ابنالذبیحین: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
اما راجع به قربانی دوم، این ادعا که مراد [[پیامبر]]{{صل}} [[عبدالله]] باشد، بحث جدیتری در میگیرد و آن اینکه چگونه میتوان [[عبدالمطلب]] که فردی [[حنیف]] و [[خداپرست]] بود، [[انسانی]] را بکشد که این کار در هیچ یک از [[ادیان آسمانی]] موجه شمرده نشده است. پاسخ به این پرسش البته آسان نیست. [[غفاری]] در تعلیقه خود بر کتاب [[من لا یحضره الفقیه]]، ذیل این داستان مطلب در خوری دارد که خلاصه آن چنین است: آنچه در این باره، یعنی درباره ذبح عبدالله و داستان او، گفته شده، اگر دقیق بررسی شود مشخص میشود که از قصههایی است که داستانسرایان و کسانی که به [[مشرک]] بودن عبدالمطلب معتقدند آن را ساختهاند، چون [[نذر]] قربانی فرزند، بنا به صریح [[آیات قرآنی]]، از [[اعمال]] [[مشرکان]] بوده است و از [[موحدان]] کسی چنین نمیکرده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز نذر نکرد، بلکه چنان که صریح [[آیات]] است، از طرف [[خداوند]] به انجام این کار [[مأمور]] گشت و [[قرآن]] خود در [[مقام]] تشنیع و [[توبیخ]] مشرکان میفرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه در نظر بسیاری از مشرکان، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر خداوند میخواست چنین نمیکردند پس آنان را با آنچه دروغ میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۳۷.</ref>؛ در ذیل این [[آیه]] [[مفسران]] [[غیر شیعه]] جملگی گفتهاند که آیه در [[شأن]] [[عبدالمطلب]] است، و تنها او را مصداق [[واقعی]] و اولیه آیه دانستهاند، و سادهلوحان نیز بدون [[تأمل]] این ادعا را پذیرفتهاند، در حالی که عبدالمطلب از حنیفان است، یعنی از کسانی که در [[زمان]] خود تنها [[موحد]] بوده است. چنان که در [[حدیث صحیح]] [[کلینی]] از [[زرارة بن اعین]] از [[امام صادق]]{{ع}} است که فرمود: “عبدالمطلب در [[روز قیامت]] به عنوان یک [[امت]] وارد [[محشر]] خواهد شد، در حالی که دارای چهره [[انبیا]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] است”<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۷.</ref>. وی در ادامه به سخنی از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره میکند که فرمود: {{متن حدیث|أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ *** أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِب}}؛ “من به [[حقیقت]] پیامبرم، من فرزند عبدالمطلب هستم”. سپس دستهای از ویژگیهای او را بر میشمرد و میافزاید: چگونه ممکن است فردی با چنین شاخصهها دست به چنین عمل کودکانه و غیر خردمندانهای بزند. او اضافه میکند: افرادی با غرضورزی به [[جعل]] این داستان دست زدهاند و سادهلوحان آن را بدون تأمل پذیرفته و نقل کردهاند و رفته رفته در [[کتب حدیث]] داخل شده و مورد استفاده [[مفسرین]] [[اهل سنت]] که آبای [[پیغمبر]]{{صل}} را [[مشرک]] میدانند قرار گرفته است، چنان که از [[زمخشری]] تا [[سیدقطب]] جملگی در ذیل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ...}}، مصداق [[حقیقی]] و اولیه آن را عبدالمطلب میشمرند<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۸۹-۹۰، پاورقی.