←پرسشهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۴۳: | خط ۱۴۳: | ||
۴. [[استغفار]] به معنای طلب ظرفیت است و آنان با [[استغفار]] به [[درگاه الهی]] ظرفیت خود را افزایش میدهند تا [[انوار]] قدسیه [[الهی]] بر آنها بتابد، چراکه همیشه [[استغفار]]، [[توبه از گناه]] نیست، بلکه [[بهترین]] [[دعاها]] است: {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«همان شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان»... سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ}}<ref>«آنان اندکی از شب را میخفتند و سحرگاهان آمرزش میخواستند» سوره ذاریات، آیه ۱۷-۱۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۶۴-۶۷.</ref>. | ۴. [[استغفار]] به معنای طلب ظرفیت است و آنان با [[استغفار]] به [[درگاه الهی]] ظرفیت خود را افزایش میدهند تا [[انوار]] قدسیه [[الهی]] بر آنها بتابد، چراکه همیشه [[استغفار]]، [[توبه از گناه]] نیست، بلکه [[بهترین]] [[دعاها]] است: {{متن قرآن|الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ}}<ref>«همان شکیبایان و راستگویان و فرمانپذیران و بخشندگان و آمرزشخواهان در سحرگاهان»... سوره آل عمران، آیه ۱۷.</ref> و در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ}}<ref>«آنان اندکی از شب را میخفتند و سحرگاهان آمرزش میخواستند» سوره ذاریات، آیه ۱۷-۱۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص:۶۴-۶۷.</ref>. | ||
== تردید انبیاء در وحی == | |||
[[ادراک]] [[وحی]]، ادراکی است [[یقینی]] و بیشک و [[شبهه]]، حال ممکن است گفته شود پس چرا [[خداوند]]، خبر از [[شک و تردید]] [[انبیا]] در وحی میدهد؛ آنجا که میفرماید: | |||
{{متن قرآن|حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَنْ نَشَاءُ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«تا آنجا که پیامبران به آستانه نومیدی رسیدند و پنداشتند که (مردم در وعده پشتیبانی) به آنان دروغ گفتهاند، (ناگهان) یاری ما به آنان رسید و هر کس را که میخواستیم رهایی یافت و عذاب ما از گروه گنهکاران بازگردانده نمیشود» سوره یوسف، آیه ۱۱۰.</ref>. | |||
برای روشنتر شدن شبهه پیشگفته و نحوه برداشت آن از [[آیه شریفه]]، [[سخن]] یکی از نویسندگان را در این زمینه [[نقل]] میکنیم: عموماً این [[آیه]] را چنین معنی کردهاند که: [[پیامبران]] از [[ایمان آوردن]] [[قوم]] خود نا [[امید]] شده و [[اطمینان]] یافته بودند که قومشان ایشان را [[دروغگو]] پنداشتهاند<ref>معنای مشهوری که مؤلف کتاب برای آیه ذکر میکنند، با قرائت غیر مشهور (کُذِّبوا) تناسب دارد.</ref> و در چنین حالی بود که [[نصرت الهی]] در رسید. این [[تفسیر]] رایجی است و با [[اعتقادات]] [[عامه]] در باب انبیا نیز موافقت دارد. امّا این آیه به نحو دیگری هم قرائت و معنی شده و پارهای [[روایات]] نیز در [[تأیید]] این معنی آمده است. معنای دوّم این است که: پیامبران خود به [[راستی]] دچار تردید شدند و با خود گفتند که مبادا به ما [[دروغ]] گفتهاند، مبادا ما به غلط پنداشتهایم که [[فرشتگان]] از جانب خداوند [[وعده]] [[راستین]] [[نصرت]] را آوردند، در حالی که شاید نه فرشتگان، که [[شیاطین]] بودهاند که به ما وعدههای دروغین تلقین کردهاند...<ref>حکمت و معیشت، دفتر نخست، ص۴۰۲-۴۰۳.</ref>. در خصوص [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز [[آیات]] فراوانی داریم که ایشان را از [[شک و تردید]] [[نهی]] میکنند<ref>ر.ک: {{متن قرآن|الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}} «حق از (آن) پروردگار توست پس هیچگاه از دو دلان مباش!» سوره بقره، آیه ۱۴۷ و آل عمران، آیه ۶۰؛ {{متن قرآن|أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}} «آن (قرآن) فرو فرستادهای راستین از سوی پروردگار توست پس به هیچ روی از تردیدکنندگان مباش!» سوره انعام، آیه ۱۱۴؛ {{متن قرآن|فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}} «پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند» سوره هود، آیه ۱۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ}} «و به راستی ما به موسی کتاب (آسمانی) دادیم- بنابراین در لقای او (با خداوند) تردیدی مکن- و ما آن (کتاب) را رهنمودی برای بنی اسرائیل قرار دادیم» سوره سجده، آیه ۲۳.</ref>. و روشن است که نهی از چیزی، دلالت بر حصول آن و یا لااقل احتمال حصول آن دارد. | |||
همچنین میبینیم که برخی از [[آیات قرآن کریم]]، برای رفع [[شک و تردید]] [[پیامبر]]{{صل}}، [[حضرت]] را به مراجعه به [[اهل کتاب]] و [[پرسش]] از آنها فرا میخواند. به عنوان نمونه، در [[آیه]] ۹۴ از [[سوره یونس]]<ref>همچنین ر.ک: {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}} «آیا جز خداوند را به داوری بجویم حال آنکه اوست که (این) کتاب را روشن به سوی شما فرو فرستاد و کسانی که به آنان کتاب دادهایم میدانند که آن (قرآن) فرو فرستادهای راستین از سوی پروردگار توست پس به هیچ روی از تردیدکنندگان مباش!» سوره انعام، آیه ۱۱۴.</ref> میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ}}<ref>«پس اگر در برخی از آنچه به سوی تو فرو فرستادهایم شک داری از آنان که پیش از تو کتاب آسمانی را میخواندند بپرس، به راستی حق از سوی پروردگارت نزد تو آمده است پس هرگز از دودلان مباش!» سوره یونس، آیه ۹۴.</ref>. | |||
حال با توجه به تصریحات [[قرآن کریم]] در این مورد، چگونه میتوان گفت که [[ادراک]] [[وحی]]، ادراکی [[خطاناپذیر]] و غیر قابل [[شک]] است؟ بلکه آنگونه که از این [[آیات]] و نظایر آنها استفاده میشود، [[انبیا]] هم، در [[الهی]] بودن مطالبی که به آنها [[القاء]] میشده، [[شک و تردید]] میکردند. هر چند، [[خداوند]] [[کریم]] به کمک راهها و وسایلی که در [[اختیار]] آنها قرار میداد شک و دودلی آنها را برطرف کرده، آنها را از صحت و [[درستی]] وحی و الهی بودن آن مطمئن مینمود. | |||
بررسی [[آیه]] ۱۱۰ [[سوره یوسف]]: نخست لازم است اشارهای به [[قرائات]] و احتمالات مختلف آیه داشته باشیم<ref>ر.ک: تفسیر التبیان، ج۶، ص۲۰۷؛ مجمع البیان، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۳؛ الکشاف، ج۲، ص۵۱۰.</ref>. کلمه {{متن قرآن|كُذِبُوا}} در قرائت مشهور به صورت مجهول و ثلاثی مجرّد است و معنایش این میشود که "به آنها [[دروغ]] گفته شد". برخی دیگر آن را به صورت مجهول امّا همراه با تشدید قرائت کردهاند (کُذّبوا). طبق این قرائت، معنای این کلمه که از باب تفعیل است، چنین خواهد شد: "آنها را [[دروغگو]] پنداشتند". قرائت سومی نیز در آیه وجود دارد که البته قرائت شاذّ و نادری است و آن این است که این کلمه را به صورت معلوم قرائت کردهاند (کَذّبوا)؛ یعنی: "دروغ گفتند". | |||
همچنین، در [[آیه شریفه]] چند [[ضمیر]] وجود دارد که میتوان برای آنها مرجعهای مختلفی در نظر گرفت. با ضمیمه کردن قرائات مختلف احتمالات مربوط به ضمایر، درباره معنای آیه احتمالات بسیار زیادی مطرح میشود که برای [[احتراز]] از طولانی شدن بحث، تنها به بررسی قرائت مشهور میپردازیم. | |||
[[مرجع]] ضمیر در {{متن قرآن|ظَنُّوا}} یا "[[پیامبران]]" است و یا "[[مردم]]". در هر صورت، همین دو احتمال در [[ضمیر]] "کُذِبوا" نیز داده میشود. تا اینجا چهار احتمال در [[آیه شریفه]] وجود دارد که به عنوان مثال، بر اساس یکی از احتمالات. معنای [[آیه]] چنین میشود: "[[مردم]] [[گمان]] کردند که به [[پیامبران]] [[دروغ]] گفته شده است". | |||
در هر کدام از چهار وجه مذکور، در اینکه چه کسی [[دروغ]] گفته است (شخص [[دروغگو]] کیست) نیز احتمالات مختلفی وجود دارد؛ از جمله: پیامبران، عموم مردم، [[ملائکه]] و خصوص ایمانآورندگان به پیامبران. از ضرب چهار احتمال اخیر در چهار وجه قبلی، شانزده صورت حاصل میشود که البته برخی از این احتمالات معنای روشنی ندارند و کسی هم در [[تفسیر آیه]] شریفه، آنها را مطرح نکرده است. اینک تنها به ذکر چند احتمالی که درباره آیه گفته شده، بسنده میکنیم. | |||
# "مردم" گمان کردند که "پیامبران" به "آنها" دروغ گفتهاند<ref>تفسیر التبیان، ج۶، ص۲۰۷؛ مجمع البیان، ج۵، ص۳۵۰؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۷۹؛ شرح الشفا، ج۲، ص۱۸۱.</ref>. برخی از [[روایات]] وارد شده در این باب، این وجه را [[تأیید]] میکنند<ref>ر.ک: عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۶۰.</ref>. | |||
# "مردم" گمان کردند که "ملائکه" به "پیامبرانشان" دروغ گفتهاند. این وجهی است که مترجم [[تفسیر المیزان]] از [[کلام]] [[علامه طباطبایی]] برداشت نمودهاند<ref>ر.ک: ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۸۰.</ref>. هر چند به نظر میرسد که نظر [[مرحوم علامه]]، همان وجه نخست باشد. | |||
# "پیامبران" گمان (یا [[یقین]]) کردند که "مردم" به "آنها" دروغ گفتهاند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۳۵۰؛ شرح الشفا، ج۲، ص۱۸۱.</ref>؛ یعنی، کار به جایی رسید که پیامبران از [[ایمان آوردن]] قومشان [[ناامید]] شده. گمان (یا یقین) پیدا کردند که حتی همان عده قلیلی که در ظاهر به آنها [[ایمان]] آوردهاند، به آنان دروغ گفتهاند. | |||
# "پیامبران" گمان کردند که "ملائکه" به "آنها" دروغ گفتهاند<ref>ر.ک: شرح الشفا، ج۲، ص۱۸۱.</ref>. | |||
# "پیامبران" گمان کردند که "خود" به "خویشتن" دروغ گفتهاند؛ یعنی، [[انبیا]]، فرا رسیدن [[نصرت الهی]] را مرتباً با خویشتن زمزمه کرده و برای تسکین [[قلب]] و [[تحمل]] [[مشکلات]] و مرارتها به خود [[وعده]] نصرت الهی را میدادند. اما در فرا رسیدن [[نصرت الهی]] آنقدر تأخیر افتاد که از [[یاری]] [[خداوند]] در این [[دنیا]] [[مأیوس]] شده، به خود گفتند که خداوند در این دنیا ما را یاری نخواهد کرد<ref>الکشاف، ج۲، ص۵۱۰.</ref>. | |||
در بین این پنج احتمال، تنها احتمال چهارم است که میتواند مورد تمسّک صاحبان این [[شبهه]] قرار گیرد. ولی به موجب {{عربی|القران يفسر بعضه بعضاً}} برای ترجیح یک احتمال از بین احتمالات مختلف، علاوه بر قراین موجود در [[آیه]]، باید [[آیات]] دیگر [[قرآن]] را نیز مدّ نظر قرار داد. بنابراین، با توجه به ادلّه محکم [[نقلی]] و همچنین [[عقلی]] که بر عدم [[شک]] [[پیامبران]] در [[الهی بودن وحی]] دلالت میکنند، احتمال چهارم مردود خواهد بود. امّا اینکه از بین چهار احتمال دیگر، کدام احتمال بر وجوه دیگر ترجیح دارد، در موضوع بحث ما دخالتی ندارد. | |||
بررسی آیه ۹۴ [[سوره یونس]]: این آیه نیز هیچگونه دلالتی بر [[شک و تردید]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} در [[پیام الهی]] ندارد. برای توضیح بیشتر، لازم است به چند معنا از معانی متعدّدی که در کتب [[تفسیر]] برای [[آیه شریفه]] بیان شده، توجه کرد. | |||
# این گونه آیات، در [[مقام]] تأکید بر [[حقانیّت]] و [[درستی]] [[معارف]] و دستوراتی است که از [[ناحیه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[مردم]] [[ابلاغ]] میشود. و برای بیان این مطلب است که هیچگونه شک و تردیدی در [[حقانیت قرآن]] [[کریم]] و محتوای آن [[راه]] ندارد. به بیان دیگر، هر چند مخاطب این آیه پیامبر گرامی اسلام{{صل}} است؛ امّا در [[حقیقت]]، این گونه خطابها از قبیل {{عربی|اياك اعني و اسمعي يا جاره}}<ref>این جمله ضربالمثلی است در زبان عربی و تقریباً معادل با این ضربالمثل فارسی است که «در! به تو میگویم، دیوار! تو بشنو». برای آشنایی با چگونگی پیدایش این ضربالمثل ر.ک: مجمع البحرین، ج۳، ص۲۵۲، ماده «جور».</ref> میباشد<ref>الهدی الی دین المصطفی، ج۱، ص۱۶۸؛ آموزش عقاید، ج۱-۲، ص۲۵۷؛ قرآنشناسی، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. چنانکه در برخی از [[روایات]] به این مطلب اشاره کریم شده است<ref>ر.ک: عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۱۶۱؛ بحارالانوار، ج۱۷، ص۷۱؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۲۵۱.</ref>. یعنی افرادی را که ممکن است در [[الهی]] بودن و [[حقانیّت]] [[قرآن کریم]] تردیدی داشته باشند، مخاطب قرار داده، میفرماید: برای برطرف شدن [[شک]] و تردیدتان، میتوانید با مراجعه به علمای [[اهل کتاب]] درباره حقانیّت شدن مطالبی که [[پیامبر]] میگوید [[تحقیق]] نموده، به صحّت و [[درستی]] آن پی ببرید. بنابراین، [[آیه]] مذکور هیچ گونه دلالتی بر [[شک و تردید]] پیامبر نسبت به الهی بودن [[قرآن]] ندارد. [[شاهد]] این مدعا آن است که در چند آیه بعد، از همین [[سوره]]، [[خداوند]] خطاب به پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلَا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ...}}<ref>«بگو: ای مردم! اگر در دین من شک دارید پس (بدانید که) من کسانی را که به جای خداوند میپرستید نمیپرستم..». سوره یونس، آیه ۱۰۴.</ref>. بدین ترتیب خداوند بر [[اطمینان قلبی]] و [[استواری]] پیامبر خود، صحه میگذارد<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۷۰.</ref>. علاوه بر اینکه، بر اساس شواهد [[تاریخی]] و [[روایات]] [[ائمه اطهار]]{{ع}} پیامبر بعد از [[نزول]] این آیه از کسی درباره قرآن و حقانیّت آن سؤالی ننمودند. و خود [[حضرت]] هنگام نزول این [[آیه شریفه]]، برای رفع این [[شبهه]] که شاید مخاطب این آیه، ایشان باشند، فرمودند: {{متن حدیث|لَا أَشُكُّ وَ لَا أَسْأَلُ َ بَلْ أَشْهَدُ أَنَّهُ الْحَقُّ}}. کنایه از اینکه مخاطب واقعی این آیه من نیستم<ref>الکشاف، ج۲، ص۳۷۰-۳۷۱؛ شرح الشفا، ج۲، ص۱۷۷.</ref>. | |||
# این آیه در [[مقام]] بیان [[علم]] و [[آگاهی]] علمای اهل کتاب، نسبت به [[حقانیت قرآن]] و [[نبوت]] [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} است؛ یعنی تأکیدی است بر این [[حقیقت]] که: {{متن قرآن|يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ}}<ref>«او را میشناسند همانگونه که فرزندانشان را میشناسند» سوره بقره، آیه ۱۴۶.</ref>. بدین معنا که علمای اهل کتاب، همان گونه که شخص پیامبر{{صل}} را میشناسند، به [[حقانیت]] و صحت مطالب قرآن کریم و نبوت آن حضرت نیز آگاهند. از این رو بر فرض، حتی اگر [[رسول الله]]{{صل}} هم نسبت به حقانیت قرآن و [[نبوت]] خویش شکی داشته باشد، علمای [[اهل کتاب]] هیچگونه [[شک]] و تردیدی نسبت به این مسأله ندارند<ref>الکشاف، ج۲، ص۳۷۰-۳۷۱.</ref>. | |||
# در [[آیه]] مورد نظر، [[خداوند]] [[کریم]] در صدد بیان این معناست که در [[حقانیت]] مطالب و معارفی که در این [[سوره]] به [[پیامبر]] [[القا]] شده، هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد و [[دلایل]] متعددی بر صحت آن [[گواهی]] میدهند؛ زیرا نه تنها [[سخن پیامبر]] [[دلیل]] حقانیت آن است- چون {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۴.</ref> - بلکه حتی علمای اهل کتاب هم نمیتوانند مطالب این سوره را [[انکار]] کنند؛ زیرا آنها، گو اینکه بعضی از مطالب [[تورات]] و [[انجیل]] را که در مورد [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} است انکار کرده و آنها را [[تحریف]] نمودهاند، اما در مورد سرگذشت پیامبرانی که در این سوره از آنها نام برده شده است، [[اتفاق نظر]] دارند. | |||
روشن است که در این رهیافت، آیه مورد نظر، مربوط به مطالب همین [[سوره یونس]] میباشد و نه کل مطالب [[قرآن کریم]]. [[گواه]] این ادعا آن است که سرگذشت همه پیامبرانی که در این سوره از آنها نام برده شده، [[مورد اتفاق]] [[مسیحیت]] و [[یهودیت]] است. امّا سرگذشت بعضی از [[پیامبران]]، مانند [[شعیب]] و [[مسیح]]، که اهل کتاب در مورد آنها توافق ندارند، و یا [[زندگی]] انبیایی همچون [[هود]] و [[صالح]] که در انجیل بیان شده، ولی درتورات ذکری از آنها به میان نیامده، در این سوره مطرح نشده است<ref>المیزان، ج۱۰، ص۱۲۲-۱۲۳.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۱۱۶-۱۲۲.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۸۰: | ||
* [[دلایل جبری دانستن عصمت چیست؟ (پرسش)]] | * [[دلایل جبری دانستن عصمت چیست؟ (پرسش)]] | ||
* [[پیامدهای جبری دانستن عصمت چیست؟ (پرسش)]] | * [[پیامدهای جبری دانستن عصمت چیست؟ (پرسش)]] | ||
* [[چرا خداوند خبر از شک و تردید انبیاء در وحی میدهد؟ (پرسش)]] | |||
{{پایان پرسشهای وابسته}} | {{پایان پرسشهای وابسته}} | ||