جز
جایگزینی متن - 'فرزند ابوقحافه' به 'فرزند ابوقحافه'
(←پانویس) |
جز (جایگزینی متن - 'فرزند ابوقحافه' به 'فرزند ابوقحافه') |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
همچنین آمده است روزی [[خلیفه دوم]]، بالای [[منبر]] گفت: “هر کس مهریه سنگین قرار دهد، آن را از [[بیتالمال]] قرار خواهم داد”. زنی به او گفت: “این دستور، [[مخالف]] [[حکم خداوند]] است که فرموده است: {{متن قرآن|وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا}}<ref>«و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref><ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا}} «و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>. یعنی “اگر مهریه [[زنان]] را به اندازه قنطار ([[مال]] فراوان) قرار دادید به آنان بدهید”. [[عمر]] گفت: “همه از عمر داناترند، حتی زنان پردهنشین”<ref>کشف المراد، ص۵۱۲؛ شرح تجرید قوشجی، ص۳۷۴.</ref>. [[تغییر]] [[رأی]] عمر در [[احکام شرعی]] تا حدی بود که گفته شده است: درباره حکم [[ارث]] جدّ حدود نود یا صد رأی صادر کرده است<ref>کشف المراد، ص۵۱۲؛ شرح تجرید قوشجی، ص۳۷۴.</ref>. نارساییها و خطاهای عمر در [[احکام دینی]] بیش از آن است که در اینجا بیان شود<ref>ر.ک: الغدیر، ج۶، ص۱۲۰-۴۶۳؛ نوادر الأثر فی علم عمر.</ref>. | همچنین آمده است روزی [[خلیفه دوم]]، بالای [[منبر]] گفت: “هر کس مهریه سنگین قرار دهد، آن را از [[بیتالمال]] قرار خواهم داد”. زنی به او گفت: “این دستور، [[مخالف]] [[حکم خداوند]] است که فرموده است: {{متن قرآن|وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا}}<ref>«و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref><ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا}} «و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نساء، آیه ۲۰.</ref>. یعنی “اگر مهریه [[زنان]] را به اندازه قنطار ([[مال]] فراوان) قرار دادید به آنان بدهید”. [[عمر]] گفت: “همه از عمر داناترند، حتی زنان پردهنشین”<ref>کشف المراد، ص۵۱۲؛ شرح تجرید قوشجی، ص۳۷۴.</ref>. [[تغییر]] [[رأی]] عمر در [[احکام شرعی]] تا حدی بود که گفته شده است: درباره حکم [[ارث]] جدّ حدود نود یا صد رأی صادر کرده است<ref>کشف المراد، ص۵۱۲؛ شرح تجرید قوشجی، ص۳۷۴.</ref>. نارساییها و خطاهای عمر در [[احکام دینی]] بیش از آن است که در اینجا بیان شود<ref>ر.ک: الغدیر، ج۶، ص۱۲۰-۴۶۳؛ نوادر الأثر فی علم عمر.</ref>. | ||
از مطالب یاد شده روشن شد که کسی جز [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شایسته]] [[جانشینی بلافصل پیامبر]] اکرم{{صل}} نبود، اما متأسفانه این [[حق]] رعایت نشد و کسانی که شایسته [[امامت]] و [[خلافت]] نبودند، زمام این امر خطیر را در دست گرفتند و [[امت اسلامی]] را از بهرهگیری کامل از [[رهبری]] پیامبرگونه امیرالمؤمنین{{ع}} [[محروم]] ساختند. امیرالمؤمنین{{ع}} از این [[تصمیمگیری]] ناروا به تلخی یاد کرده و گفته است: | از مطالب یاد شده روشن شد که کسی جز [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شایسته]] [[جانشینی بلافصل پیامبر]] اکرم{{صل}} نبود، اما متأسفانه این [[حق]] رعایت نشد و کسانی که شایسته [[امامت]] و [[خلافت]] نبودند، زمام این امر خطیر را در دست گرفتند و [[امت اسلامی]] را از بهرهگیری کامل از [[رهبری]] پیامبرگونه امیرالمؤمنین{{ع}} [[محروم]] ساختند. امیرالمؤمنین{{ع}} از این [[تصمیمگیری]] ناروا به تلخی یاد کرده و گفته است: “[[فرزند ابوقحافه]]، پیراهن خلافت را بر تن کرد و او میدانست که [[جایگاه]] من در امامت و خلافت مانند جایگاه محور در سنگ آسیاب است، که سنگ آسیاب بدون آن نمیچرخد، و میدانست که من چونان قلهای هستم که چشمههای [[معرفت]] و [[حکمت]]، سیلآسا از آن سرازیر میشود، و بلندای [[علم]] و [[فضل]] من چنان است که پرنده تیز پرواز را به آن راهی نیست”<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ] وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ}}. نهجالبلاغه، خطبه ۳.</ref>. | ||
آنگاه که در [[شورای شش نفره]] میخواستند با [[عثمان]] به عنوان [[خلیفه پیامبر]] و [[پیشوای مسلمانان]] [[بیعت]] کنند، فرمود: “شما میدانید که من از دیگران به این [[مقام]] سزاوارترم و به [[خدا]] خدا [[سوگند]] تا وقتی [[تسلیم]] بودن من به نفع [[مسلمانان]] باشد و جز بر من [[ستم]] نشود، تسلیم خواهم بود”<ref>{{متن حدیث|لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً }}. نهجالبلاغه، خطبه ۷۴.</ref>. | آنگاه که در [[شورای شش نفره]] میخواستند با [[عثمان]] به عنوان [[خلیفه پیامبر]] و [[پیشوای مسلمانان]] [[بیعت]] کنند، فرمود: “شما میدانید که من از دیگران به این [[مقام]] سزاوارترم و به [[خدا]] خدا [[سوگند]] تا وقتی [[تسلیم]] بودن من به نفع [[مسلمانان]] باشد و جز بر من [[ستم]] نشود، تسلیم خواهم بود”<ref>{{متن حدیث|لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي وَ وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً }}. نهجالبلاغه، خطبه ۷۴.</ref>. | ||