جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = جد بن قیس | | موضوع مرتبط = جد بن قیس | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۷: | ||
خداوند در آیه {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref> برخی از ساکنان مدینه را کسانی میداند که به [[نفاق]] خو گرفتهاند و عذابی دوچندان (در [[دنیا]] و [[آخرت]]) نصیب آنان خواهد شد. واحدی [[نیشابوری]] ذیل این آیه در گزارشی از کلبی آورده است که [[جد بن قیس]] یکی از [[منافقان]] [[مدینه]] بود.<ref> اسباب النزول، ص ۲۶۳.</ref> [[سیوطی]] نیز به [[نقل]] از [[ابن جریج]] بر آن است که منافقانی چون جدبن [[قیس]] بر [[نفاق]] خوگرفته بودند و بر همان حالت مردند.<ref> الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۷۱.</ref> به رغم خبرهای بسیاری که درباره نفاق [[جد بن قیس]] در [[تفاسیر]] آمده، طبق گزارشی ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> وی از کرده خود پشیمان شد و توبه کرد.<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۲۰، ۲۴؛ روض الجنان، ج ۱۰، ص ۲۶.</ref> این گزارش، جد بن قیس و چند تن دیگر از [[انصار]] را که در [[جنگ تبوک]] شرکت نکرده بودند از مصادیق این دو [[آیه]] شمرده است. آنان پس از بازگشت [[پیامبر]] از [[غزوه تبوک]] خود را به ستونهای [[مسجد]] بسته، تقاضای [[بخشودگی]] کردند. [[خداوند]]، با فرود آوردن این دو آیه از [[بخشش]] آنان خبر داد و به پیامبر فرمود تا از ایشان [[صدقه]] بگیرد و برای آنها [[دعا]] کند. افزون بر گزارش فوق، [[قرطبی]] نیز گزارشی نامعلوم از توبه جد داده است و [[ابن اثیر]] و [[ذهبی]] هم آن را تکرار کردهاند.<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۳۲؛ اسد الغابه، ج ۱، ص ۵۲۱؛ تجرید اسماء الصحابه، ج ۱، ص ۸۰.</ref> در کنار این [[شأن]] نزولها، برخی [[مفسران]] آیاتی را که در سالهای پیش از سال نهم نازل شده بودند بر نفاق جد در سال نهم و در جریان غزوه تبوک [[تطبیق]] کردهاند که به نظر میرسد این تطبیقها چندان اعتبار ندارند: | خداوند در آیه {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref> برخی از ساکنان مدینه را کسانی میداند که به [[نفاق]] خو گرفتهاند و عذابی دوچندان (در [[دنیا]] و [[آخرت]]) نصیب آنان خواهد شد. واحدی [[نیشابوری]] ذیل این آیه در گزارشی از کلبی آورده است که [[جد بن قیس]] یکی از [[منافقان]] [[مدینه]] بود.<ref> اسباب النزول، ص ۲۶۳.</ref> [[سیوطی]] نیز به [[نقل]] از [[ابن جریج]] بر آن است که منافقانی چون جدبن [[قیس]] بر [[نفاق]] خوگرفته بودند و بر همان حالت مردند.<ref> الدرالمنثور، ج ۳، ص ۲۷۱.</ref> به رغم خبرهای بسیاری که درباره نفاق [[جد بن قیس]] در [[تفاسیر]] آمده، طبق گزارشی ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و دیگرانی هستند که به گناه خویش اعتراف دارند؛ کردار پسندیدهای را با کار ناپسندی دیگر آمیختهاند باشد که خداوند از آنان در گذرد که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> وی از کرده خود پشیمان شد و توبه کرد.<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۲۰، ۲۴؛ روض الجنان، ج ۱۰، ص ۲۶.</ref> این گزارش، جد بن قیس و چند تن دیگر از [[انصار]] را که در [[جنگ تبوک]] شرکت نکرده بودند از مصادیق این دو [[آیه]] شمرده است. آنان پس از بازگشت [[پیامبر]] از [[غزوه تبوک]] خود را به ستونهای [[مسجد]] بسته، تقاضای [[بخشودگی]] کردند. [[خداوند]]، با فرود آوردن این دو آیه از [[بخشش]] آنان خبر داد و به پیامبر فرمود تا از ایشان [[صدقه]] بگیرد و برای آنها [[دعا]] کند. افزون بر گزارش فوق، [[قرطبی]] نیز گزارشی نامعلوم از توبه جد داده است و [[ابن اثیر]] و [[ذهبی]] هم آن را تکرار کردهاند.<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۳۲؛ اسد الغابه، ج ۱، ص ۵۲۱؛ تجرید اسماء الصحابه، ج ۱، ص ۸۰.</ref> در کنار این [[شأن]] نزولها، برخی [[مفسران]] آیاتی را که در سالهای پیش از سال نهم نازل شده بودند بر نفاق جد در سال نهم و در جریان غزوه تبوک [[تطبیق]] کردهاند که به نظر میرسد این تطبیقها چندان اعتبار ندارند: | ||
#[[میبدی]] و [[طبرسی]] بر این باورند که آیه {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند» سوره بقره، آیه ۸.</ref> درباره منافقان و از جمله جدبن قیس فرود آمده است<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۶۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۳۲.</ref>. این [[آیه]]، [[ایمان]] [[منافقان]] را [[دروغین]] و آنان را از کسانی شمرده است که تنها با [[زبان]] به [[خدا]] و [[روز جزا]] گرویدهاند؛ ولی در درون خود چنین باوری ندارند. | # [[میبدی]] و [[طبرسی]] بر این باورند که آیه {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند» سوره بقره، آیه ۸.</ref> درباره منافقان و از جمله جدبن قیس فرود آمده است<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۶۶؛ مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۳۲.</ref>. این [[آیه]]، [[ایمان]] [[منافقان]] را [[دروغین]] و آنان را از کسانی شمرده است که تنها با [[زبان]] به [[خدا]] و [[روز جزا]] گرویدهاند؛ ولی در درون خود چنین باوری ندارند. | ||
#[[زمخشری]] در گزارشی ذیل آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان فرمانبرداری مکن، بیگمان خداوند دانایی فرزانه است» سوره احزاب، آیه ۱.</ref> از [[همکاری]] منافقان [[مدینه]] و به ویژه [[جد بن قیس]] با [[کافران]] و [[مشرکان]] [[مکه]] خبر داده است.<ref> الکشاف، ج ۳، ص ۵۱۹.</ref> پس از [[جنگ احد]]، [[ابوسفیان]]، [[عکرمه]] و [[ابوالاعور]] (از سران [[کفار]] مکه) با امانی که [[پیامبر]] به آنها داده بود، همراه گروهی از منافقان مدینه همچون جد بن قیس نزد پیامبر رفته، از ایشان خواستند از [[خدایان]] آنان دست بکشد و به [[مردم]] بگوید هر که خدایان آنها را بپرستد، آنها [[شفاعت]] میکنند و نفع میرسانند. در مقابل، آنان نیز از او و خدایش دست بر میدارند. این گفتار [[جسارت]] آمیز بر پیامبر و [[مؤمنان]] حاضر دشوار آمد، از این رو [[تصمیم]] به [[قتل]] کافران گرفتند که این آیه فرود آمد و به پیامبر [[فرمان]] داد امانی (عهدی) که به آنها داده بود، نقض نکرده، از سخن آنان و منافقان[[پیروی]] نکند.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۱۱۴ - ۱۱۵.</ref> [[سیوطی]] نیز در گزارشی ذیل این آیه از [[تطبیق]] {{متن قرآن|الْمُنَافِقِينَ}} بر [[ابوعامر عبدالله ابیّ وجد بن قیس]] خبر داده است.<ref>الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> | # [[زمخشری]] در گزارشی ذیل آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان فرمانبرداری مکن، بیگمان خداوند دانایی فرزانه است» سوره احزاب، آیه ۱.</ref> از [[همکاری]] منافقان [[مدینه]] و به ویژه [[جد بن قیس]] با [[کافران]] و [[مشرکان]] [[مکه]] خبر داده است.<ref> الکشاف، ج ۳، ص ۵۱۹.</ref> پس از [[جنگ احد]]، [[ابوسفیان]]، [[عکرمه]] و [[ابوالاعور]] (از سران [[کفار]] مکه) با امانی که [[پیامبر]] به آنها داده بود، همراه گروهی از منافقان مدینه همچون جد بن قیس نزد پیامبر رفته، از ایشان خواستند از [[خدایان]] آنان دست بکشد و به [[مردم]] بگوید هر که خدایان آنها را بپرستد، آنها [[شفاعت]] میکنند و نفع میرسانند. در مقابل، آنان نیز از او و خدایش دست بر میدارند. این گفتار [[جسارت]] آمیز بر پیامبر و [[مؤمنان]] حاضر دشوار آمد، از این رو [[تصمیم]] به [[قتل]] کافران گرفتند که این آیه فرود آمد و به پیامبر [[فرمان]] داد امانی (عهدی) که به آنها داده بود، نقض نکرده، از سخن آنان و منافقان[[پیروی]] نکند.<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۱۱۴ - ۱۱۵.</ref> [[سیوطی]] نیز در گزارشی ذیل این آیه از [[تطبیق]] {{متن قرآن|الْمُنَافِقِينَ}} بر [[ابوعامر عبدالله ابیّ وجد بن قیس]] خبر داده است.<ref>الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۸۰.</ref> | ||
#بر اساس آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مانند کسانی مباشید که کفر پیشه کردند و در مورد همگنان خویش- هنگامی که سفر رفتند یا جهادگر شدند- گفتند: اینان اگر نزد ما میماندند نمیمردند یا کشته نمیشدند (بگذار چنین بپندارند) تا این (پندار) را خداوند دریغی در دلهایشان کند؛ و این خداوند است که زنده میگرداند و میمیراند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۶.</ref> منافقانی چون جد بن قیس میپنداشتند کسانی که در [[سفر]] مردند یا در [[جهاد]] کشته شدند اگر نزد آنها میماندند چنین نمیشدند. [[خداوند]] با فرود آوردن این [[آیه]]، این [[پندار]] را [[باطل]] و [[مؤمنان]] را هم از آنان [[پرهیز]] داد.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۲۴۷؛ البحر المحیط، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> این در حالی است که این آیه از حوادث سال سوم و [[نبرد]] [[احد]] [[سخن]] میگوید و منظور از [[کافران]] در آن [[جد بن قیس]] نیست. | #بر اساس آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! مانند کسانی مباشید که کفر پیشه کردند و در مورد همگنان خویش- هنگامی که سفر رفتند یا جهادگر شدند- گفتند: اینان اگر نزد ما میماندند نمیمردند یا کشته نمیشدند (بگذار چنین بپندارند) تا این (پندار) را خداوند دریغی در دلهایشان کند؛ و این خداوند است که زنده میگرداند و میمیراند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۶.</ref> منافقانی چون جد بن قیس میپنداشتند کسانی که در [[سفر]] مردند یا در [[جهاد]] کشته شدند اگر نزد آنها میماندند چنین نمیشدند. [[خداوند]] با فرود آوردن این [[آیه]]، این [[پندار]] را [[باطل]] و [[مؤمنان]] را هم از آنان [[پرهیز]] داد.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۲۴۷؛ البحر المحیط، ج ۳، ص ۴۰۰.</ref> این در حالی است که این آیه از حوادث سال سوم و [[نبرد]] [[احد]] [[سخن]] میگوید و منظور از [[کافران]] در آن [[جد بن قیس]] نیست. | ||
#[[قرطبی]] از کلبی [[نقل]] کرده که مراد از آیه{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«و هنگامی که آنان را ببینی، پیکرهاشان تو را به شگفتی میآورد و چون چیزی گویند به گفتارشان گوش میسپاری (اما) گویی چوبهایی خشکند پشت داده بر دیوار، هر بانگی را به زیان خود میپندارند، آنان دشمنند، از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگردانده میشوند؟» سوره منافقون، آیه ۴.</ref> [[جد بن قیس]] و افرادی دیگر است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص ۱۲۵.</ref> آنان [[تنومند]] و آراسته بودند و [[پیامبر]] به سخنانشان گوش میداد. [[خداوند]] پیامبر را از آنها برحذر داشت. این در حالی است که [[روایت]] مشهور، [[نزول]] این آیه و دیگر [[آیات]] [[سوره منافقون]] را به عملکرد عبداللّه بن ابیّ نسبت میدهد<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۳۲۱؛ تفسیر بغوی، ج ۵، ص ۹۸.</ref>.<ref>[[علی محمدی یدک|محمدی یدک، علی]]، [[جد بن قیس (مقاله)|مقاله «جد بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | # [[قرطبی]] از کلبی [[نقل]] کرده که مراد از آیه{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«و هنگامی که آنان را ببینی، پیکرهاشان تو را به شگفتی میآورد و چون چیزی گویند به گفتارشان گوش میسپاری (اما) گویی چوبهایی خشکند پشت داده بر دیوار، هر بانگی را به زیان خود میپندارند، آنان دشمنند، از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگردانده میشوند؟» سوره منافقون، آیه ۴.</ref> [[جد بن قیس]] و افرادی دیگر است.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۹، ص ۱۲۵.</ref> آنان [[تنومند]] و آراسته بودند و [[پیامبر]] به سخنانشان گوش میداد. [[خداوند]] پیامبر را از آنها برحذر داشت. این در حالی است که [[روایت]] مشهور، [[نزول]] این آیه و دیگر [[آیات]] [[سوره منافقون]] را به عملکرد عبداللّه بن ابیّ نسبت میدهد<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۳۲۱؛ تفسیر بغوی، ج ۵، ص ۹۸.</ref>.<ref>[[علی محمدی یدک|محمدی یدک، علی]]، [[جد بن قیس (مقاله)|مقاله «جد بن قیس»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||