جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
از [[اسلام]] [[بنی سلیم]] نیز گزارشهایی موجود است. بنابر گزارشی [[قیس بن نسیبه]] یا نشبه <ref> البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> سُلمی پس از [[خندق]]، در [[مدینه]] نزد پیامبر آمد. وی که فردی [[آگاه]] و [[پارسا]] بود پس از طرح پرسشهایی درباره آسمانهای هفتگانه و ساکنان آنها از حضرت، هنگامی که با پاسخهای پیامبر مواجه شد به [[حقانیت]] او [[ایمان]] آورد و در بازگشت به نزد بنیسلیم [[کلام پیامبر]] را از سخنان [[رومیان]]، [[ایرانیان]]، اشعار [[عرب]] و [[پیشگویی]] [[کاهنان]] [[برتر]] شمرد و آنان را به اسلام فرا خواند.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۲۸؛ البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> برخی منابع از این واقعه به «وفد ([[هیئت]]) [[سلیم]]» یادکردهاند.<ref> الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷.</ref> قِدْر یا [[قُدَد بن عمّار]] نیز از دیگر سُلمیها بوده که با حضور در [[مدینه]] ضمن [[قبول اسلام]] به [[حضرت]] [[وعده]] میدهد که ۱۰۰۰ تن از [[مردمان]] [[قوم]] خود را برای [[فتح مکه]] آماده سازد و پس از بازگشت با [[سازماندهی]] سه گروه ۳۰۰ نفره از مردان [[جنگی]] سلیم به [[فرماندهی]] عباسبن [[مرداس]]، جبّاربن [[حکم]] و [[اخنس]] بن [[یزید]] آماده شرکت در فتح مکه میشود؛ ولی خود تا قبل از [[پیوستن]] به [[پیامبر]] درمیگذرد.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۸؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰.</ref> از این گزارش به وضوح برمیآید که [[اسلام]] سلیم در سال هشتم و قبل از [[فتح مکّه]] بوده است، در هر حال بنیسلیم به استعداد ۷۰۰،<ref>البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰.</ref> ۹۰۰ <ref> الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰؛ البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> یا ۱۰۰۰ تن <ref> السیرةالنبویه، ج ۴، ص ۸۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۳۵۷.</ref> جهت شرکت در فتح مکه در قدید یا مرالظهران به پیامبر پیوستند. آنان در [[ملاقات]] با حضرت درخواست کردند تا در جلو [[سپاه]] با [[پرچم]] سرخ حرکت کنند. پیامبر نیز پذیرفت و آنان در کنار بنیغفار، [[بنی اسلم]] و به فرماندهی [[خالد بن ولید]] از قسمت پایین [[مکه]] وارد [[شهر]] شدند.<ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۳.</ref> پس از فتح مکه به [[فرمان پیامبر]] خالدبن [[ولید]] ۵ [[روز]] مانده به پایان [[رمضان]] [[سال]] هشتم به همراه گروهی از بنیسلیم [[مأمور]] [[شکستن بت]] عزّی شد که در دست بنیشیبان از تیرههای بنیسلیم نگهداری میشد.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۴۰؛ المنتظم، ج ۳، ص ۳۲۹ ـ ۳۳۰.</ref> وی همچنین به همراه بنیسلیم و گروهی از [[انصار]] و [[مهاجر]] در شوّال همان سال به سمت بنیجَذیمه که در جنوب [[مکه]] و در منطقه غمیصاء سکونت داشتند رهسپار شد. اعزام این سریه که با [[هدف]] [[دعوت به اسلام]] صورت گرفت بر اثر کینهای که خالدبن [[ولید]] و بنیسلیم از [[بنی جذیمه]] (از [[قبایل]] [[کنانی]]) داشتند،<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۶۱؛ معجم ما استعجم، ج ۳، ص ۱۰۰۶.</ref> به [[کشتار]] و [[اسارت]] بنی جذیمه انجامید. [[خالد]] پس از اسارت بنی جذیمه [[دستور]] [[قتل]] [[اسیران]] را داد؛ اما غیر از [[سلیم]] هیچ یک از انصار و [[مهاجران]] اسیران خود را نکشتند و آنان را نزد [[رسول خدا]] بردند. در منابع از این [[نبرد]] با عنوان "[[یوم]] غمیصاء" یاد شده است.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۲، ص ۱۴۷ ـ ۱۴۸؛ المنتظم، ج ۳، ص۳۳۱.</ref> | از [[اسلام]] [[بنی سلیم]] نیز گزارشهایی موجود است. بنابر گزارشی [[قیس بن نسیبه]] یا نشبه <ref> البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> سُلمی پس از [[خندق]]، در [[مدینه]] نزد پیامبر آمد. وی که فردی [[آگاه]] و [[پارسا]] بود پس از طرح پرسشهایی درباره آسمانهای هفتگانه و ساکنان آنها از حضرت، هنگامی که با پاسخهای پیامبر مواجه شد به [[حقانیت]] او [[ایمان]] آورد و در بازگشت به نزد بنیسلیم [[کلام پیامبر]] را از سخنان [[رومیان]]، [[ایرانیان]]، اشعار [[عرب]] و [[پیشگویی]] [[کاهنان]] [[برتر]] شمرد و آنان را به اسلام فرا خواند.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۲۸؛ البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> برخی منابع از این واقعه به «وفد ([[هیئت]]) [[سلیم]]» یادکردهاند.<ref> الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷.</ref> قِدْر یا [[قُدَد بن عمّار]] نیز از دیگر سُلمیها بوده که با حضور در [[مدینه]] ضمن [[قبول اسلام]] به [[حضرت]] [[وعده]] میدهد که ۱۰۰۰ تن از [[مردمان]] [[قوم]] خود را برای [[فتح مکه]] آماده سازد و پس از بازگشت با [[سازماندهی]] سه گروه ۳۰۰ نفره از مردان [[جنگی]] سلیم به [[فرماندهی]] عباسبن [[مرداس]]، جبّاربن [[حکم]] و [[اخنس]] بن [[یزید]] آماده شرکت در فتح مکه میشود؛ ولی خود تا قبل از [[پیوستن]] به [[پیامبر]] درمیگذرد.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۸؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰.</ref> از این گزارش به وضوح برمیآید که [[اسلام]] سلیم در سال هشتم و قبل از [[فتح مکّه]] بوده است، در هر حال بنیسلیم به استعداد ۷۰۰،<ref>البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰.</ref> ۹۰۰ <ref> الطبقات، ابن سعد، ج ۱، ص ۳۰۷؛ اسدالغابه، ج ۴، ص ۲۰۰؛ البدایة والنهایه، ج ۵، ص ۱۰۷.</ref> یا ۱۰۰۰ تن <ref> السیرةالنبویه، ج ۴، ص ۸۷۷؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۳۵۷.</ref> جهت شرکت در فتح مکه در قدید یا مرالظهران به پیامبر پیوستند. آنان در [[ملاقات]] با حضرت درخواست کردند تا در جلو [[سپاه]] با [[پرچم]] سرخ حرکت کنند. پیامبر نیز پذیرفت و آنان در کنار بنیغفار، [[بنی اسلم]] و به فرماندهی [[خالد بن ولید]] از قسمت پایین [[مکه]] وارد [[شهر]] شدند.<ref> تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۳.</ref> پس از فتح مکه به [[فرمان پیامبر]] خالدبن [[ولید]] ۵ [[روز]] مانده به پایان [[رمضان]] [[سال]] هشتم به همراه گروهی از بنیسلیم [[مأمور]] [[شکستن بت]] عزّی شد که در دست بنیشیبان از تیرههای بنیسلیم نگهداری میشد.<ref>تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۴۰؛ المنتظم، ج ۳، ص ۳۲۹ ـ ۳۳۰.</ref> وی همچنین به همراه بنیسلیم و گروهی از [[انصار]] و [[مهاجر]] در شوّال همان سال به سمت بنیجَذیمه که در جنوب [[مکه]] و در منطقه غمیصاء سکونت داشتند رهسپار شد. اعزام این سریه که با [[هدف]] [[دعوت به اسلام]] صورت گرفت بر اثر کینهای که خالدبن [[ولید]] و بنیسلیم از [[بنی جذیمه]] (از [[قبایل]] [[کنانی]]) داشتند،<ref> تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۶۱؛ معجم ما استعجم، ج ۳، ص ۱۰۰۶.</ref> به [[کشتار]] و [[اسارت]] بنی جذیمه انجامید. [[خالد]] پس از اسارت بنی جذیمه [[دستور]] [[قتل]] [[اسیران]] را داد؛ اما غیر از [[سلیم]] هیچ یک از انصار و [[مهاجران]] اسیران خود را نکشتند و آنان را نزد [[رسول خدا]] بردند. در منابع از این [[نبرد]] با عنوان "[[یوم]] غمیصاء" یاد شده است.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج ۲، ص ۱۴۷ ـ ۱۴۸؛ المنتظم، ج ۳، ص۳۳۱.</ref> | ||
با حرکت [[پیامبر]] به سوی [[حنین]] برای مقابله با [[هوازن]] و ثقیف، [[بنی سلیم]] نیز پیامبر را [[همراهی]] کردند. [[مسلمانان]] که در این [[روز]] از فراوانی جمعیت دچار [[غرور]] شده بودند در اولین [[حمله]] هوازنیها متواری شدند و در این میان بنیسلیم که به [[فرماندهی]] خالدبن ولید پیشاپیش [[سپاه]] در حرکت بودند نیز گریختند {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref><ref> السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۴، ص ۸۸۸؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۹۵، ۲۰۸.</ref> و با [[نصرت خداوند]] و [[پایداری]] گروهی اندک از مسلمانان [[سپاه اسلام]] بر هوازن | با حرکت [[پیامبر]] به سوی [[حنین]] برای مقابله با [[هوازن]] و ثقیف، [[بنی سلیم]] نیز پیامبر را [[همراهی]] کردند. [[مسلمانان]] که در این [[روز]] از فراوانی جمعیت دچار [[غرور]] شده بودند در اولین [[حمله]] هوازنیها متواری شدند و در این میان بنیسلیم که به [[فرماندهی]] خالدبن ولید پیشاپیش [[سپاه]] در حرکت بودند نیز گریختند {{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref><ref> السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۴، ص ۸۸۸؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۹۵، ۲۰۸.</ref> و با [[نصرت خداوند]] و [[پایداری]] گروهی اندک از مسلمانان [[سپاه اسلام]] بر هوازن غالب شدند {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ}}<ref>«آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است» سوره توبه، آیه ۲۶.</ref> و از آنان [[غنایم]] فراوانی به دست آوردند. هوازنیها که با این [[شکست]] چارهای جز [[قبول اسلام]] نداشتند به نزد پیامبر آمده، [[اسلام]] آوردند و خواهان [[آزادی]] اسیران خود شدند. [[حضرت]] نیز سهم خود و [[بنی عبدالمطلب]] را در غنایم [[هَوازِن]] بدانها بخشید؛ ولی [[بنوتمیم]] و بنوفزاره به تحریک بزرگان خود از بازگرداندن غنایم به دست آمده خود [[امتناع]] ورزیدند. [[عباس بنِ مِرْداس]] از بزرگان بنی سلیم از [[مردمان]] خود خواست که آنان نیز غنایم خود را [[حفظ]] کنند و به هَوازِن بازنگردانند؛ ولی آنان به [[پیروی از پیامبر]]{{صل}} سهم خود را به [[هَوازِن]] پس دادند.<ref>السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۴، ص ۹۲۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص۳۵۶؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۴۰۵.</ref><ref>[[سید علی خیرخواه علوی|خیرخواه علوی، سید علی]]، [[بنی سلیم (مقاله)|مقاله «بنی سلیم»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||
==[[بنی سلیم]] پس از [[پیامبر]]{{صل}}== | ==[[بنی سلیم]] پس از [[پیامبر]]{{صل}}== | ||