استدراج: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
خط ۱۵: خط ۱۵:
در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، استدراج یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ گنهکاران غافل و لجوج به [[عذاب الهی]]، در پوشش برخورداری از نعمت‌های پی‌درپی [[دنیوی]] است<ref>جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص۸؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۱؛ جزایری، نورالدین، فروق اللّغات، ص ۴۰.</ref>. چنان که [[علامه طباطبایی]] می‌‌فرماید: "استدراج، دادن [[نعمت]] دنبال نعمت برای [[مشرکان]] است، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه [[هلاکت]] نزدیک شوند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. استدراج یکی از [[سنن]] [[اجتماعی]] [[الهی]] است که تغییری در آن صورت نمی‌گیرد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۸۶.</ref>.
در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، استدراج یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ گنهکاران غافل و لجوج به [[عذاب الهی]]، در پوشش برخورداری از نعمت‌های پی‌درپی [[دنیوی]] است<ref>جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص۸؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۱؛ جزایری، نورالدین، فروق اللّغات، ص ۴۰.</ref>. چنان که [[علامه طباطبایی]] می‌‌فرماید: "استدراج، دادن [[نعمت]] دنبال نعمت برای [[مشرکان]] است، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه [[هلاکت]] نزدیک شوند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. استدراج یکی از [[سنن]] [[اجتماعی]] [[الهی]] است که تغییری در آن صورت نمی‌گیرد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۸۶.</ref>.


گاهی استدراج را به امر خارق‌العاده‌ای معنا کرده‌اند که از سوی کافران، [[فاسقان]] و اهل هوا، مطابق با ادعای آنان تحقق می‌‌یابد، البته می‌‌توان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست؛ به این صورت که [[خارق عادت]] نوعی نعمت از سوی [[خدا]] به آنان است، تا معلوم شود آنان [[توبه]] کرده و برمی‌گردند، یا هم چنان به راه خود ادامه می‌‌دهند. [[کارهای خارق‌العاده]] [[راهبان]] و [[مرتاضان]] را نیز می‌‌توان از مصادیق استدراج دانست که [[خداوند]] در قبال [[تحمل]] ریاضت‌ها و [[سختی‌ها]] به آنان [[عطا]] می‌‌کند<ref>فخرالدین رازی، ابوعبدالله، موسوعة مصطلحات، ص ۳۹۶؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۴۶۳؛ السقاف، حسن بن علی، صحیح شرح العقیدة الطحاویه، ص ۴۲۲.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸.</ref>
گاهی استدراج را به امر خارق‌العاده‌ای معنا کرده‌اند که از سوی کافران، [[فاسقان]] و اهل هوا، مطابق با ادعای آنان تحقق می‌‌یابد، البته می‌‌توان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست؛ به این صورت که [[خارق عادت]] نوعی نعمت از سوی [[خدا]] به آنان است، تا معلوم شود آنان [[توبه]] کرده و برمی‌گردند، یا هم چنان به راه خود ادامه می‌‌دهند. [[کارهای خارق‌العاده]] [[راهبان]] و [[مرتاضان]] را نیز می‌‌توان از مصادیق استدراج دانست که [[خداوند]] در قبال [[تحمل]] ریاضت‌ها و [[سختی‌ها]] به آنان [[عطا]] می‌‌کند<ref>فخرالدین رازی، ابوعبدالله، موسوعة مصطلحات، ص ۳۹۶؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۴۶۳؛ السقاف، حسن بن علی، صحیح شرح العقیدة الطحاویه، ص ۴۲۲.</ref><ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸.</ref>


استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکه‌اند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] است، اما حالت [[باطنی]] و واقعی آن فرو رفتن آرام در باتلاق [[هلاکت]] و ابتلای تدریجی به [[عذاب الهی]] را نمایش می‌دهد<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۸۰؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>.
استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکه‌اند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] است، اما حالت [[باطنی]] و واقعی آن فرو رفتن آرام در باتلاق [[هلاکت]] و ابتلای تدریجی به [[عذاب الهی]] را نمایش می‌دهد<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۸۰؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>.


