اولیاء الله در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ')
خط ۱۹: خط ۱۹:
قشیری برای تشریح وجه تسمیه «[[ولیّ خدا]]» دو وجه را بیان کرده است. به بیان وی ولی را از این جهت «ولی» گفته‌اند که اوّلاً خداوند متولّی امور وی بوده و لحظه‌ای او را به خویشتن وا نمی‌گذارد، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ}}<ref>«بی‌گمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی می‌کند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref> بدان اشاره شده است. ثانیاً ولیّ خدا به صورت متوالی و دائم به [[طاعت]] و [[عبادت]] خداوند مشغول است و گرد هیچ‌گونه گناهی نمی‌گردد<ref>الرسالة القشیریة، ص۳۷۴.</ref>.
قشیری برای تشریح وجه تسمیه «[[ولیّ خدا]]» دو وجه را بیان کرده است. به بیان وی ولی را از این جهت «ولی» گفته‌اند که اوّلاً خداوند متولّی امور وی بوده و لحظه‌ای او را به خویشتن وا نمی‌گذارد، چنان‌که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ}}<ref>«بی‌گمان سرپرست من خداوند است که این کتاب (آسمانی) را فرو فرستاده است و او شایستگان را سرپرستی می‌کند» سوره اعراف، آیه ۱۹۶.</ref> بدان اشاره شده است. ثانیاً ولیّ خدا به صورت متوالی و دائم به [[طاعت]] و [[عبادت]] خداوند مشغول است و گرد هیچ‌گونه گناهی نمی‌گردد<ref>الرسالة القشیریة، ص۳۷۴.</ref>.


اولیاء الله به جهت نسبت خاصی که به [[خداوند متعال]] دارند، مورد توجه خداوند متعال هستند و در میان [[خلق]]، معیار و شاخص [[حقانیت]] به شمار می‌آیند و از این‌روست که پیوسته در روایت‌های [[معصومین]]{{عم}} به این نکته [[تذکر]] داده شده که در مواجهه با ایشان، جانب [[ادب]] و [[حرمت]] را نگاه دارید. [[امام رضا]]{{ع}} در نامه‌ای که به [[مأمون]] درباره [[حقایق]] [[اسلام]] نوشته است، به این مطلب تصریح نموده که [[محبت]] اولیای [[خداوند]] [[واجب]] است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۴.</ref>. امام رضا{{ع}} علاوه بر [[وجوب محبت]] [[اولیاء الله]] به [[پرهیز]] از مقابله با ایشان نیز [[دستور]] داده است. [[امام]] می‌فرماید: «هرکس با [[دشمنان خدا]] [[دوستی]] کند، با [[اولیای خدا]] [[دشمنی]] کرده است و هرکس با اولیای خدا دشمنی نماید با خداوند دشمنی کرده و سزاوار است که [[حق‌تعالی]] او را در [[آتش]] افکند»<ref>صفات الشیعة، ص۷؛ بحار الأنوار، ج۷۲، ص۳۹۱.</ref>. امام در موضعی دیگر این سخن را از قول [[خداوند متعال]] به نقل از [[نبی اکرم]]{{صل}} نیز بیان داشته است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۶۸؛ الجواهر السنیة، ص۴۹۹.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اولیاء الله - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اولیاء الله»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۶۵۹.</ref>
اولیاء الله به جهت نسبت خاصی که به [[خداوند متعال]] دارند، مورد توجه خداوند متعال هستند و در میان [[خلق]]، معیار و شاخص [[حقانیت]] به شمار می‌آیند و از این‌روست که پیوسته در روایت‌های [[معصومین]]{{عم}} به این نکته [[تذکر]] داده شده که در مواجهه با ایشان، جانب [[ادب]] و [[حرمت]] را نگاه دارید. [[امام رضا]]{{ع}} در نامه‌ای که به [[مأمون]] درباره [[حقایق]] [[اسلام]] نوشته است، به این مطلب تصریح نموده که [[محبت]] اولیای [[خداوند]] [[واجب]] است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۴.</ref>. امام رضا{{ع}} علاوه بر [[وجوب محبت]] [[اولیاء الله]] به [[پرهیز]] از مقابله با ایشان نیز [[دستور]] داده است. [[امام]] می‌فرماید: «هرکس با [[دشمنان خدا]] [[دوستی]] کند، با [[اولیای خدا]] [[دشمنی]] کرده است و هرکس با اولیای خدا دشمنی نماید با خداوند دشمنی کرده و سزاوار است که [[حق‌تعالی]] او را در [[آتش]] افکند»<ref>صفات الشیعة، ص۷؛ بحار الأنوار، ج۷۲، ص۳۹۱.</ref>. امام در موضعی دیگر این سخن را از قول [[خداوند متعال]] به نقل از [[نبی اکرم]]{{صل}} نیز بیان داشته است<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۶۸؛ الجواهر السنیة، ص۴۹۹.</ref><ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اولیاء الله - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اولیاء الله»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۶۵۹.</ref>


==مصادیق اولیاء الله==
==مصادیق اولیاء الله==
خط ۲۶: خط ۲۶:
مصداق دیگری که برای اولیاء الله در [[روایت‌ها]] بیان شده، [[شیعیان]] اهل بیت پیامبر{{صل}} است<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۲۰؛ بشارة المصطفی{{صل}}، ص۱۹۱.</ref>. از [[رسول خدا]]{{صل}} منقول است که فرمود: «[[دوستان]] [[علی]]، اولیای خدا و دشمنانش، دشمنان خدا هستند»<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۲۵۷؛ الأمالی، صدوق، ص۱۶، ۳۲.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} ضمن آنکه [[خاندان]] خویش و شیعیان را [[اولیای الهی]] می‌خواند، شیعیان را به خاطر [[تحمل]] سختی‌های فراوان دارای مقامی بالاتر می‌داند<ref>التفسیر، العیاشی، ج۲، ص۱۲۴.</ref>. اینکه شیعیان [[اهل بیت]]، اولیای [[خداوند]] دانسته شده‌اند، به جهت [[پیروی]] از سرچشمه‌های [[ولایت الهی]] است. کسی می‌تواند در طریق ولی‌شدن گام بگذارد که [[پیشوایی]] از [[اولیاء الله]] داشته باشد. با توجه به اینکه ایشان سر [[سلسله]] طریق ولایت الهی به شمار می‌آیند، شگفت نیست مکرر در [[روایت‌ها]] از این سخن رفته که [[شیعیان]] و [[دوستان]] [[اهل بیت]]{{عم}}، [[اولیای الهی]] به شمار می‌آیند و دشمنانشان، [[دشمن خدا]]. حتی [[فهم قرآن]] نیز در گرو [[ولایت]] ایشان دانسته شده است<ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۲- ۴۱۳؛ نهج البلاغة، ص۵۵۲.</ref>.  
مصداق دیگری که برای اولیاء الله در [[روایت‌ها]] بیان شده، [[شیعیان]] اهل بیت پیامبر{{صل}} است<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۲۰؛ بشارة المصطفی{{صل}}، ص۱۹۱.</ref>. از [[رسول خدا]]{{صل}} منقول است که فرمود: «[[دوستان]] [[علی]]، اولیای خدا و دشمنانش، دشمنان خدا هستند»<ref>تفسیر فرات الکوفی، ص۲۵۷؛ الأمالی، صدوق، ص۱۶، ۳۲.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} ضمن آنکه [[خاندان]] خویش و شیعیان را [[اولیای الهی]] می‌خواند، شیعیان را به خاطر [[تحمل]] سختی‌های فراوان دارای مقامی بالاتر می‌داند<ref>التفسیر، العیاشی، ج۲، ص۱۲۴.</ref>. اینکه شیعیان [[اهل بیت]]، اولیای [[خداوند]] دانسته شده‌اند، به جهت [[پیروی]] از سرچشمه‌های [[ولایت الهی]] است. کسی می‌تواند در طریق ولی‌شدن گام بگذارد که [[پیشوایی]] از [[اولیاء الله]] داشته باشد. با توجه به اینکه ایشان سر [[سلسله]] طریق ولایت الهی به شمار می‌آیند، شگفت نیست مکرر در [[روایت‌ها]] از این سخن رفته که [[شیعیان]] و [[دوستان]] [[اهل بیت]]{{عم}}، [[اولیای الهی]] به شمار می‌آیند و دشمنانشان، [[دشمن خدا]]. حتی [[فهم قرآن]] نیز در گرو [[ولایت]] ایشان دانسته شده است<ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۲- ۴۱۳؛ نهج البلاغة، ص۵۵۲.</ref>.  


هرگونه [[ارتباط]] با خداوند، در گرو اتصال با [[ولیّ خدا]] و در صدر آنها [[ائمه معصومین]]{{عم}} است. در [[زیارت امام رضا]]{{ع}} و دیگر [[ائمه]]{{عم}} نقل شده که شخص [[متوسل]] به [[امام]] عرضه دارد: «ای ولیّ خدا! میان من و [[خدا]] گناهانی است که جز [[خشنودی]] شما، چیزی آن را محو نمی‌کند، پس به [[حق]] کسی که شما را [[امین]] سر و [[محرم اسرار]] خویش ساخته و کار [[خلق]] را به رعایت و [[عنایت]] شما سپرده و [[فرمان‌بری]] از شما را قرین [[طاعت]] خود قرار داده، [[بخشودگی]] [[گناهان]] ما را از خدا بخواهید، و [[شفیع]] مان باشید؛ زیرا که من [[مطیع]] شما هستم. هر کس به [[فرمان]] شما باشد، خدا را [[اطاعت]] کرده و هر که از فرمانتان روی‌گردان باشد، خدا را [[نافرمانی]] نموده و هرکسی شما را [[دوست]] بدارد، خدا را دوست داشته و هر که با شما [[کینه]] ورزد با خدا کینه ورزیده است»<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷۷.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اولیاء الله - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اولیاء الله»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۶۵۹.</ref>
هرگونه [[ارتباط]] با خداوند، در گرو اتصال با [[ولیّ خدا]] و در صدر آنها [[ائمه معصومین]]{{عم}} است. در [[زیارت امام رضا]]{{ع}} و دیگر [[ائمه]]{{عم}} نقل شده که شخص [[متوسل]] به [[امام]] عرضه دارد: «ای ولیّ خدا! میان من و [[خدا]] گناهانی است که جز [[خشنودی]] شما، چیزی آن را محو نمی‌کند، پس به [[حق]] کسی که شما را [[امین]] سر و [[محرم اسرار]] خویش ساخته و کار [[خلق]] را به رعایت و [[عنایت]] شما سپرده و [[فرمان‌بری]] از شما را قرین [[طاعت]] خود قرار داده، [[بخشودگی]] [[گناهان]] ما را از خدا بخواهید، و [[شفیع]] مان باشید؛ زیرا که من [[مطیع]] شما هستم. هر کس به [[فرمان]] شما باشد، خدا را [[اطاعت]] کرده و هر که از فرمانتان روی‌گردان باشد، خدا را [[نافرمانی]] نموده و هرکسی شما را [[دوست]] بدارد، خدا را دوست داشته و هر که با شما [[کینه]] ورزد با خدا کینه ورزیده است»<ref>عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۷۷.</ref><ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اولیاء الله - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اولیاء الله»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۶۵۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش