سفاهت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = سفاهت | عنوان مدخل = سفاهت | مداخل مرتبط = سفاهت در قرآن | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == سَفاهت و سَفاه و سَفَه هر سه مصدر از ریشه «س - ف - ه» هستند که در اصل به معنای سبکی و حرکت‌اند و در معنای جهل و ضدّ حلم به کار...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = سفاهت
| موضوع مرتبط = سفاهت
خط ۲۲: خط ۲۱:


== سفاهت در [[امور معنوی]] و پیامدهای آن ==
== سفاهت در [[امور معنوی]] و پیامدهای آن ==
بیشترین [[آیات]] بیانگر سفاهت، درباره سفاهت در امور معنوی‌اند که با بیان پیامدهای [[سوء]] آن، به نوعی حقیقت آن را نیز تبیین کرده‌اند. بدترین پیامد سفاهت، [[کفر]] و [[شرک]] و دیگر [[عقاید]] انحرافی‌اند. [[قرآن]]، کسانی را که از [[آیین توحیدی]] [[ابراهیم]]{{ع}} روی گردانند سفیه معرفی کرده است:{{متن قرآن|وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ}}<ref>«و چه کس جز آنکه سبک مغز است  از آیین ابراهیم روی می‌گرداند؟ » سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref> استفهام در [[آیه]]، انکاری و مفاد آن [[نفی]] است.<ref>التیبان، طوسی، ج۱، ص۴۶۹؛ الجدید، ج۱، ص۱۴۹.</ref> مقصود از [[ملت]] ابراهیم{{ع}}، [[دین]]، [[شریعت]] و [[سنت]] وی <ref>تفسیر سمرقندی، ج۱، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۷؛ روح البیان، ج۱، ص۲۳۶.</ref> و [[توحید]] و [[تسلیم]] بودن [[دل]] برای خدا <ref>المنیر، ج۱، ص۳۱۷.</ref> دانسته شده است. برخی گفته‌اند: این آیه [[نکوهش]] [[یهود]] و نصاراست که از [[اسلام]] که [[آیین]] ابراهیم{{ع}} بود روی گرداندند.<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۱، ص۲۳۸؛ جامع البیان، ج۱، ص۴۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۱۳۲.</ref> ادامه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>« در حالی که ما او را در این جهان برگزیده‌ایم و بی‌گمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref> [[حجت]] و دلیلی است بر مفاد ابتدای آن؛ زیرا کسی که در [[دنیا]] [[برگزیده]] و در [[آخرت]] از جمله شایستگان باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است و جز [[سفیه]] یا آنکه خود را به [[سفاهت]] زده، از وی روی نمی‌گرداند.<ref>تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۱۰۷؛ الصافی، ج۱، ص۱۹۱؛ الجوهر الثمین، ج۱، ص۱۴۸.</ref>  
بیشترین [[آیات]] بیانگر سفاهت، درباره سفاهت در امور معنوی‌اند که با بیان پیامدهای [[سوء]] آن، به نوعی حقیقت آن را نیز تبیین کرده‌اند. بدترین پیامد سفاهت، [[کفر]] و [[شرک]] و دیگر [[عقاید]] انحرافی‌اند. [[قرآن]]، کسانی را که از [[آیین توحیدی]] [[ابراهیم]]{{ع}} روی گردانند سفیه معرفی کرده است:{{متن قرآن|وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ}}<ref>«و چه کس جز آنکه سبک مغز است  از آیین ابراهیم روی می‌گرداند؟» سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref> استفهام در [[آیه]]، انکاری و مفاد آن [[نفی]] است.<ref>التیبان، طوسی، ج۱، ص۴۶۹؛ الجدید، ج۱، ص۱۴۹.</ref> مقصود از [[ملت]] ابراهیم{{ع}}، [[دین]]، [[شریعت]] و [[سنت]] وی <ref>تفسیر سمرقندی، ج۱، ص۹۴؛ مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۷؛ روح البیان، ج۱، ص۲۳۶.</ref> و [[توحید]] و [[تسلیم]] بودن [[دل]] برای خدا <ref>المنیر، ج۱، ص۳۱۷.</ref> دانسته شده است. برخی گفته‌اند: این آیه [[نکوهش]] [[یهود]] و نصاراست که از [[اسلام]] که [[آیین]] ابراهیم{{ع}} بود روی گرداندند.<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۱، ص۲۳۸؛ جامع البیان، ج۱، ص۴۳۶؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۱۳۲.</ref> ادامه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ}}<ref>«در حالی که ما او را در این جهان برگزیده‌ایم و بی‌گمان او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره بقره، آیه ۱۳۰.</ref> [[حجت]] و دلیلی است بر مفاد ابتدای آن؛ زیرا کسی که در [[دنیا]] [[برگزیده]] و در [[آخرت]] از جمله شایستگان باشد، [[شایسته]] [[پیروی]] است و جز [[سفیه]] یا آنکه خود را به [[سفاهت]] زده، از وی روی نمی‌گرداند.<ref>تفسیر بیضاوی، ج۱، ص۱۰۷؛ الصافی، ج۱، ص۱۹۱؛ الجوهر الثمین، ج۱، ص۱۴۸.</ref>  


در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} که ناظر به این آیه دانسته شده،<ref>نور الثقلین، ج۱، ص۱۲۱؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۸.</ref> در [[تفسیر]] {{متن قرآن|َ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>« پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> آمده است که سفیه پیشوای [[پرهیزگار]] نمی‌شود.<ref>الکافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref> این مفاد در [[روایات]] [[اهل‌سنت]] نیز به گونه دیگری آمده است:... اگر [[خدا]] برای قومی [[اراده]] [[شرّ]] کند، سفیهانِ آنان را بر ایشان مسلط می‌سازد.<ref>فیض القدیر، ج۱، ص۳۳۸؛ کنز العمال، ج۶، ص۷.</ref> زمانی که ۷۰ نفر از [[قوم بنی‌اسرائیل]] در [[میقات]] با [[صاعقه]] کشته شدند، [[موسی]]{{ع}} برای زنده شد دوباره آنان به درگاه خدا [[دعا]] کرد و در ضمن آن گفت پروردگارا! آیا به سبب عمل سفیهانِ ما هلاکمان می‌کنی: {{متن قرآن|أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا}}<ref>«آیا ما را برای آنچه برخی از کم‌خردان ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟ » سوره اعراف، آیه ۱۵۵.</ref> گروهی مقصود از این عمل سفیهانه را [[درخواست دیدن خدا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۱۶۴؛ بیان السعاده، ج۲، ص۲۰۹-۲۱۰؛ المیزان، ج۸، ص۲۷۰-۲۷۱.</ref> و برخی [[پرستش]] گوساله <ref>تفسیر ثعلبی، ج۴، ص۲۸۹-۲۹۰؛ التفسیر الکبیر، ج۱۵، ص۳۷۷؛ روح المعانی، ج۵، ص۷۱.</ref> دانسته‌اند که [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید  آذرخش شما را فرا گرفت» سوره بقره، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید» سوره بقره، آیه ۵۶.</ref> [[مؤیّد]] قول نخست‌اند. خدا دعای موسی{{ع}} را [[اجابت]] و آنان را زنده کرد.<ref>غرائب القرآن، ج۱، ص۲۹۱؛ الصافی، ج۲، ص۲۴۱.</ref>
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} که ناظر به این آیه دانسته شده،<ref>نور الثقلین، ج۱، ص۱۲۱؛ المیزان، ج۱، ص۲۷۸.</ref> در [[تفسیر]] {{متن قرآن|َ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> آمده است که سفیه پیشوای [[پرهیزگار]] نمی‌شود.<ref>الکافی، ج۱، ص۱۷۵.</ref> این مفاد در [[روایات]] [[اهل‌سنت]] نیز به گونه دیگری آمده است:... اگر [[خدا]] برای قومی [[اراده]] [[شرّ]] کند، سفیهانِ آنان را بر ایشان مسلط می‌سازد.<ref>فیض القدیر، ج۱، ص۳۳۸؛ کنز العمال، ج۶، ص۷.</ref> زمانی که ۷۰ نفر از [[قوم بنی‌اسرائیل]] در [[میقات]] با [[صاعقه]] کشته شدند، [[موسی]]{{ع}} برای زنده شد دوباره آنان به درگاه خدا [[دعا]] کرد و در ضمن آن گفت پروردگارا! آیا به سبب عمل سفیهانِ ما هلاکمان می‌کنی: {{متن قرآن|أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا}}<ref>«آیا ما را برای آنچه برخی از کم‌خردان ما کرده‌اند نابود می‌فرمایی؟» سوره اعراف، آیه ۱۵۵.</ref> گروهی مقصود از این عمل سفیهانه را [[درخواست دیدن خدا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۱۶۴؛ بیان السعاده، ج۲، ص۲۰۹-۲۱۰؛ المیزان، ج۸، ص۲۷۰-۲۷۱.</ref> و برخی [[پرستش]] گوساله <ref>تفسیر ثعلبی، ج۴، ص۲۸۹-۲۹۰؛ التفسیر الکبیر، ج۱۵، ص۳۷۷؛ روح المعانی، ج۵، ص۷۱.</ref> دانسته‌اند که [[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که گفتید: ای موسی! ما تا خداوند را آشکارا نبینیم، به تو ایمان نمی‌آوریم و در حالی که خود می‌نگریستید  آذرخش شما را فرا گرفت» سوره بقره، آیه ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}<ref>«باز، از پس مرگتان شما را برانگیختیم، باشد که سپاس بگزارید» سوره بقره، آیه ۵۶.</ref> [[مؤیّد]] قول نخست‌اند. خدا دعای موسی{{ع}} را [[اجابت]] و آنان را زنده کرد.<ref>غرائب القرآن، ج۱، ص۲۹۱؛ الصافی، ج۲، ص۲۴۱.</ref>


سفاهت برخی از [[جنیان]] موجب شد که مطالب نادرستی درباره خدا بگویند: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا}}<ref>«و اینکه (فردی) نادان (از) ما درباره خداوند سخنانی پریشان می‌گفت» سوره جن، آیه ۴.</ref> منظور از سفیه در این آیه را [[ابلیس]] <ref>تفسیر ثعلبی، ج۱۰، ص۵۰؛ تفسیر بغوی، ج۵، ص۱۵۹.</ref> یا [[کافران]] و [[مشرکان]] [[جن]] <ref>زاد المسیر، ج۴، ص۳۴۷؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۱.</ref> دانسته‌اند و {{متن قرآن|شَطَطًا}} در لغت به معنای [[تجاوز]] از حدّ <ref>العین، ج۶، ص۲۱۲؛ الصحاح، ج۳، ص۱۱۳۸؛ لسان العرب، ج۷، ص۳۳۴، «شطط».</ref> است و بسیاری از [[مفسران]]، مقصود از آن را در [[آیه]]، [[شرک]] و نسبت دادن [[زن]] و فرزند به [[خدا]] دانسته‌اند.<ref>روح المعانی، ج۱۵، ص۹۶؛ روح البیان، ج۱۰، ص۱۹۰-۱۹۱؛ تفسیر اثنی عشری، ج۱۳، ص۳۴۲.</ref> در آیه بعدی [[جنیان]] [[مؤمن]] از این گفتار سفیهانه عذرخواهی کرده، ساحت [[کبریایی خدا]] را از آن منزه دانسته‌اند: {{متن قرآن|وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}<ref>«و ما می‌پنداشتیم که هیچ‌گاه آدمیان و پریان بر خداوند دروغی نمی‌بندند» سوره جن، آیه ۵.</ref>.<ref>روح البیان، ج۱۰، ص۱۹۲؛ التفسیر الوسیط، ج۱۵، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref> از جمله پیامدهای [[سفاهت]] که در آیاتی به آن اشاره شده، [[ارتکاب گناهان]] است: {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«(پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند  آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ}}<ref>«و بر هر چه زبانتان به دروغ وصف می‌کند، نگویید: «این حلال است و آن حرام» تا بر خداوند دروغ بندید زیرا آنان که بر خداوند دروغ می‌بندند رستگار نمی‌گردند» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref> مفسران، [[جهالت]] را به معنای سفاهت دانسته‌اند <ref>زبدة التفاسیر، ج۲، ص۳۱۰؛ روح المعانی، ج۲، ص۴۴۷؛ التفسیر المبین، ص۱۰۱.</ref> و برپایه روایاتی، ارتکاب هر گناهی از روی جهالت است.<ref>الدرالمنثور، ج۲، ص۱۳۰؛ البرهان، ج۲، ص۴۵.</ref>
سفاهت برخی از [[جنیان]] موجب شد که مطالب نادرستی درباره خدا بگویند: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا}}<ref>«و اینکه (فردی) نادان (از) ما درباره خداوند سخنانی پریشان می‌گفت» سوره جن، آیه ۴.</ref> منظور از سفیه در این آیه را [[ابلیس]] <ref>تفسیر ثعلبی، ج۱۰، ص۵۰؛ تفسیر بغوی، ج۵، ص۱۵۹.</ref> یا [[کافران]] و [[مشرکان]] [[جن]] <ref>زاد المسیر، ج۴، ص۳۴۷؛ المیزان، ج۲۰، ص۴۱.</ref> دانسته‌اند و {{متن قرآن|شَطَطًا}} در لغت به معنای [[تجاوز]] از حدّ <ref>العین، ج۶، ص۲۱۲؛ الصحاح، ج۳، ص۱۱۳۸؛ لسان العرب، ج۷، ص۳۳۴، «شطط».</ref> است و بسیاری از [[مفسران]]، مقصود از آن را در [[آیه]]، [[شرک]] و نسبت دادن [[زن]] و فرزند به [[خدا]] دانسته‌اند.<ref>روح المعانی، ج۱۵، ص۹۶؛ روح البیان، ج۱۰، ص۱۹۰-۱۹۱؛ تفسیر اثنی عشری، ج۱۳، ص۳۴۲.</ref> در آیه بعدی [[جنیان]] [[مؤمن]] از این گفتار سفیهانه عذرخواهی کرده، ساحت [[کبریایی خدا]] را از آن منزه دانسته‌اند: {{متن قرآن|وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}<ref>«و ما می‌پنداشتیم که هیچ‌گاه آدمیان و پریان بر خداوند دروغی نمی‌بندند» سوره جن، آیه ۵.</ref>.<ref>روح البیان، ج۱۰، ص۱۹۲؛ التفسیر الوسیط، ج۱۵، ص۱۳۳-۱۳۴.</ref> از جمله پیامدهای [[سفاهت]] که در آیاتی به آن اشاره شده، [[ارتکاب گناهان]] است: {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«(پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام می‌دهند سپس زود توبه می‌کنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را می‌پذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند  آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ}}<ref>«و بر هر چه زبانتان به دروغ وصف می‌کند، نگویید: «این حلال است و آن حرام» تا بر خداوند دروغ بندید زیرا آنان که بر خداوند دروغ می‌بندند رستگار نمی‌گردند» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref> مفسران، [[جهالت]] را به معنای سفاهت دانسته‌اند <ref>زبدة التفاسیر، ج۲، ص۳۱۰؛ روح المعانی، ج۲، ص۴۴۷؛ التفسیر المبین، ص۱۰۱.</ref> و برپایه روایاتی، ارتکاب هر گناهی از روی جهالت است.<ref>الدرالمنثور، ج۲، ص۱۳۰؛ البرهان، ج۲، ص۴۵.</ref>
خط ۳۷: خط ۳۶:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[رضا مهدیان‌فر|مهدیان‌فر، رضا]]، [[سفاهت (مقاله)|مقاله «سفاهت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
# [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[رضا مهدیان‌فر|مهدیان‌فر، رضا]]، [[سفاهت (مقاله)|مقاله «سفاهت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۴۳: خط ۴۲:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:سفاهت]]
[[رده:سفاهت]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش