بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==[[رحمت]] در قرآن== | ==[[رحمت]] در قرآن== | ||
*افزون بر کاربرد فراوان واژه [[رحمت]] و مشتقات آن، کلماتی از قرآن کریم به [[رحمت]] تفسیر شدهاند: "روح" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً}}﴾}}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه:۱۷۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۳؛ منهج الصادقین، ج ۳، ص ۱۶۲؛ روح المعانی، ج ۳، ص ۲۰۰.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند؛ سوره مجادله، آیه:۲۲.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۶؛ تفسیر سورآبادی، ج ۴، ص ۲۵۶۲.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref> و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی؛ سوره شوری، آیه:۵۲.</ref><ref>تفسیر بغوی، ج ۴، ص ۱۵۳؛ لباب التأویل، ج ۴، ص ۱۰۴.</ref>؛ "رَوح" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}﴾}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از [[رحمت]] خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از [[رحمت]] خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه:۸۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص ۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۳۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ}}﴾}}<ref> پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است؛ سوره واقعه، آیه:۸۹.</ref><ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۲۲۴؛ التسهیل، ج ۲، ص ۳۴۱؛ لباب التأویل، ج ۴، ص ۲۴۳.</ref>)؛ "نعمت" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْلا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ}}﴾}}<ref> اگر نعمتی از پروردگارش او را درنمییافت نکوهیده به کرانه افکنده شده بود؛ سوره قلم، آیه:۴۹.</ref><ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}﴾}}<ref> و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم و او پرهیزگار بود؛ سوره مریم، آیه:۱۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۷۸۱.</ref> که به معنای عاطفه به خرج دادن و شفقت کردن است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۱۹.</ref> از آنجا که چنین دربردارنده معنای اشفاق، و اشفاق همواره توأم با [[رحمت]] است، خدای | *افزون بر کاربرد فراوان واژه [[رحمت]] و مشتقات آن، کلماتی از قرآن کریم به [[رحمت]] تفسیر شدهاند: "روح" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً}}﴾}}<ref> ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست پس به خداوند و پیامبرانش ایمان آورید و سخن از (خدای) سهگانه سر مکنید، باز ایستید که برایتان بهتر است، بیگمان خداوند خدایی یگانه است، پاکاکه اوست از اینکه او را فرزندی باشد، آنچه در آسمانها و زمین است او راست و خداوند (شما را) کارساز، بس؛ سوره نساء، آیه:۱۷۱.</ref><ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۲۳؛ منهج الصادقین، ج ۳، ص ۱۶۲؛ روح المعانی، ج ۳، ص ۲۰۰.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند؛ سوره مجادله، آیه:۲۲.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۱۰، ص ۲۶؛ تفسیر سورآبادی، ج ۴، ص ۲۵۶۲.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلا الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref> و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی؛ سوره شوری، آیه:۵۲.</ref><ref>تفسیر بغوی، ج ۴، ص ۱۵۳؛ لباب التأویل، ج ۴، ص ۱۰۴.</ref>؛ "رَوح" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}﴾}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از [[رحمت]] خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از [[رحمت]] خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه:۸۷.</ref><ref>جامع البیان، ج ۱۳، ص ۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۳۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ}}﴾}}<ref> پس (او را) آسایش و روزی و بهشتی پر نعمت است؛ سوره واقعه، آیه:۸۹.</ref><ref>تفسیر ثعلبی، ج ۹، ص ۲۲۴؛ التسهیل، ج ۲، ص ۳۴۱؛ لباب التأویل، ج ۴، ص ۲۴۳.</ref>)؛ "نعمت" {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَوْلا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ}}﴾}}<ref> اگر نعمتی از پروردگارش او را درنمییافت نکوهیده به کرانه افکنده شده بود؛ سوره قلم، آیه:۴۹.</ref><ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۸۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}﴾}}<ref> و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم و او پرهیزگار بود؛ سوره مریم، آیه:۱۳.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۷۸۱.</ref> که به معنای عاطفه به خرج دادن و شفقت کردن است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۱۹.</ref> از آنجا که چنین دربردارنده معنای اشفاق، و اشفاق همواره توأم با [[رحمت]] است، خدای متعال از [[رحمت]] به "حنان" تعبیر فرموده است<ref>مفردات، ص ۲۵۹، «حنّ».</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*تمام شدن کلمة الحسنی بر بنیاسرائیل، در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۷.</ref> به اتمام [[رحمت]] الهی بر آنان به دست [[حضرت موسی]]{{ع}} تفسیر شده<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۳۹.</ref> و به نظری، واژه "سکینه" در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه:۲۶.</ref> به معنای رحمتی است که دل به آن آرام گرفته و ترس از بین میرود<ref>التبیان، ج ۵، ص ۱۹۹.</ref> بعضی، آن را به [[رحمت]] - بیقید - تفسیر کردهاند<ref>اعراب القرآن، ج ۴، ص ۱۳۰؛ البحر المحیط، ج ۵، ص ۴۲۱؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۷، ص ۳۰۴.</ref>، هر چند دلیلی بر این گفته نیست<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *تمام شدن کلمة الحسنی بر بنیاسرائیل، در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref> و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۳۷.</ref> به اتمام [[رحمت]] الهی بر آنان به دست [[حضرت موسی]]{{ع}} تفسیر شده<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۳۹.</ref> و به نظری، واژه "سکینه" در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref> آنگاه خداوند آرامش خویش را بر پیامبر خود و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را که آنان را نمیدیدید؛ فرود آورد و کافران را به عذاب افکند و آن، کیفر کافران است؛ سوره توبه، آیه:۲۶.</ref> به معنای رحمتی است که دل به آن آرام گرفته و ترس از بین میرود<ref>التبیان، ج ۵، ص ۱۹۹.</ref> بعضی، آن را به [[رحمت]] - بیقید - تفسیر کردهاند<ref>اعراب القرآن، ج ۴، ص ۱۳۰؛ البحر المحیط، ج ۵، ص ۴۲۱؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۷، ص ۳۰۴.</ref>، هر چند دلیلی بر این گفته نیست<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۵۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*بسیاری از مفسران در توضیح آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}﴾}}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه:۵۶.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}﴾}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه:۴۳.</ref> معنای صلات خدای | *بسیاری از مفسران در توضیح آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}﴾}}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه:۵۶.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}﴾}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه:۴۳.</ref> معنای صلات خدای متعال بر بنده را [[رحمت]] او و صلات بر دیگری از سوی غیر خدا را درخواست [[رحمت]] برای او از خدا دانستهاند<ref>الاصفی، ج ۲، ص ۹۹۶؛ آیات الاحکام، ج ۱، ص ۱۹۴؛ ارشاد الاذهان، ص ۴۲۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*همچنین خدای والا در قرآن کریم خود را با عناوین {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَيْرُ الرَّاحِمِينَ}}﴾}}<ref> بهترین بخشایندگانی؛ سوره مؤمنین، آیه:۱۰۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}﴾}}<ref> بخشایندهترین بخشایندگانی؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}﴾}}<ref> دارای بخشایش؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}}<ref> آن بخشنده بخشاینده؛ سوره فاتحه، آیه:۳.</ref> یاد فرموده که در این میان، ۴ عنوان اخیر، نیز راحم از اسما و صفات الهی به شمار میآید<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۸۱.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *همچنین خدای والا در قرآن کریم خود را با عناوین {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَيْرُ الرَّاحِمِينَ}}﴾}}<ref> بهترین بخشایندگانی؛ سوره مؤمنین، آیه:۱۰۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}﴾}}<ref> بخشایندهترین بخشایندگانی؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}﴾}}<ref> دارای بخشایش؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}}<ref> آن بخشنده بخشاینده؛ سوره فاتحه، آیه:۳.</ref> یاد فرموده که در این میان، ۴ عنوان اخیر، نیز راحم از اسما و صفات الهی به شمار میآید<ref>اسماء و صفات الهی، ج۱، ص۴۸۱.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==چگونگی اتصاف خدای | ==چگونگی اتصاف خدای متعال به [[رحمت]]== | ||
*در سخنانی از [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}}<ref>بحارالانوار، ج ۳، ص ۱۹۶.</ref> تصریح شده [[رحمت]] از سوی خدای | *در سخنانی از [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹.</ref> و [[امام صادق]]{{ع}}<ref>بحارالانوار، ج ۳، ص ۱۹۶.</ref> تصریح شده [[رحمت]] از سوی خدای متعال به معنای رقت و متأثر شدن از بیچارگی و مسکنت دیگران و سپس کمک و بخشش برای نجات موجود گرفتار نیست. خدا به رقت قلب وصف نمیشود<ref>التبیان، ج ۱، ص ۳۰.</ref>، زیرا این حالت، ویژگی جسمانی مادی است که خدای متعال از آن پیراسته است<ref>روح المعانی، ج ۱، ص ۶۱؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۸۷؛ ج ۱۰، ص ۸۰.</ref>، از همینرو گفته شده که اسماء الله از غایاتِ افعال برگرفته است؛ نه از مبادی آنها که مستلزم انفعالاند، پس حقیقت این الفاظ در نتایج مخصوص با چشمپوشی از اسباب و علل طبیعی آنها به کار میروند<ref>شفاء الصدور، ص ۳۷۵.</ref>، بنابراین اتصاف خدای والا به [[رحمت]] به دیده احسان او به موجودات است؛ نه رقت قلب و انفعال<ref>روح المعانی، ج ۱، ص ۶۱؛ ارشاد الأذهان، ص ۵.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*اعطاء اصل وجود به همه موجودات، بهرهمند ساختن پدیدههای زنده از حیات، رساندن رزق هر موجود که ادامه بقاء را شدنی میسازد و میراندن آنان که به معنای رسیدن به ثمرة وجودشان است، از اصول مظاهر [[رحمت]] الهی به شمار میآید<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴[[رحمت]].</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *اعطاء اصل وجود به همه موجودات، بهرهمند ساختن پدیدههای زنده از حیات، رساندن رزق هر موجود که ادامه بقاء را شدنی میسازد و میراندن آنان که به معنای رسیدن به ثمرة وجودشان است، از اصول مظاهر [[رحمت]] الهی به شمار میآید<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴[[رحمت]].</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*از مظاهر [[رحمت]] الهی در زمینه اعطاء وجود به موجودات، آن است که به هر آفریده، آنچه را به زبان حال از خدای والا طلب کرده، عطا فرموده است<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص ۱۷۴، ۵۲۰؛ الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۴.