ایمان به پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۲۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۸
خط ۳۰: خط ۳۰:
*بنابر این اگر کسی [[نبوت]] یکی از پیامبران الهی را منکر شود در حقیقت همه پیامبران الهی را منکر شده و یکی از ارکان و اصول مهم اسلام را که پذیرفتن دین همه انبیای الهی است انکار می‌کند؛ و چنین شخصی را نمی‌توان مسلمان به شمار آورد. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید:"بدانید کسی که عیسی بن مریم را انکار کند و به همه رسولان دیگر اقرار کند مؤمن محسوب نمی‌شود"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ‏ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ‏ عِيسَى‏ ابْنَ‏ مَرْيَمَ‏ وَ أَقَرَّ بِمَنْ‏ سِوَاهُ‏ مِنَ‏ الرُّسُلِ‏ لَمْ‏ يُؤْمِنْ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص:۱۸۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>.
*بنابر این اگر کسی [[نبوت]] یکی از پیامبران الهی را منکر شود در حقیقت همه پیامبران الهی را منکر شده و یکی از ارکان و اصول مهم اسلام را که پذیرفتن دین همه انبیای الهی است انکار می‌کند؛ و چنین شخصی را نمی‌توان مسلمان به شمار آورد. [[امام صادق]]{{ع}} در این زمینه می‌فرماید:"بدانید کسی که عیسی بن مریم را انکار کند و به همه رسولان دیگر اقرار کند مؤمن محسوب نمی‌شود"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ‏ لَوْ أَنْكَرَ رَجُلٌ‏ عِيسَى‏ ابْنَ‏ مَرْيَمَ‏ وَ أَقَرَّ بِمَنْ‏ سِوَاهُ‏ مِنَ‏ الرُّسُلِ‏ لَمْ‏ يُؤْمِنْ‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏"}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص:۱۸۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>.
*در روایتی دیگر [[محمّد بن تمّام]] می‌گوید؛ به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم:"فلانی که یکی از دوستان و موالیان شماست سلام رساند و گفت که شما شفاعت او را ضمانت کنید. حضرت فرمود: آیا او از دوستان ما است؟ عرض کردم: آری. فرمود: پس امر او خیلی بالاتر از اینهاست. عرض کردم: آرى. فرمود: پس امر او خیلى بالاتر از اینهاست. عرض کردم: مردى است‌که به ولایت‌ امیرمؤمنان(علیه السلام) معتقد است‌ اما اوصیاى بعد از او را نمى‌شناسد. فرمود: گم و غافل است. گفتم: به همه امامان اقرار مى‌کند و آخرى را انکار مى‌کند. فرمود: او مانند کسى‌ است که‌ به عیسى اقرار کرده و محمّد(صلی الله علیه و آله) را انکار مى‌کند یا به محمّد(صلی الله علیه و آله) اقرار کرده و عیسى را انکار مى‌کند. از انکار حجّتى از حجّت‌هاى خدا به خدا پناه مى‌بریم. "<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِنَّهُ‏ رَجُلٌ‏ يُوَالِي‏ عَلِيّاً وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ مَنْ‏ بَعْدَهُ‏ مِنَ‏ الْأَوْصِيَاءِ قَالَ ضَالٌّ قُلْتُ أَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ جَمِيعاً وَ جَحَدَ الْآخِرَ قَالَ هُوَ كَمَنْ أَقَرَّ بِعِيسَى وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِيسَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّةٍ مِنْ حُجَجِه‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} ؛ کتاب الغیبه نعمانی، ص:۱۱۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>.
*در روایتی دیگر [[محمّد بن تمّام]] می‌گوید؛ به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم:"فلانی که یکی از دوستان و موالیان شماست سلام رساند و گفت که شما شفاعت او را ضمانت کنید. حضرت فرمود: آیا او از دوستان ما است؟ عرض کردم: آری. فرمود: پس امر او خیلی بالاتر از اینهاست. عرض کردم: آرى. فرمود: پس امر او خیلى بالاتر از اینهاست. عرض کردم: مردى است‌که به ولایت‌ امیرمؤمنان(علیه السلام) معتقد است‌ اما اوصیاى بعد از او را نمى‌شناسد. فرمود: گم و غافل است. گفتم: به همه امامان اقرار مى‌کند و آخرى را انکار مى‌کند. فرمود: او مانند کسى‌ است که‌ به عیسى اقرار کرده و محمّد(صلی الله علیه و آله) را انکار مى‌کند یا به محمّد(صلی الله علیه و آله) اقرار کرده و عیسى را انکار مى‌کند. از انکار حجّتى از حجّت‌هاى خدا به خدا پناه مى‌بریم. "<ref>{{عربی|اندازه=120%|" إِنَّهُ‏ رَجُلٌ‏ يُوَالِي‏ عَلِيّاً وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ مَنْ‏ بَعْدَهُ‏ مِنَ‏ الْأَوْصِيَاءِ قَالَ ضَالٌّ قُلْتُ أَقَرَّ بِالْأَئِمَّةِ جَمِيعاً وَ جَحَدَ الْآخِرَ قَالَ هُوَ كَمَنْ أَقَرَّ بِعِيسَى وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ {{صل}} أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِيسَى نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّةٍ مِنْ حُجَجِه‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} ؛ کتاب الغیبه نعمانی، ص:۱۱۲.</ref><ref>[[محمد بیابانی اسکوئی]]، [[نبوت (کتاب)| نبوت]]، ص:۱۵۳ - ۱۵۵.</ref>.
== نفاق یا اقرار زبانى بدون اقرار قلبى==
* نکته مهمى که در باب ایمان و اسلام وجود دارد این است که در اثبات اسلام یک شخص پى بردن به تسلیم باطنى و درونى او لازم نیست، بلکه شهادت زبانى و ظاهرى او به توحید و نبوّت پیامبر و اعمال ظاهرى دیگر ـ از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و…. ـ بر مسلمان بودن کفایت مى‌کند. الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِی عَلَیْهِ النَّاسُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءُ الزَّکَاةِ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَام؛ اسلام امر ظاهر و آشکارى است که مردم همه بر آن هستند یعنى شهادت به اینکه خدایى جز الله نیست، یگانه است، شریکى ندارد، و اینکه محمّد بنده و رسول اوست، و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حجّ خانه خدا و روزه ماه رمضان، پس اسلام همین است.»
* از بررّسى روایات به دست مى‌آید انسان‌ها در برابر شرایع الاهى سه گونه‌اند: مؤمن، کافر، منافق. منافق به ظاهر به توحید و رسالت پیامبر اسلام و پیامبران دیگر اقرار مى‌کند ولى اعتقاد درونى به این مسائل ندارد. البتّه چنین کسى به واقع مسلمان نیست ولى تا وقتى که نفاق درونى او معلوم نشود و اقرار زبانى و عمل ظاهرى داشته باشد در جامعه اسلامى مسلمان به شمار مى‌آید و احکام مسلمانان بر او جارى مى‌شود. <ref>محمد بیابانی اسکویی</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۳۰٬۱۰۵

ویرایش