگرچه عقل بر شناخت اصول کلی اعمال حسن و قبیح قادر است، اما عقل استدلالی در شناخت حکم امور جزئی، معمولاً به خطا رفته است. خرد آدمی هم حسن سپاسگزاری خداوند را و هم وجوب آن را درمی‌یابد، اما نمی‌داند با چه اعمالی از عهده شکر او برمی‌آید. '''۲.''' تحقق عمل اختیاری، علاوه بر ادراک حسن و تکلیف، وابسته به تصمیم و اراده آدمی است، به‌گونه‌ای که با احساسات و امیال و گرایش‌های آدمی آمیخته است. بسا کسانی که می‌دانند خوردن مال دیگری زشت است، اما فشار گرسنگی، آنان را به راهی دیگر می‌برد. علمای اخلاق از این واقعیت که عقل گاهی مغلوب هوی می‌شود و سکان‌داری کشتی وجود آدمی را به احساسات و عواطف واگذار می‌کند، خبر می‌دهند. آری، خداوند، عقل را همچون چراغی برای تشخیص راه رستگاری در دل آدمی نهاده است، اما فروغ این چراغ، بسیار آسیب‌پذیر است و با اندک نسیمی که از جانب هوس می‌وزد، رو به خاموشی می‌نهد. پس خداوند به تعیین، مددکاری برای [[رسول باطن]] "عقل" خواهد فرستاد تا هم بر روشنایی چراغ عقل بیفزاید و هم آن را از گردباد هوا و هوس ایمنی بخشد.
*'''برخی از محدودیت‌های عقل انسان''': '''۱.''' اگرچه عقل بر شناخت اصول کلی اعمال حسن و قبیح قادر است، اما عقل استدلالی در شناخت حکم امور جزئی، معمولاً به خطا رفته است. خرد آدمی هم حسن سپاسگزاری خداوند را و هم وجوب آن را درمی‌یابد، اما نمی‌داند با چه اعمالی از عهده شکر او برمی‌آید. '''۲.''' تحقق عمل اختیاری، علاوه بر ادراک حسن و تکلیف، وابسته به تصمیم و اراده آدمی است، به‌گونه‌ای که با احساسات و امیال و گرایش‌های آدمی آمیخته است. بسا کسانی که می‌دانند خوردن مال دیگری زشت است، اما فشار گرسنگی، آنان را به راهی دیگر می‌برد. علمای اخلاق از این واقعیت که عقل گاهی مغلوب هوی می‌شود و سکان‌داری کشتی وجود آدمی را به احساسات و عواطف واگذار می‌کند، خبر می‌دهند. آری، خداوند، عقل را همچون چراغی برای تشخیص راه رستگاری در دل آدمی نهاده است، اما فروغ این چراغ، بسیار آسیب‌پذیر است و با اندک نسیمی که از جانب هوس می‌وزد، رو به خاموشی می‌نهد. پس خداوند به تعیین، مددکاری برای [[رسول باطن]] "عقل" خواهد فرستاد تا هم بر روشنایی چراغ عقل بیفزاید و هم آن را از گردباد هوا و هوس ایمنی بخشد.
===ضرورت وحیانی [[بعثت|بعثت پیامبران]]===
 
==ضرورت وحیانی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
قرآن کریم و روایات با بیان کارکردهای [[بعثت]] به این ضرورت پرداخته‌اند:
قرآن کریم و روایات با بیان کارکردهای [[بعثت]] به این ضرورت پرداخته‌اند:
# برای عبادت خداوند و اجتناب از [[طاغوت]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}} <ref>سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref>، [[انبیا]]، علاوه بر تشویق مردم به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت و بت‌های ساختگی، پرهیز از بت نفس را نیز توصیه می‌کردند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۱.</ref>.  
# برای عبادت خداوند و اجتناب از [[طاغوت]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ}}﴾}} <ref>سوره نحل، آیه: ۳۶.</ref>، [[انبیا]]، علاوه بر تشویق مردم به عبادت خداوند و اجتناب از طاغوت و بت‌های ساختگی، پرهیز از بت نفس را نیز توصیه می‌کردند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۵۱.</ref>.  
خط ۲۶: خط ۲۷:
# مبارزه با ظلم و فساد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref>سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.</ref>.
# مبارزه با ظلم و فساد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ * وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ * وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}﴾}} <ref>سوره شعراء، آیه: ۱۸۱-۱۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ * إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ}}﴾}} <ref>سوره اعراف، آیه: ۸۰ و ۸۱.</ref>.


===ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]===
==ضرورت کلامی [[بعثت]]==
[[معتزله]] نظر کردن در [[معجزه]] را واجب عقلی می‌دانند زیرا قول مدعی معجزه محتمل الصدق است و بر تقدیر صدق و عدم اتباع، ضرر عاید می‌گردد.
[[قاعده لطف]]: دو معنا بر لطف:
#لطف محصل، فعلی است که در صورت وقوع آن، انسان مکلف، با اختیار خویش، تکلیفش را انجام می‌دهد.
#لطف مقرب، فعلی است که در صورت وقوع برای شخص مکلف، زمینه مساعدی برای اطاعت از خداوند فراهم می‌آید.
[[اشاعره]]، بر اساس انکار حسن و قبح عقلی، به وجوب لطف اعتقاد ندارند، اما متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] این‌چنین استدلال می‌کنند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>: [[بعثت|بعثت انبیا]]، به جهت بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، احسانی است که بندگان را، با حفظ اختیار، به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور می‌سازد، پس عقلاً بر خداوند واجب است. لطف، صفت فعلیه خداوند متعال است که انگیزه‌ای در مکلفان ایجاد می‌کند که یا به تحقق "لطف محصل" و یا به تقرب "لطف مقرب" تکلیف می‌انجامد. شرایط وجوب لطف این است که اولاً: قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد و ثانیاً: لطف، مکلف را به مرز اجبار و سلب اختیار نکشاند. پس [[بعثت|بعثت پیامبران]] برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب می‌شود ولی برای بیان احکامی که عقل به‌صورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمی‌آید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا می‌کند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۰-۶۲.</ref>.
 
====[[برهان حکمت]]====
متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] و [[ماتریدیه]] برای اثبات بعثت پیامبران از برهان حکمت بهره برده‌اند: یعنی [[نبوت]]، هم حَسَن است و هم واجب در حکمت است؛ زیرا مقصود و غایت حق‌تعالی از آفرینش انسان‌ها، دریافت مصلحت بوده است هم در احوال معاش و هم در احوال معاد که بیان این حقایق و اعمال نیز از طریق پیامبر الهی میسر است. حاصل اینکه:
# هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است.
# تکامل اختیاری، درگرو افعال اختیاری است.
#شناخت‌های عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست.
#پس خداوند می‌بایست راه دیگری برای رساندن انسان به کمال نشان دهد. این "باید"، دستور عقل به خدا نیست بلکه کشف ضرورت بین علت و معلول است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
 
==ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به زیست جمعی تمایل دارد و به دلیل حب ذات درست دارد که همه امور بر وفق خواست او باشد، لذا برای جلوگیری از فساد و برقراری نظام اجتماعی، لازم است خواست‌های فردی اعضای جامعه مدیریت شود. چنین قانون شایسته‌ای، شرایطی دارد:
انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به زیست جمعی تمایل دارد و به دلیل حب ذات درست دارد که همه امور بر وفق خواست او باشد، لذا برای جلوگیری از فساد و برقراری نظام اجتماعی، لازم است خواست‌های فردی اعضای جامعه مدیریت شود. چنین قانون شایسته‌ای، شرایطی دارد:
# شناخت کامل قانون‌گذار انسان و استعدادهایش.
# شناخت کامل قانون‌گذار انسان و استعدادهایش.
خط ۵۶: خط ۷۱:
#نتیجه آن‌که وجود [[انبیا]] و [[شریعت]] و دین ضرورت دارد.
#نتیجه آن‌که وجود [[انبیا]] و [[شریعت]] و دین ضرورت دارد.
بر اساس ادله عقلی و نقلی، {{عربی|اندازه=150%|"الدُّنیا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ"}} یعنی آخرت اصل و دنیا فرع است اما از تبیین [[ابن سینا]] خلاف این فهمیده می‌شود. از طرف دیگر ضرورت [[بعثت|بعثت انبیا]] در استدلال ابن سینا به ضرورت معاد توقف یافته و اثبات معاد نیاز به ادله نقلی دارد که حجیت این ادله به ضرورت بعثت انبیا متوقف است و این دَور باطل است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۸ و ۷۹.</ref>.  
بر اساس ادله عقلی و نقلی، {{عربی|اندازه=150%|"الدُّنیا مَزرَعَةُ الآخِرَةِ"}} یعنی آخرت اصل و دنیا فرع است اما از تبیین [[ابن سینا]] خلاف این فهمیده می‌شود. از طرف دیگر ضرورت [[بعثت|بعثت انبیا]] در استدلال ابن سینا به ضرورت معاد توقف یافته و اثبات معاد نیاز به ادله نقلی دارد که حجیت این ادله به ضرورت بعثت انبیا متوقف است و این دَور باطل است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۸ و ۷۹.</ref>.  
====تبیین [[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]]====
====تبیین [[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]]====
بیان منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب ازجمله دلایل ضرورت بعثت است. سرّ نماز، خشوع بدن و قلب در پیشگاه حضرت پروردگار است... و اما صوم برای مهارم قوه شهوت است. یکی دیگر از دلایل ضرورت [[بعثت]] این است که عقل خطاپذیر است و برای ترجیح اعتقادات درست از نادرست به مرجحی غیر از خود نیازمند است و آن هدایت الهی است و عقل در ادراک، به [[شریعت]] و طریقت نیاز دارد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۵ و ۸۶.</ref>.
بیان منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب ازجمله دلایل ضرورت بعثت است. سرّ نماز، خشوع بدن و قلب در پیشگاه حضرت پروردگار است... و اما صوم برای مهارم قوه شهوت است. یکی دیگر از دلایل ضرورت [[بعثت]] این است که عقل خطاپذیر است و برای ترجیح اعتقادات درست از نادرست به مرجحی غیر از خود نیازمند است و آن هدایت الهی است و عقل در ادراک، به [[شریعت]] و طریقت نیاز دارد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۵ و ۸۶.</ref>.
خط ۶۲: خط ۷۸:
[[ابن عربی|محیی الدین ابن عربی]]، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پاره‌ای از حُسن و قبح‌ها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبح‌ها اعتراف می‌کند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبح‌ها، [[شریعت]] را لازم و ضروری می‌داند. وی تصریح می‌کند که اگر انسانی بمیرد حق‌تعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است.
[[ابن عربی|محیی الدین ابن عربی]]، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پاره‌ای از حُسن و قبح‌ها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبح‌ها اعتراف می‌کند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبح‌ها، [[شریعت]] را لازم و ضروری می‌داند. وی تصریح می‌کند که اگر انسانی بمیرد حق‌تعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است.
غایت وجود انسان، سیر و سلوک به‌سوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین [[شریعت]] برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از [[نبی]]، مسافر سفر چهارم است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۹ و ۹۱.</ref>.  
غایت وجود انسان، سیر و سلوک به‌سوی خداوند متعال است که چهار مرحله دارد: اول: سیر من الخلق إلی الله به نفی "ما سوی" از خود، بلکه به نفی خود نیز از خود دوم: سیر فی الله به مشاهده ذات احدیت به اعتبار تعینی از تعینات صفات سوم: سیر مع الله، به مشاهده هویت مطلقه با تعینی از تعینات خلقیه گویند چهارم: سیر من الله إلی الخلق به حمل اوامر نواهی الهیه و قوانین [[شریعت]] برای هدایت تشنگان عالم امکان. و شک نیست که این اسفار اربعه، مترتب است بعضی بر بعضی و مراد از [[نبی]]، مسافر سفر چهارم است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۹ و ۹۱.</ref>.  
===شبهه‌های ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]===
===شبهه‌های ضرورت [[بعثت|بعثت پیامبران]]===
:۱. '''شبهه نیاز به بعثت''': گروهی گفته‌اند: اگر دستاوردهای [[انبیا]] با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابل‌پذیرش نمی‌باشد.
:۱. '''شبهه نیاز به بعثت''': گروهی گفته‌اند: اگر دستاوردهای [[انبیا]] با عقل موافق است پس بیهوده است و یا مخالف با عقل است که قابل‌پذیرش نمی‌باشد.
۲۲۴٬۸۴۹

ویرایش