جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ویژگیهای ولی در قرآن]] - [[ویژگیهای ولی در حدیث]] - [[ویژگیهای ولی در کلام اسلامی]]| پرسش مرتبط = ویژگیهای ولی (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ویژگیهای ولی در قرآن]] - [[ویژگیهای ولی در حدیث]] - [[ویژگیهای ولی در کلام اسلامی]]| پرسش مرتبط = ویژگیهای ولی (پرسش)}} | ||
==ویژگیهای ولی در [[آیه ولایت]]== | ==ویژگیهای ولی در [[آیه ولایت]]== | ||
*با توجه به آن چه تاکنون [[گذشت]]، میتوان ویژگیهای ولی در [[آیه ولایت]] را چنین برشمرد: | *با توجه به آن چه تاکنون [[گذشت]]، میتوان ویژگیهای ولی در [[آیه ولایت]] را چنین برشمرد: | ||
===[[ولایت تکوینی]]=== | ===[[ولایت تکوینی]]=== | ||
*[[ولایت تکوینی]] یکی از ابعاد [[ولایت خداوند]] است؛ از اینرو، بر اساس آن چه که بیان شد، میتوان گفت [[خداوند متعال]] به [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر نیز چنین [[ولایتی]] را داده است، مگر آنکه مقیدی وجود داشته باشد. [[خداوند متعال]] در آیاتی میفرماید که چنین [[ولایتی]] را به برخی از [[انسانها]] داده است؛ چنانکه راجع به [[حضرت عیسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ}}<ref>«من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>. | * [[ولایت تکوینی]] یکی از ابعاد [[ولایت خداوند]] است؛ از اینرو، بر اساس آن چه که بیان شد، میتوان گفت [[خداوند متعال]] به [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر نیز چنین [[ولایتی]] را داده است، مگر آنکه مقیدی وجود داشته باشد. [[خداوند متعال]] در آیاتی میفرماید که چنین [[ولایتی]] را به برخی از [[انسانها]] داده است؛ چنانکه راجع به [[حضرت عیسی]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ}}<ref>«من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت» سوره آل عمران، آیه ۴۹.</ref>. | ||
*در این [[آیه]] نیز، [[آفرینش]] یک موجود جاندار، [[شفا دادن]] کور مادرزاد و [[مبتلا]] به [[مرض]] پیسی و حتی زنده کردن [[مردگان]] به [[اذن خداوند]]، اموری [[تکوینی]] هستند، که به [[حضرت عیسی]]{{ع}} نسبت داده شده است. | *در این [[آیه]] نیز، [[آفرینش]] یک موجود جاندار، [[شفا دادن]] کور مادرزاد و [[مبتلا]] به [[مرض]] پیسی و حتی زنده کردن [[مردگان]] به [[اذن خداوند]]، اموری [[تکوینی]] هستند، که به [[حضرت عیسی]]{{ع}} نسبت داده شده است. | ||
*[[حضرت موسی]]{{ع}} نیز به [[اذن]] و امر [[خداوند متعال]]، عصای خود را به سنگ زد و [[دوازده]] چشمه از آن جوشید: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰؛ و نیز ر.ک: {{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} «و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم موسی از وی آب خواستند به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به (آن) سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایهبان کردیم و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم (و گفتیم:) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم میکردند» سوره اعراف، آیه ۱۶۰.</ref>. | * [[حضرت موسی]]{{ع}} نیز به [[اذن]] و امر [[خداوند متعال]]، عصای خود را به سنگ زد و [[دوازده]] چشمه از آن جوشید: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰؛ و نیز ر.ک: {{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}} «و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم موسی از وی آب خواستند به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به (آن) سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایهبان کردیم و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم (و گفتیم:) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم میکردند» سوره اعراف، آیه ۱۶۰.</ref>. | ||
*همچنین آن [[حضرت]]، عصای خود را به دریا زد، دریا از هم شکافته شد و [[بنی اسرائیل]] از آن عبور کردند: {{متن قرآن|فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ}}<ref>«آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پارهای چون کوه سترگ بود» سوره شعراء، آیه ۶۳؛ و نیز ر.ک: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى}} «و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شب راهی کن و راهی خشک در دریا برای آنان بگشا (چنان که) نه از سر رسیدن (دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن) بهراسی» سوره طه، آیه ۷۷.</ref>. | *همچنین آن [[حضرت]]، عصای خود را به دریا زد، دریا از هم شکافته شد و [[بنی اسرائیل]] از آن عبور کردند: {{متن قرآن|فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ}}<ref>«آنگاه به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به دریا بزن! و دریا شکافت و هر پارهای چون کوه سترگ بود» سوره شعراء، آیه ۶۳؛ و نیز ر.ک: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى}} «و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شب راهی کن و راهی خشک در دریا برای آنان بگشا (چنان که) نه از سر رسیدن (دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن) بهراسی» سوره طه، آیه ۷۷.</ref>. | ||
*بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، [[ولایت تکوینی]] و توان [[تصرف]] در کائنات عالم، به [[پیامبران]] اختصاص ندارد؛ برای نمونه میتوان از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} یاد کرد که از اطرافیان خود سؤال کرد که بین این دو، چه کسی میتواند [[تخت بلقیس]] را از [[بیت المقدس]] تا صنعای [[یمن]]، نزد او بیاورد، در حالی که در حدود دو ماه [[راه]] بوده. در میان حاضران، مرد صالحی<ref>در برخی روایات گفته میشود که آن مرد صالح، آصف بن برخیاست. ر.ک: حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۷۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۰؛ احمد بن محمد بن فهد حلی، عدة الداعی، ص۵۹. شایان ذکر است، در برخی ادعیه نیز به همین مطلب اشاره شده است. ر.ک: سید بن طاووس حسنی، مهج الدعوات، ص۲۸۶؛ ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، البلد الامین، ص۳۹۷.</ref> از اطرافیان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} که به تعبیر [[قرآن کریم]]، بهرهای از [[علم]] به کتاب را داشت، گفت: {{متن قرآن|أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي}}<ref>«من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>. | *بر اساس [[آیات قرآن کریم]]، [[ولایت تکوینی]] و توان [[تصرف]] در کائنات عالم، به [[پیامبران]] اختصاص ندارد؛ برای نمونه میتوان از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} یاد کرد که از اطرافیان خود سؤال کرد که بین این دو، چه کسی میتواند [[تخت بلقیس]] را از [[بیت المقدس]] تا صنعای [[یمن]]، نزد او بیاورد، در حالی که در حدود دو ماه [[راه]] بوده. در میان حاضران، مرد صالحی<ref>در برخی روایات گفته میشود که آن مرد صالح، آصف بن برخیاست. ر.ک: حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۷۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۳۰؛ احمد بن محمد بن فهد حلی، عدة الداعی، ص۵۹. شایان ذکر است، در برخی ادعیه نیز به همین مطلب اشاره شده است. ر.ک: سید بن طاووس حسنی، مهج الدعوات، ص۲۸۶؛ ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، البلد الامین، ص۳۹۷.</ref> از اطرافیان [[حضرت سلیمان]]{{ع}} که به تعبیر [[قرآن کریم]]، بهرهای از [[علم]] به کتاب را داشت، گفت: {{متن قرآن|أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي}}<ref>«من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون (سلیمان) آن (اورنگ) را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخشش (های) پروردگار من است» سوره نمل، آیه ۴۰.</ref>. | ||
*بنابر آن چه بیان شد، [[خداوند متعال]] [[ولایت تکوینی]] و توان [[تصرف در امور]] عالم به [[اذن]] خود را به برخی از بندگانش داده است. | *بنابر آن چه بیان شد، [[خداوند متعال]] [[ولایت تکوینی]] و توان [[تصرف در امور]] عالم به [[اذن]] خود را به برخی از بندگانش داده است. | ||
*اینک میتوان گفت: | *اینک میتوان گفت: | ||
#[[ولایت تکوینی]] به برخی [[بندگان]] داده شده است، از اینرو ایشان نیز به گونه [[ولایت]] تکوینیاند؛ | # [[ولایت تکوینی]] به برخی [[بندگان]] داده شده است، از اینرو ایشان نیز به گونه [[ولایت]] تکوینیاند؛ | ||
#[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در این [[آیه]] نیز، ولی هستند؛ از اینرو با توجه به اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، میتوان گفت ولی در این [[آیه]]، به [[اذن]] [[خداوند متعال]] از [[ولایت تکوینی]] برخوردار است که [[خداوند متعال]] بدو داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۶.</ref>. | # [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در این [[آیه]] نیز، ولی هستند؛ از اینرو با توجه به اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، میتوان گفت ولی در این [[آیه]]، به [[اذن]] [[خداوند متعال]] از [[ولایت تکوینی]] برخوردار است که [[خداوند متعال]] بدو داده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
===[[رهبری اجتماعی]]=== | ===[[رهبری اجتماعی]]=== | ||
*[[ولایت]] در [[رهبری اجتماعی]]، اصالتاً از آنِ [[خداوند متعال]] است. بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، [[خداوند متعال]] این [[ولایت]] را نیز به [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظرش داده، چنانکه به برخی دیگر از [[بندگان]] نیز داده است؛ برای نمونه، بر اساس [[آیات قرآن کریم]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} یکی از پیامبرانی است که این نوع [[ولایت]] را از [[خداوند]] تقاضا کرد و [[خداوند]] نیز چنین [[ولایتی]] را به او داد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بیگمان این تویی که بسیار بخشندهای پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد» سوره ص، آیه ۳۵-۳۶.</ref>. | * [[ولایت]] در [[رهبری اجتماعی]]، اصالتاً از آنِ [[خداوند متعال]] است. بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، [[خداوند متعال]] این [[ولایت]] را نیز به [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظرش داده، چنانکه به برخی دیگر از [[بندگان]] نیز داده است؛ برای نمونه، بر اساس [[آیات قرآن کریم]] [[حضرت سلیمان]]{{ع}} یکی از پیامبرانی است که این نوع [[ولایت]] را از [[خداوند]] تقاضا کرد و [[خداوند]] نیز چنین [[ولایتی]] را به او داد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ده که پس از من هیچ کس را نسزد؛ بیگمان این تویی که بسیار بخشندهای پس ما باد را رام او کردیم که به فرمان او هر جا میخواست به نرمی روان میشد» سوره ص، آیه ۳۵-۳۶.</ref>. | ||
*بنابراین میتوان گفت: | *بنابراین میتوان گفت: | ||
#[[خداوند متعال]] [[ولایت]] در [[اداره جامعه]] را به برخی [[بندگان]] داده است، از اینرو، ایشان نیز ولی در [[اداره جامعه]] هستند؛ | # [[خداوند متعال]] [[ولایت]] در [[اداره جامعه]] را به برخی [[بندگان]] داده است، از اینرو، ایشان نیز ولی در [[اداره جامعه]] هستند؛ | ||
#[[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]] نیز، ولیاند و بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، اینان نیز برخوردار از چنین [[ولایتی]] هستند؛ چرا که اعطای چنین [[ولایتی]] به ولی، نه تنها در [[آیات]] دیگر [[نفی]] شده است، بلکه بر دیگران نیز واقع شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | # [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر در [[آیه ولایت]] نیز، ولیاند و بر اساس اطلاق و [[سیاق]] [[آیه ولایت]]، اینان نیز برخوردار از چنین [[ولایتی]] هستند؛ چرا که اعطای چنین [[ولایتی]] به ولی، نه تنها در [[آیات]] دیگر [[نفی]] شده است، بلکه بر دیگران نیز واقع شده است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | ||
===[[مرجعیت دینی]]=== | ===[[مرجعیت دینی]]=== | ||
*[[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنانکه [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | * [[حق]] [[قانون]] گذاری، [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، از جمله اموری است که اولاً و بالذات به [[خداوند]] اختصاص دارد. در [[قرآن کریم]]، بارها از [[حکم]] کردن [[پیامبران]] [[سخن]] به میان آمده که مقصود از آن، همان [[داوری]] و [[قضاوت]] میان [[مردم]] است؛ ضمن آنکه همان [[حکم]] کردن نیز در آیاتی به {{متن قرآن|بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ}} [[مقید]] است؛ چنانکه [[خداوند متعال]] خطاب به [[رسول اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ}}<ref>«و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.</ref>. | ||
*در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | *در [[آیات]] دیگری که [[مبیّن]] [[رسالت پیامبر]] اکرم{{صل}} و سایر [[پیامبران الهی]] است نیز محور سخن، [[تبین]] [[احکام]]، و نه [[جعل]] و [[تشریع]] آنها، است؛ برای نمونه، [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | ||
*از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] ثابت کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | *از اینرو، اگرچه بر اساس [[سیاق]] و اطلاق [[آیه ولایت]] ولی نیز از [[ولایت]] در [[جعل]] و [[تشریع احکام]]، برخوردار است، به نظر میرسد، بر اساس این [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن کریم]]، نتوان [[مقام]] [[جعل احکام]] و [[قانون]] گذاری را به روشنی برای [[بندگان]] ثابت کرد، بلکه میتوان گفت: [[خداوند متعال]]، [[ولایت]] در [[تبیین احکام]] و [[مرجعیت]] [[دین]] بر اساس آن چه خودش فرموده را به [[پیامبران]] داده است. البته باید گفت، به لحاظ [[عقلی]] منعی در برخورداری [[بندگان]] از [[ولایت]] در [[تشریع احکام]] نیست، بلکه در [[روایات]] نیز، به طور جزئی، شواهدی بر [[تشریع پیامبر]] اکرم{{صل}} در حوزه [[احکام عملی]] وجود دارد.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۸-۳۷۹. برخی از اندیشمندان معاصر نیز بر اساس روایات، به نوعی نظریه ولایت تشریعی (ولایت بر جعل حکم) برای پیامبر را پذیرفتهاند. جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۲۰-۲۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸-۳۲۹. از سوی دیگر، برخی از عالمان معاصر نظریه یادشده را مخدوش دانستهاند. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، ص۲۷۰-۲۷۴. گفتنی است، استاد جوادی آملی در برخی از آثار دیگر خود، ولایت را به طور کلی، به سه قسم ولایت تکوینی، ولایت بر تشریع و ولایت تشریعی تقسیم کردهاند. ایشان ولایت بر تشریع را همان تصدی جعل احکام میدانند که معتقدند این نوع ولایت، مختص به ذات خداوند متعال است و ولایت تشریعی را برای فقیهان ثابت میدانند که همان ولایت در حیطه تشریع خداوند است. ر.ک: عبدالله جوادی آملی، ولایت فقاهت و عدالت، ص۱۲۳-۱۲۴. شایان ذکر است، که از برخی سخنان علامه طباطبایی نیز استفاده میشود که جعل و قانونگذاری مختص به خداوند است. ایشان در تفسیر آیه {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}} [«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶]، مینویسند: {{عربی|فقضاؤه{{صل}} قضاء منه بولايته وقضاء من الله سبحانه لأنه الجاعل لولايته المنفذ أمره، ويشهد سياق قوله:}} {{متن قرآن|إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا}} {{عربی|حيث جعل الأمر الواحد متعلقا لقضاء الله ورسوله معا، على أن المراد بالقضاء التصرف في شئون الناس دون الجعل التشريعي المختص بالله}}.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۷۹.</ref>. | ||
===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]=== | ===[[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]]=== | ||
*[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]]، خود را [[تزکیه]] کننده و مربی [[انسانها]] معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.</ref>. | * [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]]، خود را [[تزکیه]] کننده و مربی [[انسانها]] معرفی میکند: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد و خداوند شنوایی داناست» سوره نور، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*[[باری تعالی]] [[ولایت]] در این امر را به برخی [[بندگان]] [[برگزیده]] خود، همچون [[پیامبران]] گرامی سپرده است؛ چنانکه راجع به [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[آیه ولایت]]، به طور مطلق و با [[سیاق]] واحد از [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر، با عنوان “ولی” یاد میکند؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت]] مطلق ایشان، شامل [[ولایت]] در [[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]] نیز میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۱.</ref>. | * [[باری تعالی]] [[ولایت]] در این امر را به برخی [[بندگان]] [[برگزیده]] خود، همچون [[پیامبران]] گرامی سپرده است؛ چنانکه راجع به [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} میفرماید: {{متن قرآن|كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ}}<ref>«چنان که از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد» سوره بقره، آیه ۱۵۱.</ref>. [[خداوند متعال]] در [[آیه ولایت]]، به طور مطلق و با [[سیاق]] واحد از [[حضرت رسول]]{{صل}} و مصداق مدنظر، با عنوان “ولی” یاد میکند؛ از اینرو، میتوان گفت [[ولایت]] مطلق ایشان، شامل [[ولایت]] در [[مرجعیت اخلاقی]] و [[تربیتی]] نیز میشود<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۱.</ref>. | ||
===[[عالم بودن به علم الهی]]=== | ===[[عالم بودن به علم الهی]]=== | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۸: | ||
==ویژگیهای [[ولایت]] [[خلیفه الهی]]== | ==ویژگیهای [[ولایت]] [[خلیفه الهی]]== | ||
*یکی از ویژگیهای مهم و اساسی ولایتمداری [[خلفای الهی]] اعم از [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[رحمت]] و [[دلسوزی]] و [[هدایت]] همهجانبه [[مادّی]] و [[معنوی]]، فردی و [[اجتماعی]] برای [[سعادتمند]] کردن دیگران است که بر مبنای [[وحی]] و [[الهام الهی]]، و دارای جهات مختلف با روشهای مختلف است؛ [[هدایت]] در جهات مختلف [[فرهنگی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و با روشهای مختلف همچون [[انذار]] و [[تبشیر]] است. | *یکی از ویژگیهای مهم و اساسی ولایتمداری [[خلفای الهی]] اعم از [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[رحمت]] و [[دلسوزی]] و [[هدایت]] همهجانبه [[مادّی]] و [[معنوی]]، فردی و [[اجتماعی]] برای [[سعادتمند]] کردن دیگران است که بر مبنای [[وحی]] و [[الهام الهی]]، و دارای جهات مختلف با روشهای مختلف است؛ [[هدایت]] در جهات مختلف [[فرهنگی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و با روشهای مختلف همچون [[انذار]] و [[تبشیر]] است. | ||
*[[هدایتی]] که در آن [[دعوت به تقوا]]، [[ترغیب]] به [[کسب علم]] و [[اعمال]] [[تفکر]] و [[تعقل]] در مسائل [[معرفتشناسی]] اعم از درونی و برونی، [[دعوت]] به [[فضایل اخلاقی]] و [[استغفار]]، [[توبه]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] عالمیان است. [[هدایتی]] که در آن [[تزکیه]]، [[تعلم]]، [[تکامل]] و [[رشد]] است و نسبت به همدیگر [[عفو و گذشت]] داشتن و به یکدیگر [[عطوفت]] و [[مهربان]] بودن است. و [[هدایتی]] که.... | * [[هدایتی]] که در آن [[دعوت به تقوا]]، [[ترغیب]] به [[کسب علم]] و [[اعمال]] [[تفکر]] و [[تعقل]] در مسائل [[معرفتشناسی]] اعم از درونی و برونی، [[دعوت]] به [[فضایل اخلاقی]] و [[استغفار]]، [[توبه]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] عالمیان است. [[هدایتی]] که در آن [[تزکیه]]، [[تعلم]]، [[تکامل]] و [[رشد]] است و نسبت به همدیگر [[عفو و گذشت]] داشتن و به یکدیگر [[عطوفت]] و [[مهربان]] بودن است. و [[هدایتی]] که.... | ||
===داشتن [[دین حق]]=== | ===داشتن [[دین حق]]=== | ||
*کلمه "دین"، در لغت عبارت از "[[خضوع]] و [[انقیاد]] در قبال برنامه یا مقررات معینّی است و قریب به آن معنا، عبارت از [[اطاعت]]، [[تعبد]]، محکومیت، مقهوریت و [[تسلیم]] در مقابل قانونی یا حکمی یا جزایی است"<ref>التحقیق، ج۳، ص۲۸۹، کلمه دین.</ref> و "دین یعنی [[اطاعت]] و [[جزا]] که از باب استعاره به [[شریعت]]، دین گفته میشود"<ref>مفردات راغب، ص۳۲۳، کلمه دین.</ref> و "دین به معنای [[جزا]]{{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ}} <ref>«مالک روز پاداش و کیفر» سوره فاتحه، آیه ۳.</ref>، [[اطاعت]] و [[بندگی]]{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref> «اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، و [[قانون]] و [[شریعت]]{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref> «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد و خداوند، گواه بس» سوره فتح، آیه ۲۸.</ref> در [[قرآن]] آمده است"<ref>قاموس قرآن، ج۲، ص۳۸۰، کلمه دین.</ref>. | *کلمه "دین"، در لغت عبارت از "[[خضوع]] و [[انقیاد]] در قبال برنامه یا مقررات معینّی است و قریب به آن معنا، عبارت از [[اطاعت]]، [[تعبد]]، محکومیت، مقهوریت و [[تسلیم]] در مقابل قانونی یا حکمی یا جزایی است"<ref>التحقیق، ج۳، ص۲۸۹، کلمه دین.</ref> و "دین یعنی [[اطاعت]] و [[جزا]] که از باب استعاره به [[شریعت]]، دین گفته میشود"<ref>مفردات راغب، ص۳۲۳، کلمه دین.</ref> و "دین به معنای [[جزا]]{{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ}} <ref>«مالک روز پاداش و کیفر» سوره فاتحه، آیه ۳.</ref>، [[اطاعت]] و [[بندگی]]{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref> «اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، و [[قانون]] و [[شریعت]]{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref> «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد و خداوند، گواه بس» سوره فتح، آیه ۲۸.</ref> در [[قرآن]] آمده است"<ref>قاموس قرآن، ج۲، ص۳۸۰، کلمه دین.</ref>. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۴: | ||
===[[ولایت]] [[خلیفه الهی]]، تجلّی [[ولایت]] [[خدای سبحان]]=== | ===[[ولایت]] [[خلیفه الهی]]، تجلّی [[ولایت]] [[خدای سبحان]]=== | ||
*{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>؛ آیات دیگر: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند (بدانند که) بیگمان خداوند کافران را دوست نمیدارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و از خداوند و فرستاده (او) پیروی کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ *در این [[آیات]]، [[ولایت]] [[خلفای الهی]] همچون [[پیامبر]] و [[وصی]] او عطف بر [[ولایت]] [[خدای سبحان]] بدون تکرار لفظ "[[ولی]]" شده که دلالت بر [[وحدت]] بین آن دو نوع [[ولایت]] میکند. | *{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>؛ آیات دیگر: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند (بدانند که) بیگمان خداوند کافران را دوست نمیدارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و از خداوند و فرستاده (او) پیروی کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ *در این [[آیات]]، [[ولایت]] [[خلفای الهی]] همچون [[پیامبر]] و [[وصی]] او عطف بر [[ولایت]] [[خدای سبحان]] بدون تکرار لفظ "[[ولی]]" شده که دلالت بر [[وحدت]] بین آن دو نوع [[ولایت]] میکند. | ||
*[[ولایت]] [[خدای متعال]] اصلی و [[ولایت]] خلفای او، تَبَعی و تجلی [[ولایت پروردگار]] [[متعال]] است؛ چنان که [[عصیان]] و [[نافرمانی]] از دستورهای ولی [[حق]]، [[عصیان]] [[خدای سبحان]] و [[گرفتاری]] در [[عذاب]] [[جهنم]] خواهد بود: {{متن قرآن|مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}<ref>«و آنان که با خداوند و پیامبر او نافرمانی کنند بیگمان آتش دوزخ، آنان راست که هماره در آن جاودانند» سوره جن، آیه ۲۳.</ref>؛ و آیات دیگر: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>. | * [[ولایت]] [[خدای متعال]] اصلی و [[ولایت]] خلفای او، تَبَعی و تجلی [[ولایت پروردگار]] [[متعال]] است؛ چنان که [[عصیان]] و [[نافرمانی]] از دستورهای ولی [[حق]]، [[عصیان]] [[خدای سبحان]] و [[گرفتاری]] در [[عذاب]] [[جهنم]] خواهد بود: {{متن قرآن|مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}<ref>«و آنان که با خداوند و پیامبر او نافرمانی کنند بیگمان آتش دوزخ، آنان راست که هماره در آن جاودانند» سوره جن، آیه ۲۳.</ref>؛ و آیات دیگر: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در میآورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>. | ||
*و [[اراده]] [[جانشین]] [[خدای سبحان]]، [[ظهور]] [[اراده]] اوست: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ هر کس که از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[اطاعت]] کند، در واقع از [[خدای متعال]] [[اطاعت]] کرده است؛ زیرا [[اراده]] او، [[اراده]] [[خدای سبحان]] است، و [[بیعت]] با او، [[بیعت]] با خداست{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | *و [[اراده]] [[جانشین]] [[خدای سبحان]]، [[ظهور]] [[اراده]] اوست: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ هر کس که از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[اطاعت]] کند، در واقع از [[خدای متعال]] [[اطاعت]] کرده است؛ زیرا [[اراده]] او، [[اراده]] [[خدای سبحان]] است، و [[بیعت]] با او، [[بیعت]] با خداست{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | ||
*در [[حدیثی]] از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "قلبهای ما، محل و ظرف [[ظهور]] [[مشیت]] [[خدا]] است؛ هنگامی که [[خدای سبحان]] چیزی را [[اراده]] کند، ما نیز همان را [[اراده]] میکنیم"<ref>{{متن حدیث|قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيئَةِ اللَّهِ، فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا}}؛ کشف الغمة، ج۲، ص۴۹۹، در ذیل عنوان فی معجزات صاحب الزمان{{ع}}؛ دلائلالإمامة، ص۲۷۳؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۳۶، ح۱۶ و ج۵۲، ص۵۱، ح۳۵.</ref><ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۸-۱۳۹.</ref> | *در [[حدیثی]] از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "قلبهای ما، محل و ظرف [[ظهور]] [[مشیت]] [[خدا]] است؛ هنگامی که [[خدای سبحان]] چیزی را [[اراده]] کند، ما نیز همان را [[اراده]] میکنیم"<ref>{{متن حدیث|قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيئَةِ اللَّهِ، فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا}}؛ کشف الغمة، ج۲، ص۴۹۹، در ذیل عنوان فی معجزات صاحب الزمان{{ع}}؛ دلائلالإمامة، ص۲۷۳؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۳۶، ح۱۶ و ج۵۲، ص۵۱، ح۳۵.</ref><ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۸-۱۳۹.</ref> | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۱: | ||
*{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | *{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | ||
*کلمه "[[هدی]]" به معنای [[راهنمایی]] و دلالت کردن بر چیزی است که متعلق آن [[امور مادی]] و [[معنوی]] است؛ [[امور مادی]] مثل [[هدایت]] به راهها و مکانها؛ [[امور معنوی]] که یا "[[هدایت]] و دلالت به سوی خیر است، مانند [[راهنمایی]] [[معنوی]] [[پیامبران]]{{عم}} یا دلالت و [[راهنمایی]] به سوی [[شرّ]] است، مانند: دلالت [[شیطان]] به سوی [[عذاب]] سوزان [[جهنم]]{{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref> «بر او مقرّر است که هر کس او را دوست گیرد وی، گمراهش میکند و او را به عذاب آتش رهنمون میشود» سوره حج، آیه ۴.</ref>"<ref>التحقیق، ج۱۱، ص۲۴۷، کلمه هدی.</ref>. | *کلمه "[[هدی]]" به معنای [[راهنمایی]] و دلالت کردن بر چیزی است که متعلق آن [[امور مادی]] و [[معنوی]] است؛ [[امور مادی]] مثل [[هدایت]] به راهها و مکانها؛ [[امور معنوی]] که یا "[[هدایت]] و دلالت به سوی خیر است، مانند [[راهنمایی]] [[معنوی]] [[پیامبران]]{{عم}} یا دلالت و [[راهنمایی]] به سوی [[شرّ]] است، مانند: دلالت [[شیطان]] به سوی [[عذاب]] سوزان [[جهنم]]{{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref> «بر او مقرّر است که هر کس او را دوست گیرد وی، گمراهش میکند و او را به عذاب آتش رهنمون میشود» سوره حج، آیه ۴.</ref>"<ref>التحقیق، ج۱۱، ص۲۴۷، کلمه هدی.</ref>. | ||
*[[راغب]] در مفردات مینویسد: "[[هدایت]]، دلالت با [[لطف]] است، اما [[هدایت]] [[شیطان]] به [[جهنم]]، از باب استعمال لفظ از روی [[سرزنش]] و مغالطه در معنا است، مثل [[بشارت]] [[عذاب]] الیم دردناک به [[کافران]] و [[مشرکان]]"<ref>مفردات راغب، باب هاء، ص۵۳۶.</ref>. اما با توجه به کلمه [[هدایت]] و وازگان همخانواده استعمال شده در [[قرآن مجید]]، [[هدایت]] صرفاً به معنای دلالت خواهد بود. | * [[راغب]] در مفردات مینویسد: "[[هدایت]]، دلالت با [[لطف]] است، اما [[هدایت]] [[شیطان]] به [[جهنم]]، از باب استعمال لفظ از روی [[سرزنش]] و مغالطه در معنا است، مثل [[بشارت]] [[عذاب]] الیم دردناک به [[کافران]] و [[مشرکان]]"<ref>مفردات راغب، باب هاء، ص۵۳۶.</ref>. اما با توجه به کلمه [[هدایت]] و وازگان همخانواده استعمال شده در [[قرآن مجید]]، [[هدایت]] صرفاً به معنای دلالت خواهد بود. | ||
*[[هدایت]] از جانب [[خدای متعال]] یا [[تشریعی]] است، [[تکوینی]]، مانند: {{متن قرآن|وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>«و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۳.</ref> | * [[هدایت]] از جانب [[خدای متعال]] یا [[تشریعی]] است، [[تکوینی]]، مانند: {{متن قرآن|وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>«و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۳.</ref> | ||
*و [[تشریعی]] مانند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>. | *و [[تشریعی]] مانند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>«بگو: بیگمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درستآیین» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>. | ||
*[[هدایت]] [[خلفای الهی]]{{عم}} نیز [[تشریعی]] و [[تکوینی]] است؛ اما [[تشریعی]] آن نسبت به [[تکوینی]] عمومیت دارد و آن، [[هدایت]] به سوی صراط و [[راه مستقیم]]{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچگاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بیگمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۴.</ref> با امر و [[عنایت الهی]] بوده که شامل [[امور مادی]] و [[معنوی]] و همه افراد میشود و [[تکوینی]] آن در صورت وجودِ قابل و شرایط خاصی تحقق مییابد. | * [[هدایت]] [[خلفای الهی]]{{عم}} نیز [[تشریعی]] و [[تکوینی]] است؛ اما [[تشریعی]] آن نسبت به [[تکوینی]] عمومیت دارد و آن، [[هدایت]] به سوی صراط و [[راه مستقیم]]{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و چنین است که او نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچگاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بیگمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۴.</ref> با امر و [[عنایت الهی]] بوده که شامل [[امور مادی]] و [[معنوی]] و همه افراد میشود و [[تکوینی]] آن در صورت وجودِ قابل و شرایط خاصی تحقق مییابد. | ||
*اگر در [[قرآن کریم]] آمده که: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>، | *اگر در [[قرآن کریم]] آمده که: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>، | ||
*پس: [[فرستادن پیامبر]] برای [[هدایت]] آنان چه معنا دارد؟ جواب کوتاه، اینکه: [[هدایت]] نکردن [[ظالمان]] و [[کافران]] بعد از [[اتمام حجت]] بوده است، که در صورت [[اصرار]] بر [[ظلم]] و کفرشان، از [[لطف]] و [[عنایت ویژه]] [[الهی]] که [[توفیق]] [[هدایت]] باشد، بینصیب میشوند<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۹-۱۴۱.</ref>. | *پس: [[فرستادن پیامبر]] برای [[هدایت]] آنان چه معنا دارد؟ جواب کوتاه، اینکه: [[هدایت]] نکردن [[ظالمان]] و [[کافران]] بعد از [[اتمام حجت]] بوده است، که در صورت [[اصرار]] بر [[ظلم]] و کفرشان، از [[لطف]] و [[عنایت ویژه]] [[الهی]] که [[توفیق]] [[هدایت]] باشد، بینصیب میشوند<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۹-۱۴۱.</ref>. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۴: | ||
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}}<ref>«و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۲۵.</ref>؛ | *{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}}<ref>«و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۲۵.</ref>؛ | ||
*{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | *{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. | ||
*[[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}}، هماره مورد [[عنایت ویژه]] [[الهی]] بوده و هستند و در زمان نیاز، به آنان [[وحی]] یا [[الهام]] میشده و میشود. بنابراین، یکی دیگر از ویژگیهای [[ولایت ولی]] [[حق]]، داشتن [[وحی]] و [[الهام الهی]] است که حاکی از نبودن کوچکترین [[انحراف]] در [[هدایت]] [[انسانها]] توسط آنان به سوی [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۱.</ref> | * [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}}، هماره مورد [[عنایت ویژه]] [[الهی]] بوده و هستند و در زمان نیاز، به آنان [[وحی]] یا [[الهام]] میشده و میشود. بنابراین، یکی دیگر از ویژگیهای [[ولایت ولی]] [[حق]]، داشتن [[وحی]] و [[الهام الهی]] است که حاکی از نبودن کوچکترین [[انحراف]] در [[هدایت]] [[انسانها]] توسط آنان به سوی [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۱.</ref> | ||
===[[دعوت]] همراه با [[ادله]] روشن=== | ===[[دعوت]] همراه با [[ادله]] روشن=== | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۵: | ||
===[[دعوت]] مبتنی بر برهانهای [[قاطع]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن=== | ===[[دعوت]] مبتنی بر برهانهای [[قاطع]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن=== | ||
*{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. | *{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. | ||
*[[حکمت]] یعنی [[برهان]] و دلیلی که هیچ ابهام، [[شک]] و ایرادی نداشته و نتیجهاش [[اثبات حق]] باشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، بیانی است که حاوی مطالب [[پند]] و عبرتآموز بوده و [[نَفْس]] شنونده را رام و [[قلب]] او را متأثر میکند. [[جدال]] خوب، جدلی است که [[سیر]] صعودی دارد و [[فکر]] را از [[احساس]] به [[گمان]]، از [[گمان]] به [[استدلال]] و از [[استدلال]] به [[عقل]] محض بالا میبرد. | * [[حکمت]] یعنی [[برهان]] و دلیلی که هیچ ابهام، [[شک]] و ایرادی نداشته و نتیجهاش [[اثبات حق]] باشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، بیانی است که حاوی مطالب [[پند]] و عبرتآموز بوده و [[نَفْس]] شنونده را رام و [[قلب]] او را متأثر میکند. [[جدال]] خوب، جدلی است که [[سیر]] صعودی دارد و [[فکر]] را از [[احساس]] به [[گمان]]، از [[گمان]] به [[استدلال]] و از [[استدلال]] به [[عقل]] محض بالا میبرد. | ||
*سخن جدلی، دو [[هدف]] را دنبال میکند: یکی اینکه جدلکننده با تکیه بر مشهودات و مسلّمات، [[الزام]] و اقناع [[خصم]] را بخواهد. دوم اینکه خواهان ایجاد ظنّ قَوی در عقیدهای است که قصد تصحیحش را دارد، به نحوی که [[خصم]] [[گمان]] کند آن [[عقیده]] از یقینات است. | *سخن جدلی، دو [[هدف]] را دنبال میکند: یکی اینکه جدلکننده با تکیه بر مشهودات و مسلّمات، [[الزام]] و اقناع [[خصم]] را بخواهد. دوم اینکه خواهان ایجاد ظنّ قَوی در عقیدهای است که قصد تصحیحش را دارد، به نحوی که [[خصم]] [[گمان]] کند آن [[عقیده]] از یقینات است. | ||
*مفسری در ذیل [[آیه شریفه]] مینویسد: "از اینجا روشن میشود که [[حُسن]] [[موعظه]] از جهت [[حُسن]] اثر آن در [[احیای حق]]، مورد نظر است، و [[حُسن]] اثر هنگامی است که واعظ خود به وعظهایش عمل کند، و از آن گذشته در وعظ خود، چندان [[حُسن خُلق]] نشان دهد که کلامش در [[قلب]] شنونده مورد قبول افتد، [[قلب]] با [[مشاهده]] آن [[خُلق و خوی]]، رقّت یابد و پوست بدنش جمع شود و گوشش آن را گرفته و چشم در برابرش [[خاضع]] شود. و اگر از [[راه]] [[جدال]] [[دعوت]] میکند، باید از هر سخنی که [[خصم]] را بر ردّ دعوتش تهییج میکند و او را به عناد و لجبازی واداشته به غضبش میاندازد، بپرهیزد و مقدمات کاذب را هر چند که [[خصم]] راستش بپندارد، بهکار نگیرد. و نیز باید از بیعفتی در [[کلام]] و [[سوء]] تعبیر اجتناب ورزد و به [[خصم]] خود و [[مقدسات]] او توهین نکند. و [[جدال]]، از [[موعظه]] بیشتر احتیاج به [[حُسن]] دارد، به همین [[دلیل]] [[خداوند]]، [[موعظه]] را به [[حُسن]] [[مقید]] ساخته، ولی [[جدال]] را [[مقید]] به احسن (بهتر) کرد"<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۳.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۲-۱۴۳.</ref> | *مفسری در ذیل [[آیه شریفه]] مینویسد: "از اینجا روشن میشود که [[حُسن]] [[موعظه]] از جهت [[حُسن]] اثر آن در [[احیای حق]]، مورد نظر است، و [[حُسن]] اثر هنگامی است که واعظ خود به وعظهایش عمل کند، و از آن گذشته در وعظ خود، چندان [[حُسن خُلق]] نشان دهد که کلامش در [[قلب]] شنونده مورد قبول افتد، [[قلب]] با [[مشاهده]] آن [[خُلق و خوی]]، رقّت یابد و پوست بدنش جمع شود و گوشش آن را گرفته و چشم در برابرش [[خاضع]] شود. و اگر از [[راه]] [[جدال]] [[دعوت]] میکند، باید از هر سخنی که [[خصم]] را بر ردّ دعوتش تهییج میکند و او را به عناد و لجبازی واداشته به غضبش میاندازد، بپرهیزد و مقدمات کاذب را هر چند که [[خصم]] راستش بپندارد، بهکار نگیرد. و نیز باید از بیعفتی در [[کلام]] و [[سوء]] تعبیر اجتناب ورزد و به [[خصم]] خود و [[مقدسات]] او توهین نکند. و [[جدال]]، از [[موعظه]] بیشتر احتیاج به [[حُسن]] دارد، به همین [[دلیل]] [[خداوند]]، [[موعظه]] را به [[حُسن]] [[مقید]] ساخته، ولی [[جدال]] را [[مقید]] به احسن (بهتر) کرد"<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۳.</ref>.<ref>[[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۲-۱۴۳.</ref> | ||
| خط ۹۳: | خط ۹۲: | ||
*{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری و به راستی موسی را با نشانههای خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۱ و ۵.</ref>. | *{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستادهایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگیها به سوی روشنایی برون آوری و به راستی موسی را با نشانههای خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بیگمان در آن نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۱ و ۵.</ref>. | ||
*کلمه {{متن قرآن|الظُّلُمَاتِ}} جمع "ظُلمة"، به معنای تاریکیها است که دو صورت دارد: [[مادّی]] که همان [[تاریکی]] است و [[معنوی]]، مانند [[کفر]]، [[شرک]]، [[جهل]]، [[شر]]، [[ظلم]] و هر چه [[باطل]] باشد و "هر [[اخلاق]] [[ناپسند]] و اعمالی که در [[ظلمت]] [[عقل]]، [[قلب]]، [[روح]]، حرکت کمالی [[انسان]]، [[شعور]] و [[حیات]] [[معنوی]] مؤثر باشند"<ref>من وحی القرآن، ج۵، ص۵۹.</ref>. | *کلمه {{متن قرآن|الظُّلُمَاتِ}} جمع "ظُلمة"، به معنای تاریکیها است که دو صورت دارد: [[مادّی]] که همان [[تاریکی]] است و [[معنوی]]، مانند [[کفر]]، [[شرک]]، [[جهل]]، [[شر]]، [[ظلم]] و هر چه [[باطل]] باشد و "هر [[اخلاق]] [[ناپسند]] و اعمالی که در [[ظلمت]] [[عقل]]، [[قلب]]، [[روح]]، حرکت کمالی [[انسان]]، [[شعور]] و [[حیات]] [[معنوی]] مؤثر باشند"<ref>من وحی القرآن، ج۵، ص۵۹.</ref>. | ||
*[[ظلمت]] در [[امور معنوی]]، مراتبی دارد، چنان که در [[امور مادّی]] دارای شدت و [[ضعف]] است؛ [[کفر]] و [[شرک]]، دارای [[ظلمت]] شدید [[معنوی]] و [[ایمان]] ناقص، دارای [[ظلمت]] با شدت کمتری است، لذا [[وظیفه]] [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} عمومی بوده و نسبت به همه مراحل [[ظلمت]] افراد، [[احساس]] [[مسؤولیت]] کرده و آنان را به سوی [[نور]] فرا میخوانند. | * [[ظلمت]] در [[امور معنوی]]، مراتبی دارد، چنان که در [[امور مادّی]] دارای شدت و [[ضعف]] است؛ [[کفر]] و [[شرک]]، دارای [[ظلمت]] شدید [[معنوی]] و [[ایمان]] ناقص، دارای [[ظلمت]] با شدت کمتری است، لذا [[وظیفه]] [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} عمومی بوده و نسبت به همه مراحل [[ظلمت]] افراد، [[احساس]] [[مسؤولیت]] کرده و آنان را به سوی [[نور]] فرا میخوانند. | ||
*کلمه {{متن قرآن|النُّورِ}}، با لحاظ جهاتی، به چند قِسم تقسیم میشود: | *کلمه {{متن قرآن|النُّورِ}}، با لحاظ جهاتی، به چند قِسم تقسیم میشود: | ||
#[[مادّی]]؛ | # [[مادّی]]؛ | ||
#[[معنوی]]؛ | # [[معنوی]]؛ | ||
#[[نور]] [[روشنایی]] بخش به دیگری، مثل [[خورشید]]، چراغ و لامپ [[روشنایی]]؛ | # [[نور]] [[روشنایی]] بخش به دیگری، مثل [[خورشید]]، چراغ و لامپ [[روشنایی]]؛ | ||
#[[نور]] غیر روشناییبخش دیگری، مثل آب، ماه؛ و آن حالت روشنی بخشی در قِسم [[معنوی]] نیز ملحوظ میگردد. | # [[نور]] غیر روشناییبخش دیگری، مثل آب، ماه؛ و آن حالت روشنی بخشی در قِسم [[معنوی]] نیز ملحوظ میگردد. | ||
*پس وجود [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}} همچون [[نور]] [[معنوی]]، روشنیبخش افراد خواهند بود، لذا هر که خود را در معرض تابش [[نور]] [[معنوی]] آنان قرار دهد، [[نورانی]] شده و از [[ظلمات]] بیرون میآید. و نحوه [[خروج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]]، به تأثیرپذیری و قابلیت افراد بستگی دارد. | *پس وجود [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}} همچون [[نور]] [[معنوی]]، روشنیبخش افراد خواهند بود، لذا هر که خود را در معرض تابش [[نور]] [[معنوی]] آنان قرار دهد، [[نورانی]] شده و از [[ظلمات]] بیرون میآید. و نحوه [[خروج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]]، به تأثیرپذیری و قابلیت افراد بستگی دارد. | ||
*علت استعمال [[ظلمات]] به صورت جمع و [[نور]] به صورت مفرد این است که از آنجا مصادیق [[باطل]] متعدد، مختلف و با اهداف گوناگون هستند، [[ظلمات]]، جمع آورده شده است، اما از آنجاکه [[حق]] منحصر در یک مورد است، [[نور]] نیزکه حاکی از آن است، مفرد آورده شده است. | *علت استعمال [[ظلمات]] به صورت جمع و [[نور]] به صورت مفرد این است که از آنجا مصادیق [[باطل]] متعدد، مختلف و با اهداف گوناگون هستند، [[ظلمات]]، جمع آورده شده است، اما از آنجاکه [[حق]] منحصر در یک مورد است، [[نور]] نیزکه حاکی از آن است، مفرد آورده شده است. | ||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۴: | ||
===اِحیاگری=== | ===اِحیاگری=== | ||
*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>. | *{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>. | ||
*[[حیات]] دو قِسم دارد، [[مادّی]] که از آن تعبیر به [[حیات]] نباتی و حیوانی میشود، و [[معنوی]] که همان [[حیات انسانی]] است که در مسیر [[رشد]]، [[تکامل]] [[روحی]] و کسب [[فضایل اخلاقی]] قرار دارد. | * [[حیات]] دو قِسم دارد، [[مادّی]] که از آن تعبیر به [[حیات]] نباتی و حیوانی میشود، و [[معنوی]] که همان [[حیات انسانی]] است که در مسیر [[رشد]]، [[تکامل]] [[روحی]] و کسب [[فضایل اخلاقی]] قرار دارد. | ||
*[[مفسران]] درباره سبب [[احیا]]، اقوال و نظریههایی بیان کردهاند؛ | * [[مفسران]] درباره سبب [[احیا]]، اقوال و نظریههایی بیان کردهاند؛ | ||
#مراد از {{متن قرآن|لِمَا يُحْيِيكُمْ}}، [[جهاد]] است؛ زیرا سبب [[احیای دین]] و [[عزت اسلام]] است؛ | #مراد از {{متن قرآن|لِمَا يُحْيِيكُمْ}}، [[جهاد]] است؛ زیرا سبب [[احیای دین]] و [[عزت اسلام]] است؛ | ||
#[[قرآن مجید]] است، چون [[تبعیت]] از آن، موجب [[حیات]] دائم در [[بهشت]] [[ابدی]] [[آخرت]] میشود؛ | # [[قرآن مجید]] است، چون [[تبعیت]] از آن، موجب [[حیات]] دائم در [[بهشت]] [[ابدی]] [[آخرت]] میشود؛ | ||
#[[علم]] است، [[علمی]] که سبب [[هدایت]] به [[حق]] و [[تبعیت]] از آن شود<ref>التبیان، ج۵، ص۱۰۱.</ref>. | # [[علم]] است، [[علمی]] که سبب [[هدایت]] به [[حق]] و [[تبعیت]] از آن شود<ref>التبیان، ج۵، ص۱۰۱.</ref>. | ||
#[[ایمان]] است که [[حیات]] [[قلب]]، به [[ایمان]] است و [[موت]] آن، به [[کفرورزی]]<ref>کشف الاسرار، ج۴، ص۲۹؛ به نقل از: سُدَی.</ref>. | # [[ایمان]] است که [[حیات]] [[قلب]]، به [[ایمان]] است و [[موت]] آن، به [[کفرورزی]]<ref>کشف الاسرار، ج۴، ص۲۹؛ به نقل از: سُدَی.</ref>. | ||
#[[خلود]] در [[بهشت]] است و [[دلیل]] آن، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۰؛ صاحب تفسیر مذکور، پنج نظریه را در قالب چهار قول، از افراد مختلفی مانند سدی، قتادة و ابی مسلم، بدون اظهار نظری، مطرح کرده است؛ و قول به خلود در بهشت، نظریه صاحب تفسیر البرهان، ج۱، ص۱۶۲، است.</ref>. | # [[خلود]] در [[بهشت]] است و [[دلیل]] آن، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۰؛ صاحب تفسیر مذکور، پنج نظریه را در قالب چهار قول، از افراد مختلفی مانند سدی، قتادة و ابی مسلم، بدون اظهار نظری، مطرح کرده است؛ و قول به خلود در بهشت، نظریه صاحب تفسیر البرهان، ج۱، ص۱۶۲، است.</ref>. | ||
#[[اطاعت]] کردن از دستورهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است که [[جهاد]]، [[ایمان]] و عمل به فرمانهای [[قرآن]] و هر [[عمل نیک]] را دربر میگیرد، که موجب [[احیای دین]] و [[اصلاح]] افراد است و آن نیز سبب [[حیات]] [[ابدی]] آنان میشود<ref>المنیر، ج۹، ص۲۸۷-۲۸۸.</ref>. | # [[اطاعت]] کردن از دستورهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است که [[جهاد]]، [[ایمان]] و عمل به فرمانهای [[قرآن]] و هر [[عمل نیک]] را دربر میگیرد، که موجب [[احیای دین]] و [[اصلاح]] افراد است و آن نیز سبب [[حیات]] [[ابدی]] آنان میشود<ref>المنیر، ج۹، ص۲۸۷-۲۸۸.</ref>. | ||
#طبق احادیثی، [[ولایت]] [[امیرمؤمنین]] [[علی بن ابیطالب]]{{عم}} است<ref>البرهان، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. | #طبق احادیثی، [[ولایت]] [[امیرمؤمنین]] [[علی بن ابیطالب]]{{عم}} است<ref>البرهان، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. | ||
*اما با توجه به اطلاق [[آیه شریفه]]، [[احیا]] مخصوص یکی از آن موارد مذکور نخواهد بود، بلکه شامل همه آنها و مصادیق دیگری که سبب ایجاد [[حیات]] سالم [[اسلامی]] در [[امور مادّی]] و [[حیات معنوی]] فردی و [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] است، خواهد بود. | *اما با توجه به اطلاق [[آیه شریفه]]، [[احیا]] مخصوص یکی از آن موارد مذکور نخواهد بود، بلکه شامل همه آنها و مصادیق دیگری که سبب ایجاد [[حیات]] سالم [[اسلامی]] در [[امور مادّی]] و [[حیات معنوی]] فردی و [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] است، خواهد بود. | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۳۲: | ||
*لغتنویسی مینویسد: "[[انذار]]، [[تخویف]] است از مخوفی که زمانش وسیع است، تا از آن احتراز شود"<ref>قاموس قرآن، ج۷، ص۴۲، کلمه نذر.</ref>؛ [[وظیفه]] اصلی [[خلفای خدا]]، همان [[انذار]] است. در [[قرآن کریم]] خطاب به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آمده: {{متن قرآن|إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ}}<ref>«تو، جز بیمدهندهای نیستی» سوره فاطر، آیه ۲۳.</ref>. چون اگر [[انسان]] به حال خود، رها شود و از [[آینده]] خویش ترسناک نباشد، گرفتار [[جنون]] حیوانی شده، به هر کار قبیحی [[اقدام]] میکند، و از جهتی دارای قوّه [[تعقل]] است و از هر امر ترسناک حتّی در صورت احتمال، احتیاط کرده و [[سعی]] در ترک آن میکند، لذا نخست باید افراد را [[انذار]] کرد، تا به سوی کارهای بد نروند و از عواقب [[سوء]] آن بترسند، و هنگامی که از [[اعمال بد]]، دوری کردند، به [[کارهای نیک]] [[تشویق]] کرد و آنان را به [[بهشت]] [[ابدی]] و [[رضوان]] [[الهی]] [[بشارت]] داد. | *لغتنویسی مینویسد: "[[انذار]]، [[تخویف]] است از مخوفی که زمانش وسیع است، تا از آن احتراز شود"<ref>قاموس قرآن، ج۷، ص۴۲، کلمه نذر.</ref>؛ [[وظیفه]] اصلی [[خلفای خدا]]، همان [[انذار]] است. در [[قرآن کریم]] خطاب به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آمده: {{متن قرآن|إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ}}<ref>«تو، جز بیمدهندهای نیستی» سوره فاطر، آیه ۲۳.</ref>. چون اگر [[انسان]] به حال خود، رها شود و از [[آینده]] خویش ترسناک نباشد، گرفتار [[جنون]] حیوانی شده، به هر کار قبیحی [[اقدام]] میکند، و از جهتی دارای قوّه [[تعقل]] است و از هر امر ترسناک حتّی در صورت احتمال، احتیاط کرده و [[سعی]] در ترک آن میکند، لذا نخست باید افراد را [[انذار]] کرد، تا به سوی کارهای بد نروند و از عواقب [[سوء]] آن بترسند، و هنگامی که از [[اعمال بد]]، دوری کردند، به [[کارهای نیک]] [[تشویق]] کرد و آنان را به [[بهشت]] [[ابدی]] و [[رضوان]] [[الهی]] [[بشارت]] داد. | ||
*در بعضی [[آیات]]، [[انذار]] همراه با [[بشارت]] آمده: {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>. | *در بعضی [[آیات]]، [[انذار]] همراه با [[بشارت]] آمده: {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>. | ||
*[[بشارت]] یعنی خبری که مسرّتبخش است، یکی از ویژگیهای ولایتمداری [[خلفای الهی]]، این است که علاوه بر [[ترساندن]] از عواقب [[سوء]] [[مخالفت]] و [[تکذیب]] آنان و [[ایمان]] نیاوردن و مرتکب [[اعمال بد]] شدن و داشتن [[معتقدات]] [[باطل]]، [[بشارت]] و خبرهای مسرّتبخش نیز به افرادی که [[ایمان]] بیاورند و از کارهای بد دوری کنند و زیر [[پرچم]] [[ولایت]] آنان قرار گیرند، میدهند. [[بشیر]] بودن در کنار [[راهنمایی]] کردن است، [[انبیاء]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[راه]] و نتیجه پیمودن آن را نشان داده و [[بشارت]] نیز میدهند که: اگر به راهی که ما نشانتان میدهیم، بروید، به مقصد و مقصود [[فطری]] و عقلپسندتان خواهید رسید. و بعد از مدتی، در پایان آن، میبینید که به چه مقصد عالی نزدیک شده و چه [[بهشت]] [[ابدی]] خواهید داشت که از نعمتهای آن و بالاتر از آن، از مهر و صفای [[ملاقات]] [[الهی]] که ثمره پیمودن [[راه مستقیم]] است، برخوردار خواهید شد: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوهای از آن بوستانها روزی آنان گردد، میگویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده میشود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>. | * [[بشارت]] یعنی خبری که مسرّتبخش است، یکی از ویژگیهای ولایتمداری [[خلفای الهی]]، این است که علاوه بر [[ترساندن]] از عواقب [[سوء]] [[مخالفت]] و [[تکذیب]] آنان و [[ایمان]] نیاوردن و مرتکب [[اعمال بد]] شدن و داشتن [[معتقدات]] [[باطل]]، [[بشارت]] و خبرهای مسرّتبخش نیز به افرادی که [[ایمان]] بیاورند و از کارهای بد دوری کنند و زیر [[پرچم]] [[ولایت]] آنان قرار گیرند، میدهند. [[بشیر]] بودن در کنار [[راهنمایی]] کردن است، [[انبیاء]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[راه]] و نتیجه پیمودن آن را نشان داده و [[بشارت]] نیز میدهند که: اگر به راهی که ما نشانتان میدهیم، بروید، به مقصد و مقصود [[فطری]] و عقلپسندتان خواهید رسید. و بعد از مدتی، در پایان آن، میبینید که به چه مقصد عالی نزدیک شده و چه [[بهشت]] [[ابدی]] خواهید داشت که از نعمتهای آن و بالاتر از آن، از مهر و صفای [[ملاقات]] [[الهی]] که ثمره پیمودن [[راه مستقیم]] است، برخوردار خواهید شد: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند نوید ده که بوستانهایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوهای از آن بوستانها روزی آنان گردد، میگویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده میشود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>. | ||
*واژه [[بشارت]] در خبرهای مسرّتبخش و نیز نگرانکننده در [[قرآن مجید]] استعمال شده است: {{متن قرآن|بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به منافقان نوید ده که عذابی دردناک خواهند داشت!» سوره نساء، آیه ۱۳۸.</ref>. | *واژه [[بشارت]] در خبرهای مسرّتبخش و نیز نگرانکننده در [[قرآن مجید]] استعمال شده است: {{متن قرآن|بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به منافقان نوید ده که عذابی دردناک خواهند داشت!» سوره نساء، آیه ۱۳۸.</ref>. | ||
*بعضی درباره آن مینویسند: "اما جایی که [[عذاب]] است و در آن کلمه [[بشارت در قرآن]] بهکار رفته است، نوعی تحکم است، یعنی مژده و پاداشی نداری، مگر [[عذاب]]"<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۱۹۴، کلمه بشر و مفردات راغب، ص۱۲۶، کلمه بشر.</ref>. | *بعضی درباره آن مینویسند: "اما جایی که [[عذاب]] است و در آن کلمه [[بشارت در قرآن]] بهکار رفته است، نوعی تحکم است، یعنی مژده و پاداشی نداری، مگر [[عذاب]]"<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۱۹۴، کلمه بشر و مفردات راغب، ص۱۲۶، کلمه بشر.</ref>. | ||
| خط ۱۴۱: | خط ۱۴۰: | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']] | # [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']] | ||
#[[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']] | # [[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حقجو|حقجو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۷: | ||
[[رده:ویژگیهای ولی]] | [[رده:ویژگیهای ولی]] | ||