</ref>. | اما راجع به قربانی دوم، این ادعا که مراد [[پیامبر]]{{صل}} [[عبدالله]] باشد، بحث جدیتری در میگیرد و آن اینکه چگونه میتوان [[عبدالمطلب]] که فردی [[حنیف]] و [[خداپرست]] بود، [[انسانی]] را بکشد که این کار در هیچ یک از [[ادیان آسمانی]] موجه شمرده نشده است. پاسخ به این پرسش البته آسان نیست. [[غفاری]] در تعلیقه خود بر کتاب [[من لا یحضره الفقیه]]، ذیل این داستان مطلب در خوری دارد که خلاصه آن چنین است: آنچه در این باره، یعنی درباره ذبح عبدالله و داستان او، گفته شده، اگر دقیق بررسی شود مشخص میشود که از قصههایی است که داستانسرایان و کسانی که به [[مشرک]] بودن عبدالمطلب معتقدند آن را ساختهاند، چون [[نذر]] قربانی فرزند، بنا به صریح [[آیات قرآنی]]، از [[اعمال]] [[مشرکان]] بوده است و از [[موحدان]] کسی چنین نمیکرده است. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} نیز نذر نکرد، بلکه چنان که صریح [[آیات]] است، از طرف [[خداوند]] به انجام این کار [[مأمور]] گشت و [[قرآن]] خود در [[مقام]] تشنیع و [[توبیخ]] مشرکان میفرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه در نظر بسیاری از مشرکان، شریکان آنان کشتن فرزندانشان را آراسته جلوه دادند تا آنان را نابود کنند و دینشان را بر آنان مشتبه گردانند و اگر خداوند میخواست چنین نمیکردند پس آنان را با آنچه دروغ میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۳۷.</ref>؛ در ذیل این [[آیه]] [[مفسران]] [[غیر شیعه]] جملگی گفتهاند که آیه در [[شأن]] [[عبدالمطلب]] است، و تنها او را مصداق [[واقعی]] و اولیه آیه دانستهاند، و سادهلوحان نیز بدون [[تأمل]] این ادعا را پذیرفتهاند، در حالی که عبدالمطلب از حنیفان است، یعنی از کسانی که در [[زمان]] خود تنها [[موحد]] بوده است. چنان که در [[حدیث صحیح]] [[کلینی]] از [[زرارة بن اعین]] از [[امام صادق]]{{ع}} است که فرمود: “عبدالمطلب در [[روز قیامت]] به عنوان یک [[امت]] وارد [[محشر]] خواهد شد، در حالی که دارای چهره [[انبیا]] و [[هیبت]] [[پادشاهان]] است”<ref>الکافی، ج۱، ص۴۴۷.</ref>. وی در ادامه به سخنی از [[پیامبر]]{{صل}} اشاره میکند که فرمود: {{متن حدیث|أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ *** أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِب}}؛ “من به [[حقیقت]] پیامبرم، من فرزند عبدالمطلب هستم”. سپس دستهای از ویژگیهای او را بر میشمرد و میافزاید: چگونه ممکن است فردی با چنین شاخصهها دست به چنین عمل کودکانه و غیر خردمندانهای بزند. او اضافه میکند: افرادی با غرضورزی به [[جعل]] این داستان دست زدهاند و سادهلوحان آن را بدون تأمل پذیرفته و نقل کردهاند و رفته رفته در [[کتب حدیث]] داخل شده و مورد استفاده [[مفسرین]] [[اهل سنت]] که آبای [[پیغمبر]]{{صل}} را [[مشرک]] میدانند قرار گرفته است، چنان که از [[زمخشری]] تا [[سیدقطب]] جملگی در ذیل [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ...}}، مصداق [[حقیقی]] و اولیه آن را عبدالمطلب میشمرند<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۸۹-۹۰، پاورقی.</ref>. | ||
بر این اساس، اندکی تردید در ذبیح خواندن [[عبدالله]] معقول مینماید، به ویژه با توجه به این مطلب که حسب دادههای [[تاریخی]]، عبدالله فرزند دوازدهم یا سیزدهم [[عبدالمطلب]] بوده است، بنابر این، تأخیر اجرای [[نذر]] از سوی عبدالمطلب توجیهی نمییابد و ادعای اینکه دو تن از [[فرزندان]] او از زنی غیر از [[مادر]] [[عبدالله]] بودند نیز گرهی از مشکل نمیگشاید<ref>الصحیح من سیرة النبی{{صل}}، ج۲، ص۴۲.</ref>، چون به هر حال همگی از فرزندان ذکور عبدالمطلب به شمار میروند. در این صورت و با توجه به تردیدهای مذکور و با فرض صدور [[روایت]] {{متن حدیث|أَنَا ابْنُ الذَّبِيحَيْنِ}} از سوی [[پیامبر]]{{صل}}، چه تبیینی برای آن میتوان ارائه کرد؟ به نظر میرسد روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} در معنای آن، پاسخ مناسبی برای این [[پرسش]] است. ایشان میفرماید: “مراد از ذبیح [[اسماعیل]] است، ولی چون [[اسحاق]] آرزومند آن بود که به جای [[برادر]] خود باشد تا چون او [[صبوری]] ورزید و [[تسلیم]] [[خدا]] شود و [[پاداش]] بیابد، [[خداوند]] او را بین [[ملائکه]] ذبیح نامید و از همین رو پیامبر{{صل}} خود را فرزند دو [[قربانی]]، یعنی اسماعیل و اسحاق، نامید، با اینکه اسحاق از [[پدران]] آن [[حضرت]] نیست، ولی در [[ادبیات]] [[قرآنی]] اطلاق [[پدر]] بر عمو، امری پذیرفته و معمول است”<ref>الخصال، ص۵۸، بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۲۴.</ref> | بر این اساس، اندکی تردید در ذبیح خواندن [[عبدالله]] معقول مینماید، به ویژه با توجه به این مطلب که حسب دادههای [[تاریخی]]، عبدالله فرزند دوازدهم یا سیزدهم [[عبدالمطلب]] بوده است، بنابر این، تأخیر اجرای [[نذر]] از سوی عبدالمطلب توجیهی نمییابد و ادعای اینکه دو تن از [[فرزندان]] او از زنی غیر از [[مادر]] [[عبدالله]] بودند نیز گرهی از مشکل نمیگشاید<ref>الصحیح من سیرة النبی{{صل}}، ج۲، ص۴۲.</ref>، چون به هر حال همگی از فرزندان ذکور عبدالمطلب به شمار میروند. در این صورت و با توجه به تردیدهای مذکور و با فرض صدور [[روایت]] {{متن حدیث|أَنَا ابْنُ الذَّبِيحَيْنِ}} از سوی [[پیامبر]]{{صل}}، چه تبیینی برای آن میتوان ارائه کرد؟ به نظر میرسد روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} در معنای آن، پاسخ مناسبی برای این [[پرسش]] است. ایشان میفرماید: “مراد از ذبیح [[اسماعیل]] است، ولی چون [[اسحاق]] آرزومند آن بود که به جای [[برادر]] خود باشد تا چون او [[صبوری]] ورزید و [[تسلیم]] [[خدا]] شود و [[پاداش]] بیابد، [[خداوند]] او را بین [[ملائکه]] ذبیح نامید و از همین رو پیامبر{{صل}} خود را فرزند دو [[قربانی]]، یعنی اسماعیل و اسحاق، نامید، با اینکه اسحاق از [[پدران]] آن [[حضرت]] نیست، ولی در [[ادبیات]] [[قرآنی]] اطلاق [[پدر]] بر عمو، امری پذیرفته و معمول است”<ref>الخصال، ص۵۸، بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۲۴.</ref><ref>منابع: الأمالی، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: مؤسسة البعثة، قم، دار الثقافة، اول، ۱۴۱۴ق؛ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علی، محمدباقر بن محمدتقی معروف به علامه مجلسی (۱۱۱۰ق)، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ تاریخ ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد معروف به ابن خلدون (۸۰۸ق)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی تا: تاریخ الطبری تاریخ الأمم و الملوک)، محمد بن جریر طبری (۳۱۰ق)، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چهارم، ۱۴۰۳ق؛ تاریخ مدینة دمشق، علی بن حسن معروف به ابن عساکر (۵۷۱ق)، تحقیق: علی شیری، بیروت، دار الفکر، اول، ۱۴۱۵ق، التبیان فی تفسیر القرآن، محمد بن حسن معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ق)، تحقیق: احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۴۲ق؛ تخریج الأحادیث والآثار، عبدالله بن یوسف زیلعی (۷۶۲ق)، تحقیق: عبدالله سعد، ریاض، دار ابن خزیمة، اول، ۱۴۱۴ق؛ التسهیل العلوم التنزیل، محمد بن احمد معروف به ابن جزی کلبی (۷۴۱ق)، تحقیق: عبدالله خالدی، بیروت، دار الأرقم بن أبی الأرقم، ۱۴۱۶ق؛ تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، اسماعیل بن عمر معروف به ابن کثیر (۷۷۴ق)، تحقیق: یوسف عبدالرحمن مرعشلی، بیروت، دار المعرفة اول، ۱۴۱۲ق؛ تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی (۳۲۹ق)، تحقیق و تصحیح: سیدطیب موسوی جزائری، نجف، مطبعة النجف، ۱۳۸۷ق؛ التفسیر الکبیر، محمد بن عمر معروف به فخر رازی (۶۰۶ق)، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، چهارم، ۱۴۱۳ق؛ تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی (۱۱۱۲ق)، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، چهارم، ۱۴۱۵ق؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن، محمد بن جریر طبری (۳۱۰ق)، تحقیق: صدقی جمیل عطار، بیروت، دار الفکر، اول، ۱۴۱۵ق؛ الجامع الأحکام القرآن، محمد بن احمد معروف به قرطبی (۶۷۱ق)، تحقیق: احمد عبدالعلیم بردونی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق، الخصال، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، اول، ۱۴۰۳ق؛ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، حسین بن علی معروف به ابوالفتوح رازی (قرن ۶)، تصحیح: محمدجعفر یاحقی - محمدمهدی ناصح، مشهد، آستان قدس رضوی، دوم، ۱۳۷۸ش؛ سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، محمد بن یوسف صالحی شامی (۹۴۲ق)، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود - علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، اول، ۱۴۱۴ق، الصحیح من سیرة النبی الأعظم الیایی سید جعفر بن مرتضی حسینی عاملی (معاصر)، بیروت، دار الهادی - دار السیرة، چهارم، ۱۴۱۵ق، عیون أخبار الرضا، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: حسین اعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی، اول، ۱۴۰۴ق، الکافی، محمد بن یعقوب معروف به کلینی (۳۲۹ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چهارم، ۱۴۰۷ق، کشف الخفاء و مزیل الإلباس، اسماعیل بن محمد عجلونی جراحی (۱۱۶۲ق)، بیروت، دار الکتب العلمیة، سوم، ۱۴۰۸ق، الکشف و البیان، احمد بن محمد ثعلبی (۴۲۷ق)، تحقیق: ابو محمد عاشور، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، اول، ۱۴۲۲ق، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، علی بن حسام معروف به متقی هندی (۹۷۵ق)، تحقیق: بکری حیانی، بیروت، مؤسسة الرسالة ۱۴۰۹ق، المستدرک علی الصحیحین، محمد بن عبدالله معروف به حاکم نیشابوری (۴۰۵ق)، تحقیق: یوسف عبدالرحمن مرعشلی، بیروت، دار المعرفة، بیتا؛ من لایحضره الفقیه، محمد بن علی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، دوم، ۱۴۰۴ق.</ref><ref>[[سید علی رضا واسعی|واسعی، سید علی رضا]]، [[ابنالذبیحین - واسعی (مقاله)|مقاله «ابنالذبیحین»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]] ص ۴۲۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||