جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '{{پرسمان رجعت}}' به '== پرسشهای وابسته == {{پرسمان رجعت}}') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = رجعت | | موضوع مرتبط = رجعت | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
==پیشینه مبحث رجعت== | ==پیشینه مبحث رجعت== | ||
براى موضوع رجعت سه دوره تاریخى مىتوان برشمرد: <ref>ر. ک: رجعت يا حيات دوباره، ص۳۱ ـ ۵۵. </ref> | براى موضوع رجعت سه دوره تاریخى مىتوان برشمرد: <ref>ر. ک: رجعت يا حيات دوباره، ص۳۱ ـ ۵۵. </ref> | ||
#[[دوران پیامبر]]{{صل}} تا [[شهادت امام سجاد]] در سال ۹۵ قمرى: در این دوره، روایاتى تنها، [[رجعت]] را یاد مىکنند و [[نقد]] و ردى بر [[عقیده]] رجعت از این دوره گزارش نشده است. <ref> مختصر بصائر الدرجات، ص۴۰؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص۵۴، ۶۰، ۶۷ ـ ۶۹. </ref> براى نخستین بار [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ}}<ref>«جنبندهای را از زمین برای آنان بیرون میآوریم» سوره نمل، آیه ۸۲.</ref> از رجعت سخن گفت و [[امام]] على، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را مصداق «[[دابه الارض]]» خواند که به دنیا [[رجعت]] مىکند. <ref>تفسير قمى، ج ۲، ص۱۳۰؛ بحارالانوار، ج ۳۹، ص۳۹؛ ج ۵۳، ص۲۴. </ref> | # [[دوران پیامبر]]{{صل}} تا [[شهادت امام سجاد]] در سال ۹۵ قمرى: در این دوره، روایاتى تنها، [[رجعت]] را یاد مىکنند و [[نقد]] و ردى بر [[عقیده]] رجعت از این دوره گزارش نشده است. <ref> مختصر بصائر الدرجات، ص۴۰؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص۵۴، ۶۰، ۶۷ ـ ۶۹. </ref> براى نخستین بار [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ}}<ref>«جنبندهای را از زمین برای آنان بیرون میآوریم» سوره نمل، آیه ۸۲.</ref> از رجعت سخن گفت و [[امام]] على، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را مصداق «[[دابه الارض]]» خواند که به دنیا [[رجعت]] مىکند. <ref>تفسير قمى، ج ۲، ص۱۳۰؛ بحارالانوار، ج ۳۹، ص۳۹؛ ج ۵۳، ص۲۴. </ref> | ||
#از سال ۹۵ قمرى تا [[غیبت صغرا]] به سال ۲۶۰ قمرى: دوره تبیین و توضیح این آموزه است و [[مخالفان]] به رد و [[نقد]] آن پرداختند و [[امامان معصوم]] با استدلالها و [[تمسک به قرآن]] به [[دفاع]] از آن برخاستند. <ref>مختصر بصائر الدرجات، ص۲۲؛ بحارالانوار، ج ۵، ص۴۰، ۷۰، ۷۲ ـ ۷۳، ۱۱۳ ـ ۱۲۲، ۱۳۰ ـ ۱۳۱. </ref> | #از سال ۹۵ قمرى تا [[غیبت صغرا]] به سال ۲۶۰ قمرى: دوره تبیین و توضیح این آموزه است و [[مخالفان]] به رد و [[نقد]] آن پرداختند و [[امامان معصوم]] با استدلالها و [[تمسک به قرآن]] به [[دفاع]] از آن برخاستند. <ref>مختصر بصائر الدرجات، ص۲۲؛ بحارالانوار، ج ۵، ص۴۰، ۷۰، ۷۲ ـ ۷۳، ۱۱۳ ـ ۱۲۲، ۱۳۰ ـ ۱۳۱. </ref> | ||
#از غیبت صغرا تا کنون: [[دانشمندان شیعه]] درباره آن بحث، مطالعه و [[مناظره]] کردند و براى دفاع از آن آثارى نوشتند. این دوران را مىتوان دورهاى دانست که [[شیعه]] با ویژگى [[اعتقاد به رجعت]] شناخته شده است. <ref>بحارالانوار، ج ۵۳، ص۱۲۳؛ الذريعه، ج ۱، ص۹۳؛ ج ۱۰، ص۱۶۳. </ref> [[اهل سنت]] به رجعت [[اعتقاد]] ندارند و شیعه را به جهت چنین باورى به شدت [[نکوهش]] کرده <ref> فجر الاسلام، ص۲۷۶. </ref> و با این [[عقیده]] در حدّ [[ستیز]] با [[کفر]] و [[شرک]] به [[مبارزه]] برخاستهاند؛<ref>عقائد الاماميه، ص۱۱۰. </ref> براى نمونه، مسلم از [[جریر]] گزارش کرده است که [[جابربن یزید جعفى]] راوى هزاران [[حدیث]] را دیدم؛ ولى روایتى از او ننوشتم؛ زیرا به رجعت [[معتقد]] است. <ref>صحيح مسلم، ج ۱، ص۶۱. </ref> ذهبى نیز پس از بیان توثیقات [[جابر]] از طرد [[روایات]] او به جهت ایمانش به رجعت سخن گفته است. <ref>ميزان الاعتدال، ج ۱، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲. </ref> موضوع رجعت در دوران [[ائمه]]{{عم}} و دورههاى پس از آن، همواره در [[مجادلات]] کلامى [[پیروان]] [[اهلبیت]] و اهل سنت مطرح بوده است؛ گفت و گوى [[سید حمیرى]] با قاضى [[بصره]] در حضور [[منصور]]،<ref> بحارالانوار، ج ۱۰، ص۲۳۲؛ ج ۵۳، ص۱۳۰. </ref> [[ابوحنیفه]] با [[مؤمن]] طاق <ref>الاحتجاج، ج ۲، ص۱۴۸. </ref> ـ از [[شاگردان امام صادق]]{{ع}} ـ و گروههایى از [[معتزله]] با [[شیخ مفید]]،<ref>الفصول المختاره، ص۱۵۳. </ref> گویاى این واقعیتاند. | #از غیبت صغرا تا کنون: [[دانشمندان شیعه]] درباره آن بحث، مطالعه و [[مناظره]] کردند و براى دفاع از آن آثارى نوشتند. این دوران را مىتوان دورهاى دانست که [[شیعه]] با ویژگى [[اعتقاد به رجعت]] شناخته شده است. <ref>بحارالانوار، ج ۵۳، ص۱۲۳؛ الذريعه، ج ۱، ص۹۳؛ ج ۱۰، ص۱۶۳. </ref> [[اهل سنت]] به رجعت [[اعتقاد]] ندارند و شیعه را به جهت چنین باورى به شدت [[نکوهش]] کرده <ref> فجر الاسلام، ص۲۷۶. </ref> و با این [[عقیده]] در حدّ [[ستیز]] با [[کفر]] و [[شرک]] به [[مبارزه]] برخاستهاند؛<ref>عقائد الاماميه، ص۱۱۰. </ref> براى نمونه، مسلم از [[جریر]] گزارش کرده است که [[جابربن یزید جعفى]] راوى هزاران [[حدیث]] را دیدم؛ ولى روایتى از او ننوشتم؛ زیرا به رجعت [[معتقد]] است. <ref>صحيح مسلم، ج ۱، ص۶۱. </ref> ذهبى نیز پس از بیان توثیقات [[جابر]] از طرد [[روایات]] او به جهت ایمانش به رجعت سخن گفته است. <ref>ميزان الاعتدال، ج ۱، ص۲۸۱ ـ ۲۸۲. </ref> موضوع رجعت در دوران [[ائمه]]{{عم}} و دورههاى پس از آن، همواره در [[مجادلات]] کلامى [[پیروان]] [[اهلبیت]] و اهل سنت مطرح بوده است؛ گفت و گوى [[سید حمیرى]] با قاضى [[بصره]] در حضور [[منصور]]،<ref> بحارالانوار، ج ۱۰، ص۲۳۲؛ ج ۵۳، ص۱۳۰. </ref> [[ابوحنیفه]] با [[مؤمن]] طاق <ref>الاحتجاج، ج ۲، ص۱۴۸. </ref> ـ از [[شاگردان امام صادق]]{{ع}} ـ و گروههایى از [[معتزله]] با [[شیخ مفید]]،<ref>الفصول المختاره، ص۱۵۳. </ref> گویاى این واقعیتاند. | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۸: | ||
==[[حکمت]] رجعت== | ==[[حکمت]] رجعت== | ||
حکمت رجعت را در مواردى مىتوان کاوید: | حکمت رجعت را در مواردى مىتوان کاوید: | ||
#[[مجازات]] گروهى از [[کافران]] معاند که در رویارویى با [[آیین حق]] سرسختى بسیارى نشان داده و خویش را به جنایاتى بزرگ، همچون [[قتل]] [[انبیا]] و [[اولیا]]، و سدّ [[دین خدا]] و [[گمراه]] ساختن [[مردم]] آلودهاند. از آنجا که اینان در [[دنیا]] به جزاى سزاوار خویش نرسیدهاند، بار دیگر به دنیا مىآیند، تا پیش از فرا رسیدن [[آخرت]]، [[عذاب]] دنیایى را نیز بچشند و به پایینترین مراتب [[کفر]] و [[ذلت]] مىلغزند و به کیفرى که خود را سزاوارش کردهاند، مىرسند،<ref>اوائل المقالات، ص۷۸؛ رسائل المرتضى، ج ۱، ص۱۲۵؛ سفينة البحار، ج ۲، ص۳۵۲. </ref> ازاین رو برخى [[مفسران]] مراد از [[رجعت]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ}}<ref>«و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بیگمان باز میگردند)» سوره انبیاء، آیه ۹۵.</ref>[[رجعت]] اصطلاحى [[شیعه]] دانسته و گفتهاند رجعت شامل کافرانى همانند [[فرعونیان]]، [[عاد]]، [[ثمود]] و [[لوط]] نمىشود که به [[عذاب]] [[استیصال]] (ریشه کن شدن) در [[دنیا]] رسیدهاند؛ زیرا با [[عدالت خدا]] ناسازگار است که یک [[قوم]] را دو بار به چنین عذابى برساند<ref>تفسير صدرالمتألهين، ج ۵، ص۴۱۳ ـ ۴۱۴؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۰. </ref> ولى همتایان اینان که در دنیا به عذاب استیصال نرسیدهاند، رجعت مىکنند و [[کیفر]] مىبینند. | # [[مجازات]] گروهى از [[کافران]] معاند که در رویارویى با [[آیین حق]] سرسختى بسیارى نشان داده و خویش را به جنایاتى بزرگ، همچون [[قتل]] [[انبیا]] و [[اولیا]]، و سدّ [[دین خدا]] و [[گمراه]] ساختن [[مردم]] آلودهاند. از آنجا که اینان در [[دنیا]] به جزاى سزاوار خویش نرسیدهاند، بار دیگر به دنیا مىآیند، تا پیش از فرا رسیدن [[آخرت]]، [[عذاب]] دنیایى را نیز بچشند و به پایینترین مراتب [[کفر]] و [[ذلت]] مىلغزند و به کیفرى که خود را سزاوارش کردهاند، مىرسند،<ref>اوائل المقالات، ص۷۸؛ رسائل المرتضى، ج ۱، ص۱۲۵؛ سفينة البحار، ج ۲، ص۳۵۲. </ref> ازاین رو برخى [[مفسران]] مراد از [[رجعت]] را در [[آیه]] {{متن قرآن|وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ}}<ref>«و بر (مردم) شهری که ما نابودشان کردهایم حرام (و محال) است که (در رستخیز) بازنگردند؛ (آنان بیگمان باز میگردند)» سوره انبیاء، آیه ۹۵.</ref>[[رجعت]] اصطلاحى [[شیعه]] دانسته و گفتهاند رجعت شامل کافرانى همانند [[فرعونیان]]، [[عاد]]، [[ثمود]] و [[لوط]] نمىشود که به [[عذاب]] [[استیصال]] (ریشه کن شدن) در [[دنیا]] رسیدهاند؛ زیرا با [[عدالت خدا]] ناسازگار است که یک [[قوم]] را دو بار به چنین عذابى برساند<ref>تفسير صدرالمتألهين، ج ۵، ص۴۱۳ ـ ۴۱۴؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۰. </ref> ولى همتایان اینان که در دنیا به عذاب استیصال نرسیدهاند، رجعت مىکنند و [[کیفر]] مىبینند. | ||
