اهل: تفاوت میان نسخه‌ها

۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:


==مفهوم اهل در لغت==
==مفهوم اهل در لغت==
*[[خلیل بن احمد]] درباره اهل می‌گوید: اهل مرد، زوجش و خاص‌ترین [[مردم]] نسبت به او را گویند و تأهل: [[ازدواج]]، [[اهل البیت]]: ساکنان [[خانه]] و اهل الاسلام کسانی را گویند که [[متدین]] به این دین‌اند و جمع أهل: أهلون، أهلات و أهالی جمع الجمع است و اینکه می‌گویند: "مرحباً و اهلاً، یعنی [[دل]] گشاده‌دار و خود را اهل [[خانه]] بدان و [[انس]] و [[الفت]] بگیر و [[احساس]] غریبی و [[وحشت]] و [[نگرانی]] نکن"<ref>کتاب العین، ج۴، ص۸۹.</ref>.
* [[خلیل بن احمد]] درباره اهل می‌گوید: اهل مرد، زوجش و خاص‌ترین [[مردم]] نسبت به او را گویند و تأهل: [[ازدواج]]، [[اهل البیت]]: ساکنان [[خانه]] و اهل الاسلام کسانی را گویند که [[متدین]] به این دین‌اند و جمع أهل: أهلون، أهلات و أهالی جمع الجمع است و اینکه می‌گویند: "مرحباً و اهلاً، یعنی [[دل]] گشاده‌دار و خود را اهل [[خانه]] بدان و [[انس]] و [[الفت]] بگیر و [[احساس]] غریبی و [[وحشت]] و [[نگرانی]] نکن"<ref>کتاب العین، ج۴، ص۸۹.</ref>.
*[[جوهری]] می‌گوید: {{عربی|منزلٌ آهِل}}: منزلی که اهل آن در آن باشند، کسائی گوید: {{عربی|اهِلت بالرجل}} یعنی "به شخص [[انس]] و [[الفت]] گرفتم" واهل و تأهل: یعنی [[ازدواج]] کرد<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۴، ص۱۶۲۷-۱۶۲۸.</ref>.
* [[جوهری]] می‌گوید: {{عربی|منزلٌ آهِل}}: منزلی که اهل آن در آن باشند، کسائی گوید: {{عربی|اهِلت بالرجل}} یعنی "به شخص [[انس]] و [[الفت]] گرفتم" واهل و تأهل: یعنی [[ازدواج]] کرد<ref>اسماعیل بن حماد جوهری، تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۴، ص۱۶۲۷-۱۶۲۸.</ref>.
*[[ابن منظور]] در این باره می‌گوید: "اهل شخص، بستگان و [[خویشاوندان]] او است، اهل الرجل: اهل مرد، مخصوص‌ترین افراد به او می‌باشد و هرچه از چارپان و غیره که با منازل [[الفت]] گرفته باشد به آن أهلی و آهل گفته می‌شود {{عربی|و أهل الرجل و اهلته}}؛ [[همسر]] او؛ {{عربی|و أهل الرجل و تأهل}}: [[ازدواج]] نمود به زنی که [[ازدواج]] نموده مَأهُولَة می‌شود؛ و التَأَهُل: [[ازدواج]] کردن"<ref>لسان العرب، ج۱۱، ص۲۸-۳۰.</ref>.
* [[ابن منظور]] در این باره می‌گوید: "اهل شخص، بستگان و [[خویشاوندان]] او است، اهل الرجل: اهل مرد، مخصوص‌ترین افراد به او می‌باشد و هرچه از چارپان و غیره که با منازل [[الفت]] گرفته باشد به آن أهلی و آهل گفته می‌شود {{عربی|و أهل الرجل و اهلته}}؛ [[همسر]] او؛ {{عربی|و أهل الرجل و تأهل}}: [[ازدواج]] نمود به زنی که [[ازدواج]] نموده مَأهُولَة می‌شود؛ و التَأَهُل: [[ازدواج]] کردن"<ref>لسان العرب، ج۱۱، ص۲۸-۳۰.</ref>.
*[[راغب اصفهانی]] گوید: أهل الرجل یعنی کسانی که [[نسب]]، [[دین]] یا چیزی همانند آنها مثل [[خانه]]، [[شهر]] و بنایی، آنها را با یکدیگر جمع و مربوط می‌کند و آنها را اهل و [[خانواده]] آن شخص گویند، پس أهل الرجل در اصل کسانی هستند که مسکن و خانه‌ای واحد، آنها را در یک جا جمع و فراهم می‌آورد. سپس این معنی توسعه یافته و گفته‌اند - أهل [[بیت]] - یعنی کسانی که [[نسب]] [[خانوادگی]] وسیله جمع آنهاست و بعداً اصطلاح - أهل [[بیت]] - به‌طور مطلق به [[خاندان پیامبر]] اطلاق شده است و آنها با این اصطلاح شناخته شده‌اند چنانکه در این [[آیه]] [[قرآن]] آمده است {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref><ref>المفردات، ص۹۶.</ref>.
* [[راغب اصفهانی]] گوید: أهل الرجل یعنی کسانی که [[نسب]]، [[دین]] یا چیزی همانند آنها مثل [[خانه]]، [[شهر]] و بنایی، آنها را با یکدیگر جمع و مربوط می‌کند و آنها را اهل و [[خانواده]] آن شخص گویند، پس أهل الرجل در اصل کسانی هستند که مسکن و خانه‌ای واحد، آنها را در یک جا جمع و فراهم می‌آورد. سپس این معنی توسعه یافته و گفته‌اند - أهل [[بیت]] - یعنی کسانی که [[نسب]] [[خانوادگی]] وسیله جمع آنهاست و بعداً اصطلاح - أهل [[بیت]] - به‌طور مطلق به [[خاندان پیامبر]] اطلاق شده است و آنها با این اصطلاح شناخته شده‌اند چنانکه در این [[آیه]] [[قرآن]] آمده است {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref><ref>المفردات، ص۹۶.</ref>.
*مرحوم [[حسن مصطفوی]] در این باره می‌گوید: معنای [[حقیقی]] این ماده (اهل) عبارت از تحقق اُنس [[الفت]] به همراه اختصاص و [[وابستگی]] و هرچه [[وابستگی]] بیشتر شود اختصاص نیز بیشتر خواهد بود و عنوان اهلیت قوی‌تر می‌گردد. این معنی از نظر وسعت و ضیق دارای مراتب است چه بسا مرتبه متأخر مقرب‌تر از متقدم باشد و گاهی در صورتی که اختصاص و [[وابستگی]] و توافق از بین برود عنوان اهلیت نیز به طور کامل منتفی می‌گردد {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ}}<ref>«او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است» سوره هود، آیه ۴۶.</ref><ref>حسن مصطفوی، التحقیق، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۴۵- ۴۷.</ref>.
*مرحوم [[حسن مصطفوی]] در این باره می‌گوید: معنای [[حقیقی]] این ماده (اهل) عبارت از تحقق اُنس [[الفت]] به همراه اختصاص و [[وابستگی]] و هرچه [[وابستگی]] بیشتر شود اختصاص نیز بیشتر خواهد بود و عنوان اهلیت قوی‌تر می‌گردد. این معنی از نظر وسعت و ضیق دارای مراتب است چه بسا مرتبه متأخر مقرب‌تر از متقدم باشد و گاهی در صورتی که اختصاص و [[وابستگی]] و توافق از بین برود عنوان اهلیت نیز به طور کامل منتفی می‌گردد {{متن قرآن|إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ}}<ref>«او از خاندان تو نیست، بی‌گمان او کرداری ناشایسته است» سوره هود، آیه ۴۶.</ref><ref>حسن مصطفوی، التحقیق، ج۱، ص۱۶۹.</ref><ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۴۵- ۴۷.</ref>.


==فرق بین اهل و [[آل]]==
==فرق بین اهل و [[آل]]==
*[[ابی هلال عسکری]] در این باره می‌گوید: "اهل یا از جهت نسبت است یا از جهت اختصاص؛ از جهت [[نسب]] مثل جایی که می‌گویند "اهل الرجل" برای [[خویشاوندان]] نزدیک [[انسان]] و از جهت اختصاص مثل اینکه گفته می‌شود {{عربی|أهل البصرة واهل العلم}}.
* [[ابی هلال عسکری]] در این باره می‌گوید: "اهل یا از جهت نسبت است یا از جهت اختصاص؛ از جهت [[نسب]] مثل جایی که می‌گویند "اهل الرجل" برای [[خویشاوندان]] نزدیک [[انسان]] و از جهت اختصاص مثل اینکه گفته می‌شود {{عربی|أهل البصرة واهل العلم}}.
*ولی [[آل]] بر [[خواص]] شخص از جهت [[قرابت]] و [[همنشینی]] اطلاق می‌گردد به همین [[دلیل]] بر اهل [[انسان]]، [[اصحاب]] و أتباع [[انسان]] اطلاق می‌شود، مثل "[[آل]] الرجل" "[[آل فرعون]]"<ref>ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۳۵۰.</ref>.
*ولی [[آل]] بر [[خواص]] شخص از جهت [[قرابت]] و [[همنشینی]] اطلاق می‌گردد به همین [[دلیل]] بر اهل [[انسان]]، [[اصحاب]] و أتباع [[انسان]] اطلاق می‌شود، مثل "[[آل]] الرجل" "[[آل فرعون]]"<ref>ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۳۵۰.</ref>.
*اهل به [[نزدیکان]] اعم از سببی و نسبی قابل اطلاق است و آن به افراد خاص و ویژه، آن هم از افراد [[شریف]] وابسته به [[انسان]] را گویند. که از طریق [[خویشاوندی]] و [[دوستی]] نزدیک شده‌اند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۴۷.</ref>.
*اهل به [[نزدیکان]] اعم از سببی و نسبی قابل اطلاق است و آن به افراد خاص و ویژه، آن هم از افراد [[شریف]] وابسته به [[انسان]] را گویند. که از طریق [[خویشاوندی]] و [[دوستی]] نزدیک شده‌اند<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۴۷.</ref>.
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش