پرش به محتوا

آیه امانت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۸: خط ۸:
متن آیه: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه:۷۲.</ref>.
متن آیه: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}<ref> ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه:۷۲.</ref>.


==[[عرضه امانت]] به چه معناست؟== عرضه" در لغت به معنای ارائه و آشکار ساختن آمده است:
== [[عرضه امانت]] به چه معناست؟ == عرضه" در لغت به معنای ارائه و آشکار ساختن آمده است:


[[جوهری]] می‌نویسد: {{عربی|"و عرضت الشيء فأغرض، أي أظهرته فظهر، و قوله تعالی:}} {{متن قرآن|وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا}}<ref>«و دوزخ را در آن روز به کافران چنان که باید می‌نمایانیم» سوره کهف، آیه ۱۰۰.</ref> {{عربی|"قال الفراء: أبرزناها حتى نظر إليها الكفار. وأعرضت هي، أي استبانت وظهرت"}}<ref>الصحاح، ج۳، ص۱۰۸۴.</ref>.
[[جوهری]] می‌نویسد: {{عربی|"و عرضت الشيء فأغرض، أي أظهرته فظهر، و قوله تعالی:}} {{متن قرآن|وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا}}<ref>«و دوزخ را در آن روز به کافران چنان که باید می‌نمایانیم» سوره کهف، آیه ۱۰۰.</ref> {{عربی|"قال الفراء: أبرزناها حتى نظر إليها الكفار. وأعرضت هي، أي استبانت وظهرت"}}<ref>الصحاح، ج۳، ص۱۰۸۴.</ref>.
خط ۱۵: خط ۱۵:


در [[ارتباط]] با عرضه بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] دو دیدگاه است:
در [[ارتباط]] با عرضه بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] دو دیدگاه است:
#برخی بر این باورند که "عرضه" در این [[آیه]] به معنای مجازی آن است و [[آیه]] به نوعی بیان حال و استعداد [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۰.</ref>. [[طبرسی]] می‌نویسد: {{عربی|"أن معنى العرض و الإباء ليس هو ما يفهم بظاهر الكلام بل المراد تعظيم شأن الأمانة لا مخاطبة الجماد والعرب تقول سألت الربع و خاطبت الدار فامتنعت عن الجواب وإنما هو إخبار عن الحال عبر عنه بذکر الجواب والسؤال"}}<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸ ص۵۸۶.</ref>. و منظور [[آیه]] این است که اگر عرضه می‌کردیم و [[شعور]] داشتند- به خاطر [[عظمت]] [[امانت]] و [[سختی]] حمل آن - نمی‌پذیرفتند و هراسان می‌شدند. پس بر خلاف آنچه از ظاهر [[آیه]] استفاده می‌شود، مخاطبه‌ای میان [[خداوند]] و جمادات نبوده است.
# برخی بر این باورند که "عرضه" در این [[آیه]] به معنای مجازی آن است و [[آیه]] به نوعی بیان حال و استعداد [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۰.</ref>. [[طبرسی]] می‌نویسد: {{عربی|"أن معنى العرض و الإباء ليس هو ما يفهم بظاهر الكلام بل المراد تعظيم شأن الأمانة لا مخاطبة الجماد والعرب تقول سألت الربع و خاطبت الدار فامتنعت عن الجواب وإنما هو إخبار عن الحال عبر عنه بذکر الجواب والسؤال"}}<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸ ص۵۸۶.</ref>. و منظور [[آیه]] این است که اگر عرضه می‌کردیم و [[شعور]] داشتند- به خاطر [[عظمت]] [[امانت]] و [[سختی]] حمل آن - نمی‌پذیرفتند و هراسان می‌شدند. پس بر خلاف آنچه از ظاهر [[آیه]] استفاده می‌شود، مخاطبه‌ای میان [[خداوند]] و جمادات نبوده است.
#برخی دیگر معتقدند که "عرضه" در این [[آیه]] به معنای [[حقیقی]] آن به کار رفته و چون در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی دارای [[شعور]] است، مخاطبه میان [[خداوند]] و موجودات عالم هیچ بُعدی ندارد. این [[آیه]] نیز از نوعی مخاطبه [[حقیقی]] میان [[خداوند]] و [[آسمان]] و [[زمین]] حکایت می‌کند، البته به لسان متناسب با آنها <ref> تسنیم، ج۳، ص۱۱۴؛ فتوحات المکیه، ج۲، ص۷۷.</ref>.
# برخی دیگر معتقدند که "عرضه" در این [[آیه]] به معنای [[حقیقی]] آن به کار رفته و چون در دیدگاه [[قرآن]]، همه هستی دارای [[شعور]] است، مخاطبه میان [[خداوند]] و موجودات عالم هیچ بُعدی ندارد. این [[آیه]] نیز از نوعی مخاطبه [[حقیقی]] میان [[خداوند]] و [[آسمان]] و [[زمین]] حکایت می‌کند، البته به لسان متناسب با آنها <ref> تسنیم، ج۳، ص۱۱۴؛ فتوحات المکیه، ج۲، ص۷۷.</ref>.


[[قرآن کریم]] برای همه هستی [[حیات]] و [[شعور]] و [[ادراک]] قایل است. در [[قرآن]]، [[سخن]] از [[تحمید]] و [[تسبیح]] و [[تسلیم]] و [[سجود]] همه موجودات است و در این [[آیه]] نیز هم صدر آن بر نوعی مخاطبه میان [[خداوند]] و [[آسمان]] و [[زمین]] دلالت دارد و هم ذیل [[آیه]] که سخن از اباء و [[اشفاق]] از حمل [[امانت]]، دلیلی بر [[شعور]] موجودات عالم و تأییدی برای قول اخیر است.
[[قرآن کریم]] برای همه هستی [[حیات]] و [[شعور]] و [[ادراک]] قایل است. در [[قرآن]]، [[سخن]] از [[تحمید]] و [[تسبیح]] و [[تسلیم]] و [[سجود]] همه موجودات است و در این [[آیه]] نیز هم صدر آن بر نوعی مخاطبه میان [[خداوند]] و [[آسمان]] و [[زمین]] دلالت دارد و هم ذیل [[آیه]] که سخن از اباء و [[اشفاق]] از حمل [[امانت]]، دلیلی بر [[شعور]] موجودات عالم و تأییدی برای قول اخیر است.
خط ۲۲: خط ۲۲:
از سویی [[عرضه امانت]] بر [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها در [[لباس]] [[تکوین]] نبود؛ زیرا از یک‌ سو، در امور [[تکوینی]] اِبا کردن و سرباززدن امکان ندارد و از سویی [[وحدت سیاق]] اقتضا می‌کند که [[عرضه امانت]] بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها همانند عرضه آن بر [[انسان]]، غیر [[تکوینی]] باشد، در نتیجه، حتماً با نوعی [[اختیار]] همراه است. [[اختیار]] در [[تکلیف]]، هنگامی معنا دارد که [[مکلف]] دارای [[شعور]] و [[ادراک]] باشد<ref>ادب فنای مقربان، ج۴، ص۳۳۵.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۲-۴۴.</ref>.
از سویی [[عرضه امانت]] بر [[آسمان]] و [[زمین]] و کوه‌ها در [[لباس]] [[تکوین]] نبود؛ زیرا از یک‌ سو، در امور [[تکوینی]] اِبا کردن و سرباززدن امکان ندارد و از سویی [[وحدت سیاق]] اقتضا می‌کند که [[عرضه امانت]] بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها همانند عرضه آن بر [[انسان]]، غیر [[تکوینی]] باشد، در نتیجه، حتماً با نوعی [[اختیار]] همراه است. [[اختیار]] در [[تکلیف]]، هنگامی معنا دارد که [[مکلف]] دارای [[شعور]] و [[ادراک]] باشد<ref>ادب فنای مقربان، ج۴، ص۳۳۵.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۲-۴۴.</ref>.


==انواع عرضه==
== انواع عرضه ==
عرضه در [[قرآن کریم]] در دو نوع عرضه تکریمی و عرضه تهدیدی به کار رفته است:
عرضه در [[قرآن کریم]] در دو نوع عرضه تکریمی و عرضه تهدیدی به کار رفته است:


عرضه در برخی از [[آیات قرآن]] تهدیدی است مانند: {{متن قرآن|وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا}} و در برخی از [[آیات قرآن]] کریمی است مانند [[آیه]] محل بحث: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ}}<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۴.</ref>.
عرضه در برخی از [[آیات قرآن]] تهدیدی است مانند: {{متن قرآن|وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا}} و در برخی از [[آیات قرآن]] کریمی است مانند [[آیه]] محل بحث: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ}}<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۴.</ref>.


==تفاوت میان عَرض و امر==
== تفاوت میان عَرض و امر ==
عرض غیر از امر است و [[خدای متعال]] در [[آیه]] [[مبارک]]، [[امانت]] را بر مخلوقات عرضه کرد و آنها را به [[تحمل]] [[امانت]] [[دستور]] نداد.
عرض غیر از امر است و [[خدای متعال]] در [[آیه]] [[مبارک]]، [[امانت]] را بر مخلوقات عرضه کرد و آنها را به [[تحمل]] [[امانت]] [[دستور]] نداد.


تفاوت عرض با امر در این است که در اَمْر [[لزوم]] [[امتثال]] مطرح است؛ از این‌رو، هنگامی که [[خداوند]] [[آسمان]] و [[زمین]] را به آمدن امر کرد، آنها [[اطاعت]] کردند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> ولی در عَرْض، [[لزوم]] قبول مطرح نیست. از این‌رو، ابای اشفاقی آنها با لحن مهرآمیز مقبول شد و هیچ‌گونه تخطئه‌ای در آن راه نیافت<ref>تفسیر ابن عربی، ج۳، ص۴۱۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۴-۴۵.</ref>.
تفاوت عرض با امر در این است که در اَمْر [[لزوم]] [[امتثال]] مطرح است؛ از این‌رو، هنگامی که [[خداوند]] [[آسمان]] و [[زمین]] را به آمدن امر کرد، آنها [[اطاعت]] کردند: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref> ولی در عَرْض، [[لزوم]] قبول مطرح نیست. از این‌رو، ابای اشفاقی آنها با لحن مهرآمیز مقبول شد و هیچ‌گونه تخطئه‌ای در آن راه نیافت<ref>تفسیر ابن عربی، ج۳، ص۴۱۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۴-۴۵.</ref>.


==[[عرضه امانت]] درباره چه موجوداتی انجام گرفت؟==
== [[عرضه امانت]] درباره چه موجوداتی انجام گرفت؟ ==
مقصود از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها چیست؟ چرا نامی از موجودات دیگر به میان نیامده است؟
مقصود از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها چیست؟ چرا نامی از موجودات دیگر به میان نیامده است؟