==استدراج در قرآن==
==استدراج در قرآن==
واژه استدارج دو بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ}}«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲؛ {{متن قرآن|فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ}}«بنابراین مرا با آن کسان که این سخن را دروغ می‌شمرند وابگذار! به زودی آنان را آرام آرام از جایی که درنیابند فرو می‌گیریم» سوره قلم، آیه ۴۴.</ref>.<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref>
واژه استدارج دو بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته است<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُونَ}}«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲؛ {{متن قرآن|فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ}}«بنابراین مرا با آن کسان که این سخن را دروغ می‌شمرند وابگذار! به زودی آنان را آرام آرام از جایی که درنیابند فرو می‌گیریم» سوره قلم، آیه ۴۴.</ref><ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref>


این اصطلاح در قرآن با نام‌های دیگری همچون [[مکر]]: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ}}<ref>«و (بنی اسرائیل) نیرنگ ورزیدند و خداوند تدبیر کرد» سوره آل عمران، آیه ۵۴.</ref>.<ref>زمخشری، محمود، الکشاف، ج۲، ص۱۰۶؛ عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویة، ص ۲۱۳ ۲۱۵؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۷۳۲.</ref>، [[کید]]: {{متن قرآن|إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref>«تدبیر من سنجیده است» سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، [[خدعه]]: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، [[املاء]] (مهلت دادن): {{متن قرآن|إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا}}<ref>«جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه بیفزایند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref> و [[اهلاک]]: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً}}<ref>«(و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref> به کار رفته است. وجه مشترک این اسامی با استدراج در این است که اولاً، همانند استدراج [[امر]] مخفی است، ثانیاً، ظاهرشان [[احسان]] و باطنشان [[خذلان]] است.
این اصطلاح در قرآن با نام‌های دیگری همچون [[مکر]]: {{متن قرآن|وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ}}<ref>«و (بنی اسرائیل) نیرنگ ورزیدند و خداوند تدبیر کرد» سوره آل عمران، آیه ۵۴.</ref><ref>زمخشری، محمود، الکشاف، ج۲، ص۱۰۶؛ عسکری، حسن بن عبدالله، الفروق اللغویة، ص ۲۱۳ ۲۱۵؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۷۳۲.</ref>، [[کید]]: {{متن قرآن|إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ}}<ref>«تدبیر من سنجیده است» سوره اعراف، آیه ۱۸۳.</ref>، [[خدعه]]: {{متن قرآن|يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}}<ref>«بی‌گمان منافقان، با خداوند نیرنگ می‌بازند و او نیز با آنان تدبیر می‌کند» سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref>، [[املاء]] (مهلت دادن): {{متن قرآن|إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا}}<ref>«جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه بیفزایند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref> و [[اهلاک]]: {{متن قرآن|حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً}}<ref>«(و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref> به کار رفته است. وجه مشترک این اسامی با استدراج در این است که اولاً، همانند استدراج [[امر]] مخفی است، ثانیاً، ظاهرشان [[احسان]] و باطنشان [[خذلان]] است.


از مجموع [[آیات استدراج]] استفاده می‌شود [[خداوند]]، [[گنهکاران]] و طغیان‌گران [[جسور]] را طبق یک [[سنت]] ثابت، بلافاصله گرفتار هلاک و [[مجازات]] نمی‌کند، بلکه ابتدا درهای [[نعمت]] را به روی ایشان می‌گشاید و هرچه در مسیر [[طغیان]]، بیشتر گام برمی دارند، [[نعمت‌ها]] هم فزونی می‌یابد، که در این صورت از دو حال خارج نیست:
از مجموع [[آیات استدراج]] استفاده می‌شود [[خداوند]]، [[گنهکاران]] و طغیان‌گران [[جسور]] را طبق یک [[سنت]] ثابت، بلافاصله گرفتار هلاک و [[مجازات]] نمی‌کند، بلکه ابتدا درهای [[نعمت]] را به روی ایشان می‌گشاید و هرچه در مسیر [[طغیان]]، بیشتر گام برمی دارند، [[نعمت‌ها]] هم فزونی می‌یابد، که در این صورت از دو حال خارج نیست:
#[[خطاکاران]] متنبه می‌شوند، که در این حالت، [[هدایت الهی]] رخ می‌نماید.  
# [[خطاکاران]] متنبه می‌شوند، که در این حالت، [[هدایت الهی]] رخ می‌نماید.  
#بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده می‌شود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناک‌تری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمت‌ها]] می‌شوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان می‌گیرد و طومار زندگی‌شان را [[درهم]] می‌پیچد<ref>مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>.
#بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده می‌شود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناک‌تری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمت‌ها]] می‌شوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان می‌گیرد و طومار زندگی‌شان را [[درهم]] می‌پیچد<ref>مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>.


خط ۳۱: خط ۳۱:


==استدراج در [[روایات]]==
==استدراج در [[روایات]]==
#[[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه استدراج]] می‌فرماید: «زمانی که [[خداوند]] [[خیر]] بنده‌ای را بخواهد به هنگامی که گناهی انجام می‌دهد او را به نقمتی [[مبتلا]] می‌سازد تا به یاد [[استغفار]] بیفتد و هنگامی که [[شر]] بنده‌ای را بخواهد موقعی که گناهی می‌کند نعمتی به او می‌بخشد تا استغفار را فراموش کند و به آن ادامه دهد، و این همان است که خداوند فرمود: {{متن قرآن|سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنَقِمَةٍ وَ يُذَكِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِيُنْسِيَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ يَتَمَادَى بِهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‏ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ‏ بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِي}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۵۲.</ref>  
# [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[آیه استدراج]] می‌فرماید: «زمانی که [[خداوند]] [[خیر]] بنده‌ای را بخواهد به هنگامی که گناهی انجام می‌دهد او را به نقمتی [[مبتلا]] می‌سازد تا به یاد [[استغفار]] بیفتد و هنگامی که [[شر]] بنده‌ای را بخواهد موقعی که گناهی می‌کند نعمتی به او می‌بخشد تا استغفار را فراموش کند و به آن ادامه دهد، و این همان است که خداوند فرمود: {{متن قرآن|سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنَقِمَةٍ وَ يُذَكِّرُهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِيُنْسِيَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ يَتَمَادَى بِهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‏ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ‏ بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِي}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۵۲.</ref>  
#همچنین درباره آیه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref> فرمودند: "منظور از آن، [[بنده]] گناهکاری است که پس از [[ارتکاب گناه]]، [[خداوند]] او را مشمول [[نعمت]] [[مجدد]] می‌کند اما آن [[نعمت]] وی را سرگرم کرده و در نتیجه از استغفار گناهان [[غافل]] می‌سازد"<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ‏. قَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعْمَةُ مَعَهُ تُلْهِيهِ تِلْكَ النِّعْمَةُ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنْ ذَلِكَ الذَّنْبِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.
#همچنین درباره آیه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref> فرمودند: "منظور از آن، [[بنده]] گناهکاری است که پس از [[ارتکاب گناه]]، [[خداوند]] او را مشمول [[نعمت]] [[مجدد]] می‌کند اما آن [[نعمت]] وی را سرگرم کرده و در نتیجه از استغفار گناهان [[غافل]] می‌سازد"<ref>{{متن حدیث|سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ‏. قَالَ هُوَ الْعَبْدُ يُذْنِبُ الذَّنْبَ فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعْمَةُ مَعَهُ تُلْهِيهِ تِلْكَ النِّعْمَةُ عَنِ الِاسْتِغْفَارِ مِنْ ذَلِكَ الذَّنْبِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.
#در تحف العقول از [[امام حسین]]{{ع}} چنین گزارش شده است: "استدراج از [[خداوند سبحان]] آن است که [[نعمت]] [[بنده]] را فراوان کند و [[توفیق]] [[شکر]] را از او سلب نماید"<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ}}؛ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۴۶.</ref>.  
#در تحف العقول از [[امام حسین]]{{ع}} چنین گزارش شده است: "استدراج از [[خداوند سبحان]] آن است که [[نعمت]] [[بنده]] را فراوان کند و [[توفیق]] [[شکر]] را از او سلب نماید"<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْرَ}}؛ ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۴۶.</ref>.  
#و [[امام سجاد]]{{ع}} در دعای [[روز]] [[عرفه]] از [[خدای متعال]] می‌خواهد که او را دچار استدراج نکند: {{متن حدیث|وَ لَا تَسْتَدْرِجْنِي‏ بِإِمْلَائِكَ‏ لِي‏...}}؛ «خداوندا مرا با مهلت دادنت کم‌کم سزاوار [[مجازات]] مفرما، [[کیفر]] تدریجی کسی که مرا از خیراتی که نزدش است بازداشته و در رسیدن نعمتش به من [[شریک]] تو نبوده است»<ref>نیایش چهل‌وهفتم.</ref>.<ref>[[امیر شیرزاد|شیرزاد، امیر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استدراج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۴؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref>
#و [[امام سجاد]]{{ع}} در دعای [[روز]] [[عرفه]] از [[خدای متعال]] می‌خواهد که او را دچار استدراج نکند: {{متن حدیث|وَ لَا تَسْتَدْرِجْنِي‏ بِإِمْلَائِكَ‏ لِي‏...}}؛ «خداوندا مرا با مهلت دادنت کم‌کم سزاوار [[مجازات]] مفرما، [[کیفر]] تدریجی کسی که مرا از خیراتی که نزدش است بازداشته و در رسیدن نعمتش به من [[شریک]] تو نبوده است»<ref>نیایش چهل‌وهفتم.</ref><ref>[[امیر شیرزاد|شیرزاد، امیر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «استدراج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۴۴؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵.</ref>


==اقسام استدراج==
==اقسام استدراج==
استدراج به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم شده است:
استدراج به دو قسم فردی و اجتماعی تقسیم شده است:
#'''استدراج فردی''': فردی که مشمول [[سنت استدراج]] می‌شود کسی است که در [[گناه]] [[غرق]] شده و [[طغیان]] و [[نافرمانی]] را به مرحله نهایی رسانده است؛ به گونه‌ای که هیچ بیدارباشی در مورد او مؤثر واقع نمی‌شود؛ گناهکاری که قابل [[اصلاح]] نیست، طبق [[سنت]] [[آفرینش]] و اصل [[اختیار]] به حال خود واگذار می‌شود تا به آخرین مرحله [[سقوط]] برسد و مستحق حداکثر [[مجازات]] شود و این امر، همان مجازات استدراجی است<ref>ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۵۸ و ص۲۳۷.</ref>.
#'''استدراج فردی''': فردی که مشمول [[سنت استدراج]] می‌شود کسی است که در [[گناه]] [[غرق]] شده و [[طغیان]] و [[نافرمانی]] را به مرحله نهایی رسانده است؛ به گونه‌ای که هیچ بیدارباشی در مورد او مؤثر واقع نمی‌شود؛ گناهکاری که قابل [[اصلاح]] نیست، طبق [[سنت]] [[آفرینش]] و اصل [[اختیار]] به حال خود واگذار می‌شود تا به آخرین مرحله [[سقوط]] برسد و مستحق حداکثر [[مجازات]] شود و این امر، همان مجازات استدراجی است<ref>ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۵۸ و ص۲۳۷.</ref>.
# '''استدراج اجتماعی''': براساس [[آیات قرآن]] همان‌طور که [[کافران]] و [[گناهکاران]] گرفتار [[سنت استدراج]] می‌شوند، [[جامعه]] نیز ممکن است گرفتار این نوع از [[عذاب]] شود. از جمله شواهدی که برای استدراج اجتماعی [[ذکر]] شده است، [[آیه]] ۴۸ [[سوره حج]] است: {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ}}<ref>«و چه بسا شهرهایی که به (مردم) آنها مهلت دادم با آنکه ستمگر بودند سپس آنها را فرو گرفتم و بازگشت (هر چیز) به سوی من است» سوره حج، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی معموری|معموری، علی]]، [[بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری]]، ص۱۱۵، مطالعات قرآن و حدیث، ش۱، ۱۳۸۶ش.</ref>
# '''استدراج اجتماعی''': براساس [[آیات قرآن]] همان‌طور که [[کافران]] و [[گناهکاران]] گرفتار [[سنت استدراج]] می‌شوند، [[جامعه]] نیز ممکن است گرفتار این نوع از [[عذاب]] شود. از جمله شواهدی که برای استدراج اجتماعی [[ذکر]] شده است، [[آیه]] ۴۸ [[سوره حج]] است: {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ}}<ref>«و چه بسا شهرهایی که به (مردم) آنها مهلت دادم با آنکه ستمگر بودند سپس آنها را فرو گرفتم و بازگشت (هر چیز) به سوی من است» سوره حج، آیه ۴۸.</ref><ref>[[علی معموری|معموری، علی]]، [[بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری]]، ص۱۱۵، مطالعات قرآن و حدیث، ش۱، ۱۳۸۶ش.</ref>


==عوامل استدراج==
==عوامل استدراج==
خط ۴۵: خط ۴۵:
#'''[[تکذیب آیات الهی]]''': چنان که خداوند فرمود: "آنان که [[آیات]] ما را [[تکذیب]] کردند به زودی آنها را به عذاب و [[هلاکت]] می‌‌افکنیم از جایی که نمی‌دانند": {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref>؛
#'''[[تکذیب آیات الهی]]''': چنان که خداوند فرمود: "آنان که [[آیات]] ما را [[تکذیب]] کردند به زودی آنها را به عذاب و [[هلاکت]] می‌‌افکنیم از جایی که نمی‌دانند": {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرام‌آرام از جایی که درنمی‌یابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref>؛
#'''[[استهزای رسولان]]''': به طوری که در [[قرآن]] آمده است: "[[پیامبران]] پیش از تو را [[استهزا]] می‌‌کردند، پس کسانی را که [[کافر]] بودند مهلت دادم و آنگاه [[مؤاخذه]] کردم و دیدی عذاب من چه سخت بود": {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شده‌اند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref>؛
#'''[[استهزای رسولان]]''': به طوری که در [[قرآن]] آمده است: "[[پیامبران]] پیش از تو را [[استهزا]] می‌‌کردند، پس کسانی را که [[کافر]] بودند مهلت دادم و آنگاه [[مؤاخذه]] کردم و دیدی عذاب من چه سخت بود": {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شده‌اند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref>؛
#'''[[فراموشی پیام‌های الهی|فراموشی]] و [[غفلت از پیام‌های الهی]]''': چنان که قرآن می‌‌فرماید: :پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه [[لذایذ]] مادی را به رویشان گشودیم و زمانی که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و [[خوار]] و [[مأیوس]] شدند": {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از داده‌ها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>
#'''[[فراموشی پیام‌های الهی|فراموشی]] و [[غفلت از پیام‌های الهی]]''': چنان که قرآن می‌‌فرماید: :پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه [[لذایذ]] مادی را به رویشان گشودیم و زمانی که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و [[خوار]] و [[مأیوس]] شدند": {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از داده‌ها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref><ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>


==علائم استدراج==
==علائم استدراج==
خط ۵۱: خط ۵۱:
#شخص یا جامعۀ [[گناهکار]] پس از هر گناهی نعمتی دریافت کند: [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "هرگاه دیدی با وجود [[معصیت]]، [[غرق]] در نعمت هستی بدان گرفتار استدراج شده‌ای"<ref>تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ج۱، ص۲۷۸.</ref>.  
#شخص یا جامعۀ [[گناهکار]] پس از هر گناهی نعمتی دریافت کند: [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "هرگاه دیدی با وجود [[معصیت]]، [[غرق]] در نعمت هستی بدان گرفتار استدراج شده‌ای"<ref>تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ج۱، ص۲۷۸.</ref>.  
#برآورده شدن خواسته‌های گناهکار: چنان که خداوند به [[حضرت عیسی]]{{ع}} خطاب فرمود: "درخواست ستم‌پیشگان را [[اجابت]] می‌‌کنم و این، مایه دوری آنان از [[رحمت]] من و سبب استدراج آنهاست"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۰.</ref>.  
#برآورده شدن خواسته‌های گناهکار: چنان که خداوند به [[حضرت عیسی]]{{ع}} خطاب فرمود: "درخواست ستم‌پیشگان را [[اجابت]] می‌‌کنم و این، مایه دوری آنان از [[رحمت]] من و سبب استدراج آنهاست"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۰.</ref>.  
#[[شکر]] نکردن در برابر [[نعمت‌های الهی]] نیز از نشانه‌های دیگر استدراج است" چنان که [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: استدراج [[خدای سبحان]] این گونه است که به بنده‌اش [[نعمت]] دهد، ولی [[توفیق]] [[شکر]] را از او باز ستاند<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷.</ref>.  
# [[شکر]] نکردن در برابر [[نعمت‌های الهی]] نیز از نشانه‌های دیگر استدراج است" چنان که [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: استدراج [[خدای سبحان]] این گونه است که به بنده‌اش [[نعمت]] دهد، ولی [[توفیق]] [[شکر]] را از او باز ستاند<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷.</ref>.  
#برخی نیز تخیل پذیرفته شدن [[عبادات]] مردود را از نشانه‌های استدراج دانسته‌اند <ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب القرآن، ج۴، ص۳۴۹</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>
#برخی نیز تخیل پذیرفته شدن [[عبادات]] مردود را از نشانه‌های استدراج دانسته‌اند <ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب القرآن، ج۴، ص۳۴۹</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>


خط ۷۴: خط ۷۴:
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
#[[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی معموری|معموری، علی]]، [[بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری (مقاله)|بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری]]، مطالعات قرآن و حدیث، ش۱، ۱۳۸۶ش.
# [[پرونده:000054.jpg|22px]] [[علی معموری|معموری، علی]]، [[بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری (مقاله)|بررسی سنت استدراج در قرآن و میراث تفسیری]]، مطالعات قرآن و حدیث، ش۱، ۱۳۸۶ش.
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش