غصب: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[غصب در قرآن]] - [[غصب در حدیث]] - [[غصب در نهج البلاغه]] - [[غصب در کلام اسلامی]] - [[غصب در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط  = غصب (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[غصب در قرآن]] - [[غصب در حدیث]] - [[غصب در نهج البلاغه]] - [[غصب در کلام اسلامی]] - [[غصب در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط  = غصب (پرسش)}}


خط ۴۵: خط ۴۴:
از نظر آموزه‌های [[وحیانی]] [[قرآن]]، غصب موجب می‌‌شود تا درگیری‌های مرگباری در میان افراد [[جامعه]] ایجاد شود و [[قتال]] و [[کشتار]] رخ دهد و این گونه [[نظم اجتماعی]] از میان رفته و [[امنیت]] دچار خلل و اختلال شود. از نظر قرآن، جامعه ای که گرفتار انواع و اقسام [[باطل]] خوری از جمله غصب گرفتار شده باشد، به نوعی گرفتار خودکشی است؛ زیرا اگر [[اقتصاد]] مایه قوام و استواربخشی [[اجتماع]] {{متن قرآن|وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«و دارایی‌هایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کم‌خردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵.</ref> و همانند خونی در رگ‌های آن است، کسی که با باطل خوری و [[حرام]] خوری به این اقتصاد ضربه می‌‌زند، کمر اجتماع را شکسته و [[خون]] در رگ‌ها را به میکروب و ویروس مرگباری [[آلوده]] کرده است که سرانجام آن [[مرگ]] تدریجی و فلاکت بار است. از همین روست که [[خدا]] در [[نهی]] از حرام و باطل خوری می‌‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! دارایی‌های یکدیگر را میان خود به نادرستی  نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید  بی‌گمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref>
از نظر آموزه‌های [[وحیانی]] [[قرآن]]، غصب موجب می‌‌شود تا درگیری‌های مرگباری در میان افراد [[جامعه]] ایجاد شود و [[قتال]] و [[کشتار]] رخ دهد و این گونه [[نظم اجتماعی]] از میان رفته و [[امنیت]] دچار خلل و اختلال شود. از نظر قرآن، جامعه ای که گرفتار انواع و اقسام [[باطل]] خوری از جمله غصب گرفتار شده باشد، به نوعی گرفتار خودکشی است؛ زیرا اگر [[اقتصاد]] مایه قوام و استواربخشی [[اجتماع]] {{متن قرآن|وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«و دارایی‌هایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کم‌خردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵.</ref> و همانند خونی در رگ‌های آن است، کسی که با باطل خوری و [[حرام]] خوری به این اقتصاد ضربه می‌‌زند، کمر اجتماع را شکسته و [[خون]] در رگ‌ها را به میکروب و ویروس مرگباری [[آلوده]] کرده است که سرانجام آن [[مرگ]] تدریجی و فلاکت بار است. از همین روست که [[خدا]] در [[نهی]] از حرام و باطل خوری می‌‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! دارایی‌های یکدیگر را میان خود به نادرستی  نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید  بی‌گمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref>


از نظر این آیه از [[آیات قرآنی]]، غصب اموال [[مردم]] و جابه جایی نامشروع و باطل آنها، موجب [[تباهی]] و نابودی جامعه است؛ زیرا اقتصاد همان ستون و [[عمود]] اصلی [[خیمه]] اجتماع است که اگر آسیب ببیند همه اجتماع آسیب می‌‌بیند؛ زیرا مقصود از "باطل" در این آیه تصرّف غیر [[شرعی]] و غاصبانه است. <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص ۵۰۲.</ref> و جمله {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ}}<ref>« یکدیگر را نکشید» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> می‌‌تواند بیانگر علّت [[حکم]] در معطوف علیه یعنی جمله {{متن قرآن|َلَا تَأْكُلُوا}}<ref>« مخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref> باشد؛ بنابراین، بر اساس این [[آیه]]، غصب [[اموال]] دیگران سبب نابودی [[جامعه]] می‌‌شود <ref>[[المیزان]]، ج ۴، ص ۳۱۷.</ref> و کسانی که به [[باطل]] خوری از جمله غصب رو می‌‌آورند، در [[حقیقت]] موجبات خودکشی [[اجتماع]] را فراهم آورده و اجتماع به دست خویش [[مرگ]] را برای خود رقم می‌‌زند.
از نظر این آیه از [[آیات قرآنی]]، غصب اموال [[مردم]] و جابه جایی نامشروع و باطل آنها، موجب [[تباهی]] و نابودی جامعه است؛ زیرا اقتصاد همان ستون و [[عمود]] اصلی [[خیمه]] اجتماع است که اگر آسیب ببیند همه اجتماع آسیب می‌‌بیند؛ زیرا مقصود از "باطل" در این آیه تصرّف غیر [[شرعی]] و غاصبانه است. <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص ۵۰۲.</ref> و جمله {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ}}<ref>«یکدیگر را نکشید» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> می‌‌تواند بیانگر علّت [[حکم]] در معطوف علیه یعنی جمله {{متن قرآن|َلَا تَأْكُلُوا}}<ref>«مخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref> باشد؛ بنابراین، بر اساس این [[آیه]]، غصب [[اموال]] دیگران سبب نابودی [[جامعه]] می‌‌شود <ref>[[المیزان]]، ج ۴، ص ۳۱۷.</ref> و کسانی که به [[باطل]] خوری از جمله غصب رو می‌‌آورند، در [[حقیقت]] موجبات خودکشی [[اجتماع]] را فراهم آورده و اجتماع به دست خویش [[مرگ]] را برای خود رقم می‌‌زند.


همچنین در این آیه [[مبارک]]، [[حفظ]] [[مال]] و رعایت [[احترام]] آن، مقدم بر [[حفظ جان]] و نفس بیان شده و ابتدا [[دستور]] به حفظ مال شده است که اموال خود را به اسباب باطل، یعنی اسبابی که [[قانونگذار]] آن را سبب انتقال مال از [[دارایی]] شخصی به دارایی شخص دیگر [[شناسایی]] نکرده یا مُمَلِّک ندانسته، مبادله و [[تصرف]] نکنید و بعد اعلام گردیده که [[جان]] و نفس دیگران را نیز محترم بدانید و خود یا دیگری را نکشید که [[خدا]] به شما [[مهربان]] است. پس همان گونه که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اعلام کرده‌اند [[خداوند]]، مال اشخاص را مانند [[خون]] آنان [[حرام]] کرده است. <ref>الجعفریات، الأشعثیات، ص ۱۹۸؛ [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، النص، ص ۱۴۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۴۲؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref> از این [[آیه شریفه]] نیز استفاده می‌شود که اهمیت [[حرمت]] مال در ردیف اهمیت [[حرمت نفس]] [[انسانی]] است. پس از اهمیت و [[حمایت]] [[حقوقی]] خاص نیز برخوردار است. در نتیجه، از لحاظ حقوقی، رعایت [[حقوق مالی]] دیگران لازم است و این [[حقوق]] فقط به اسباب مُمَلِّک صحیح می‌تواند از دارایی شخصی به دارایی شخص دیگر منتقل شود.
همچنین در این آیه [[مبارک]]، [[حفظ]] [[مال]] و رعایت [[احترام]] آن، مقدم بر [[حفظ جان]] و نفس بیان شده و ابتدا [[دستور]] به حفظ مال شده است که اموال خود را به اسباب باطل، یعنی اسبابی که [[قانونگذار]] آن را سبب انتقال مال از [[دارایی]] شخصی به دارایی شخص دیگر [[شناسایی]] نکرده یا مُمَلِّک ندانسته، مبادله و [[تصرف]] نکنید و بعد اعلام گردیده که [[جان]] و نفس دیگران را نیز محترم بدانید و خود یا دیگری را نکشید که [[خدا]] به شما [[مهربان]] است. پس همان گونه که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اعلام کرده‌اند [[خداوند]]، مال اشخاص را مانند [[خون]] آنان [[حرام]] کرده است. <ref>الجعفریات، الأشعثیات، ص ۱۹۸؛ [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، النص، ص ۱۴۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۴۲؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref> از این [[آیه شریفه]] نیز استفاده می‌شود که اهمیت [[حرمت]] مال در ردیف اهمیت [[حرمت نفس]] [[انسانی]] است. پس از اهمیت و [[حمایت]] [[حقوقی]] خاص نیز برخوردار است. در نتیجه، از لحاظ حقوقی، رعایت [[حقوق مالی]] دیگران لازم است و این [[حقوق]] فقط به اسباب مُمَلِّک صحیح می‌تواند از دارایی شخصی به دارایی شخص دیگر منتقل شود.
خط ۱۴۳: خط ۱۴۲:


دو [[حکم تکلیفی]] عبارتند از:  
دو [[حکم تکلیفی]] عبارتند از:  
#[[حرام]] بودن غصب بر [[غاصب]]؛  
# [[حرام]] بودن غصب بر [[غاصب]]؛  
#و [[وجوب]] ردّ آن به [[مالک]]؛ یعنی بر شخص غاصب [[واجب]] است که [[مال]] را هر چه زودتر به صاحبش برگرداند. این دو حکم در همه انواع غصب (غصب اموال و غصب [[حقوق]]) جریان دارد.<ref>[[امام خمینی]]، تحریر الوسیله، ج۳، ص۶۵۰، کتاب غصب، مسأله۳.</ref>
#و [[وجوب]] ردّ آن به [[مالک]]؛ یعنی بر شخص غاصب [[واجب]] است که [[مال]] را هر چه زودتر به صاحبش برگرداند. این دو حکم در همه انواع غصب (غصب اموال و غصب [[حقوق]]) جریان دارد.<ref>[[امام خمینی]]، تحریر الوسیله، ج۳، ص۶۵۰، کتاب غصب، مسأله۳.</ref>


خط ۱۵۰: خط ۱۴۹:
مادامی که شیء غصبی موجود است واجب است به مالکش باز گردانده شود، حتی اگر مستلزم پرداخت مبالغ و تحمل سختی‌هایی باشد. اگر باز گرداندن شیء غصبی مستلزم ضرری برای غاصب باشد، مانند اینکه بعضی [[مصالح]] ساختمانی را غصب کرده ودر پی ساختمانی مرتفع بکار برده، آیا واجب است که این مصالح را باز گرداند، حتی اگر اینکار مستلزم خراب کردن بنای ساخته شده باشد؟
مادامی که شیء غصبی موجود است واجب است به مالکش باز گردانده شود، حتی اگر مستلزم پرداخت مبالغ و تحمل سختی‌هایی باشد. اگر باز گرداندن شیء غصبی مستلزم ضرری برای غاصب باشد، مانند اینکه بعضی [[مصالح]] ساختمانی را غصب کرده ودر پی ساختمانی مرتفع بکار برده، آیا واجب است که این مصالح را باز گرداند، حتی اگر اینکار مستلزم خراب کردن بنای ساخته شده باشد؟


در این صورت باید موازنه‌ای بین شیء غصبی وبین آثار مترتب بر اعاده آن صورت پذیرد، بنابراین اگر بازگرداندن جنس غصبی موجب آثاری شودکه عنوان [[فساد در زمین]] بر آن منطبق گردد، ویا حتی سبب [[سختی]] وضرر بسیار زیادی "حرج" گردد، قائل شدن به [[وجوب]] اعاده عین شیء غصبی مشکل می‌باشد، به دلیل قول [[خداوند متعال]] در باره [[ربا]] که فرموده: {{متن قرآن|لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref>« نه ستم می‌ورزید و نه بر شما ستم می‌رود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.</ref>، یعنی پاسخ [[ظلم]] به وسیله ظلم مطلوب نیست وحال آنکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ}}<ref>«هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم  روا داشته است با وی ستم روا دارید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> در اینگونه موارد باید به عرف ودادگاه [[شایسته]] [[رجوع]] کرد.<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۷.</ref>
در این صورت باید موازنه‌ای بین شیء غصبی وبین آثار مترتب بر اعاده آن صورت پذیرد، بنابراین اگر بازگرداندن جنس غصبی موجب آثاری شودکه عنوان [[فساد در زمین]] بر آن منطبق گردد، ویا حتی سبب [[سختی]] وضرر بسیار زیادی "حرج" گردد، قائل شدن به [[وجوب]] اعاده عین شیء غصبی مشکل می‌باشد، به دلیل قول [[خداوند متعال]] در باره [[ربا]] که فرموده: {{متن قرآن|لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«نه ستم می‌ورزید و نه بر شما ستم می‌رود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.</ref>، یعنی پاسخ [[ظلم]] به وسیله ظلم مطلوب نیست وحال آنکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ}}<ref>«هر کس بر شما ستم روا داشت همان‌گونه که با شما ستم  روا داشته است با وی ستم روا دارید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> در اینگونه موارد باید به عرف ودادگاه [[شایسته]] [[رجوع]] کرد.<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۷.</ref>


علاوه بر بازگرداندن شیء غصبی، غصب کننده باید منافعی را که [[مالک]] اصلی در مدت غصب [[مال]] از دست داده، بپردازد، مثلًا اگر شیء غصبی اتومبیلی باشد، غصب کننده علاوه بر اعاده آن باید اجرت استفاده از آن را در خلال مدت غصب نیز بپردازد، همینطور است [[خانه]] غصبی، که باید اجرت سکونت در آن را بدهد، ودر مورد این [[حکم]] تفاوتی ندارد که [[غاصب]] از [[منافع]] شیء غصبی "یعنی [[سوار شدن]] بر اتومبیل وسکونت در خانه" استفاده کرده باشد یا نه<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [http://www.samamos.com/%D8%BA%D8%B5%D8%A8%D8%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85/ مقاله '''«غصب»''']</ref>
علاوه بر بازگرداندن شیء غصبی، غصب کننده باید منافعی را که [[مالک]] اصلی در مدت غصب [[مال]] از دست داده، بپردازد، مثلًا اگر شیء غصبی اتومبیلی باشد، غصب کننده علاوه بر اعاده آن باید اجرت استفاده از آن را در خلال مدت غصب نیز بپردازد، همینطور است [[خانه]] غصبی، که باید اجرت سکونت در آن را بدهد، ودر مورد این [[حکم]] تفاوتی ندارد که [[غاصب]] از [[منافع]] شیء غصبی "یعنی [[سوار شدن]] بر اتومبیل وسکونت در خانه" استفاده کرده باشد یا نه<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [http://www.samamos.com/%D8%BA%D8%B5%D8%A8%D8%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85/ مقاله '''«غصب»''']</ref>
خط ۱۷۴: خط ۱۷۳:


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[غصب خلافت]]
* [[غصب خلافت]]
* [[غصب فدک]]
* [[غصب فدک]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش