پرش به محتوا

ضرورت وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۴۸: خط ۴۸:


===شکوفایی عقل در پرتو وحی===
===شکوفایی عقل در پرتو وحی===
* هراندازه عقل به‌وسیله آموزه‌های وحیانی صیقل بخورد، به همان اندازه در فهم و کشف حقایق تواناتر می‌گردد. البته این به معنای بی‌نیازی عقل از نیروهای دیگر "حتی وحی" در تمام وادی‌ها نیست. به دلایل زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود.
* هر اندازه عقل به‌ وسیله آموزه‌های وحیانی صیقل بخورد، به همان اندازه در فهم و کشف حقایق تواناتر می‌گردد. البته این به معنای بی‌نیازی عقل از نیروهای دیگر "حتی وحی" در تمام وادی‌ها نیست. به دلایل زیر عقل، همواره نیازمند وحی خواهد بود.
#عقل به اسرار هستی و [[غیب]] آگاهی ندارد.
#عقل به اسرار هستی و [[غیب]] آگاهی ندارد.
# به فرض راه داشتن عقل به عالم [[غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمی‌آید. زیرا کار او ادراک یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل به‌تنهایی تمام جزئیات عالم آخرت را نمی‌تواند درک کند.
# به فرض راه داشتن عقل به عالم [[غیب]]، بازهم عقل یک ابزار کافی در تشخیص تمام جزئیات به شمار نمی‌آید. زیرا کار او ادراک یک سلسله مفاهیم کلی است. مثلاً عقل به‌ تنهایی تمام جزئیات عالم آخرت را نمی‌تواند درک کند.
#عقل به‌تنهایی نمی‌تواند فلسفه بسیاری از دستورات شارع را درک کند.
#عقل به‌ تنهایی نمی‌تواند فلسفه بسیاری از دستورات شارع را درک کند.
#عقل یا باید با کمک وحی به حکمت کارها پی ببرد یا با کمک تجربه، در فرض بی‌نیازی از وحی، عقل باید مثلاً آخرت را تجربه کند تا به حکمت افعال پی‌ببرد.
#عقل یا باید با کمک وحی به حکمت کارها پی ببرد یا با کمک تجربه. در فرض بی‌نیازی از وحی، عقل باید مثلاً آخرت را تجربه کند تا به حکمت افعال پی‌ببرد.
# تجربه تاریخ ثابت کرده که در هر برهه‌ای که [[انبیا]] و وحی در میان بشر نبوده، انسان‌ها با تکیه بر عقل تنها توانسته‌اند حقیقت را تشخیص بدهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای حس خداجویی‌شان به پرستش سنگ و چوب روی آوردند.
# تجربۀ تاریخ ثابت کرده در هر برهه‌ای که [[انبیا]] و وحی در میان بشر نبوده، انسان‌ها با تکیه بر عقلِ تنها نتوانسته‌اند حقیقت را تشخیص دهند و به آن عمل نمایند و مثلاً برای ارضای حس خداجویی‌شان به پرستش سنگ و چوب روی آورده اند.
* بنابراین، عقل راهنمایی قابل‌اطمینان برای سعادت انسان، به شمار نمی‌آید. نه در امور دنیوی و نه در امر آخرتی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>.
* بنابراین، عقل راهنمایی قابل‌ اطمینان برای سعادت انسان، به شمار نمی‌آید. نه در امور دنیوی و نه در امر آخرتی <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>.
* اینکه عقل در اسلام به‌عنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی احکام شرعی قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با تعالیم وحی شکوفا گردد. بنابراین، عقل به‌تنهایی نمی‌تواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل می‌تواند آموزه‌های دینی را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم که عقل می‌تواند گاهی بر اثر رسیدن به کمال به حسن و قبح برخی از اشیاء و افعال پی‌ببرد. افعال انسان در صورت اختیاری بودن ارزش دارد و اختیار با وجود عقل معنا می‌یابد. لذا از عقل به‌عنوان پیامبر درونی انسان‌ها و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>.
* اینکه عقل در اسلام به‌ عنوان یکی از منابع اصلی و استنباطی احکام شرعی قرار داده شده، با لحاظ همین شرط است که عقل با تعالیم وحی شکوفا گردد. بنابراین، عقل به‌ تنهایی نمی‌تواند در هر وادی گام نهد و درواقع عقل به مثابه چراغ وحی است؛ بدین معنا که فقط عقل می‌تواند آموزه‌های دینی را درست دریابد. البته ما نیز قبول داریم عقل می‌تواند گاهی بر اثر رسیدن به کمال به حسن و قبح برخی از اشیاء و افعال پی‌ببرد. افعال انسان در صورت اختیاری بودن ارزش دارد و اختیار با وجود عقل معنا می‌یابد. لذا از عقل به‌ عنوان پیامبر درونی انسان‌ها و [[حجت باطنی]] آنان یاد شده است <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۳۲ و ۱۳۳.</ref>.


===رابطه عقل و وحی===
===رابطه عقل و وحی===
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش