جز
جایگزینی متن - 'ظهور' به 'ظهور'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
جز (جایگزینی متن - 'ظهور' به 'ظهور') |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آسیبشناسی مهدویت در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[آسیبشناسی مهدویت در معارف مهدویت]]| پرسش مرتبط = }} | ||
'''معارف [[مهدویت]]''' مانند هر مجموعه [[فرهنگی]] دارای آفتهایی است که باید آنها و شیوه مقابله با آنها را [[شناخت]]. برخی از آسیبها عبارتاند از: تطبقگرایی؛ استعجال | '''معارف [[مهدویت]]''' مانند هر مجموعه [[فرهنگی]] دارای آفتهایی است که باید آنها و شیوه مقابله با آنها را [[شناخت]]. برخی از آسیبها عبارتاند از: تطبقگرایی؛ استعجال ظهور؛ تعیین زمان ظهور؛ طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ مهدوی؛ [[ادعای نیابت]] توسط برخی کوتهفکران مانند: [[ابومحمد حسن شریعی]]؛ "ابو طاهر محمد بن علی بن هلال"؛ [[ابوجعفر محمد بن علی شلمغانی]]؛ [[علی محمّد شیرازی]]. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
==[[انحرافات]] و کجرفتاری== | ==[[انحرافات]] و کجرفتاری== | ||
نوع دیگر [[انحرافات]]، رفتارهای ناصوابی است که توسط برخی افراد انجام میشود. | نوع دیگر [[انحرافات]]، رفتارهای ناصوابی است که توسط برخی افراد انجام میشود. | ||
#'''تطبقگرایی''': در [[روایات]]، نشانههایی برای [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} بیان شده است؛ امّا کیفیت دقیق و خصوصیات آنها روشن نیست و این بستری برای تحلیلها و تفسیرهای شخصی و احتمالی شده است. هر از چند گاهی، بعضی در پی [[تطبیق علائم]] | #'''تطبقگرایی''': در [[روایات]]، نشانههایی برای [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} بیان شده است؛ امّا کیفیت دقیق و خصوصیات آنها روشن نیست و این بستری برای تحلیلها و تفسیرهای شخصی و احتمالی شده است. هر از چند گاهی، بعضی در پی [[تطبیق علائم]] ظهور بر پدیدههای موجود برمیآیند و بدین وسیله از [[نزدیکی ظهور]] خبر میدهند. این جریان نیز از آسیبهایی است که گاهی به [[یأس]] و [[ناامیدی]] از ظهور میانجامد؛ برای مثال وقتی [[شخصیت]] [[سفیانی]] به فردی خاصّ که در فلان منطقه است [[تفسیر]] شود و درباره [[دجّال]]، تحلیلهای بیدلیل مطرح گردد و به دنبال آن، [[بشارت ظهور]] در زمانی بسیار نزدیک، به همگان داده شود، امّا بعد از طی شدن سالیانی، [[امام]]{{ع}} ظهور نکند، عدّهای به [[انحراف]] و [[اشتباه]] گرفتار میشوند و در [[اعتقادات]] صحیح خود دچار [[تزلزل]] و تردید میگردند. | ||
#'''استعجال | #'''استعجال ظهور''': [[استعجال]] یعنی [[عجله]] کردن و خواستن چیزی قبل از رسیدن وقت آن و تحقّق زمینههای لازم برای آن است. انسانهای [[عجول]] به سبب [[ضعف نفس]] و کم ظرفیت بودن، [[متانت]] و سکون و [[آرامش]] خود را از دست میدهند و بدون در نظر گرفتن شرایط، خواهان تحقّق پدیدهها هستند. در [[فرهنگ ناب]] [[مهدویت]] و در برخورد با مسأله [[انتظار]]، انسانِ [[منتظر]]، پیوسته در طلب ظهور است و با تمام وجود و [[اشتیاق]]، خواستار ظهور است و برای [[تعجیل]] مر [[فرج]] [[دعا]] میکند؛ ولی هرگز [[عجله]] نمینماید و هر چه [[غیبت]] به درازا کشد و [[انتظار]]، طولانی شود، باز هم [[صبر]] و [[شکیبایی]] را از کف نمیدهد؛ بلکه با وجود [[شوق]] فراوان به ظهور، در برابر [[اراده پروردگار]] و خواست او کمال [[تسلیم]] را از خود نشان میدهد و برای تحقّق همه زمینههای لازم برای ظهور میکوشد و [[بردباری]] میکند. [[عبدالرحمن بن کثیر]] گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} نشسته بودم که مهرم داخل شد و عرض کرد: قربانت گردم! به من خبر دهید این امری که در انتظارش هستیم، کی واقع میشود؟ [[امام]] فرمود: ای مهرم! [[دروغ]] گفتند وقت گذاران، و هلاک شدند شتاب کنندگان، و [[نجات]] یافتند [[تسلیم]] شدگان.<ref>الکافی، ج ۱، ص ۳۶۸، ح ۲.</ref> [[نهی]] از [[عجله]] و [[شتاب زدگی]] در امر ظهور به آن سبب است که به دنبال [[عجله]]، [[روحیه]] [[یأس]] و [[نومیدی]] در انسانِ [[منتظر]]، پیدا میشود، [[آرامش]] و [[صبوری]] را از دست میدهد و حالت [[تسلیم]] او به حالت گلهمندی و [[شکایت]] تبدیل میشود و از [[تأخیر ظهور]] بیقرار میگردد. او این [[بیماری]] را به دیگران نیز سرایت میدهد و گاهی به سبب [[استعجال]] ظهور به حالتِ [[انکار وجود امام]]، گرفتار میشود. گفتنی است که منشأ [[استعجال]] ظهور، آن است که نمیداند ظهور از [[سنّتهای الهی]] است و مانند همه سنّتها باید پس از تحقق همه شرایط و زمینهها، انجام گیرد. | ||
#'''تعیین زمان | #'''تعیین زمان ظهور''': از آسیبهای [[فرهنگ مهدویت]] آن است که بعضی به دنبال [[تعیین زمان]] برای ظهور هستند؛ در حالی که [[زمان ظهور]] بر [[مردم]] مخفی است. در [[روایات]] [[پیشوایان دینی]] از [[تعیین وقت برای ظهور]] به شدت [[نهی]] شده است و وقت گذاران، [[دروغگو]] شمرده شدهاند. از [[امام باقر]]{{ع}} سؤال شد: آیا برای ظهور وقت (معینی) است؟ [[حضرت]] فرمود: آنها که برای ظهور [[تعیین وقت]] میکنند، [[دروغ]] میگویند. (و دو بار این جمله را تکرار کرد).<ref>غیبة طوسی، ص ۴۲۶.</ref> با این حال، بعضی آگاهانه یا ناآگاهانه برای ظهور وقت تعیین میکنند که کمترین اثر آن [[احساس]] [[یأس]] و [[ناامیدی]] برای کسانی است که این وعدههای دروغین را [[باور]] کردهاند؛ ولی خلاف آن دیدهاند. بنابراین منتظرانِ واقعی باید خود را از دام شیّادان و نیز نادانان [[حفظ]] کنند و درباره [[زمان ظهور]]، تنها [[منتظر]] [[اراده پروردگار]] باشند. | ||
#'''طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ ناب مهدوی''': معارف فراوانی است که پرداختن به آنها یک [[ضرورت]] شمرده میشود و نقش اساسی در جهت [[آگاهی بخشی]] به شیعیان دارد و برای ترسیم نحوه عملکرد آنها در [[زمان غیبت]] بسیار مهم است. پرداختن به مباحثی از قبیل [[ازدواج حضرت]] یا وجود [[فرزند]] برای آن بزرگوار و یا [[محل زندگی]] [[حضرت]] و مانند آن از نمونههای بحثهای غیرضروری است که بجاست جای خود را به مباحث کاربردی و تأثیرگذار بدهد؛ به همین [[دلیل]] [[گفتوگو]] درباره شرایط و [[زمینههای ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با شرایط و [[زمینههای ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با [[شرایط ظهور]]، [[مشتاقان]] [[امام]] را به حرکت در راستای تحقق آن شرایط [[ترغیب]] میکند. این نکته نیز مهم است که در طرح [[مباحث مهدویت]]، جامعنگری لازم است. مقصود این است که در هنگام [[گفتوگو]] درباره یک موضوع، مجموعه [[معارف]] [[مهدویت]] مطالعه شوند. گاهی بعضی افراد با مطالعه برخی از [[روایات]] و بدون در نظر گرفتن [[روایات]] دیگر، تحلیلهای [[نادرستی]] از جریان [[مهدویّت]] بیان میکنند؛ برای مثال با ملاحظه روایاتی که از [[جنگ]] طولانی و [[خونریزی]] فراوان خبر داده است، چهره بسیار خشنی از [[امام غایب]] ترسیم میکنند و از [[روایات]] دیگر که جلوههای [[محبّت]] و [[مهربانی]] [[امام مهدی]]{{ع}} را بیان کرده و [[سیره]] و [[اخلاق]] او را همانند [[خلق و خوی]] جدّ گرامیاش [[پیامبر]] مکرّم [[اسلام]]{{صل}} معرفی نموده است، [[غافل]] میمانند. [[بدیهی]] است که دقّت در هر دو دسته [[روایات]]، این [[حقیقت]] را بیان میکند که [[برخورد امام]] با همه انسانهای [[حق]] طلب –چه رسد به [[شیعیان]] و [[دوستداران]] آن بزرگوار- با دریایی از [[مهربانی]] و [[صفا]] و [[صمیمیت]] خواهد بود و [[شمشیر]] [[انتقام]] آن [[ذخیره الهی]] تنها بر گرده [[ستمگران]] و [[پیروان]] آنها فرود خواهد آمد. | #'''طرح مباحث غیرضروری در فرهنگ ناب مهدوی''': معارف فراوانی است که پرداختن به آنها یک [[ضرورت]] شمرده میشود و نقش اساسی در جهت [[آگاهی بخشی]] به شیعیان دارد و برای ترسیم نحوه عملکرد آنها در [[زمان غیبت]] بسیار مهم است. پرداختن به مباحثی از قبیل [[ازدواج حضرت]] یا وجود [[فرزند]] برای آن بزرگوار و یا [[محل زندگی]] [[حضرت]] و مانند آن از نمونههای بحثهای غیرضروری است که بجاست جای خود را به مباحث کاربردی و تأثیرگذار بدهد؛ به همین [[دلیل]] [[گفتوگو]] درباره شرایط و [[زمینههای ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با شرایط و [[زمینههای ظهور]] نیز بر بحث [[علایم ظهور]] مقدم است؛ زیرا آشنایی با [[شرایط ظهور]]، [[مشتاقان]] [[امام]] را به حرکت در راستای تحقق آن شرایط [[ترغیب]] میکند. این نکته نیز مهم است که در طرح [[مباحث مهدویت]]، جامعنگری لازم است. مقصود این است که در هنگام [[گفتوگو]] درباره یک موضوع، مجموعه [[معارف]] [[مهدویت]] مطالعه شوند. گاهی بعضی افراد با مطالعه برخی از [[روایات]] و بدون در نظر گرفتن [[روایات]] دیگر، تحلیلهای [[نادرستی]] از جریان [[مهدویّت]] بیان میکنند؛ برای مثال با ملاحظه روایاتی که از [[جنگ]] طولانی و [[خونریزی]] فراوان خبر داده است، چهره بسیار خشنی از [[امام غایب]] ترسیم میکنند و از [[روایات]] دیگر که جلوههای [[محبّت]] و [[مهربانی]] [[امام مهدی]]{{ع}} را بیان کرده و [[سیره]] و [[اخلاق]] او را همانند [[خلق و خوی]] جدّ گرامیاش [[پیامبر]] مکرّم [[اسلام]]{{صل}} معرفی نموده است، [[غافل]] میمانند. [[بدیهی]] است که دقّت در هر دو دسته [[روایات]]، این [[حقیقت]] را بیان میکند که [[برخورد امام]] با همه انسانهای [[حق]] طلب –چه رسد به [[شیعیان]] و [[دوستداران]] آن بزرگوار- با دریایی از [[مهربانی]] و [[صفا]] و [[صمیمیت]] خواهد بود و [[شمشیر]] [[انتقام]] آن [[ذخیره الهی]] تنها بر گرده [[ستمگران]] و [[پیروان]] آنها فرود خواهد آمد. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
==[[ادعای مهدویت]]== | ==[[ادعای مهدویت]]== | ||
فرقههای انحرافی که در [[اسلام]] به وجود آمدهاند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] زمینهساز [[بابیت]] و [[بهائیت]] شد و موسّسان این دو [[فرقه]]، براساس بعضی از [[عقاید]] غلط [[شیخیه]] به ادّعاهای [[باطل]] روی آوردند. [[علی محمد باب]] شیرازی خود از [[پیروان]] و [[شاگردان]] [[سید کاظم رشتی]] بود و [[میرزا حسین علی نوری]]، بزرگان [[شیخیه]] را مبشران | فرقههای انحرافی که در [[اسلام]] به وجود آمدهاند، بسیارند؛ ولی در میان فرق [[انحرافی]] که به موضوع [[مهدویّت]] [[ارتباط]] دارند، سه [[فرقه]] در [[ایران]] [[شهرت]] دارند که عبارتند از [[شیخیّه]]، بابیّت و بهائیّت. [[شیخیه]] با [[انحراف]] در بعضی از امور [[اعتقادی]] زمینهساز [[بابیت]] و [[بهائیت]] شد و موسّسان این دو [[فرقه]]، براساس بعضی از [[عقاید]] غلط [[شیخیه]] به ادّعاهای [[باطل]] روی آوردند. [[علی محمد باب]] شیرازی خود از [[پیروان]] و [[شاگردان]] [[سید کاظم رشتی]] بود و [[میرزا حسین علی نوری]]، بزرگان [[شیخیه]] را مبشران ظهور خود میدانست<ref>میرزا حسین علی نوری (بهاء الله) از شیخ احمد احسائی و کاظم رشتی با لقب نورین نیّرین یاد کرده و آنها را مبشّران ظهور خود و باب میخواند. (ایقان، ص ۳ و ۴).</ref>. [[شیخیه]] مکتبی است که در اوایل [[قرن سیزدهم]] بر اساس [[تفکرات]] [[شیخ احمد احسائی]] پایهگذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، پایهگذاری شد و پس از او به وسیله شاگردانش ادامه یافت و به تدریج در برخی از [[عقاید]]، از [[تشیّع]] فاصله گرفت. [[شیخ احمد احسائی]] و پیروانش بر این باورند که [[امام غایب]] در عالم دیگری به نام هورقلیا<ref>هورقلیا از نظر احمد به معنای عالمی غیر از عالم دنیا (عالم مادّه) و بالاتر از آن است. به عبارت روشنتر، هورقلیا حد وسط بین عالم دنیا و عالم ملکوت و از جنس عالم مثال است. این ملک محلههای متعددی دارد که تنها در دو مجلۀ جابرسا و جابلقا میلیونها امّت با زبانهای متفاوت و با بدن مثالی و جسم لطیف به سر میبرند. جسم لطیف، همان سرشت آدمی است که از آن آفریده شده و همان بدنی است که در قیامت مردگان با آن زنده خواهند شد. (فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۷۰ با تلخیص و تصرّف).</ref> [[زندگی]] میکنند و [[راز]] [[عمر طولانی]] او در همین است که با بدنی هورقلیایی و غیرمادّی در آن عالم به سر میبرد و هرگاه بخواهد به این دنیای [[مادّی]] پا گذارد، صورتی از صورتهای [[اهل]] [[زمین]] را میپوشد و کسی او را نمیشناسد<ref>جوامع الکلم، ج ۲، قسمت دوم، ص ۱۰۳.</ref>. | ||
گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بیواسطه از [[امام زمان]]{{ع}} میگیرد و به دیگران میرساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که میتوانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیدهای ندارند<ref>ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref>. | گروهی از [[شیخیه]] معتقدند که [[اصول دین]]، [[ایمان]] به چهار اصل است: [[توحید]]، [[نبوت]]، [[امامت]] و پس از آن، رکن چهارم [[ایمان]]، یعنی [[شناخت]] [[شیعه کامل]] است که در [[زمان غیبت]]، [[واسطه فیض]] میان [[امام غایب]] و [[مردم]] است. او [[احکام]] را بیواسطه از [[امام زمان]]{{ع}} میگیرد و به دیگران میرساند.<ref>فرهنگ فرق اسلامی، ص ۲۶۹.</ref> به [[اعتقاد]] اینان [[پیشوایان]] [[شیخیه]] یعنی احسائی و [[جانشینان]] او، مصداق [[شیعه کامل]] و [[رکن رابع]] هستند و تنها کسانی هستند که میتوانند [[احکام فقهی]] را برای دیگران بیان کنند. به همین [[دلیل]]، این گروه از [[شیخیه]] به [[اجتهاد]] و [[تقلید]] عقیدهای ندارند<ref>ر.ک: احقاق الحق، ص ۳۵۶ (ص ۲۸۳، ۳۶۳) و بهائیان، ص ۱۱۰، ۱۵۲.</ref>. | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
