معتصم عباسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۹۸۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژوئن ۲۰۲۲
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۷: خط ۲۷:
با ورود [[ترکان]] به [[دستگاه خلافت]] [[رقابت]] شدیدی میان آنان و دو عنصر [[عرب]] و [[ایرانی]] پدید آمد؛ چندانکه [[بغداد]] کانون [[توطئه‌ها]] و دسیسه‌های آنان گردید و چون ترکان مردمی [[جنگجو]]<ref>اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۲۹، و ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل یا ایران در صورة الارض، ص۱۹۷.</ref> و [[دلاور]] و گستاخ و [[بی‌باک]] و از [[حس]] [[ملیت]] و [[تعصبات قومی]] [[بیگانه]] و از [[تمدن]] و [[شهرنشینی]] که لازمه‌اش [[دوستداری]] زادگاه و نیاکان است، به دور بودند، معتصم همچنان از آنان [[حمایت]] کرد و نگهبانان خاص خود را از آنان برگزید و [[مناصب]] مهم و ولایت‌های بزرگ را به آنان سپرد و زمینه [[سلطه]] مرگ‌بار آنان را که فرجامش [[سستی]] کار [[خلافت]] و [[سقوط]] نهایی آن بود، فراهم آورد. در صفحات بعد، نقش ترکان را در وقایع و رویدادهای [[تاریخی]] دور خلافت معتصم و خلفای پس از وی بررسی می‌کنیم.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۸۷.</ref>.
با ورود [[ترکان]] به [[دستگاه خلافت]] [[رقابت]] شدیدی میان آنان و دو عنصر [[عرب]] و [[ایرانی]] پدید آمد؛ چندانکه [[بغداد]] کانون [[توطئه‌ها]] و دسیسه‌های آنان گردید و چون ترکان مردمی [[جنگجو]]<ref>اصطخری، ابو اسحاق ابراهیم، مسالک و ممالک، ص۲۲۹، و ابن حوقل، سفرنامه ابن حوقل یا ایران در صورة الارض، ص۱۹۷.</ref> و [[دلاور]] و گستاخ و [[بی‌باک]] و از [[حس]] [[ملیت]] و [[تعصبات قومی]] [[بیگانه]] و از [[تمدن]] و [[شهرنشینی]] که لازمه‌اش [[دوستداری]] زادگاه و نیاکان است، به دور بودند، معتصم همچنان از آنان [[حمایت]] کرد و نگهبانان خاص خود را از آنان برگزید و [[مناصب]] مهم و ولایت‌های بزرگ را به آنان سپرد و زمینه [[سلطه]] مرگ‌بار آنان را که فرجامش [[سستی]] کار [[خلافت]] و [[سقوط]] نهایی آن بود، فراهم آورد. در صفحات بعد، نقش ترکان را در وقایع و رویدادهای [[تاریخی]] دور خلافت معتصم و خلفای پس از وی بررسی می‌کنیم.<ref>[[سید احمد رضا خضری|خضری، سید احمد رضا]]، [[تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه (کتاب)|تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه]] ص ۸۷.</ref>.


==رخدادهای مهم عصر معتصم عباسی==
==معتصم و توطئه قتل امام جواد==
{{همچنین|امام جواد}}
در [[سال ۲۱۸ق]]، [[معتصم]] به جای [[مأمون]] [[خلیفه مسلمین]] شد. عصر او عصر شورش‌های پیاپی و درگیری‌های ترکان و [[عرب‌ها]] و [[ایرانیان]] بود و او کوشید همه [[مخالفان]] خود را [[سرکوب]] کند. یکی از کسانی‌که او از ناحیه وی [[احساس]] خطر می‌کرد، امام محمد تقی{{ع}} بود. [[اخبار]] حکایت از آن دارد که او ابتدا کوشید از طریق توطئه‌ای، جواز [[قتل]] امام را به دست بیاورد؛ اما توفیقی نیافت. چنان‌که راوندی نقل کرده، معتصم به امام [[تهمت]] زد که قصد [[شورش]] علیه [[حکومت]] وی دارد و برای [[اثبات]] این ادعا جماعتی از [[وزرا]] و [[نزدیکان]] خود را [[گواه]] نوشته‌ای در این باب گرفت و امام را به مجلس خود احضار کرده و [[اتهام]] مزبور را به آن حضرت اظهار داشت؛ امام [[سوگند]] یاد کرد که در هیچ توطئه‌ای علیه وی دخالت نداشته است؛ اما معتصم از [[شاهدان]] و [[گواهان]] متعدد خود یاد کرد؛ حضرت نیز از [[خداوند]] درخواست کرد اگر آنان به [[دروغ]] به وی چنین نسبتی می‌دهند، مورد [[عقاب]] قرار بگیرند؛ در این لحظه ایوان [[کاخ]] معتصم به لرزه افتاد و نزدیک بود که ویران شود که معتصم فریاد زد ای [[پسر رسول خدا]]! از کاری که در [[حق]] تو کردم [[توبه]] نمودم، از خدای خود بخواه که مانع چنین واقعه‌ای شود؛ [[امام]] نیز [[دعا]] کرده و ایوان به حال پیشین خود بازگشت<ref>الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۷۰-۶۷۱.</ref>. این [[روایت]] نشان از آن دارد که [[معتصم]] نیز مانند خلفای پیش از خود، از [[اقتدار]] امام عصرش بیمناک بود.
 
معتصم امام را در [[سال ۲۲۰ق]] به [[بغداد]] احضار کرد. حضرت در [[محرم]] سال ۲۲۰ق به این [[شهر]] رسید و ذی‌القعدة همان سال در این شهر از [[دنیا]] رفت و در کنار [[قبر]] جد بزرگوارش امام [[موسی بن جعفر]]{{ع}} در [[مقابر قریش]] به خاک سپرده شد<ref>تاریخ بغداد، ج۳، ص۲۶۷؛ الارشاد، ج۲، ص۲۹۵.</ref>. دلیل احضار امام در منابع ذکر نشده اما اینکه پس از اندکی حضرت [[رحلت]] یافته، نشانه‌ای از [[توطئه]] [[قتل]] امام است.
 
عیاشی (۳۲۰ق) روایت مهمی را در این باب ذکر کرده است. او می‌گوید در [[مجلسی]] از [[حکم]] [[اسلام]] درباره اندازه بریدن دست سارق سخن رفت و علمای مختلف، دیدگاه‌های گوناگونی را مطرح کردند. پس از آن معتصم از [[امام جواد]]{{ع}} در این باب پرسش کرد و حضرت پاسخی مستدل و مستند ارائه کرد که همگان مجاب و از [[جهل]] خود شرمنده شدند. یکی از [[نزدیکان]] معتصم به نام ابن ابی‌داود از این مجلس پریشان شد و پس از سه [[روز]] نزد معتصم رفت و به او خطر امام جواد{{ع}} را متذکر شد و به او گفت او با چنین دانشی می‌تواند در میان اقشار مختلف [[مردم]] [[محبوبیت]] به دست آورد و [[مشروعیت خلافت]] را از تو بستاند. معتصم پس از این سخن به [[فکر]] فرو رفت و مجلسی آراست و امام را بدان [[دعوت]] کرد. حضرت ابتدا نپذیرفت و چون [[اجبار]] به رفتن شد، در همان مجلس با خوراندن غذای [[مسموم]]، [[بیمار]] شد و از دنیا رفت<ref>تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۱۹-۳۲۰.</ref>. بعضی منابع حکایت مسموم کردن امام را به این نحو تشریح کرده‌اند که [[معتصم]]، به [[عبدالملک بن زیات]] نوشت [[امام جواد]]{{ع}} و امّ‌فضل را به [[بغداد]] بفرست. ابن زیات نیز چنین کرد و [[امام]] و همسرش در بغداد مورد [[اکرام]] و [[احترام]] قرار گرفتند. پس از مدتی معتصم شخصی را [[مأمور]] کرد تا با [[حیله]] خاصی، از طریق خوراندن نوشیدنی [[مسموم]]، حضرت را به [[قتل]] برساند. امام ابتدا نپذیرفت و چون ناگزیر شد از آن نوشید<ref>المناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۸۴.</ref>. برخی منابع، [[شهادت امام]] را به غذای زهرآلودی مرتبط دانسته‌اند که [[همسر]] وی، امّ‌فضل به [[دستور]] معتصم به او خورانده بود<ref>إثبات الوصیة، ص۲۲۷.</ref>. امّ‌فضل از حضرت، [[فرزندی]] نداشت و نسبت به برخی [[کنیزان]] وی که برایش فرزند به [[دنیا]] آورده بودند، [[حسادت]] می‌کرد. حتی نقل شده که او در [[زمان]] پدرش [[مأمون]] به وی نامه‌ای نوشت و از این جهت به او [[شکایت]] کرد. مأمون در پاسخ به وی گفت تو را به همسری [[ابوجعفر]] در نیاورده‌ایم که حلالی را بر او [[حرام]] کنیم و از این پس چنین مطلبی را تکرار مکن<ref>الإرشاد، ج۲، ص۲۸۸؛ روضة الواعظین، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. برخی [[علمای شیعه]] مانند [[شیخ مفید]]، درباره مسموم شدن امام [[رأی]] قاطعی نداده‌اند و گفته‌اند بر اساس اسناد این مطلب برایشان مسلم نشده است<ref>الإرشاد، ج۲، ص۲۹۵.</ref> اما احضار ناگهانی و [[مرگ]] بدون [[بیماری]] پیشین برای [[جوانی]] ۲۵ ساله باید محل [[تأمل]] قرار گیرد. از سویی دیگر در برخی [[روایت‌ها]] از [[معصومان]]{{عم}} نقل شده که همگی ما یا مقتول می‌شویم یا مسموم: {{متن حدیث|مَا مِنَّا إِلَّا مَسْمُومٌ‏ أَوْ مَقْتُولٌ‏}}<ref>کفایة الأثر، ص۲۲۷؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۲۸.</ref>.
 
طبق [[معتقدات]] [[شیعیان]]، امام جواد{{ع}} را امام پس از وی [[امام هادی]]{{ع}} [[غسل]] و [[کفن]] کرد و بر او [[نماز]] گزارد. [[هارون]] مشهور به [[واثق بالله]] پسر معتصم، در میان [[مردم]] بر امام نماز خواند و او را به خاک سپرد<ref>تاریخ بغداد، ج۳، ص۲۶۷.</ref>. در کیفیت [[زیارت]] امام جواد{{ع}} و تبیین [[مقام]] شامخ حضرت در [[منابع روایی]] مطالب مهمی دیده می‌شود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۶۰۰-۶۰۲؛ کامل الزیارات، ص۳۰۱-۳۰۳.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[امام محمد بن علی - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «امام محمد بن علی»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]] ص ۴۹۷-۵۰۷.</ref>
 
==رخدادهای دیگر عصر معتصم عباسی==
===[[بنای سامره]]===
===[[بنای سامره]]===


۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش