←ایمان به پیامبران از ارکان اسلام
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
*[[امام رضا]]{{ع}} نیز در جواب مأمون که از او خواسته بود اسلام را به اختصار بیان کند؛ به خط مبارک خویش مینویسند:"همانا حقیقت اسلام عبارت است از شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد ... و اینکه [[محمد]]{{صل}} بنده و رسول و امین اوست ... و اینکه جمیع آنچه [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} آورده است حقّ آشکاری است، و تصدیق به او و به همه رسولان خدا و پیامبرانش و حجّتهای او که پیش از [[پیامبر اسلام]] آمدهاند <ref>{{عربی|اندازه=120%|"أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ ... وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِينُهُ ... وَ أَنَّ جَمِيعَ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ وَ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ بِجَمِيعِ مَنْ مَضَى قَبْلَهُ مِنْ رُسُلِ اللَّهِ وَ أَنْبِيَائِهِ وَ حُجَجِهِ ..."}}؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص:۱۲۱. </ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | *[[امام رضا]]{{ع}} نیز در جواب مأمون که از او خواسته بود اسلام را به اختصار بیان کند؛ به خط مبارک خویش مینویسند:"همانا حقیقت اسلام عبارت است از شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد ... و اینکه [[محمد]]{{صل}} بنده و رسول و امین اوست ... و اینکه جمیع آنچه [[محمد بن عبدالله]]{{صل}} آورده است حقّ آشکاری است، و تصدیق به او و به همه رسولان خدا و پیامبرانش و حجّتهای او که پیش از [[پیامبر اسلام]] آمدهاند <ref>{{عربی|اندازه=120%|"أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ ... وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِينُهُ ... وَ أَنَّ جَمِيعَ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ وَ التَّصْدِيقُ بِهِ وَ بِجَمِيعِ مَنْ مَضَى قَبْلَهُ مِنْ رُسُلِ اللَّهِ وَ أَنْبِيَائِهِ وَ حُجَجِهِ ..."}}؛ عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص:۱۲۱. </ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | ||
*بنابر این اگر کسی [[نبوت]] یکی از پیامبران الهی را منکر شود در حقیقت همه پیامبران الهی را منکر شده و یکی از ارکان و اصول مهم اسلام را که پذیرفتن دین همه انبیای الهی است انکار میکند؛ و چنین شخصی را نمیتوان مسلمان به شمار آورد. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرماید:"بدانید کسی که عیسی بن مریم را انکار کند و به همه رسولان دیگر اقرار کند مؤمن محسوب نمیشود"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ يُؤْمِنْ "}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص:۱۸۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | *بنابر این اگر کسی [[نبوت]] یکی از پیامبران الهی را منکر شود در حقیقت همه پیامبران الهی را منکر شده و یکی از ارکان و اصول مهم اسلام را که پذیرفتن دین همه انبیای الهی است انکار میکند؛ و چنین شخصی را نمیتوان مسلمان به شمار آورد. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه میفرماید:"بدانید کسی که عیسی بن مریم را انکار کند و به همه رسولان دیگر اقرار کند مؤمن محسوب نمیشود"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَمْ يُؤْمِنْ "}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص:۱۸۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | ||
*در روایتی دیگر [[محمّد بن تمّام]] میگوید؛ به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم:"فلانی که یکی از دوستان و موالیان شماست سلام رساند و گفت که شما شفاعت او را ضمانت کنید. حضرت فرمود: آیا او از دوستان ما است؟ عرض کردم: آری. فرمود: پس امر او خیلی بالاتر از اینهاست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِنَّهُ رَجُلٌ يُوَالِي عَلِيّاً وَ لَمْ يَعْرِفْ مَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ قَالَ ضَالٌّ قُلْتُ أَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ جَمِيعاً وَ جَحَدَ الْآخِرَ قَالَ هُوَ كَمَنْ أَقَرَّ بِعِيسَى وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِيسَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّةٍ مِنْ حُجَجِه"}} ؛ کتاب الغیبه نعمانی، ص:۱۱۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | *در روایتی دیگر [[محمّد بن تمّام]] میگوید؛ به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم:"فلانی که یکی از دوستان و موالیان شماست سلام رساند و گفت که شما شفاعت او را ضمانت کنید. حضرت فرمود: آیا او از دوستان ما است؟ عرض کردم: آری. فرمود: پس امر او خیلی بالاتر از اینهاست. عرض کردم: آرى. فرمود: پس امر او خیلى بالاتر از اینهاست. عرض کردم: مردى استکه به ولایت امیرمؤمنان(علیه السلام) معتقد است اما اوصیاى بعد از او را نمىشناسد. فرمود: گم و غافل است. گفتم: به همه امامان اقرار مىکند و آخرى را انکار مىکند. فرمود: او مانند کسى است که به عیسى اقرار کرده و محمّد(صلی الله علیه و آله) را انکار مىکند یا به محمّد(صلی الله علیه و آله) اقرار کرده و عیسى را انکار مىکند. از انکار حجّتى از حجّتهاى خدا به خدا پناه مىبریم. "<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِنَّهُ رَجُلٌ يُوَالِي عَلِيّاً وَ لَمْ يَعْرِفْ مَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ قَالَ ضَالٌّ قُلْتُ أَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ جَمِيعاً وَ جَحَدَ الْآخِرَ قَالَ هُوَ كَمَنْ أَقَرَّ بِعِيسَى وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِيسَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّةٍ مِنْ حُجَجِه"}} ؛ کتاب الغیبه نعمانی، ص:۱۱۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||