در اینکه مقصود از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] چیست، آیا [[اهل آسمان]] و [[زمین]] را در بر می‌گیرد یا اینکه به تقدیر واژه دیگری [[نیازمند]] است، در میان مفسِّران دو دیدگاه است:
در اینکه مقصود از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] چیست، آیا [[اهل آسمان]] و [[زمین]] را در بر می‌گیرد یا اینکه به تقدیر واژه دیگری [[نیازمند]] است، در میان مفسِّران دو دیدگاه است:
#برخی از مفسّران بر این باورند که در لفظ [[آیه]]، مضاف حذف شده است و باید مضافِ "اهل" را در تقدیر بگیریم:{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى (اهل) السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ}} پس [[امانت]] بر [[اهل]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها عرضه شد. منظور از [[اهل]] [[آسمان‌ها]]، همان "فرشتگان" و منظور از [[اهل]] [[زمین]] و کوه‌ها، "انسان‌ها و اجنّه"اند. علت انحصار در این سه گروه، آن است که [[عرضه امانت]] و [[امانت‌داری]]، مستلزم [[شعور]] و [[ادراک]] است و تنها این موجودات دارای [[درک]] و شعورند<ref>تفسیر التبیان، ج۸ ص۳۶۷.</ref>.
# برخی از مفسّران بر این باورند که در لفظ [[آیه]]، مضاف حذف شده است و باید مضافِ "اهل" را در تقدیر بگیریم:{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى (اهل) السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ}} پس [[امانت]] بر [[اهل]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها عرضه شد. منظور از [[اهل]] [[آسمان‌ها]]، همان "فرشتگان" و منظور از [[اهل]] [[زمین]] و کوه‌ها، "انسان‌ها و اجنّه"اند. علت انحصار در این سه گروه، آن است که [[عرضه امانت]] و [[امانت‌داری]]، مستلزم [[شعور]] و [[ادراک]] است و تنها این موجودات دارای [[درک]] و شعورند<ref>تفسیر التبیان، ج۸ ص۳۶۷.</ref>.
#گروهی از مفسِّران با [[اعتقاد]] به اینکه همه مخلوقات [[درک]] و [[شعور]] دارند، معتقدند [[امانت]] بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها عرضه شده است. این دیدگاه با منطوق [[آیه]] نیز هماهنگ است و به تقدیر محذوف و [[تأویل]] [[آیه]] نیاز ندارد<ref>تسنیم، ج۳، ص۱۱۴؛ فتوحات المکیه، ج۲، ص۷۷.</ref>.
# گروهی از مفسِّران با [[اعتقاد]] به اینکه همه مخلوقات [[درک]] و [[شعور]] دارند، معتقدند [[امانت]] بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها عرضه شده است. این دیدگاه با منطوق [[آیه]] نیز هماهنگ است و به تقدیر محذوف و [[تأویل]] [[آیه]] نیاز ندارد<ref>تسنیم، ج۳، ص۱۱۴؛ فتوحات المکیه، ج۲، ص۷۷.</ref>.


از این‌رو، به نظر میرسد که مخاطب [[خداوند]] در [[عرض امانت]]، مجموعه [[نظام خلقت]] است و همه مخلوقات را در بر میگیرد. این عرضه هم بر [[آسمان‌ها]] و اهلش و هم بر [[زمین]] و اهلش بوده و همه مخلوقات اعم از [[انسان]] و [[جن]] و فرشته‌ها را در بر می‌گیرد<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۵-۴۶.</ref>.
از این‌رو، به نظر میرسد که مخاطب [[خداوند]] در [[عرض امانت]]، مجموعه [[نظام خلقت]] است و همه مخلوقات را در بر میگیرد. این عرضه هم بر [[آسمان‌ها]] و اهلش و هم بر [[زمین]] و اهلش بوده و همه مخلوقات اعم از [[انسان]] و [[جن]] و فرشته‌ها را در بر می‌گیرد<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۵-۴۶.</ref>.


==خطاب تمثیلی یا [[حقیقی]]==
== خطاب تمثیلی یا [[حقیقی]] ==
آیا خطاب [[خداوند]] به مخلوقات، خطاب تمثیلی است یا خطاب [[حقیقی]]؟
آیا خطاب [[خداوند]] به مخلوقات، خطاب تمثیلی است یا خطاب [[حقیقی]]؟


خط ۵۶: خط ۵۶:
برخی از [[آیات]] به [[اطاعت]] مخلوقات ناظر است: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۶-۴۷.</ref>.
برخی از [[آیات]] به [[اطاعت]] مخلوقات ناظر است: {{متن قرآن|ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ}}<ref>«سپس به آسمان رو آورد که (چون) دودی بود و به آن و به زمین فرمود: خواه یا ناخواه بیایید! گفتند: فرمانبردارانه آمدیم» سوره فصلت، آیه ۱۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۶-۴۷.</ref>.


==معنا و مصداق [[امانت]] چیست؟==
== معنا و مصداق [[امانت]] چیست؟ ==
{{متن قرآن|الْأَمَانَةَ}}: {{عربی|نقیض الخیانة <ref>کتاب العین، ج۸، ص۳۸۹.</ref> أن الأصل الواحد في هذه المادة: هو الأمن و السکون و رفع الخوف و الوحشة و الاضطراب. يقال: أمن يأمن أمنا، أي اطمأنّ و زال عنه الخوف، فهو آمن، و ذاك مأمون، و مأمون منه، و الأمانة مصدر و يطلق على العين الخارجي الذي يتعلق به الأمن كالوديعه فهي مورد الأمن و المأمون عليها}}<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۶۴.</ref>.
{{متن قرآن|الْأَمَانَةَ}}: {{عربی|نقیض الخیانة <ref>کتاب العین، ج۸، ص۳۸۹.</ref> أن الأصل الواحد في هذه المادة: هو الأمن و السکون و رفع الخوف و الوحشة و الاضطراب. يقال: أمن يأمن أمنا، أي اطمأنّ و زال عنه الخوف، فهو آمن، و ذاك مأمون، و مأمون منه، و الأمانة مصدر و يطلق على العين الخارجي الذي يتعلق به الأمن كالوديعه فهي مورد الأمن و المأمون عليها}}<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، ص۱۶۴.</ref>.


خط ۸۱: خط ۸۱:
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} قَالَ هِيَ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۳.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۷-۵۰.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} قَالَ هِيَ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۳.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۴۷-۵۰.</ref>.


==واکنش موجودات نسبت به [[عرضه امانت]] چه بود؟==
== واکنش موجودات نسبت به [[عرضه امانت]] چه بود؟ ==
هنگامی که [[خدای متعال]] [[ولایت]] را بر موجودات عرضه نمود، همه مخلوقات جز [[انسان]] از [[پذیرش]] آن ابا کردند و تنها [[انسان]] آن را متحمل شد.
هنگامی که [[خدای متعال]] [[ولایت]] را بر موجودات عرضه نمود، همه مخلوقات جز [[انسان]] از [[پذیرش]] آن ابا کردند و تنها [[انسان]] آن را متحمل شد.


"اباء" دو نوع دارد: اشفاقی و استکباری. این دو از جهاتی با یکدیگر تفاوت دارند:
"اباء" دو نوع دارد: اشفاقی و استکباری. این دو از جهاتی با یکدیگر تفاوت دارند:
#در ابا اشفاقی، ابا کننده از [[تحمل]] یک [[تکلیف]] [[ناتوان]] است: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} ولی در ابای استکباری، ابا کننده از انجام [[تکلیف]] [[ناتوان]] نیست، ولی عمداً سر باز میزند، مانند ابا [[شیطان]] از [[سجده]] [[آدم]]<ref>زن در آینه جلال و جمال، ص۱۱۹.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>.
# در ابا اشفاقی، ابا کننده از [[تحمل]] یک [[تکلیف]] [[ناتوان]] است: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}} ولی در ابای استکباری، ابا کننده از انجام [[تکلیف]] [[ناتوان]] نیست، ولی عمداً سر باز میزند، مانند ابا [[شیطان]] از [[سجده]] [[آدم]]<ref>زن در آینه جلال و جمال، ص۱۱۹.</ref>: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref>.
#ابای استکباری، باعث تنزّل از [[مقام]] رفیع می‌شود، بر خلاف اباء اشفاقی<ref>تسنیم، ج۳، ص۲۸۰.</ref>.
# ابای استکباری، باعث تنزّل از [[مقام]] رفیع می‌شود، بر خلاف اباء اشفاقی<ref>تسنیم، ج۳، ص۲۸۰.</ref>.
#ابای اشفاقی مذموم نیست، بر خلاف ابای استکباری که مذموم است و [[مؤاخذه]] دارد.
# ابای اشفاقی مذموم نیست، بر خلاف ابای استکباری که مذموم است و [[مؤاخذه]] دارد.
#در ابای استکباری، عدم [[پذیرش]] به خاطر یک نوع ادّعای [[استقلال]] در برابر [[خدا]] است، ولی در ابای اشفاقی عدم [[پذیرش]]، به خاطر [[ترس]] و عدم استعداد لازم است.
# در ابای استکباری، عدم [[پذیرش]] به خاطر یک نوع ادّعای [[استقلال]] در برابر [[خدا]] است، ولی در ابای اشفاقی عدم [[پذیرش]]، به خاطر [[ترس]] و عدم استعداد لازم است.
#در ابای استکباری، [[قدرت]] بر فعل هست، ولی عمداً سر باز می‌زند؛ از این‌رو، تعبیر [[قرآن]] از ابای [[شیطان]]، با [[استکبار]] آمیخته است: {{متن قرآن|أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}. ولی در ابای اشفاقی قدرتی بر [[پذیرش]] نیست.
# در ابای استکباری، [[قدرت]] بر فعل هست، ولی عمداً سر باز می‌زند؛ از این‌رو، تعبیر [[قرآن]] از ابای [[شیطان]]، با [[استکبار]] آمیخته است: {{متن قرآن|أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}. ولی در ابای اشفاقی قدرتی بر [[پذیرش]] نیست.


اگر گفته شود حالا که هیچ مخلوقی به خود اجازه نداده و جرأت نکرده است که این [[امانت]] را به دوش بگیرد و تنها در میان صف مخلوقات، [[انسان]] قدم جلو گذاشته و گفته من حاضرم بپذیرم چرا [[قرآن]] او را [[ظلوم]] و جهول خوانده است؟ به دیگر سخن، [[خدا]] با اینکه [[حکیم]] و علیم است، چرا چنین بار سنگینی را که حملش از [[قدرت]] [[آسمان‌ها]] و[[زمین]] بیرون است، بر [[انسان]] [[ظلوم]] و جهول حمل کرد؟
اگر گفته شود حالا که هیچ مخلوقی به خود اجازه نداده و جرأت نکرده است که این [[امانت]] را به دوش بگیرد و تنها در میان صف مخلوقات، [[انسان]] قدم جلو گذاشته و گفته من حاضرم بپذیرم چرا [[قرآن]] او را [[ظلوم]] و جهول خوانده است؟ به دیگر سخن، [[خدا]] با اینکه [[حکیم]] و علیم است، چرا چنین بار سنگینی را که حملش از [[قدرت]] [[آسمان‌ها]] و[[زمین]] بیرون است، بر [[انسان]] [[ظلوم]] و جهول حمل کرد؟
خط ۹۷: خط ۹۷:
از این رو دو کلمه "[[ظلوم]]" و "جهول" دو [[وصف]] از [[ظلم]] و جهل‌اند و کسی را [[ظلوم]] و جهول گویند که [[ظلم]] و [[جهل]] در او امکان داشته باشد، هم‌چنان که به قول [[فخر رازی]] اسب چموش و چارپای چموش، آب طهور، اوصافی‌اند، برای حیوانی که امکان چموشی، آبی که امکان طهور بودن را داشته باشد. پس به سنگ و کلوخ، چموش نمی‌گویند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۵۰-۵۲.</ref>.
از این رو دو کلمه "[[ظلوم]]" و "جهول" دو [[وصف]] از [[ظلم]] و جهل‌اند و کسی را [[ظلوم]] و جهول گویند که [[ظلم]] و [[جهل]] در او امکان داشته باشد، هم‌چنان که به قول [[فخر رازی]] اسب چموش و چارپای چموش، آب طهور، اوصافی‌اند، برای حیوانی که امکان چموشی، آبی که امکان طهور بودن را داشته باشد. پس به سنگ و کلوخ، چموش نمی‌گویند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۳۵۱.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص:۵۰-۵۲.</ref>.


==پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{پرسش‌های وابسته}}
# [[منظور از عرضه امانت در آیه امانت چیست؟ (پرسش)]]
# [[منظور از عرضه امانت در آیه امانت چیست؟ (پرسش)]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش