←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
بین [[فرق اسلامی]]، [[شیعه]] عصمت را یکی از شرایط و خصوصیّات [[امام]] میداند و [[معتقد]] است [[امام]] نیز همچون [[پیامبر]] باید از هر گونه [[اشتباه]] و [[خطا]] و [[آلودگی]] مصون باشد. برای یک [[رهبر]] که انبوه مسئولیّتهای [[مکتب]] و [[امّت]] را [[تحمل]] میکند، همواره این خطر وجود دارد که دانسته یا ندانسته به [[انحراف]] و [[لغزش]] کشیده شود و در این صورت اعتبار و [[شرف]] و ارزشهای امّتی که تحت [[زعامت]] او است به [[تباهی]] کشیده خواهد شد و پیامدهای نامطلوب آن دامن [[جامعه اسلامی]] را خواهد گرفت؛ امّا عصمت نیروی بازدارنده درونی است که از منبع [[عظیم]] [[ایمان]] و [[بینش]] دقیق سرچشمه میگیرد و [[امام]] و [[رهبر]] را در برابر هر نوع [[گناه]] و لغزشی بیمه میکند. این صفت نیرومند درونی و [[نفسانی]] که از [[رؤیت]] [[باطن]] و [[ملکوت]] و [[حقیقت]] [[جهان هستی]] حاصل میشود، به گونهای است که [[انسان]] را از دست زدن به هر نوع [[عصیان]] - چه کوچک و چه بزرگ، چه آشکار و چه [[نهان]] - باز میدارد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۴۹.</ref>. | بین [[فرق اسلامی]]، [[شیعه]] عصمت را یکی از شرایط و خصوصیّات [[امام]] میداند و [[معتقد]] است [[امام]] نیز همچون [[پیامبر]] باید از هر گونه [[اشتباه]] و [[خطا]] و [[آلودگی]] مصون باشد. برای یک [[رهبر]] که انبوه مسئولیّتهای [[مکتب]] و [[امّت]] را [[تحمل]] میکند، همواره این خطر وجود دارد که دانسته یا ندانسته به [[انحراف]] و [[لغزش]] کشیده شود و در این صورت اعتبار و [[شرف]] و ارزشهای امّتی که تحت [[زعامت]] او است به [[تباهی]] کشیده خواهد شد و پیامدهای نامطلوب آن دامن [[جامعه اسلامی]] را خواهد گرفت؛ امّا عصمت نیروی بازدارنده درونی است که از منبع [[عظیم]] [[ایمان]] و [[بینش]] دقیق سرچشمه میگیرد و [[امام]] و [[رهبر]] را در برابر هر نوع [[گناه]] و لغزشی بیمه میکند. این صفت نیرومند درونی و [[نفسانی]] که از [[رؤیت]] [[باطن]] و [[ملکوت]] و [[حقیقت]] [[جهان هستی]] حاصل میشود، به گونهای است که [[انسان]] را از دست زدن به هر نوع [[عصیان]] - چه کوچک و چه بزرگ، چه آشکار و چه [[نهان]] - باز میدارد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۴۹.</ref>. | ||
== پیشینه بحث عصمت == | |||
بحثِ عصمت دارای پیشینهای طولانی است و در [[ادیان الهی]] و بلکه [[ادیان]] غیر [[وحیانی]] نیز به نوعی به آن توجه شده است<ref>ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی اصغر حکمت، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. در [[دین یهود]] به [[عصمت پیامبران]]{{عم}} توجه شده و برخی سخن پیامبران{{عم}} را سخن [[خداوند]] دانستهاند<ref>کتاب مقدس، سفر خروج، ب۴، ص۱۵.</ref>. در [[آیین مسیحیت]] نیز [[عصمت پیامبر]]{{عم}} بلکه عصمت نویسندگان [[کتاب مقدس]] و [[تأیید]] آنان توسط [[روحالقدس]] مطرح شده است<ref>ضیاییفر، سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۸۶.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز از [[عصمت فرشتگان]] و پیامبران{{عم}} یاد کرده<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ}} «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگهاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند» سوره تحریم، آیه ۶؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ * وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ}} «و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم * و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۶-۴۷؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۱۰، ص۵۱.</ref> و [[ابلاغ وحی]] و [[قرآن]] را از دستبرد [[تحریف]] مصون دانسته است<ref>{{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}} «در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است» سوره فصلت، آیه ۴۲؛ {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}} «و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref>. در بعضی [[احادیث]]، مانند [[حدیث ثقلین]] به [[طهارت]] و [[عصمت]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} اشاره شده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۳۱.</ref>. | |||
بحث از عصمت در پی [[آیات]] و [[روایات]] توسعه یافته است و از همان آغاز [[رحلت پیامبر]]{{صل}} در [[اختلافات]] به [[سیره]] و [[سنت]] آن حضرت [[تمسک]] کرده<ref>ضیاییفر، سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۸۹.</ref> و در مسائل گوناگون [[اعتقادی]]، [[کلامی]] و [[فقهی]] تلاش کردهاند در کنار استناد به قرآن، مدعای خویش را با گفتار و [[رفتار نبوی]]{{صل}} همراه سازند تا آنجا که [[عصمت پیامبر]]{{صل}} به عنوان مسئله کلامی مطرح گردید و مبنای برخی از [[منابع علم]] [[فقه]] شد<ref>ضیاییفر، سعید، جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص۳۸۹.</ref>. | |||
در اوایل [[قرن دوم هجری]] قمری، نحلهها و مکتبهای کلامی و فقهی به بحث از عصمت پرداختهاند و بخشی از آثار خود را به این بحث اختصاص دادهاند<ref>طبری امامی، محمد بن جریر، المسترشد فی امامة امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۴۰۰ و ۶۰۰.</ref>. در قرنهای بعد، [[مفسران]]<ref>بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۲۱ - ۳۲۲؛ حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۳۳۱ و ۳۷۶.</ref>، [[محدثان]]<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۹۸ - ۲۰۰؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۶۳۲؛ معانی الاخبار، ص۱۳۲.</ref> و [[متکلمان شیعی]]<ref>ابن نوبخت، ابراهیم، الیاقوت فی علم الکلام، ص۷۳-۷۵؛ شیخ مفید، تصحیح اعتقادات، ص۱۲۸؛ سید مرتضی، الشافی، ج۱، ص۳۰۰ - ۳۱۴؛ سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۳، ص۱۶۳.</ref> مسئله [[عصمت]] را در آثار خود مطرح کردهاند<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[عصمت (مقاله)|مقاله «عصمت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص ۳۲۱.</ref>. | |||
==معناشناسی عصمت== | ==معناشناسی عصمت== | ||