کوتاهی در مقابل مسؤولیت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۴: خط ۴:
==مقدمه==
==مقدمه==
*کوتاهی [[انسان]] در مقابل آنچه بر عهده اوست، در بیشتر موارد، از [[سستی]] او سرچشمه می‌گیرد. [[سستی]]، [[ضعف]] و ناتوانی‌ای است که به هنگام [[سختی‌ها]] پیش می‌آید؛ همان‌گونه که خستگی نیز، معمولاً برای جسم [[انسان]] در همین هنگام حادث می‌شود. از این رو "[[سستی]]" - که امری روحی است- و "خستگی" - که به جسم [[آدمی]] مربوط می‌شود -، دو امری است که [[انسان]] را از رسیدن به نیکی‌ها و نیکویی‌های [[دنیا]] و [[آخرت]] باز می‌دارد.
*کوتاهی [[انسان]] در مقابل آنچه بر عهده اوست، در بیشتر موارد، از [[سستی]] او سرچشمه می‌گیرد. [[سستی]]، [[ضعف]] و ناتوانی‌ای است که به هنگام [[سختی‌ها]] پیش می‌آید؛ همان‌گونه که خستگی نیز، معمولاً برای جسم [[انسان]] در همین هنگام حادث می‌شود. از این رو "[[سستی]]" - که امری روحی است- و "خستگی" - که به جسم [[آدمی]] مربوط می‌شود -، دو امری است که [[انسان]] را از رسیدن به نیکی‌ها و نیکویی‌های [[دنیا]] و [[آخرت]] باز می‌دارد.
*[[امام کاظم]]{{ع}} در این رابطه می‌فرمایند: "از خستگی و [[سستی]] بپرهیز، که این دو تو را از بهره [[دنیا]] و [[آخرت]] باز می‌دارد" <ref>{{متن حدیث| إِيَّاكَ‌ وَ الضَّجَرَ وَ الْكَسَلَ‌ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ حَظَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۶۶، ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۷.</ref>.
* [[امام کاظم]]{{ع}} در این رابطه می‌فرمایند: "از خستگی و [[سستی]] بپرهیز، که این دو تو را از بهره [[دنیا]] و [[آخرت]] باز می‌دارد" <ref>{{متن حدیث| إِيَّاكَ‌ وَ الضَّجَرَ وَ الْكَسَلَ‌ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ حَظَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}؛ بحار الأنوار، ج ۶۶، ص ۳۹۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۷.</ref>.
*منظور ما از "[[سستی]]" در این جا، کوتاهی در مقابل مسؤولیّت [[واجب]] [[انسان]] است؛ از این رو می‌توان گفت که آن کس که از مسؤولیّت خود [[غفلت]] ورزیده [[شناخت]] دقیقی نسبت به آن ندارد، سُست، ضعیف و [[ناتوان]] خوانده می‌شود؛ [[حضرت حق]] در اشاره به این [[رذیلت اخلاقی]] و آنان که به آن اتّصاف یافته‌اند، می‌فرماید:  
*منظور ما از "[[سستی]]" در این جا، کوتاهی در مقابل مسؤولیّت [[واجب]] [[انسان]] است؛ از این رو می‌توان گفت که آن کس که از مسؤولیّت خود [[غفلت]] ورزیده [[شناخت]] دقیقی نسبت به آن ندارد، سُست، ضعیف و [[ناتوان]] خوانده می‌شود؛ [[حضرت حق]] در اشاره به این [[رذیلت اخلاقی]] و آنان که به آن اتّصاف یافته‌اند، می‌فرماید:  
*{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ}}<ref>«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست می‌داشتید به شما نمایاند سرکشی کردید» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>؛
خط ۱۳: خط ۱۳:
*{{متن قرآن|وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}}<ref>«و جز با کسالت نماز نمی‌گزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمی‌کنند» سوره توبه، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۷-۹۸.</ref>.
*{{متن قرآن|وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}}<ref>«و جز با کسالت نماز نمی‌گزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمی‌کنند» سوره توبه، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۷-۹۸.</ref>.
*این چند [[آیه]] و [[آیات]] مشابه آن، به نکته‌ای بس [[ظریف]] اشاره می‌فرمایند؛ و آن، [[همراهی]] این [[رذیلت]] با رذائل دیگر است، رذائلی همچون [[دنیادوستی]]، [[ریاء]]، [[فسق]]، [[ظلم]]، [[مخالفت]] آگاهانه با [[پیامبران]]{{صل}}، و تبعیّت از [[نفس]] و [[هواهای نفسانی]].  