[[علی محمّد شیرازی]]، به ادّعای بابیّت و [[مهدویّت]] اکتفا نکرد و [[انحراف]] و [[گمراهی]] را به حدّی رساند که مدّعی [[نزول]] کتاب و [[دین جدید]] شد و به [[گمان]] خود، [[احکام]] جاودانه [[اسلام]] را با [[نوشتن]] کتاب بیان [[نسخ]] کرد. وی، در ابتدای کتاب بیان خود را [[برتر]] از همه [[انبیای الهی]] و [[مظهر]] نفس [[پروردگار]] معرفی کرد و [[عقیده]] داشت که با ظهورش [[آیین اسلام]]، [[منسوخ]] و [[قیامت]] [[موعود]] در [[قرآن]]، به پا شده است.<ref>تلخیص تاریخ نبیل، صص ۱۳۰، ۱۷۰.</ref> | [[علی محمّد شیرازی]]، به ادّعای بابیّت و [[مهدویّت]] اکتفا نکرد و [[انحراف]] و [[گمراهی]] را به حدّی رساند که مدّعی [[نزول]] کتاب و [[دین جدید]] شد و به [[گمان]] خود، [[احکام]] جاودانه [[اسلام]] را با [[نوشتن]] کتاب بیان [[نسخ]] کرد. وی، در ابتدای کتاب بیان خود را [[برتر]] از همه [[انبیای الهی]] و [[مظهر]] نفس [[پروردگار]] معرفی کرد و [[عقیده]] داشت که با ظهورش [[آیین اسلام]]، [[منسوخ]] و [[قیامت]] [[موعود]] در [[قرآن]]، به پا شده است.<ref>تلخیص تاریخ نبیل، صص ۱۳۰، ۱۷۰.</ref> | ||
پس از اعدام باب، عموم [[بابیان]] به [[جانشینی]] [[میرزا یحیی]] نوری معروف به [[صبح ازل]] [[معتقد]] شدند و [[برادر]] بزرگترش [[حسین علی نوری]] حدود هیجده سال از [[دستورات]] [[میرزا یحیی]] در ظاهر [[اطاعت]] میکرد؛ امّا در تمام این مدّتبا [[زیرکی]] و [[سیاست]] به تحکیم [[جایگاه]] خود و [[تضعیف]] موقعیت [[میرزا یحیی]] [[همت]] گماشت. [[اختلاف]] جدی میان دو [[برادر]] وقتی بود که [[حسین]] [[علی]] خود را [[من یظهره الله]] یعنی همان موعودی خواند که باب به | پس از اعدام باب، عموم [[بابیان]] به [[جانشینی]] [[میرزا یحیی]] نوری معروف به [[صبح ازل]] [[معتقد]] شدند و [[برادر]] بزرگترش [[حسین علی نوری]] حدود هیجده سال از [[دستورات]] [[میرزا یحیی]] در ظاهر [[اطاعت]] میکرد؛ امّا در تمام این مدّتبا [[زیرکی]] و [[سیاست]] به تحکیم [[جایگاه]] خود و [[تضعیف]] موقعیت [[میرزا یحیی]] [[همت]] گماشت. [[اختلاف]] جدی میان دو [[برادر]] وقتی بود که [[حسین]] [[علی]] خود را [[من یظهره الله]] یعنی همان موعودی خواند که باب به ظهور او [[بشارت]] داده است. باب، در چند جای کتاب بیان، ظهور شخص بزرگی در [[آینده]] بسیار دور را [[پیشگویی]] کرده، با عبارت [[من یظهره الله]] یعنی کسی که [[خدا]] او را آشکار خواهد ساخت از او خبر داده و با بیان را به [[اطاعت]] از او [[دعوت]] کرده بود. با اینکه این [[بشارت]] در بیانِ باب به حدود ۲۰۰۰ سالپس از [[آیین]] باب مربوط میشد، [[حسین علی نوری]] پس از حدود ۱۸ سال مدعی [[مقام]] [[من یظهره الله]] شد و کتاب [[اقدس]]<ref>این کتاب شامل احکام و تعالیم اصلی بهائیان است.</ref> را نگاشت. | ||
[[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد! | [[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد! | ||