پرش به محتوا

انکار وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۲۲: خط ۲۲:
# '''ندانستن حقیقت انسان:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در حس و عقل می‌دانستند و آنچه را خارج از تجربه عقل بوده انکار می‌کردند؛ مانند وحی که فراتر از حس و عقل بشر است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی می‌خواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷.</ref>.
# '''ندانستن حقیقت انسان:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در حس و عقل می‌دانستند و آنچه را خارج از تجربه عقل بوده انکار می‌کردند؛ مانند وحی که فراتر از حس و عقل بشر است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی می‌خواستند که خداوند نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۶۷.</ref>.


==۱. عقل‌گرایان==
==گروه های منکر وحی==
===۱. عقل‌گرایان===
* این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی می‌دانستند و معتقد بودند اگر وحی ممکن باشد باید همه انسان‌ها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ‏‏‏‏‏‏}}﴾}} می‌نویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچ‌چیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا می‌کند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همین‌رو منکران وحی همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح می‌کردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آورده‌اند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ‏‏‏‏‏‏}}﴾}}.
* این گروه پیروی هر انسان از مانند خود را گناه بزرگی می‌دانستند و معتقد بودند اگر وحی ممکن باشد باید همه انسان‌ها از این دارای ویژه برخوردار شوند. پس عدم ارتباط ما، دلیل بر عدم امکان وحی است. [[علامه طباطبائی]] در ذیل آیه ۳ سوره انبیاء {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ‏‏‏‏‏‏}}﴾}} می‌نویسد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۶۴ و ۶۵.</ref>: منکران نسبت به [[پیامبر]] گفتند: او در هیچ‌چیز از لوازم بشریت، از شما جدا نیست... پس اگر آنچه ادعا می‌کند که به [[غیب]] اتصال دارد حق باشد، باید شما هم همان را داشته باشید چون شما هم مانند او بشر هستید و چون شما خبری از غیب ندارید پس او هم مثل شماست و خبری ندارد. این استدلال مبتنی است بر این قاعده علمی: {{عربی|اندازه=150%|"حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد"}}. از همین‌رو منکران وحی همواره همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر را مطرح می‌کردند تا از آن بر علیه [[رسولان|رسولان الهی]] استفاده کنند. این استدلال را بیشتر معاصران پیامبران آورده‌اند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَقالَ الْمَلَأُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُريدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ‏‏‏‏‏‏}}﴾}}.


===نقد و بررسی شبهه همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر===
====نقد و بررسی شبهه همانندی [[پیامبران]] با سایر بشر====
* در مرحله اول، پیامبران این مقدمه استدلال مخالفان خود را پذیرفته‌اند که آنها فقط بشر هستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‏}}﴾}}. پیامبران با همه جنبه‌های خارق‌العاده‌ای که دارند، همه لوازم بشریت را هم ندارند. خوردن و خوابیدن و... مانند دیگران مکلف و موظف‌اند و احیاناً برخی تکالیف شدیدتر، متوجه آنها می‌شود. چرا سایر بشر از توانایی ارتباط با [[غیب]] برخوردار نیستند؟ به‌عبارت‌دیگر فلسفه اختصاص وحی چیست؟ <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۳-۴۹.</ref>.
* در مرحله اول، پیامبران این مقدمه استدلال مخالفان خود را پذیرفته‌اند که آنها فقط بشر هستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‏}}﴾}}. پیامبران با همه جنبه‌های خارق‌العاده‌ای که دارند، همه لوازم بشریت را هم ندارند. خوردن و خوابیدن و... مانند دیگران مکلف و موظف‌اند و احیاناً برخی تکالیف شدیدتر، متوجه آنها می‌شود. چرا سایر بشر از توانایی ارتباط با [[غیب]] برخوردار نیستند؟ به‌عبارت‌دیگر فلسفه اختصاص وحی چیست؟ <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۴۳-۴۹.</ref>.
:'''اولاً''': وحی تصرفی از ناحیه خداوند است: این ارتباط از ناحیه [[پیامبران]] نیست تا بحث از توانایی یا عدم توانایی بشر برای این ارتباط صورت گیرد. المیزان: "پیامبران هیچ‌گاه ادعای ارتباط با [[عالم غیب]] نکرده‌اند... ". و برای خداوند نیز هیچ منعی وجود ندارد که در بعضی از افراد بشر تصرف نموده و پیام‌هایی را در وجود آنها القاء کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ...اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه‏... ‏}}﴾}}.
:'''اولاً''': وحی تصرفی از ناحیه خداوند است: این ارتباط از ناحیه [[پیامبران]] نیست تا بحث از توانایی یا عدم توانایی بشر برای این ارتباط صورت گیرد. المیزان: "پیامبران هیچ‌گاه ادعای ارتباط با [[عالم غیب]] نکرده‌اند... ". و برای خداوند نیز هیچ منعی وجود ندارد که در بعضی از افراد بشر تصرف نموده و پیام‌هایی را در وجود آنها القاء کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ...اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه‏... ‏}}﴾}}.
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش