قیام یحیی بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:


==آغاز [[قیام]]==
==آغاز [[قیام]]==
وقتی نصر بن سیار یحیی را از زندان آزاد کرد او را به [[تقوای الهی]] و [[پرهیز]] از فتنه امر کرد.
وقتی [[نصر بن سیار یحیی]] را از زندان آزاد کرد او را به [[تقوای الهی]] و [[پرهیز]] از فتنه امر کرد.
یحیی گفت: آیا در میان [[امت]] محمد فتنه‎ای عظیم‌تر از آنچه اکنون شما در آن هستید، وجود دارد؟ خون‌های [[مردم]] به دست شما ریخته می‌شود و شما چیزی را گرفته‌اید که اهلیت آن را ندارید.
یحیی گفت: آیا در میان [[امت]] محمد فتنه‎ای عظیم‌تر از آنچه اکنون شما در آن هستید، وجود دارد؟ خون‌های [[مردم]] به دست شما ریخته می‌شود و شما چیزی را گرفته‌اید که اهلیت آن را ندارید.
نصر بن سیار پاسخ سخنان یحیی را نداد و دستور داد دو هزار درهم در اختیار او بگذارند و به او دستور داد که به شام نزد ولید برود.
نصر بن سیار پاسخ سخنان یحیی را نداد و دستور داد دو هزار درهم در اختیار او بگذارند و به او دستور داد که به شام نزد ولید برود.
یحیی از نزد نصر بن سیار بیرون آمد تا وارد [[سرخس]] شد، نصر به [[والی]] [[سرخس]] نوشت که [[یحیی]] را از آنجا بیرون نماید، و به [[حسن بن زید]] تمیمی عامل خود در [[طوس]] نوشت که اجازه ندهد [[یحیی بن زید]] حتی یک [[ساعت]] در طوس توقف نماید، و گروهی را نیز فرستاد که مراقب یحیی باشند تا این که یحیی به بیهق رسید.
یحیی از نزد نصر بن سیار بیرون آمد تا وارد [[سرخس]] شد، نصر به [[والی]] [[سرخس]] نوشت که [[یحیی]] را از آنجا بیرون نماید، و به [[حسن بن زید تمیمی]] عامل خود در [[طوس]] نوشت که اجازه ندهد [[یحیی بن زید]] حتی یک [[ساعت]] در طوس توقف نماید، و گروهی را نیز فرستاد که مراقب یحیی باشند تا این که یحیی به بیهق رسید.
در بیهق هفتاد نفر از [[یاران]] یحیی به او پیوستند، یحیی برای آنان مرکب تهیه نمود و [[تصمیم]] گرفت که برگردد.
در بیهق هفتاد نفر از [[یاران]] یحیی به او پیوستند، یحیی برای آنان مرکب تهیه نمود و [[تصمیم]] گرفت که برگردد.
وقتی [[نصر بن سیار]] از برگشتن یحیی باخبر شد به عاملان خود در سرخس و طوس نوشت که به [[عمرو بن زراره]] عامل او بر [[ابر]] [[شهر]] بپیوندند و عمرو بن زراره بر آنان [[امیر]] باشد سپس برای [[جنگیدن]] با یحیی آماده شوند.
وقتی [[نصر بن سیار]] از برگشتن یحیی باخبر شد به عاملان خود در سرخس و طوس نوشت که به [[عمرو بن زراره]] عامل او برابر شهر بپیوندند و عمرو بن زراره بر آنان [[امیر]] باشد سپس برای [[جنگیدن]] با یحیی آماده شوند.
آنان که تعدادشان در حدود ده هزار نفر بود با یحیی که بیش از هفتاد نفر با او نبود به [[جنگ]] پرداختند، یحیی آن [[سپاه]] [[عظیم]] را [[شکست]] داد و [[فرمانده]] آنان عمرو بن زراره را به [[قتل]] رساند و [[غنائم]] زیادی به دست آورد.
آنان که تعدادشان در حدود ده هزار نفر بود با یحیی که بیش از هفتاد نفر با او نبود به [[جنگ]] پرداختند، یحیی آن [[سپاه]] [[عظیم]] را [[شکست]] داد و [[فرمانده]] آنان عمرو بن زراره را به [[قتل]] رساند و [[غنائم]] زیادی به دست آورد.
سپس به سوی هرات رفت و از آنجا به [[سرزمین]] جوزجان<ref>جَوزَجان: نام منطقه وسیعی در خراسان که میان مروروذ و بلخ واقع شده است و انبار و فاریاب و کلار و در آنجا یحیی بن زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب کشته شد، و جوزجان در سال ۳۳ به دست مسلمانان فتح گردید. (معجم البلدان، ج۱، ص۱۸۳)</ref> رفت.
سپس به سوی هرات رفت و از آنجا به [[سرزمین]] جوزجان<ref>جَوزَجان: نام منطقه وسیعی در خراسان که میان مروروذ و بلخ واقع شده است و انبار و فاریاب و کلار و در آنجا یحیی بن زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب کشته شد، و جوزجان در سال ۳۳ به دست مسلمانان فتح گردید. (معجم البلدان، ج۱، ص۱۸۳)</ref> رفت.
خط ۱۲۶: خط ۱۲۶:
مردی از [[بنی حنیفه]] به نام ابو العجلان به یحیی پیوست که با او کشته شد و شخص دیگری به نام حساس [[ازدی]] به یحیی ملحق گردید که [[نصر بن سیار]] پس از آن دست و پای او را قطع کرد.
مردی از [[بنی حنیفه]] به نام ابو العجلان به یحیی پیوست که با او کشته شد و شخص دیگری به نام حساس [[ازدی]] به یحیی ملحق گردید که [[نصر بن سیار]] پس از آن دست و پای او را قطع کرد.
[[سپاه]] [[سلم]] بن احوز و [[یاران]] [[یحیی]] آماده [[جنگ]] شدند، پس سه [[روز]] با یکدیگر جنگ شدیدی کردند تا این که یاران [[یحیی بن زید]] همه کشته شدند؛ در روز سوم تیری به پیشانی یحیی بن زید برخورد کرد که آن را غلامی عنزی به نام [[عیسی]] که از [[موالی]] بود زد و یحیی بر اثر آن [[شهید]] شد، پس عیسی عنزی یحیی را برهنه کرد و پیراهن او را برداشت.
[[سپاه]] [[سلم]] بن احوز و [[یاران]] [[یحیی]] آماده [[جنگ]] شدند، پس سه [[روز]] با یکدیگر جنگ شدیدی کردند تا این که یاران [[یحیی بن زید]] همه کشته شدند؛ در روز سوم تیری به پیشانی یحیی بن زید برخورد کرد که آن را غلامی عنزی به نام [[عیسی]] که از [[موالی]] بود زد و یحیی بر اثر آن [[شهید]] شد، پس عیسی عنزی یحیی را برهنه کرد و پیراهن او را برداشت.
وقتی سورة بن محمد یکی از [[فرماندهان]] نصر بن سیار دید که یحیی شهید شده است سر از بدنش جدا کرد.
وقتی [[سورة بن محمد]] یکی از [[فرماندهان]] نصر بن سیار دید که یحیی شهید شده است سر از بدنش جدا کرد.
پس عیسی عنزی و سورة بن محمد ماندند تا هنگامی که [[ابو مسلم]] [[قیام]] کرد، او این دو نفر را گرفت و دست و پای هر دو را قطع کرد و آنان را به [[قتل]] رسانید و به دار آویخت<ref>مقاتل الطالبیین، ص۱۵۸.</ref>.
پس عیسی عنزی و سورة بن محمد ماندند تا هنگامی که [[ابو مسلم]] [[قیام]] کرد، او این دو نفر را گرفت و دست و پای هر دو را قطع کرد و آنان را به [[قتل]] رسانید و به دار آویخت<ref>مقاتل الطالبیین، ص۱۵۸.</ref>.


۸۰٬۳۹۵

ویرایش