بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==خطاناپذیری وحی الهی== | ==خطاناپذیری وحی الهی== | ||
* | * بعد از آنكه ضرورت وحى به عنوان راه ديگرى براى دستيابى به شناخت هاى لازم، و جبران نارسايى حس و عقل انسانى، به ثبوت رسيد مسأله ديگرى مطرح مىشود و آن اين است: با توجه به اينكه افراد عادى مستقيماً از اين وسيله شناخت، بهرهمند نمىشوند و استعداد و لياقت دريافت وحى الهى را ندارند، و ناچار پيام الهى بوسيله افراد خاصى (پيامبران) بايد به ايشان ابلاغ شود چه ضمانتى براى صحّت چنين پيامى وجود دارد؟ و از كجا مىتوان مطمئن شد شخص پيامبر، وحى الهى را درست دريافت كرده و آنرا درست به مردم رسانده است؟ و نيز اگر واسطهاى بين خدا و پيامبر، وجود داشته، او نيز رسالت خود را بطور صحيح انجام داده است؟ زيرا راه وحى، در صورتى كارآيى لازم را دارد، و مىتواند نارسايى دانش بشرى را جبران كند كه از مرحله صدور تا مرحله وصول به مردم، از هرگونه تحريف و دستبرد عمدى و سهوى، مصون باشد و گرنه با وجود احتمال سهو و نسيان در واسطه يا وسائط، يا تصرف عمدى در مفاد آن، باب احتمال خطاء و نادرستى در پيام واصل به مردم، باز مىشود و موجب سلب اعتماد از آن مىگردد. پس از چه راهى مىتوان اطمينان يافت كه وحى الهى بطور صحيح و سالم بدست مردم مىرسد؟ <ref> محمد تقی مصباح یزدی </ref>. | ||
* جواب اين است: همانگونه كه عقل، با توجه به حكمت الهى درمى يابد كه بايد راه ديگرى براى شناختن حقايق و وظايف عملى، وجود داشته باشد هر چند از حقيقت و كنه آن راه، آگاه نباشد به همين ترتيب درك مىكند كه مقتضاى حكمت الهى اين است كه پيامهاى او سالم و دست نخورده به دست مردم برسد و گرنه نقض غرض خواهد شد. به ديگر سخن: بعد از آنكه معلوم شد پيامهاى الهى باید با يک يا چند واسطه به مردم برسد تا زمينه تكامل اختيارى انسانها فراهم شود و هدف الهى از آفرينش بشر تحقق يابد با استناد به صفات كماليّه الهى ثابت مىشود اين پيامها مصون از تصرفات عمدى و سهوى خواهد بود. زيرا اگر خداى متعال نخواهد كه پيامهايش بطور صحيح به بندگانش برسد خلاف حكمت خواهد بود و اراده حكيمانه الهى، آنرا نفى مىكند، و اگر خدا نداند كه پيام خود را از چه راهى و بوسيله چه كسانى بفرستد كه سالم به بندگانش برسد با علم نامتناهى او منافات خواهد داشت، و اگر نتواند وسايط شايستهاى را برگزيند و ايشان را از هجوم شياطين، حفظ كند با قدرت نامحدود او سازگار نخواهد بود. <ref> محمد تقی مصباح یزدی </ref>. | |||
* پس با توجه به اينكه خداى متعال، عالم به همه چيز است نمىتوان احتمال داد واسطهاى را برگزيده كه از خطاكاريهاى او آگاه نبوده است. <ref> سورۀ انعام، آیۀ 124 </ref>، و با توجه به قدرت نامحدود الهى نمىتوان احتمال داد كه نتوانسته است وحى خود را از دستبرد شياطين و تأثير عوامل سهو نسيان، حفظ كند <ref> سورۀ جن، آیۀ 26 ـ 28 </ref>، چنانكه با توجه به حكمت الهى نمىتوان پذيرفت كه نخواسته است پيام خود را مصون از خطا بدارد <ref> سورۀ انفال، آیۀ 42 </ref>. بنابراين، مقتضاى علم و قدرت و حكمت الهى آن است كه پيام خود را سالم و دست نخورده به بندگانش برساند و بدين ترتيب؛ مصونيّت وحى با برهان عقلى، ثابت مىشود. <ref> محمد تقی مصباح یزدی </ref>. | |||
*مهمترین هدف [[پیامبران]] رساندن حقایق وحیانی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر است. لذا مسلمانان معتقدند اگر خطاکاری [[پیامبر]] جایز باشد، هیچ تضمینی برای انجام دادن [[رسالت]] وجود ندارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>. | *مهمترین هدف [[پیامبران]] رساندن حقایق وحیانی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر است. لذا مسلمانان معتقدند اگر خطاکاری [[پیامبر]] جایز باشد، هیچ تضمینی برای انجام دادن [[رسالت]] وجود ندارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۷۵ و ۱۷۶.</ref>. | ||
*هدف از [[عصمت]]، [[معصوم]] بودن پیامبران در گرفتن وحی، حفظ یافتههای وحی و ابلاغ آن است. [[علامه طباطبائی]] "رحمة الله علیه": | *هدف از [[عصمت]]، [[معصوم]] بودن پیامبران در گرفتن وحی، حفظ یافتههای وحی و ابلاغ آن است. [[علامه طباطبائی]] "رحمة الله علیه" می فرماید: "عصمت در امر تشریع دین غیر از عصمت از گناه و معصیت است. در عصمت علمی معلم پیامبر فقط خداوند متعال است که: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا}}﴾}}. کسی که به واقع و پیامدهای گناه علم دارد نه عمداً مرتکب آن میشود نه از روی جهل، زیرا از مخلصین است. | ||
== مصادیق عصمت== | == مصادیق عصمت== | ||