تفسیر انتظار امام مهدی به احتراز یا اکتفا به وظایف فردی چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
جز (جایگزینی متن - '==پانویس== {{یادآوری پانویس}}' به '==پانویس== ') |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| خط ۹۹: | خط ۹۹: | ||
:::::#برداشت ناصواب از [[روایات]]: یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشتهای غلط و نادرست از روایاتی است که از [[ظهور]] [[حضرت]] خبر میدهند. در این [[روایات]] آمده است که [[ظهور امام زمان]]{{ع}} هنگامی است که [[جهان]] پر از [[ظلم و جور]] گردد. برخی از این [[احادیث]] نتیجه گرفتهاند که وجود [[ظلم و ستم]] [[پیش از ظهور]]، یک امر قهری و طبیعی است و مقدمه [[ظهور]] و [[فرج]] است؛ بنابراین، نمیتوان با مقدمه [[ظهور]] [[مبارزه]] کرد و از [[امر به معروف و نهی از منکر]] که [[اصل مسلّم]] [[اسلام]] است، سخن گفت. | :::::#برداشت ناصواب از [[روایات]]: یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشتهای غلط و نادرست از روایاتی است که از [[ظهور]] [[حضرت]] خبر میدهند. در این [[روایات]] آمده است که [[ظهور امام زمان]]{{ع}} هنگامی است که [[جهان]] پر از [[ظلم و جور]] گردد. برخی از این [[احادیث]] نتیجه گرفتهاند که وجود [[ظلم و ستم]] [[پیش از ظهور]]، یک امر قهری و طبیعی است و مقدمه [[ظهور]] و [[فرج]] است؛ بنابراین، نمیتوان با مقدمه [[ظهور]] [[مبارزه]] کرد و از [[امر به معروف و نهی از منکر]] که [[اصل مسلّم]] [[اسلام]] است، سخن گفت. | ||
::::::*'''نقد و بررسی''' | ::::::*'''نقد و بررسی''' | ||
::::::'''الف) معارض با [[آیات قرآن کریم]]:''' حـمایت از [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]]، یک [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] است. [[اسلام]] به [[مسلمانان]] اجازه نمیدهد که در برابر [[ظلم]] مستکبرین به ستمدیدگان [[جهان]] بیتفاوت باشند، و این یکی از ارزشمندترین [[دستورات]] [[اسلامی]] است. [[قرآن]] میفرماید: « چرا در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و کودکانی که (به دست [[ستمگران]]) تضعیف شدهاند [[پیکار]] نمیکنید؟، همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند خدایا ما را از این [[شهر]] ([[مکه]]) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از طرف خود [[سرپرست]] قرار بده. و از برای ما از طرف خود [[یار]] و یاوری تعیین فرما»<ref>نسا/ 75..</ref>. [[علامه طباطبایی]] میگوید: « [[آیه شریفه]] به [[مردم]] میفرماید اگر [[ایمان]] به خدایتان ضعیف است، حد اقل [[غیرت]] و [[تعصب]] که دارید، و همین [[غیرت]] و [[تعصب]] اقتضا میکند از جای برخیزید و [[شر]] [[دشمن]] را از سر یک مشت [[زن]] و بچه و مردان ضعیف کوتاه کنید.آری [[اسلام]] هر چند که هر سبب و نسبی را در برابر [[ایمان]] هیچ و پوچ دانسته، | ::::::'''الف) معارض با [[آیات قرآن کریم]]:''' حـمایت از [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]]، یک [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] است. [[اسلام]] به [[مسلمانان]] اجازه نمیدهد که در برابر [[ظلم]] مستکبرین به ستمدیدگان [[جهان]] بیتفاوت باشند، و این یکی از ارزشمندترین [[دستورات]] [[اسلامی]] است. [[قرآن]] میفرماید: « چرا در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و کودکانی که (به دست [[ستمگران]]) تضعیف شدهاند [[پیکار]] نمیکنید؟، همان افراد (ستمدیدهای) که میگویند خدایا ما را از این [[شهر]] ([[مکه]]) که اهلش ستمگرند بیرون ببر و برای ما از طرف خود [[سرپرست]] قرار بده. و از برای ما از طرف خود [[یار]] و یاوری تعیین فرما»<ref>نسا/ 75..</ref>. [[علامه طباطبایی]] میگوید: « [[آیه شریفه]] به [[مردم]] میفرماید اگر [[ایمان]] به خدایتان ضعیف است، حد اقل [[غیرت]] و [[تعصب]] که دارید، و همین [[غیرت]] و [[تعصب]] اقتضا میکند از جای برخیزید و [[شر]] [[دشمن]] را از سر یک مشت [[زن]] و بچه و مردان ضعیف کوتاه کنید.آری [[اسلام]] هر چند که هر سبب و نسبی را در برابر [[ایمان]] هیچ و پوچ دانسته، لکن در عین حال همین هیچ و پوچ را در ظرف [[ایمان]] معتبر شمرده، بنا بر این بر هر فرد [[مسلمان]] [[واجب]] است که به خاطر [[برادران]] مسلمانش که سبب [[ایمان]] بین وی و آنان [[برادری]] برقرار ساخته، و نیز به خاطر [[برادران]] تنی و سایر خویشاوندانش از [[زن]] و مرد و ذراری- در صورتی که [[مسلمان]] باشند- [[فداکاری]] کند، و [[غیرت]] به خرج دهد، که اگر چین کند [[مستضعفین]] از [[خویشاوندان]] خود را [[نجات]] دهد»<ref>.[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، [[تفسیر المیزان ج۴ (کتاب)|تفسیر المیزان]]، ج۴، ص۶۷۲.</ref>. از دیدگاه [[تفسیر]] نمونه: «... چرا شما در [[راه خدا]] و در راه مردان و [[زنان]] و [[کودکان]] [[مظلوم]] و بیدفاعی که در چنگال [[ستمگران]] گرفتار شدهاند [[مبارزه]] نمیکنید آیا [[عواطف]] انسانی شما اجازه میدهد که خاموش باشید و این صحنههای رقت بار را تماشا کنید»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه ج۴ (کتاب)|تفسیر نمونه]]، ج۴، ص۱۰. </ref>. بنابراین نظریه [[انتظار]] [[مذهب احتراز]]، [[منتظران]] و [[جامعه منتظر]] را به [[بیتفاوتی]] فرا میخواند که با [[آیات قرآن]] و [[اصل مسلّم]] [[دینی]] که [[یاری]] و [[کمک]] به [[مظلومان]] است در [[تعارض]] و تضاد میباشد. | ||
::::::'''ب) معارض و مخالف با [[روایات]]:''' [[نظریه ]]"[[انتظار]]، [[مذهب احتراز]]" خدشهپذیر است؛ زیرا اینکه میگویند: "ما کاری نداشته باشیم به اینکه در [[جهان]] بر [[ملتها]] چه میگذرد". اولاً با چند دسته از [[روایات معتبر]] [[سازگاری]] ندارد. | ::::::'''ب) معارض و مخالف با [[روایات]]:''' [[نظریه ]]"[[انتظار]]، [[مذهب احتراز]]" خدشهپذیر است؛ زیرا اینکه میگویند: "ما کاری نداشته باشیم به اینکه در [[جهان]] بر [[ملتها]] چه میگذرد". اولاً با چند دسته از [[روایات معتبر]] [[سازگاری]] ندارد. | ||
::::::دسته اول: [[روایات]] فراوان و معتبری از [[شیعه]] و [[سنی]] وجود دارند که در آنها آمده است: باید به [[یاری]] [[مظلومان]] شتافت؛ از جمله در روایتی آمده است: {{متن حدیث|مَنْ أَصْبَحَ لاَ يَهْتَمُّ بِأُمُورِ اَلْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۳۶</ref>؛ کسی که صبح کند و به امور [[مسلمانان]] توجهی نکند، [[مسلمان]] نیست. | ::::::دسته اول: [[روایات]] فراوان و معتبری از [[شیعه]] و [[سنی]] وجود دارند که در آنها آمده است: باید به [[یاری]] [[مظلومان]] شتافت؛ از جمله در روایتی آمده است: {{متن حدیث|مَنْ أَصْبَحَ لاَ يَهْتَمُّ بِأُمُورِ اَلْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۳۶</ref>؛ کسی که صبح کند و به امور [[مسلمانان]] توجهی نکند، [[مسلمان]] نیست. | ||