#[[دست]] یافتن [[مؤمنان خالص]] به آن کمال معنوى که در دنیا شایستهاش بودهاند؛ ولى بر اثر موانعى همچون کشته شدن به دست [[کافران]] نتوانستهاند به آن دست یابند؛ یا از آن بهره برند. از این رهگذر، [[رجعت کنندگان]] [[مؤمن]] در ساختن [[حکومت حق]] شرکت مىجویند و [[ثواب]] مىبرند و به آن [[عزت]] مىیابند <ref>رسائل المرتضى، ج ۱، ص۱۲۵. </ref> و [[کمالات]] بالقوهشان، در رجعت، بالفعل مىگردند. <ref> تسنيم، ج ۵، ص۲۰۸؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۱. </ref> | # [[دست]] یافتن [[مؤمنان خالص]] به آن کمال معنوى که در دنیا شایستهاش بودهاند؛ ولى بر اثر موانعى همچون کشته شدن به دست [[کافران]] نتوانستهاند به آن دست یابند؛ یا از آن بهره برند. از این رهگذر، [[رجعت کنندگان]] [[مؤمن]] در ساختن [[حکومت حق]] شرکت مىجویند و [[ثواب]] مىبرند و به آن [[عزت]] مىیابند <ref>رسائل المرتضى، ج ۱، ص۱۲۵. </ref> و [[کمالات]] بالقوهشان، در رجعت، بالفعل مىگردند. <ref> تسنيم، ج ۵، ص۲۰۸؛ نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۱. </ref> | ||
#نمایاندن آیتى [[عظیم]] از [[پروردگار]] و [[رستاخیز]] الهى، تا [[مردمان]] [[روزگار]] رجعت به اوج [[ایمان]] دست یابند و [[شک]] و [[تردیدها]] زدوده شوند. <ref> نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۰ ـ ۵۶۱. </ref> برخى از حکماى شیعه نیز درباره [[حکمت]] رجعت به تفصیل سخن گفته؛ از جمله بیان کردهاند که [[مقام]] [[خاتمیت پیامبر]]{{صل}} و [[خلافت]] خلفاى آن [[حضرت]]{{ع}} تنها از گذر رجعت، کامل تحقق مىپذیرد<ref>مجموعه رسائل و مقالات فلسفى، ص۴ ـ ۱۱. </ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | #نمایاندن آیتى [[عظیم]] از [[پروردگار]] و [[رستاخیز]] الهى، تا [[مردمان]] [[روزگار]] رجعت به اوج [[ایمان]] دست یابند و [[شک]] و [[تردیدها]] زدوده شوند. <ref> نمونه، ج ۱۵، ص۵۶۰ ـ ۵۶۱. </ref> برخى از حکماى شیعه نیز درباره [[حکمت]] رجعت به تفصیل سخن گفته؛ از جمله بیان کردهاند که [[مقام]] [[خاتمیت پیامبر]]{{صل}} و [[خلافت]] خلفاى آن [[حضرت]]{{ع}} تنها از گذر رجعت، کامل تحقق مىپذیرد<ref>مجموعه رسائل و مقالات فلسفى، ص۴ ـ ۱۱. </ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۴: | ||
در این [[آیه]] نیز [[مفسران]] [[فریقین]] زنده شدن [[واقعی]] شخص مقتول را میپذیرند. <ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۱، ص۱۴۵؛ التبیان، ج ۱۰، ص۳۰۵؛ کنزالدقائق، ج ۱، ص۲۷۷. </ref> [[طبری]] جمله {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} را [[احتجاج الهی]] با مشرکانی میداند که [[رستاخیز]] و [[حیات]] پس از [[مرگ]] را [[تکذیب]] میکردند؛ آنان باید از زنده شدن این شخص مقتول [[عبرت]] گیرند؛ زیرا همان گونه که [[خدا]] او را حیاتی دوباره بخشید، [[مردگان]] دیگر را نیز پس از مرگشان در [[قیامت]] زنده میکند. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۱۱؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۰۵. </ref> [[تفسیر المنار]] کوشیده است در دلالت [[آیه]] مورد بحث بر زنده شدن مقتول خدشه کند: او داستان مذکور در آیه را مرتبط با حکمی [[فقهی]] در [[تورات]] میداند که بر اساس آن، هرگاه مقتولی یافت شود و [[قاتل]] آن ناشناخته باشد، برای زدودن [[نزاع]] و جلوگیری از تخاصم میبایست گاوی [[ذبح]] شود و عدهای با [[مراسم]] خاص دست خود را روی آن بشویند، تا از [[اتهام]] [[قتل]] تبرئه شوند؛ هرکس از چنین اقدامی سرباز زند، قاتل خوانده میشود و همین [[حکم فقهی]]، مانع خونریزیهای پسین است، درنتیجه «حیات» در {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} به معنای زندگانی [[معنوی]] و معادل معنای آیه {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا }}<ref>«و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲.</ref> یا به معنای [[حفظ]] حیات و نظیر {{متن قرآن|وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref> است و هرگز درباره زنده شدن مردگان نیست. <ref>المنار، ج ۱، ص۳۵۱. </ref> این [[تفسیر]] از آیه نادرست است؛ زیرا جمله {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} بر دو چیز دلالت دارد: | در این [[آیه]] نیز [[مفسران]] [[فریقین]] زنده شدن [[واقعی]] شخص مقتول را میپذیرند. <ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج ۱، ص۱۴۵؛ التبیان، ج ۱۰، ص۳۰۵؛ کنزالدقائق، ج ۱، ص۲۷۷. </ref> [[طبری]] جمله {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} را [[احتجاج الهی]] با مشرکانی میداند که [[رستاخیز]] و [[حیات]] پس از [[مرگ]] را [[تکذیب]] میکردند؛ آنان باید از زنده شدن این شخص مقتول [[عبرت]] گیرند؛ زیرا همان گونه که [[خدا]] او را حیاتی دوباره بخشید، [[مردگان]] دیگر را نیز پس از مرگشان در [[قیامت]] زنده میکند. <ref>جامع البیان، ج ۱، ص۵۱۱؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص۶۰۵. </ref> [[تفسیر المنار]] کوشیده است در دلالت [[آیه]] مورد بحث بر زنده شدن مقتول خدشه کند: او داستان مذکور در آیه را مرتبط با حکمی [[فقهی]] در [[تورات]] میداند که بر اساس آن، هرگاه مقتولی یافت شود و [[قاتل]] آن ناشناخته باشد، برای زدودن [[نزاع]] و جلوگیری از تخاصم میبایست گاوی [[ذبح]] شود و عدهای با [[مراسم]] خاص دست خود را روی آن بشویند، تا از [[اتهام]] [[قتل]] تبرئه شوند؛ هرکس از چنین اقدامی سرباز زند، قاتل خوانده میشود و همین [[حکم فقهی]]، مانع خونریزیهای پسین است، درنتیجه «حیات» در {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} به معنای زندگانی [[معنوی]] و معادل معنای آیه {{متن قرآن|وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا }}<ref>«و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲.</ref> یا به معنای [[حفظ]] حیات و نظیر {{متن قرآن|وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref> است و هرگز درباره زنده شدن مردگان نیست. <ref>المنار، ج ۱، ص۳۵۱. </ref> این [[تفسیر]] از آیه نادرست است؛ زیرا جمله {{متن قرآن| كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى}} بر دو چیز دلالت دارد: | ||
#خدا مرده مذکور در آیه را زنده کرد. | #خدا مرده مذکور در آیه را زنده کرد. | ||
#احیای [[آخرت]]، نظیر احیای [[دنیا]] شدنی است و خدا میتواند مردهها را در قیامت زنده کند و حمل معنای [[احیاء]] ـ که حیات متعارف و محسوس است ـ بر زندگانی معنوی یا حمل آن بر حفظ حیات محسوس و جلوگیری از هدر دادن آن بر اثر نزاع، نیازمند قرینه است. <ref>تسنیم، ج ۵، ص۲۰۵ ـ ۲۰۶. </ref> افزون بر اینکه با این [[تفسیر]]، بخشهایی از [[آیه]] مانند {{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا}}<ref> | #احیای [[آخرت]]، نظیر احیای [[دنیا]] شدنی است و خدا میتواند مردهها را در قیامت زنده کند و حمل معنای [[احیاء]] ـ که حیات متعارف و محسوس است ـ بر زندگانی معنوی یا حمل آن بر حفظ حیات محسوس و جلوگیری از هدر دادن آن بر اثر نزاع، نیازمند قرینه است. <ref>تسنیم، ج ۵، ص۲۰۵ ـ ۲۰۶. </ref> افزون بر اینکه با این [[تفسیر]]، بخشهایی از [[آیه]] مانند {{متن قرآن|فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا}}<ref>«گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref> نامفهوم خواهد ماند<ref>رجعت از دیدگاه عقل، ص۲۹. </ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[رجعت (مقاله)|مقاله «رجعت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | ||
=== زنده شدن هزاران نفر از [[بنی اسراییل]] پس از هلاک=== | === زنده شدن هزاران نفر از [[بنی اسراییل]] پس از هلاک=== | ||
{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref> این آیه در مورد گروهی از [[بنی اسرائیل]] است که پس از شیوع [[طاعون]] از بیم مرگ از [[شهر]] خویش گریختند و به سوی سرزمینی دیگر حرکت کردند؛ اما خدا در میانه راه، فراریان را میراند، تا بدانند از [[قضاء]] [[الهی]] نمیتوان گریخت سپس [[پیامبری]] بر اجساد مرده ایشان گذشت و از [[پروردگار]] خواست که بار دیگر آنان را به [[دنیا]] بازگرداند و خدا خواسته او را [[اجابت]] کرد و آنها را [[زندگی]] دوباره بخشید. <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۷۹۳؛ الکشاف، ج ۱، ص۲۹۰؛ روض الجنان، ج ۱، ص۳۳۱. </ref> | {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ}}<ref>«آیا در (کار) کسانی ننگریستهای که از بیم مرگ از سرزمین خود بیرون رفتند و آنان هزاران کس بودند و خداوند به آنان فرمود: بمیرید سپس آنان را زنده کرد؛ بیگمان خداوند دارای بخشش بر مردم است اما بیشتر مردم سپاس نمیگزارند» سوره بقره، آیه ۲۴۳.</ref> این آیه در مورد گروهی از [[بنی اسرائیل]] است که پس از شیوع [[طاعون]] از بیم مرگ از [[شهر]] خویش گریختند و به سوی سرزمینی دیگر حرکت کردند؛ اما خدا در میانه راه، فراریان را میراند، تا بدانند از [[قضاء]] [[الهی]] نمیتوان گریخت سپس [[پیامبری]] بر اجساد مرده ایشان گذشت و از [[پروردگار]] خواست که بار دیگر آنان را به [[دنیا]] بازگرداند و خدا خواسته او را [[اجابت]] کرد و آنها را [[زندگی]] دوباره بخشید. <ref>جامع البیان، ج ۲، ص۷۹۳؛ الکشاف، ج ۱، ص۲۹۰؛ روض الجنان، ج ۱، ص۳۳۱. </ref> | ||