بر فرض اینکه امام حسن عسکری فرزندی داشته آیا میتوان باور کرد کودکی پنج ساله به مقام ولایت و امامت منصوب گردد؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
بر فرض اینکه امام حسن عسکری فرزندی داشته آیا میتوان باور کرد کودکی پنج ساله به مقام ولایت و امامت منصوب گردد؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۰۳
، ۲۴ دسامبر ۲۰۲۱ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)
جز (جایگزینی متن - '\: \:\:\:\:\:\:(.*)\s' به ': $1 ') |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-:::::* +*)) |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
| پاسخدهنده = حبیبالله طاهری | | پاسخدهنده = حبیبالله طاهری | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیبالله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در اینباره گفتهاست: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیبالله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در اینباره گفتهاست: | ||
*«البته معلوم است که هر کسی قابلیت احراز [[مقام]] [[امامت]] یا [[نبوت]] را ندارد، بلکه باید از حیث [[روح]] در مرتبه اعلای [[انسانیت]] قرار گرفته باشد تا لیاقت ارتباط با [[عوالم غیبی]] و دریافت [[علوم]] و ضبط آنها را داشته باشد. و همچنین از حیث ترکیبات جسمانی و قوای دماغی در کمال [[اعتدال]] باشد تا بتواند حقایق [[عالم هستی]] و افاضات غیبی را بدون [[خطا]] و اشتباه به عالم الفاظ و معانی تنزل داده و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند. لذا [[پیامبر |پیغمبر]] و [[امام]] از حیث [[آفرینش]] ممتازند و به واسطه همین استعداد و امتیاز ذاتی است که [[خداوند متعال]] آنان را به [[مقام]] شامخ [[نبوت]] و [[امامت]] [[انتخاب]] میکند. این امتیاز از همان دوران کودکی در وجود آن بزرگواران موجود است، لکن اگر [[صلاح]] باشد و شرایط موجود شود و مانعی هم در کار نباشد آن افراد برجسته رسماً به [[مقام]] و [[منصب]] [[نبوت]] و [[امامت]] معرفی میشوند و [[مأمور]] حفظ و [[تحمل]] [[احکام]] میگردند، این [[انتخاب]] و [[نصب]] ظاهری، چنانکه گاهی بعد از [[بلوغ]] یا در زمان [[بلوغ]] و بزرگی انجام میگیرد، ممکن است در ایام کودکی تحقق پذیرد. چنانکه [[حضرت عیسی|عیسی مسیح]] در گهواره، با [[مردم]] سخن گفت و رسماً اعلان کرد که من [[پیامبر خدا]] [[صاحب]] کتاب و [[مقام]] نبوتم: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا}}<ref> مریم، آیه ۳۰-۳۱.</ref>. از این [[آیه]] به خوبی استفاده میشود که [[حضرت عیسی]] در همان ایام کودکی [[پیامبر|پیغمبر]] و [[صاحب]] کتاب بوده است. همچنین [[حضرت یحیی]] در دوران صباوت و صغر سن به [[مقام]] [[نبوت]] رسیده، چنانکه در [[آیه شریفه]] آمده که: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref> مریم، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین، وقتی [[حضرت عیسی|عیسی مسیح]] و [[حضرت یحیی]] میتوانند در کودکی به [[مقام]] [[نبوت]] برسند، چه مانعی دارد که [[حضرت مهدی]] {{ع}} نیز در سنین کودکی به [[مقام]] [[امامت]] برسد، جالب اینجاست که [[ائمه]] قبلی خبر داده بودند که سن [[امام زمان]] کمتر از سن سایر [[ائمه]] است، چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[حضرت]] [[صاحب الأمر]] سن مبارکش از تمام ما کمتر و گمنامتر است<ref> بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۸.</ref>. اتفاقاً بعضی از [[ائمه]] نیز در سن قبل از [[بلوغ]] به [[مقام]] [[امامت]] رسیدند، مثلاً [[امام جواد]]{{ع}} در هنگام [[شهادت]] [[امام رضا|حضرت رضا]] هفت یا نه ساله بوده و به [[دلیل]] همین صغر سن بعضیها در امامتش [[تردید]] کردند. به منظور حل این مشکل و رفع [[تردید]] گروهی از بزرگان [[شیعه]] به محضر [[امام جواد]] رسیدند و صدها معضله و مسائل مشکل را از وی پرسیدند و جواب کافی دریافت کردند و کراماتی را نیز مشاهده کردند که [[شک]] و [[شبهه]] آنان برطرف شد<ref> اثبات الوصیه، ص ۱۶۶.</ref>. [[امام هادی|امام علی النقی]]{{ع}} نیز شش سال و پنج ماه از سن شریفش گذشته بود که پدرش به [[شهادت]] رسید و [[امامت]] به وی متنقل شد<ref> ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۴، ص ۴۰۱.</ref>. | |||
:::::بنابراین، مسأله صغر سن و رسیدن به [[مقام]] [[امامت]] در سن کودکی اختصاص به [[امام عصر]]{{ع}} ندارد»<ref>[[حبیبالله طاهری|طاهری، حبیبالله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ص۹۵ -۹۷.</ref>. | :::::بنابراین، مسأله صغر سن و رسیدن به [[مقام]] [[امامت]] در سن کودکی اختصاص به [[امام عصر]]{{ع}} ندارد»<ref>[[حبیبالله طاهری|طاهری، حبیبالله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ص۹۵ -۹۷.</ref>. | ||
}} | }} | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
البته پیش از آن که در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده الهی برسد، [[خداوند متعال]]، پیامبرانی را در کودکی به [[مقام نبوت]] مفتخر ساخته بود؛ بدین قرار: | البته پیش از آن که در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین فرستاده الهی برسد، [[خداوند متعال]]، پیامبرانی را در کودکی به [[مقام نبوت]] مفتخر ساخته بود؛ بدین قرار: | ||
*'''[[پیامبری]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} از هنگام ولادت''': از میان [[پیامبران اولوالعزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوت]] خویش به طور آشکار تصریح کرده، [[حضرت]] [[عیسی بن مریم]] {{س}} است. | |||
[[خداوند]] در [[آیات قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]] {{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ منکران چنین میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref>«(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰.</ref>. | [[خداوند]] در [[آیات قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]] {{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ منکران چنین میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref>«(نوزاد) گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
[[یزید]] کناسی میگوید: از [[امام باقر]] {{ع}} پرسیدم: "آیا [[عیسی بن مریم]] {{عم}}، هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجت خدا]] بر اهل زمان خود بود؟" [[حضرت]] فرمود: "او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود [یعنی در آن زمان، [[مأمور]] به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] نبود]. مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید: "من [[بنده]] خدایم. [[خدا]] به من کتاب داده و [[پیغمبر]] ساخته و هر جا باشم پربرکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است". عرض کردم: "در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، [[حجت خدا]] بود بر [[زکریا]]؟". فرمود: "... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و [[خدای تعالی]] به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر یحیی و همه [[مردم]] [[حجت]] شد..."<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱، باب حالات الأئمة {{عم}} فی السن.</ref>. | [[یزید]] کناسی میگوید: از [[امام باقر]] {{ع}} پرسیدم: "آیا [[عیسی بن مریم]] {{عم}}، هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجت خدا]] بر اهل زمان خود بود؟" [[حضرت]] فرمود: "او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود [یعنی در آن زمان، [[مأمور]] به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] نبود]. مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید: "من [[بنده]] خدایم. [[خدا]] به من کتاب داده و [[پیغمبر]] ساخته و هر جا باشم پربرکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است". عرض کردم: "در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، [[حجت خدا]] بود بر [[زکریا]]؟". فرمود: "... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و [[خدای تعالی]] به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر یحیی و همه [[مردم]] [[حجت]] شد..."<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱، باب حالات الأئمة {{عم}} فی السن.</ref>. | ||
*'''[[پیامبری]] [[حضرت]] یحیی {{ع}} در کودکی''': [[حضرت]] یحیی {{ع}} یکی دیگر از پیامبرانی است که در کودکی به [[مقام نبوت]] رسید. [[خداوند]] در اینباره خطاب به وی میفرماید: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref>«ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم» سوره مریم، آیه ۱۲.</ref>. یکی از [[مفسران اهل سنت]]، حکمی را که [[خداوند]] به [[حضرت]] یحیی {{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این باور است که [[خداوند متعال]]، [[عقل]] او را در سنین کودکی محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref>فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص ۱۹۲.</ref>. | |||
در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین میخوانیم: درست است که دوران [[شکوفایی]] [[عقل انسان]] به صورت معمول حدومرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در [[انسانها]] افرادی استثنایی وجود داشتهاند. | در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین میخوانیم: درست است که دوران [[شکوفایی]] [[عقل انسان]] به صورت معمول حدومرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در [[انسانها]] افرادی استثنایی وجود داشتهاند. | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
بنابراین، همانگونه که [[خداوند متعال]]، [[مقام نبوت]] را به کودک خردسالی داد، میتواند [[مقام امامت]] را نیز با تمام ویژگیهای لازم، به کودکی عطا فرماید. | بنابراین، همانگونه که [[خداوند متعال]]، [[مقام نبوت]] را به کودک خردسالی داد، میتواند [[مقام امامت]] را نیز با تمام ویژگیهای لازم، به کودکی عطا فرماید. | ||
*'''پیشینه [[امامت]] در خردسالی''': همانگونه که پیش از این نیز یاد شد، روایتهای فراوان و شواهد تاریخی، گویای آن است که پیش از [[حضرت مهدی]] {{ع}} دو [[امام]] ([[امام جواد]] و [[امام هادی]] {{عم}}) نیز پیش از سن [[بلوغ]] جسمانی به [[امامت]] رسیدند. این، خود ایجاد [[آمادگی]] برای پذیرش [[امامت حضرت مهدی]] {{ع}}، در کودکی بود. | |||
*'''نخستین [[امام]] خردسال''': در میان [[امامان]] دوازدهگانه، نخستین [[پیشوایی]] که در سن کودکی به [[امامت]] رسید، [[حضرت جواد الائمه]] {{ع}} بود. [[حضرت]] [[امام]] [[محمد]] [[تقی]] {{ع}} نهمین پیشوای [[شیعیان]] و یگانه [[فرزند]] [[حضرت رضا]] {{ع}}، در روز دهم [[رجب]] سال ۱۹۵ ق در [[مدینه]] چشم به [[جهان]] گشود. آن [[حضرت]]، در هفت سالگی به [[مقام امامت]] رسید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۷۳.</ref>. | |||
از آنجا که این مسأله در دوران [[امامت]] بیسابقه بود، در ابتدا برخی بدان اعتراض کردند؛ ولی رفتهرفته با هدایتهای قبلی [[امام رضا]] {{ع}} و کرامتهایی از خود آن [[حضرت]]، [[دل]] [[شیعیان]] آرام گرفت. | از آنجا که این مسأله در دوران [[امامت]] بیسابقه بود، در ابتدا برخی بدان اعتراض کردند؛ ولی رفتهرفته با هدایتهای قبلی [[امام رضا]] {{ع}} و کرامتهایی از خود آن [[حضرت]]، [[دل]] [[شیعیان]] آرام گرفت. | ||
*معمر بن خلاد گوید: از [[امام رضا]] {{ع}} شنیدم مطلبی درباره امر [[امامت]] بیان کرد و سپس فرمود: {{عربی|مَا حاجتکم إلی ذلک هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أَجْلَسْتُهُ مجلسی وَ صیرته مکانی وَ قَالَ إِنَّا أَهْلُ بیت یتوارث أَصَاغِرُنَا عَنْ أکابرنا الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ}}؛ چه احتیاجی به این موضوع دارید؟ این [[ابوجعفر]] است که او را به جای خود نشانیده و [[قائم]] [[مقام]] خود ساختهام و فرمود: ما خاندانی هستیم که خردسالانمان موبهمو از بزرگسالانمان [[ارث]] میبرند<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱، ص ۳۲۰، ح ۲.</ref>. این [[روایت]] بیانگر آن است که [[مقام امامت]]، به کمی و یا زیادی سن ربطی ندارد. | |||
[[ابوبصیر]] گوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} رسیدم، در حالی که کودک نابالغی عصاکش من بود. [[حضرت]] به من فرمود: {{عربی|كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا اِحْتَجَّ عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ}}؛ چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این کودک باشد؟<ref>به نظر میرسد مقصود آن حضرت، امام جواد {{ع}} بوده است. اگرچه میتواند اشاره به امامت حضرت مهدی {{ع}} نیز باشد.</ref> [یا فرمود: همسال این کودک بر شما [[ولایت]] داشته باشد]<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱،(حالات الأئمة {{عم}} فی السن، ح ۴).</ref>. | [[ابوبصیر]] گوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} رسیدم، در حالی که کودک نابالغی عصاکش من بود. [[حضرت]] به من فرمود: {{عربی|كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا اِحْتَجَّ عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ}}؛ چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این کودک باشد؟<ref>به نظر میرسد مقصود آن حضرت، امام جواد {{ع}} بوده است. اگرچه میتواند اشاره به امامت حضرت مهدی {{ع}} نیز باشد.</ref> [یا فرمود: همسال این کودک بر شما [[ولایت]] داشته باشد]<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱،(حالات الأئمة {{عم}} فی السن، ح ۴).</ref>. | ||
*صفوان بن یحیی گوید: "به [[امام رضا]] {{ع}} عرض کردم: پیش از آن که [[خدا]] [[ابو جعفر]] را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما میپرسیدیم و شما میفرمودید؛ [[خدا]] به من پسری [[عنایت]] میکند. اکنون او را به شما [[عنایت]] کرد و چشم ما را روشن نمود. اگر خدای ناخواسته برای شما پیش [[آمدی]] کند، به که بگرویم؟ [[حضرت]] با دست اشاره به [[ابی جعفر]] فرمود که در برابرش [[ایستاده]] بود، عرض کردم: قربانت گردم، این پسر سهساله است: فرمود: {{عربی|مَا يَضُرُّهُ مِنْ ذَلِكَ فَقَدْ قَامَ عِيسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْحُجَّةِ وَ هُوَ اِبْنُ ثَلاَثِ سِنِينَ}}؛ | |||
::::::چه مانعی دارد [[عیسی]] سهساله [کمتر] بود که به [[حجت]] [[قیام]] کرد<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱،(باب الاشارة و النص علی ابی جعفر الثانی).</ref>. اگرچه برخی در برابر این [[اراده]] از خود واکنشهای نامناسبی نشان دادند، اما کم نبودند انسانهای وارستهای که در برابر این [[خواست الهی]]، در کمال [[تواضع]] سر [[فروتنی]] و پذیرش فرود آورده، با خشنودی کامل آن را پذیرفتند. | ::::::چه مانعی دارد [[عیسی]] سهساله [کمتر] بود که به [[حجت]] [[قیام]] کرد<ref>شیخ کلینی، کافی، ج ۱،(باب الاشارة و النص علی ابی جعفر الثانی).</ref>. اگرچه برخی در برابر این [[اراده]] از خود واکنشهای نامناسبی نشان دادند، اما کم نبودند انسانهای وارستهای که در برابر این [[خواست الهی]]، در کمال [[تواضع]] سر [[فروتنی]] و پذیرش فرود آورده، با خشنودی کامل آن را پذیرفتند. | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
البته حافظه شیعههای [[راستین]]، آموزههای [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر [[زمینهسازی]] کرده بودند<ref>نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود. این [[زمینهسازی]] هرچه به زمان [[ولادت حضرت مهدی]] {{ع}} نزدیکتر میشود، شتاب بیشتری به خود میگرفت، به گونهای که [[امام عسکری]] {{ع}} هرگاه موقعیت را مناسب مییافت [[فرزند]] خود را معرفی و به [[جانشینی]] وی تصریح مینمود. | البته حافظه شیعههای [[راستین]]، آموزههای [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر [[زمینهسازی]] کرده بودند<ref>نعمانی، الغیبة، ص ۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود. این [[زمینهسازی]] هرچه به زمان [[ولادت حضرت مهدی]] {{ع}} نزدیکتر میشود، شتاب بیشتری به خود میگرفت، به گونهای که [[امام عسکری]] {{ع}} هرگاه موقعیت را مناسب مییافت [[فرزند]] خود را معرفی و به [[جانشینی]] وی تصریح مینمود. | ||
*'''کودکان نابغه، انسانهایی استثنایی''': افزون بر [[پیامبران]] و [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگیهای خاصی هستند، بین انسانهای معمولی نیز کسانی یافت میشوند که دارای نبوغ خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز میکند. | |||
یکی از پژوهشگران معاصر پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، از کودکان نابغه به عنوان مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون ابو [[علی]] سینا، [[فاضل]] هندی، توماس یونگ، را فقط نمونهای از این گونه [[انسانها]] دانسته است<ref>امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref>. | یکی از پژوهشگران معاصر پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، از کودکان نابغه به عنوان مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون ابو [[علی]] سینا، [[فاضل]] هندی، توماس یونگ، را فقط نمونهای از این گونه [[انسانها]] دانسته است<ref>امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص ۱۲۳ و ۱۲۴.</ref>. | ||