*این چند [[آیه]] و [[آیات]] مشابه آن، به نکته‌ای بس [[ظریف]] اشاره می‌فرمایند؛ و آن، [[همراهی]] این [[رذیلت]] با رذائل دیگر است، رذائلی همچون [[دنیادوستی]]، [[ریاء]]، [[فسق]]، [[ظلم]]، [[مخالفت]] آگاهانه با [[پیامبران]]{{صل}}، و تبعیّت از [[نفس]] و [[هواهای نفسانی]].  
*[[راز]] این مطلب، شاید در آن باشد که [[آدمی]]، چون از مسؤولیّت [[واجب]] خود [[شناخت]] درستی به‌دست نداشته باشد، ناگزیر به سوی انجام آن [[واجب]] نخواهد شتافت؛ در این حال [[رذیلت‌های اخلاقی]] جایگزین آن شده او را به سوی خود متمایل می‌سازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۸.</ref>.
* [[راز]] این مطلب، شاید در آن باشد که [[آدمی]]، چون از مسؤولیّت [[واجب]] خود [[شناخت]] درستی به‌دست نداشته باشد، ناگزیر به سوی انجام آن [[واجب]] نخواهد شتافت؛ در این حال [[رذیلت‌های اخلاقی]] جایگزین آن شده او را به سوی خود متمایل می‌سازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۹۸.</ref>.
*عنوان عامّ "[[هوای نفس]]"، می‌تواند تمامی [[رذائل اخلاقی]] را در این زمینه دربرگیرد. این [[هوای نفس]] او را به برخورد با هم‌نوع خود، [[مخالفت]] با [[پیامبران]]، ریاکاری، [[ترس]] از [[جهاد]] و فرار از آن و از دیگر [[واجبات]] [[انسان]]، و سرانجام تنظیم توجیهاتی برای فرار از این مسؤولیّت، رهنمون می‌شود؛ توجیهاتی که [[عقل]] هرگز آن‌ها را نخواهد پذیرفت. از این رو می‌توان گفت که [[رذیلت]] "مسؤولیّت ناشناسی" و "[[مسؤولیت]] ناپذیری"، رذیلتای است که نه تنها دیگر [[رذائل اخلاقی]] را در پی خواهد داشت، که رذائلی دیگر و سرانجام گناهانی چند نیز بر آن مترتّب خواهد شد.  
*عنوان عامّ "[[هوای نفس]]"، می‌تواند تمامی [[رذائل اخلاقی]] را در این زمینه دربرگیرد. این [[هوای نفس]] او را به برخورد با هم‌نوع خود، [[مخالفت]] با [[پیامبران]]، ریاکاری، [[ترس]] از [[جهاد]] و فرار از آن و از دیگر [[واجبات]] [[انسان]]، و سرانجام تنظیم توجیهاتی برای فرار از این مسؤولیّت، رهنمون می‌شود؛ توجیهاتی که [[عقل]] هرگز آن‌ها را نخواهد پذیرفت. از این رو می‌توان گفت که [[رذیلت]] "مسؤولیّت ناشناسی" و "[[مسؤولیت]] ناپذیری"، رذیلتای است که نه تنها دیگر [[رذائل اخلاقی]] را در پی خواهد داشت، که رذائلی دیگر و سرانجام گناهانی چند نیز بر آن مترتّب خواهد شد.  
*بررسی [[تاریخ]] تمدّن‌های بشری، به‌خوبی نشان می‌دهد که [[شناخت]] مسؤولیّت، تنها علّت [[پیشرفت]] بعضی از [[ملل]] و تمدّن‌ها بوده؛ همان‌گونه که کوتاهی در این زمینه نیز یگانه عامل عقب‌ماندگی دیگر ملّت‌ها و تمدن‌ها بوده است.
*بررسی [[تاریخ]] تمدّن‌های بشری، به‌خوبی نشان می‌دهد که [[شناخت]] مسؤولیّت، تنها علّت [[پیشرفت]] بعضی از [[ملل]] و تمدّن‌ها بوده؛ همان‌گونه که کوتاهی در این زمینه نیز یگانه عامل عقب‌ماندگی دیگر ملّت‌ها و تمدن‌ها بوده است.
خط ۳۷: خط ۳۷:
*در این زمینه، گفتنی است که برخی از [[مردمان]]، در برابر [[دین]] و معنویّت خویشتن کاملاً کوتاهی می‌نمایند، همینان امّا در مقابل [[بدن]] خویش سخت مسؤولیّت شناسند و مسؤولیّت‌پذیر!. مادّه‌گرایان روزگار ما -که در میان [[مسلمانان]] نیز نادانسته بسیار زیادند-، بر این روش می‌روند. اینان معنویّت را به کناری وانهاده‌اند، و تنها به آنچه که از دستاوردهای مادّی به‌دست آورده‌اند، دل‌خوشند و [[راضی]]؛ جسم را می‌پرورند و [[روح]] را رها می‌سازند. اینانند که همچون حیواناتند، بلکه از آن‌ها نیز گمراه‌ترند؛ چرا که آن کس که از بُعد روحی خود غافل است، نه همچون چهارپایان، که بدتر از آن‌ها است. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>.
*در این زمینه، گفتنی است که برخی از [[مردمان]]، در برابر [[دین]] و معنویّت خویشتن کاملاً کوتاهی می‌نمایند، همینان امّا در مقابل [[بدن]] خویش سخت مسؤولیّت شناسند و مسؤولیّت‌پذیر!. مادّه‌گرایان روزگار ما -که در میان [[مسلمانان]] نیز نادانسته بسیار زیادند-، بر این روش می‌روند. اینان معنویّت را به کناری وانهاده‌اند، و تنها به آنچه که از دستاوردهای مادّی به‌دست آورده‌اند، دل‌خوشند و [[راضی]]؛ جسم را می‌پرورند و [[روح]] را رها می‌سازند. اینانند که همچون حیواناتند، بلکه از آن‌ها نیز گمراه‌ترند؛ چرا که آن کس که از بُعد روحی خود غافل است، نه همچون چهارپایان، که بدتر از آن‌ها است. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«بدترین جنبندگان نزد خداوند ناشنوایانی گنگند که خرد نمی‌ورزند» سوره انفال، آیه ۲۲.</ref>.
*در مقابل اینان، برخی دیگر از [[مردمان]] قرار دارند، که بُعد مادّی خود را رها کرده و یا در آن کوتاهی می‌کنند، امّا یکسر به بُعد روحی و نفْسی خود پرداخته‌اند. روش اینان نه تنها به روشنی خطاست، که - همان‌گونه که پیش از این به تفصیل باز نمودیم-، اگر به متارکه [[دنیا]]، [[گریز]] از آن و قرارگرفتن در شمار [[رهبانان]] / دنیاگریزان بیانجامد، بدون تردید عملی [[حرام]] به حساب می‌آید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۰۳.</ref>.
*در مقابل اینان، برخی دیگر از [[مردمان]] قرار دارند، که بُعد مادّی خود را رها کرده و یا در آن کوتاهی می‌کنند، امّا یکسر به بُعد روحی و نفْسی خود پرداخته‌اند. روش اینان نه تنها به روشنی خطاست، که - همان‌گونه که پیش از این به تفصیل باز نمودیم-، اگر به متارکه [[دنیا]]، [[گریز]] از آن و قرارگرفتن در شمار [[رهبانان]] / دنیاگریزان بیانجامد، بدون تردید عملی [[حرام]] به حساب می‌آید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۰۳.</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: "از ما نیست آن کس که دنیایش را به‌خاطر آخرتش ترک کند"<ref>{{متن حدیث| لَيْسَ‌ مِنَّا مَنْ‌ تَرَكَ‌ دُنْيَاهُ‌ لآِخِرَتِهِ‌}}؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص ۱۵۶. </ref>، به‌خوبی نشان‌دهنده [[حرمت]] ترک بُعد مادّی و جسمی، و اعتنای تنها به بُعد روحی و نفْسی [[انسان]] است.  
* [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: "از ما نیست آن کس که دنیایش را به‌خاطر آخرتش ترک کند"<ref>{{متن حدیث| لَيْسَ‌ مِنَّا مَنْ‌ تَرَكَ‌ دُنْيَاهُ‌ لآِخِرَتِهِ‌}}؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص ۱۵۶. </ref>، به‌خوبی نشان‌دهنده [[حرمت]] ترک بُعد مادّی و جسمی، و اعتنای تنها به بُعد روحی و نفْسی [[انسان]] است.  
*برخی از دیگر [[مردمان]] نیز در تضییع [[عمر]] و نابود کردن آن گرم‌پویند و بی‌پروا؛ اینان از فرصت‌های خود هیچ استفاده‌ای نمی‌برند، و [[عمر]] را رها کرده فرصت‌های آن را بدون استفاده از دست می‌دهند؛ در عین حال به گونه‌ای مختصر به [[دین]]، امور [[روحانی]] خویش، منزل و [[جامعه]] خود، و اموری این‌گونه نیز اهتمام می‌نمایند. روش اینان هرچند از روش گروه‌های پیش‌گفته به صواب نزدیک‌تر است، امّا باز یکسر از [[خطا]] برکنار نیست؛ همان‌گونه که کسانی که تنها به [[وظیفه]] خویش در مقابل [[خانواده]] خود اهتمام می‌نمایند، امّا در مقابل [[جامعه]] خود هیچ مسؤولیتی را پذیرا نمی‌باشند، راه به [[خطا]] برده‌اند. [[پیامبر اکرم]]ی{{صل}} با اشاره به همینان می‌فرمایند: "هرکس که هر [[روزه]] به امور [[مسلمین]] اهتمام نورزد، خود [[مسلمان]] نیست" <ref>{{متن حدیث| مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص ۱۶۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۰۳.</ref>.
*برخی از دیگر [[مردمان]] نیز در تضییع [[عمر]] و نابود کردن آن گرم‌پویند و بی‌پروا؛ اینان از فرصت‌های خود هیچ استفاده‌ای نمی‌برند، و [[عمر]] را رها کرده فرصت‌های آن را بدون استفاده از دست می‌دهند؛ در عین حال به گونه‌ای مختصر به [[دین]]، امور [[روحانی]] خویش، منزل و [[جامعه]] خود، و اموری این‌گونه نیز اهتمام می‌نمایند. روش اینان هرچند از روش گروه‌های پیش‌گفته به صواب نزدیک‌تر است، امّا باز یکسر از [[خطا]] برکنار نیست؛ همان‌گونه که کسانی که تنها به [[وظیفه]] خویش در مقابل [[خانواده]] خود اهتمام می‌نمایند، امّا در مقابل [[جامعه]] خود هیچ مسؤولیتی را پذیرا نمی‌باشند، راه به [[خطا]] برده‌اند. [[پیامبر اکرم]]ی{{صل}} با اشاره به همینان می‌فرمایند: "هرکس که هر [[روزه]] به امور [[مسلمین]] اهتمام نورزد، خود [[مسلمان]] نیست" <ref>{{متن حدیث| مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص ۱۶۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۰۳.</ref>.
*گروهی دیگر از [[مردمان]]، در مقابل اینانند. این گروه به مسؤولیّت [[اجتماعی]] خود واقفند، امّا نسبت به مسؤولیّت [[خانوادگی]] خود، و نیز مسؤولیّتشان در مقابل [[دوستان]]، [[همسایگان]] و دیگر اعضای [[جامعه]] خویش، سخت بی‌اعتنا می‌باشند. اینان نیز از [[رحمت]] [[حضرت حق]] بدورند؛ چه سنگ‌دلی در آنان متمکّن شده آنان را از حال دیگران غافل ساخته است. آیا اگر کسی به حیوانی گرسنه نپردازد و او را سیر نسازد، سخت‌دل و سنگین‌قلب شمرده نمی‌شود؟، حال [[تکلیف]] آن کسان که از نیازهای [[پدر]]، [[مادر]]، [[همسایه]]، [[خاندان]] و دیگر اعضای [[جامعه]] خود [[غفلت]] می‌ورزد، چگونه است؟!.
*گروهی دیگر از [[مردمان]]، در مقابل اینانند. این گروه به مسؤولیّت [[اجتماعی]] خود واقفند، امّا نسبت به مسؤولیّت [[خانوادگی]] خود، و نیز مسؤولیّتشان در مقابل [[دوستان]]، [[همسایگان]] و دیگر اعضای [[جامعه]] خویش، سخت بی‌اعتنا می‌باشند. اینان نیز از [[رحمت]] [[حضرت حق]] بدورند؛ چه سنگ‌دلی در آنان متمکّن شده آنان را از حال دیگران غافل ساخته است. آیا اگر کسی به حیوانی گرسنه نپردازد و او را سیر نسازد، سخت‌دل و سنگین‌قلب شمرده نمی‌شود؟، حال [[تکلیف]] آن کسان که از نیازهای [[پدر]]، [[مادر]]، [[همسایه]]، [[خاندان]] و دیگر اعضای [[جامعه]] خود [[غفلت]] می‌ورزد، چگونه است؟!.
خط ۵۲: خط ۵۲:


[[رده:کوتاهی در مقابل مسؤولیت]]
[[رده:کوتاهی در مقابل مسؤولیت]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش