بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{مقام معصوم}} از جمله مقامات امامان معصوم{{عم}} "مقام متقین" که در ز...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{خرد}} | {{خرد}} | ||
{{مقام معصوم}} | {{مقام معصوم}} | ||
از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} "مقام متقین" که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{عربی|اندازه=150%|" الْمُتَّقُونَ"}} آمده است؛ یعنی: «شهادت میدهم که شما [[امامان]]{{عم}} اهل تقوایید» | از جمله [[مقامات]] [[امامان معصوم]]{{عم}} "مقام متقین" که در [[زیارت جامعه کبیره]] با عبارت {{عربی|اندازه=150%|" الْمُتَّقُونَ"}} آمده است؛ یعنی: «شهادت میدهم که شما [[امامان]]{{عم}} اهل تقوایید». | ||
==پرسش های این بحث== | |||
*شهادت میدهیم که [[ائمه]]{{عم}} متّقون و صادقون هستند. بحث در این موارد، در چند محور باید انجام شود<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>: | *شهادت میدهیم که [[ائمه]]{{عم}} متّقون و صادقون هستند. بحث در این موارد، در چند محور باید انجام شود<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>: | ||
*آیا اصطلاح مؤمن همه جا و بر همه کس صدق میکند یا تفاوت دارد؟<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | *آیا اصطلاح مؤمن همه جا و بر همه کس صدق میکند یا تفاوت دارد؟<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | ||
| خط ۸: | خط ۹: | ||
*خیلی چیزها به صورت طیف است؛ مثلاً میگوییم نور زرد یک طیف طول موج است و به مرز که میرسیم، با نورهای دیگر مخلوط میشود. اطرافش را دیگر در برنمیگیرد<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | *خیلی چیزها به صورت طیف است؛ مثلاً میگوییم نور زرد یک طیف طول موج است و به مرز که میرسیم، با نورهای دیگر مخلوط میشود. اطرافش را دیگر در برنمیگیرد<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | ||
*مفاهیم و اصطلاحات قرآنی، نقطهای یا طیفی هستند؟<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref> | *مفاهیم و اصطلاحات قرآنی، نقطهای یا طیفی هستند؟<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref> | ||
== | |||
==واژه شناسی لغوی== | |||
*"تقوا" از "وقایه" است. معمولاً تقوا در ترجمههای معمولی، "پرهیزکاری" ترجمه میشود، ولی این معنا، معنای درست و کاملی نیست. پرهیز کردن، معادل "زهد" است، اما تقوا چیز دیگری است. تقوا، گاهی "عمل کردن" و گاهی "عمل نکردن" است، اما پرهیزکاری فقط جنبه نفی دارد؛ بنابراین، پرهیزکاری معنای درستی برای تقوا نیست. اگر بخواهیم کلمه تقوا را به فارسی برگردانیم، به نظر میرسد "خویشتنداری" ترجمه مناسبتری باشد<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | *"تقوا" از "وقایه" است. معمولاً تقوا در ترجمههای معمولی، "پرهیزکاری" ترجمه میشود، ولی این معنا، معنای درست و کاملی نیست. پرهیز کردن، معادل "زهد" است، اما تقوا چیز دیگری است. تقوا، گاهی "عمل کردن" و گاهی "عمل نکردن" است، اما پرهیزکاری فقط جنبه نفی دارد؛ بنابراین، پرهیزکاری معنای درستی برای تقوا نیست. اگر بخواهیم کلمه تقوا را به فارسی برگردانیم، به نظر میرسد "خویشتنداری" ترجمه مناسبتری باشد<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | ||
*این مثال را در نظر بگیرید: اگر کسی راننده خوبی باشد، جایی که باید براند، میراند و جایی که باید ترمز کند، میکند و جایی که باید بپیچد، میپیچد و...، نه اینکه فرضاً بنشیند و بدون راندن خودرو، با فرمان بازی کند و مدعی شود که "من تا حالا تصادفی نداشتهام"! راست میگوید، ولی اینکه هنر نیست. اتومبیل برای حرکت است، نه نشستن و درجا زدن<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | *این مثال را در نظر بگیرید: اگر کسی راننده خوبی باشد، جایی که باید براند، میراند و جایی که باید ترمز کند، میکند و جایی که باید بپیچد، میپیچد و...، نه اینکه فرضاً بنشیند و بدون راندن خودرو، با فرمان بازی کند و مدعی شود که "من تا حالا تصادفی نداشتهام"! راست میگوید، ولی اینکه هنر نیست. اتومبیل برای حرکت است، نه نشستن و درجا زدن<ref>[[مقامات اولیاء ج۱ (کتاب)|مقامات اولیاء]]؛ ج۱، ص:۳۰۴.</ref>. | ||