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}﴾}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه:۳۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}﴾}}<ref> و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!؛ سوره نساء، آیه: ۱۱۵.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}﴾}}<ref> ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره احزاب، آیه:۷۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *از مظاهر [[رحمت]] الهی در زمینه اعطاء وجود به موجودات، آن است که به هر آفریده، آنچه را به زبان حال از خدای والا طلب کرده، عطا فرموده است<ref>شرح الاسماء الحسنی، ص ۱۷۴، ۵۲۰؛ الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۴.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}﴾}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه:۳۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا}}﴾}}<ref> و هر کس پس از آنکه به روشنی رهنمود یافت با پیامبر مخالفت ورزد و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند وی را با آنچه بدان روی آورده است وامینهیم و وی را به دوزخ میافکنیم و این بد پایانهای است!؛ سوره نساء، آیه: ۱۱۵.</ref>؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا}}﴾}}<ref> ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره احزاب، آیه:۷۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*بر پایه نظری، [[رحمت]] - همانند علم - از صفات ذاتی خدای والا<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۰۴، «وسع».</ref> و به گفتهای صفت فعل خدای سبحان<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۶-۲۷.</ref> - مانند صفت خلق و رزق<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۸۸؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۵۲.</ref> است. در نظر دیگری، اگر وصف خدای | *بر پایه نظری، [[رحمت]] - همانند علم - از صفات ذاتی خدای والا<ref>التحقیق، ج ۱۳، ص ۱۰۴، «وسع».</ref> و به گفتهای صفت فعل خدای سبحان<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۶-۲۷.</ref> - مانند صفت خلق و رزق<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۸۸؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۵۲.</ref> است. در نظر دیگری، اگر وصف خدای متعال را به [[رحمت]] مَجاز و مراد از [[رحمت]] الهی را نعمت دادن به بندگان بدانیم، [[رحمت]] صفت فعل است و چنانچه مراد از آن را اراده خیر بدانیم، [[رحمت]] صفت ذات است<ref>البحر المحیط، ج ۱، ص ۳۱؛ روح البیان، ج ۵، ص ۵۳۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==[[رحمت]] رحمانی و رحیمی== | ==[[رحمت]] رحمانی و رحیمی== | ||
*رحمان، صیغة مبالغه و فراوانی را میرساند و رحیم، صفت مشبهه است و بر ماندگاری دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۸.</ref>، از همینرو لفظ رحمان برای [[رحمت]] عام الهی نسبت به مؤمن و کافر و لفظ رحیم برای [[رحمت]] خاص الهی نسبت به مؤمنان به کار میرود، چنان که در قرآن کریم به صورت گسترده در این معنا به کار رفته است؛ نمونهاش آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}}<ref> خداوند بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره طه، آیه:۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا}}﴾}}<ref> بگو: کسانی که در گمراهی به سر برند، باید که (خداوند) بخشنده به (زمان و مهلت) آنها نیک افزونی دهد تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده دادهاند- یا عذاب یا رستخیز- ببینند و خواهند دانست چه کسی دارای جایگاهی بدتر و سپاهی ناتوانتر است؛ سوره مریم، آیه:۷۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}﴾}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه:۴۳.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ }}﴾}}<ref> او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه:۱۱۷.</ref> است<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *رحمان، صیغة مبالغه و فراوانی را میرساند و رحیم، صفت مشبهه است و بر ماندگاری دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۸.</ref>، از همینرو لفظ رحمان برای [[رحمت]] عام الهی نسبت به مؤمن و کافر و لفظ رحیم برای [[رحمت]] خاص الهی نسبت به مؤمنان به کار میرود، چنان که در قرآن کریم به صورت گسترده در این معنا به کار رفته است؛ نمونهاش آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}}<ref> خداوند بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره طه، آیه:۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا}}﴾}}<ref> بگو: کسانی که در گمراهی به سر برند، باید که (خداوند) بخشنده به (زمان و مهلت) آنها نیک افزونی دهد تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده دادهاند- یا عذاب یا رستخیز- ببینند و خواهند دانست چه کسی دارای جایگاهی بدتر و سپاهی ناتوانتر است؛ سوره مریم، آیه:۷۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}﴾}}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه:۴۳.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ }}﴾}}<ref> او نسبت به آنها مهربانی بخشاینده است؛ سوره توبه، آیه:۱۱۷.</ref> است<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}}<ref> خداوند بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره طه، آیه:۵.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا }}﴾}}<ref> آنکه آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ او (خداوند) بخشنده است، درباره او از (داننده) آگاهی بپرس!؛ سوره فرقان، آیه:۵۹.</ref><ref>البحر المدید، ج ۴، ص ۱۱۱.</ref> برداشت شده که استواء خدای سبحان بر عرش به رحمانیت اوست. مراد از عرش، همه ما سوای الله و مفاد آیه این است که خدای | *از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}}<ref> خداوند بخشنده بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا دارد؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است؛ سوره طه، آیه:۵.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا }}﴾}}<ref> آنکه آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت؛ او (خداوند) بخشنده است، درباره او از (داننده) آگاهی بپرس!؛ سوره فرقان، آیه:۵۹.</ref><ref>البحر المدید، ج ۴، ص ۱۱۱.</ref> برداشت شده که استواء خدای سبحان بر عرش به رحمانیت اوست. مراد از عرش، همه ما سوای الله و مفاد آیه این است که خدای متعال بر ما سوا ترحم میکند؛ به این معنا که هیچ موجودی را از عطای خویش محروم نمیسازد<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۵۷.</ref> و همگان را در بر میگیرد<ref>بیان السعاده، ج ۱، ص ۲۸.</ref> بر پایه نظری، آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}﴾}}<ref> و اگر همه درختان روی زمین قلم میگردید و دریا را هفت دریای دیگر یاری میرساند (و همه مرکّب میشد) نوشتن کلمات خداوند پایان نمیپذیرفت؛ به راستی خداوند پیروزمند فرزانهای است؛ سوره لقمان، آیه:۲۷.</ref> نیز به مظاهر [[رحمت]] الهی اشاره دارد<ref>مواهب الرحمان، ج ۱، ص ۱۵.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*خدای والا سوره الرحمن را با کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ}}﴾}} آغاز کرده، زیرا در این سوره اشاره فرموده که جهان و اجزای آن را طوری آفریده و سامان داده که جنّ و انس بتوانند از آن بهرهمند شوند و اینکه عالم به دو نشئه آخرت و دنیا قسمت شده و در آن، نشئه سعادت از شقاوت و نعمت از نقمت متمایز میگردد، پس هر چه در دو عالم هست، مصداق نعمت خدای والاست؛ به همین مناسبت، نام الرحمن که عموم و کثرت [[رحمت]] از راه بذل نعمت را میرساند، استعمال شده است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۹۴.</ref> آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> عذاب را در بعضی از موارد ثابت میکند؛ خواه ناخواه باید در برابر این عذاب خاص، [[رحمت]] خاصی هم وجود داشته باشد، زیرا محرومیت گروهی خاص از نعمت به معنای تنعّم گروهی دیگر است، پس دو جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> در آیه شریف نشان میدهند که [[رحمت]] الهی به دو قسم عام و خاص قسمت شده و [[رحمت]] عام، شامل همه موجودات و [[رحمت]] خاص ویژه مؤمنان است<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۷۵.</ref> روایتی مشهور از [[امام صادق]]{{ع}} نیز اختصاص لفظ رحمان را به [[رحمت]] همگانی و رحیم را به [[رحمت]] ویژه بر مؤمنان تأیید میکند<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۴.</ref>؛ به همین مناسبت، [[رحمت]] عام را [[رحمت]] رحمانی و [[رحمت]] خاص را [[رحمت]] رحیمی میگویند. بعضی مفسران، اختصاص [[رحمت]] رحیمی به مؤمنان را نپذیرفتهاند، زیرا کلمه رحیم در قرآن بیآنکه به مؤمنان یا به آخرت اختصاص داشته باشد، به کار رفته است<ref>البیان، ص ۴۳۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *خدای والا سوره الرحمن را با کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ}}﴾}} آغاز کرده، زیرا در این سوره اشاره فرموده که جهان و اجزای آن را طوری آفریده و سامان داده که جنّ و انس بتوانند از آن بهرهمند شوند و اینکه عالم به دو نشئه آخرت و دنیا قسمت شده و در آن، نشئه سعادت از شقاوت و نعمت از نقمت متمایز میگردد، پس هر چه در دو عالم هست، مصداق نعمت خدای والاست؛ به همین مناسبت، نام الرحمن که عموم و کثرت [[رحمت]] از راه بذل نعمت را میرساند، استعمال شده است<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۹۴.</ref> آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> عذاب را در بعضی از موارد ثابت میکند؛ خواه ناخواه باید در برابر این عذاب خاص، [[رحمت]] خاصی هم وجود داشته باشد، زیرا محرومیت گروهی خاص از نعمت به معنای تنعّم گروهی دیگر است، پس دو جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>و در این جهان و در جهان واپسین برای ما نیکی مقرّر فرما که ما به سوی تو بازگشتهایم؛ فرمود: عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند و زکات میدهند و کسانی که به آیات ما ایمان دارند مقرّر میدارم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> در آیه شریف نشان میدهند که [[رحمت]] الهی به دو قسم عام و خاص قسمت شده و [[رحمت]] عام، شامل همه موجودات و [[رحمت]] خاص ویژه مؤمنان است<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۷۵.</ref> روایتی مشهور از [[امام صادق]]{{ع}} نیز اختصاص لفظ رحمان را به [[رحمت]] همگانی و رحیم را به [[رحمت]] ویژه بر مؤمنان تأیید میکند<ref>نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۴.</ref>؛ به همین مناسبت، [[رحمت]] عام را [[رحمت]] رحمانی و [[رحمت]] خاص را [[رحمت]] رحیمی میگویند. بعضی مفسران، اختصاص [[رحمت]] رحیمی به مؤمنان را نپذیرفتهاند، زیرا کلمه رحیم در قرآن بیآنکه به مؤمنان یا به آخرت اختصاص داشته باشد، به کار رفته است<ref>البیان، ص ۴۳۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*دو صفت غفور و رحیم نیز که بارها در قرآن کریم با یکدیگر ذکر شدهاند، به بشر اختصاص ندارند و همه موجودات جهان را در مرحله خلق، استمرار خلق، ایجاد، نیز در مرحله تدبیر فرا گرفته و در همه عوالم و نشئهها به تناسب همان عالم، ظهور و آثاری دارد. مغفرت به معنای پوشاندن نقص و [[رحمت]] به معنای برآوردن حاجت نیازمند است. از مظاهر این دو صفت، تبدّل و تحوّل جاری در سراسر جهان و رفع نقص موجودات در پرتو تأثیر و تأثر و فعل و انفعال میان آنهاست. حد وجودی خاصی که برای هر یک از انواع موجودات مقرر شده، در آنها نقص و نیاز پدید میآورد و ارتباطی که میان این موجودات محدود به حدود وجودی خاص ایجاد شده، سبب میشود موجودات از یکدیگر سود برده و نقص هر یک رفع شده و ابزار حرکت و تکامل خود را دریافت کنند. برای نمونه، دانه گندم محدود به حد وجودی و دارای نقایص است و با نور خورشید، آب، خاک، هوا و شیره مخصوص رشد و نمو میکند و هر یک از امور یاد شده و مانند آنها از علل و اسباب طبیعی و نعمتهایی برای همه موجودات است. گندم نیز نعمت حقیقی برای انسان است، زیرا حاجت تکوینی او را رفع میکند. به این ترتیب، مراحلی را که هر موجودی میپیماید، هر لحظهاش ظهوری از صفت غفور و رحیم است<ref>انوار درخشان، ج ۹، ص ۳۹۱، ۴۲۵.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *دو صفت غفور و رحیم نیز که بارها در قرآن کریم با یکدیگر ذکر شدهاند، به بشر اختصاص ندارند و همه موجودات جهان را در مرحله خلق، استمرار خلق، ایجاد، نیز در مرحله تدبیر فرا گرفته و در همه عوالم و نشئهها به تناسب همان عالم، ظهور و آثاری دارد. مغفرت به معنای پوشاندن نقص و [[رحمت]] به معنای برآوردن حاجت نیازمند است. از مظاهر این دو صفت، تبدّل و تحوّل جاری در سراسر جهان و رفع نقص موجودات در پرتو تأثیر و تأثر و فعل و انفعال میان آنهاست. حد وجودی خاصی که برای هر یک از انواع موجودات مقرر شده، در آنها نقص و نیاز پدید میآورد و ارتباطی که میان این موجودات محدود به حدود وجودی خاص ایجاد شده، سبب میشود موجودات از یکدیگر سود برده و نقص هر یک رفع شده و ابزار حرکت و تکامل خود را دریافت کنند. برای نمونه، دانه گندم محدود به حد وجودی و دارای نقایص است و با نور خورشید، آب، خاک، هوا و شیره مخصوص رشد و نمو میکند و هر یک از امور یاد شده و مانند آنها از علل و اسباب طبیعی و نعمتهایی برای همه موجودات است. گندم نیز نعمت حقیقی برای انسان است، زیرا حاجت تکوینی او را رفع میکند. به این ترتیب، مراحلی را که هر موجودی میپیماید، هر لحظهاش ظهوری از صفت غفور و رحیم است<ref>انوار درخشان، ج ۹، ص ۳۹۱، ۴۲۵.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==التزام خدا به [[رحمت]]== | ==التزام خدا به [[رحمت]]== | ||
*اضافه خلق به رحمان در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ}}﴾}}<ref> همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمیبینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنهای میبینی؟؛ سوره ملک، آیه:۳.</ref> اشاره دارد که غایت آفرینش، [[رحمت]] عام است<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص ۷۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۵۰.</ref> بر پایه آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه:۵۴.</ref> خدای والا [[رحمت]] را بر خویش نوشته؛ یعنی [[رحمت]] را که همان افاضه نعمت و رساندن موجود به کمال است، بر خود واجب و لازم ساخته است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۶.</ref>؛ به این معنا که محال است فعل الهی از عنوان [[رحمت]] جدا گردد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۰۵.</ref> کتابت [[رحمت]] به نوشتن آن در لوح محفوظ<ref>البحر المحیط، ج ۴، ص ۴۴۶.</ref>، وعده [[رحمت]]<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۶.</ref>، واجب ساختن بر خود اما از سر رأفت<ref>ارشاد الاذهان، ص ۱۳۹.</ref> و فضل و کرم<ref>مقتنیات الدرر، ج ۴، ص ۱۴۲.</ref> تفسیر شده است نه به لزوم. برپایه نظری، [[رحمت]] الهی در این آیه، تأخیر عذاب<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۵۵۱-۵۵۲.</ref> و خودداری از عذاب در دنیا<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص ۴۳۷؛ مقتنیات الدرر، ج ۴، ص ۱۴۲.</ref> یا قبول توبه و عفو از گناه<ref>مواهب علیه، ص ۲۷۲.</ref> یا هدایت بندگان به شناخت خود و قرار دادن دلیل بر توحید<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۸؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>، توجه به آدمیان در زمینه ارسال پیامبران و ترغیب آنان به طاعت خویش و تحذیر از مخالفت و مهلت دادن به گناهکار است<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص ۱۲۵.</ref> به نظری دیگر، [[رحمت]] عام در دنیا و آخرت مراد است که هدایت، نازل ساختن کتابهای آسمانی و مهلت دادن به کافران از مصادیق آن است<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref>. گفتنی است آگاه کردن مردم از پاداش و کیفر آخرتی [[رحمت]] الهی است، زیرا آگاهی از این مسئله باز دارندهای درونی است که امر تهذیب نفس، بیآن به سامان نمیرسد<ref>المنار، ج ۷، ص ۳۲۵-۳۲۶.</ref> به احتمالی، جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}﴾}} در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref>. انسان را مهار نمیکند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۸۹.</ref>. چنانکه انتخاب شیوه {{عربی|اندازه=150%|" اخذ علی التخوف"}} یعنی عذابی که با سابقه ترس فرا رسد و نشانههایش از پیش برسند تا هر که میخواهد با توبه و ندامت و مانند آن، از فرا رسیدن آن جلوگیری کند، در مقابل، عذاب ناگهانی بر اثر رأفت و [[رحمت]] خدای | *اضافه خلق به رحمان در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ}}﴾}}<ref> همان که هفت آسمان را تو بر تو آفرید، در آفرینش (خداوند) بخشنده هیچ ناسازواری نمیبینی؛ چشم بگردان! آیا هیچ شکاف و رخنهای میبینی؟؛ سوره ملک، آیه:۳.</ref> اشاره دارد که غایت آفرینش، [[رحمت]] عام است<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص ۷۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص ۳۵۰.</ref> بر پایه آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره انعام، آیه:۵۴.</ref> خدای والا [[رحمت]] را بر خویش نوشته؛ یعنی [[رحمت]] را که همان افاضه نعمت و رساندن موجود به کمال است، بر خود واجب و لازم ساخته است<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۶.</ref>؛ به این معنا که محال است فعل الهی از عنوان [[رحمت]] جدا گردد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۰۵.</ref> کتابت [[رحمت]] به نوشتن آن در لوح محفوظ<ref>البحر المحیط، ج ۴، ص ۴۴۶.</ref>، وعده [[رحمت]]<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۶.</ref>، واجب ساختن بر خود اما از سر رأفت<ref>ارشاد الاذهان، ص ۱۳۹.</ref> و فضل و کرم<ref>مقتنیات الدرر، ج ۴، ص ۱۴۲.</ref> تفسیر شده است نه به لزوم. برپایه نظری، [[رحمت]] الهی در این آیه، تأخیر عذاب<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص ۵۵۱-۵۵۲.</ref> و خودداری از عذاب در دنیا<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص ۴۳۷؛ مقتنیات الدرر، ج ۴، ص ۱۴۲.</ref> یا قبول توبه و عفو از گناه<ref>مواهب علیه، ص ۲۷۲.</ref> یا هدایت بندگان به شناخت خود و قرار دادن دلیل بر توحید<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۸؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>، توجه به آدمیان در زمینه ارسال پیامبران و ترغیب آنان به طاعت خویش و تحذیر از مخالفت و مهلت دادن به گناهکار است<ref>بیان السعاده، ج ۲، ص ۱۲۵.</ref> به نظری دیگر، [[رحمت]] عام در دنیا و آخرت مراد است که هدایت، نازل ساختن کتابهای آسمانی و مهلت دادن به کافران از مصادیق آن است<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۱۵۵.</ref>. گفتنی است آگاه کردن مردم از پاداش و کیفر آخرتی [[رحمت]] الهی است، زیرا آگاهی از این مسئله باز دارندهای درونی است که امر تهذیب نفس، بیآن به سامان نمیرسد<ref>المنار، ج ۷، ص ۳۲۵-۳۲۶.</ref> به احتمالی، جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}﴾}} در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref>. انسان را مهار نمیکند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۸۹.</ref>. چنانکه انتخاب شیوه {{عربی|اندازه=150%|" اخذ علی التخوف"}} یعنی عذابی که با سابقه ترس فرا رسد و نشانههایش از پیش برسند تا هر که میخواهد با توبه و ندامت و مانند آن، از فرا رسیدن آن جلوگیری کند، در مقابل، عذاب ناگهانی بر اثر رأفت و [[رحمت]] خدای متعال است <ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۶۳.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> یا آنان را در حال ترسیدن فرو گیرد؟ پس بیگمان پروردگارتان مهربانی بخشاینده است؛ سوره نحل، آیه:۴۷.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==سبقت و غلبه [[رحمت]] الهی بر غضب== | ==سبقت و غلبه [[رحمت]] الهی بر غضب== | ||
*به مسئله پیشی گرفتن [[رحمت]] الهی بر غضب او در قرآن کریم تصریح نشده؛ ولی در روایات خاصه<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۷۵؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۸۴؛ بحارالانوار، ج ۳، ص ۱۲، ح ۲۴.</ref> و عامه<ref>الدرالمنثور، ج ۱، ص ۴۸؛ ج ۳، ص ۶.</ref> و ادعیه مأثور<ref>الکافی، ج ۲، ص ۵۲۹، ۵۳۸؛ اقبال الاعمال، ص ۳۶۳؛ بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۳۹.</ref> بر آن تصریح و در چندین حدیث قدسی<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۲۹؛ الکافی، ج ۱، ص ۴۴۳؛ بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۹۳.</ref>، جمله {{عربی|اندازه=150%|" سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي"}} از خدای والا نقل شده و اصلی مسلّم تلقّی میشود. مفسران نیز به آیاتی از قرآن کریم بر آن استدلال یا آن را از اشارات آیات قرآن برداشت کرده و بر پایه آن، بعضی از آیات را توضیح داده؛ یا مفاد آیه را از مصادیق این اصل شمردهاند. مراد از سبقت [[رحمت]] الهی بر غضب، به نظری، غلبه [[رحمت]] بر غضب<ref>الجدید، ج ۱، ص ۱۴.</ref> است. قرآن کریم با آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} میآغازد، که کلمه مبارک {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اللَّهِ }}﴾}} عَلَم ذات است و در معنای خویش افزون بر رحمت و مهربانی، قهر و غضب را نیز میرساند؛ اما خدای | *به مسئله پیشی گرفتن [[رحمت]] الهی بر غضب او در قرآن کریم تصریح نشده؛ ولی در روایات خاصه<ref>الکافی، ج ۲، ص ۲۷۵؛ عیون أخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۸۴؛ بحارالانوار، ج ۳، ص ۱۲، ح ۲۴.</ref> و عامه<ref>الدرالمنثور، ج ۱، ص ۴۸؛ ج ۳، ص ۶.</ref> و ادعیه مأثور<ref>الکافی، ج ۲، ص ۵۲۹، ۵۳۸؛ اقبال الاعمال، ص ۳۶۳؛ بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۳۹.</ref> بر آن تصریح و در چندین حدیث قدسی<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۱۲۹؛ الکافی، ج ۱، ص ۴۴۳؛ بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۹۳.</ref>، جمله {{عربی|اندازه=150%|" سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي"}} از خدای والا نقل شده و اصلی مسلّم تلقّی میشود. مفسران نیز به آیاتی از قرآن کریم بر آن استدلال یا آن را از اشارات آیات قرآن برداشت کرده و بر پایه آن، بعضی از آیات را توضیح داده؛ یا مفاد آیه را از مصادیق این اصل شمردهاند. مراد از سبقت [[رحمت]] الهی بر غضب، به نظری، غلبه [[رحمت]] بر غضب<ref>الجدید، ج ۱، ص ۱۴.</ref> است. قرآن کریم با آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ }}﴾}} میآغازد، که کلمه مبارک {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اللَّهِ }}﴾}} عَلَم ذات است و در معنای خویش افزون بر رحمت و مهربانی، قهر و غضب را نیز میرساند؛ اما خدای متعال با لفظ جلاله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اللَّهِ }}﴾}} صفت رحمت را همراه کرده و از صفات قهر نامی نیاورده، تا به بندگان غلبه رحمت خویش بر غضب را بفهماند<ref>الجدید، ج ۱، ص ۱۴.</ref>. آیات آغازین سوره حمد، چون دو صفت ربوبیت و رحمت را کنار هم یاد کرده، غلبه رحمت بر غضب را میرساند<ref>المنار، ج ۱، ص ۷۴-۷۵.</ref>؛ همچنین پس از وصف خدای والا به «رب العالمین» او را به رحمان و رحیم ستوده، تا برساند ربوبیت الهی - یعنی بهرهمند ساختن موجودات از نعمتها - برای رساندن تدریجی آنان به کمال، با رحمت و رعایت توان و استعداد مربوبان همراه است، به گونهای که آنان به سختی دچار نشده و آزار نبینند<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۱۷۰.</ref> آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}﴾}}<ref> روزی که چهرههایی سپید و چهرههایی سیاه میگردد؛ امّا (به) آنان که سیهرویند (میگویند:) آیا پس از ایمان آوردنتان کفر ورزیدید؟ اینک برای کفری که ورزیده بودید عذاب را بچشید.و امّا آنان که سپیدرویند در (بهشت) بخشایش خداوند به سر میبرند، آنان در آن جاودانند؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> نیز به غلبه [[رحمت]] اشعار دارند، زیرا اولاً خلود اهل رحمت در رحمت تصریح شده و ذکری از جاودانگی اهل عذاب نشده است؛ ثانیاً خدای متعال رحمت را به خود نسبت داده نه عذاب را؛ ثالثاً علت عذاب را که کفر باشد، بیان کرده و سپس در آیه ۱۰۸ فرموده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و خداوند، ستمی برای جهانیان نمیخواهد؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۰۸.</ref> که این اعتذار از تهدید به عقاب است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۳۲۰؛ المنار، ج ۴، ص ۵۴ - ۵۵.</ref>. به گفته برخی، سبقت رحمت الهی بر غضب، کثرت رحمت نسبت به غضب<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۸۹.</ref> است. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ}}﴾}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند؛ سوره روم، آیه:۳۶.</ref> مقابله میان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذَا}}﴾}} در اِذاقه رحمت و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِن}}﴾}} در اِصابه سیئه، این معنا را میرساند که رحمت قطعی و بسیار است؛ ولی نامطلوبها اندک و احتمالیاند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۸۳.</ref>. به نظری، مراد از سبقت رحمت الهی بر غضب، آن است که در هستی، اصالت با رحمت است؛ یعنی غرض اصلی از خلقتْ رحمت است و غضب الهی، مقتضای معاصی آدمیان، تبعی و بسیار روشن است که امر ذاتی بر امر تبعی مقدّم است<ref>ریاض السالکین، ج ۳، ص ۱۱۴.</ref>، بنابراین خلق موجودات و روزی رساندن به آنان رحمت است و غضب جز پس از خلق و رزق و سپس نافرمانی رخ نخواهد داد<ref>تقریب القرآن، ج ۲، ص ۲۵۳.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ}}﴾}}<ref> خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که را بخواهد راهنمایی میکند و هر که را گمراه گذارد رهنمونی نخواهد داشت؛ سوره زمر، آیه:۲۳.</ref> به گفته برخی مراد از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}}﴾}} یاد رحمت خداست؛ ولی در آیه، به ذکر الله بسنده شده، تا برساند پایه کار خدای والا رحمت و رأفت است و رحمت او بر غضبش سبقت دارد و به همین دلیل وقتی از او یاد میشود، قبل از هر صفتی، از صفات الهی رحیم و رئوف بودن او به یاد میآید<ref>زبدة التفاسیر، ج ۶، ص ۷۳.</ref>، هم چنان که از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ }}﴾}}<ref> و پروردگار توست که آمرزنده دارای بخشایش است؛ سوره کهف، آیه:۵۸.</ref>. به جهت اضافه رب به ضمیر خطاب برداشت شده که اصولاً تدبیر الهی درباره بشر بر مغفرت و رحمت استوار است<ref>انوار درخشان، ج ۱۰، ص ۳۰۷.</ref> تقدم بشارت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}﴾}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره انعام، آیه:۴۸.</ref> نشان میدهد که نخستین مأموریت رسولان خدای | *در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ}}﴾}}<ref> خداوند است که بهترین گفتار را (به گونه) کتابی (با آیاتی) همانند دوگانه (یعنی مکرّر) فرو فرستاده است؛ پوستهای آنان که از پروردگار خویش میهراسند از آن به لرزه میافتد سپس با یاد خداوند پوستها و دلهاشان نرم میشود؛ این رهنمود خداوند است که با آن هر که را بخواهد راهنمایی میکند و هر که را گمراه گذارد رهنمونی نخواهد داشت؛ سوره زمر، آیه:۲۳.</ref> به گفته برخی مراد از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذِكْرِ اللَّهِ}}﴾}} یاد رحمت خداست؛ ولی در آیه، به ذکر الله بسنده شده، تا برساند پایه کار خدای والا رحمت و رأفت است و رحمت او بر غضبش سبقت دارد و به همین دلیل وقتی از او یاد میشود، قبل از هر صفتی، از صفات الهی رحیم و رئوف بودن او به یاد میآید<ref>زبدة التفاسیر، ج ۶، ص ۷۳.</ref>، هم چنان که از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ }}﴾}}<ref> و پروردگار توست که آمرزنده دارای بخشایش است؛ سوره کهف، آیه:۵۸.</ref>. به جهت اضافه رب به ضمیر خطاب برداشت شده که اصولاً تدبیر الهی درباره بشر بر مغفرت و رحمت استوار است<ref>انوار درخشان، ج ۱۰، ص ۳۰۷.</ref> تقدم بشارت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}}﴾}}<ref> و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند؛ سوره انعام، آیه:۴۸.</ref> نشان میدهد که نخستین مأموریت رسولان خدای متعال بیان رحمت و مهر پروردگار والا و دعوت مردم به سوی آن است، زیرا رحمت او در مرتبه نخست و بر غضب پیشی دارد و غرض نخستین خلقت، بسط رحمت است<ref>تفسیر روشن، ج ۷، ص ۳۸۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==سعه [[رحمت]] الهی== | ==سعه [[رحمت]] الهی== | ||
*در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ }}﴾}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم؛ سوره هود، آیه: ۱۱۸ - ۱۱۹.</ref> تصریح شده که رحمت بر انسان، غرض از خلقت اوست<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۱۱.</ref> از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> نیز برداشت شده که به وجود آوردن انسان یا غیر او، فقط به عنوان اظهار و تجلّی رحمت انجام گرفته است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۱۸۶.</ref>. افزون بر این، آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}﴾}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه:۱۴۷.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا }}﴾}}<ref> پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است؛ سوره غافر، آیه:۷.</ref> به صراحت، گستردگی رحمت الهی بر همه ما سوا را بیان داشتهاند. رحمت گسترده پروردگار ممکن است اشاره به نعمتها و برکات دنیایی باشد که همگان، اعم از نیک و بد، از آن بهره میبرند و گسترش رحمت بر همه چیز، از آن جهت است که آفریدن، روزی دادن و مانند آن، همه، رحمت الهی است و کتابت رحمت که جمله{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ }}﴾}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>. برای متّقیان ثابت کرده، درباره رحمت آخرت است<ref>تبیین القرآن، ص ۱۸۲.</ref> به نظری، آیه ۱۵۶ سوره اعراف نشان میدهد سعه رحمت و افاضه نعمت، از مقتضیات الوهیت و از لوازم صفت ربوبیت است، بنابراین رحمت الهی گسترده است و به مؤمن یا صاحبان شعور اختصاص نداشته و مخصوص به دنیا یا به آخرت نیز نیست؛ حتی شمول و عمومیتش فعلی است - نه شأنی - و مشیت او همواره ملازم با رحمت اوست. بر همین اساس، در آیه یاد شده عذاب به جمله "هر که را بخواهم" مقید شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء}}﴾}}<ref> عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>. اما رحمت مقید نشده، زیرا عذاب اقتضای عمل گنهکاران است نه ربوبیت پروردگار، و از خدای | *در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ }}﴾}}<ref> و اگر پروردگارت میخواست مردم را امّتی یگانه میکرد؛ و آنان هماره اختلاف میورزند جز کسانی که پروردگارت (بر آنان) بخشایش آورد و آنها را برای همین (بخشایش) آفرید؛ و حکم پروردگارت (بدین قرار) اتمام یافت که: بیگمان دوزخ را از پریان و آدمیان میآکنم؛ سوره هود، آیه: ۱۱۸ - ۱۱۹.</ref> تصریح شده که رحمت بر انسان، غرض از خلقت اوست<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۱۱.</ref> از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> نیز برداشت شده که به وجود آوردن انسان یا غیر او، فقط به عنوان اظهار و تجلّی رحمت انجام گرفته است<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۱۸۶.</ref>. افزون بر این، آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}﴾}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه:۱۴۷.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا }}﴾}}<ref> پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است؛ سوره غافر، آیه:۷.</ref> به صراحت، گستردگی رحمت الهی بر همه ما سوا را بیان داشتهاند. رحمت گسترده پروردگار ممکن است اشاره به نعمتها و برکات دنیایی باشد که همگان، اعم از نیک و بد، از آن بهره میبرند و گسترش رحمت بر همه چیز، از آن جهت است که آفریدن، روزی دادن و مانند آن، همه، رحمت الهی است و کتابت رحمت که جمله{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ }}﴾}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>. برای متّقیان ثابت کرده، درباره رحمت آخرت است<ref>تبیین القرآن، ص ۱۸۲.</ref> به نظری، آیه ۱۵۶ سوره اعراف نشان میدهد سعه رحمت و افاضه نعمت، از مقتضیات الوهیت و از لوازم صفت ربوبیت است، بنابراین رحمت الهی گسترده است و به مؤمن یا صاحبان شعور اختصاص نداشته و مخصوص به دنیا یا به آخرت نیز نیست؛ حتی شمول و عمومیتش فعلی است - نه شأنی - و مشیت او همواره ملازم با رحمت اوست. بر همین اساس، در آیه یاد شده عذاب به جمله "هر که را بخواهم" مقید شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء}}﴾}}<ref> عذابم را به هر کس بخواهم میرسانم؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref>. اما رحمت مقید نشده، زیرا عذاب اقتضای عمل گنهکاران است نه ربوبیت پروردگار، و از خدای متعال جز رحمت انجام نمیگیرد. آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَّا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا }}﴾}}<ref> اگر سپاسگزار باشید و ایمان آورید خداوند را با عذاب شما چه کار؟ و خداوند سپاسداری داناست؛ سوره نساء، آیه:۱۴۷.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ }}﴾}}<ref> اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما میافزایم و اگر ناسپاسی کنید بیگمان عذاب من سخت است؛ سوره ابراهیم، آیه:۷.</ref> نیز گواهاند که عذاب، اقتضای ربوبیت الهی نیست، وگرنه باید همگان را عذاب میکرد، حال آنکه فقط کسانی که کفران کردهاند، عذاب میشوند<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۷۴.</ref>، همچنان که در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا}}﴾}}<ref> پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست،- آن (خداوند) بخشنده- که از سوی او اذن سخن گفتن ندارند؛ سوره نبأ، آیه:۳۷.</ref> وصف کردن رب به رحمان به گسترش رحمت الهی اشاره دارد و نشان میدهد که رحمت، علامت ربوبیت خدای متعال است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۷۰.</ref>، پس رحمت الهی نیز همانند ربوبیت او همه اشیا را شامل است. در آیات قرآن کریم رحمت حتی در موارد عذاب نیز ذکر شده و امید نزول رحمت نفی نشده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ}}﴾}}<ref> هر کس را بخواهد عذاب میکند و هر کس را بخواهد میبخشاید و به سوی او بازگردانیده خواهید شد؛ سوره عنکبوت، آیه:۲۱.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً }}﴾}}<ref> پروردگارتان به (حال) شما آگاهتر است، اگر خواهد به شما بخشایش میآورد یا اگر خواهد شما را عذاب میکند و تو را نگهبان آنان نفرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه:۵۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ }}﴾}}<ref> گفت: ای قوم من! چرا پیش از نیکی به بدی شتاب دارید؟ چرا از خداوند آمرزش نمیخواهید باشد که بر شما بخشایش آورند؟؛ سوره نمل، آیه: ۴۶.</ref><ref>التحقیق، ج ۴، ص ۹۴، «رحم».</ref>، بنابراین رحمت گسترده میتواند اشاره به همه رحمتهای مادی و معنوی باشد، زیرا نعمتهای معنوی نیز به گروهی خاص اختصاص ندارد و درهای رحمت الهی به روی همگان گشوده است، هر چند شرایطی دارد که بیآنها شامل کسی نمیشود و اگر کسانی شروط ورود در آن را فراهم نسازند، تقصیر خود آنهاست؛ نه محدود بودن رحمت<ref>نمونه، ج ۶، ص ۳۹۳.</ref> این مطلب را جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ }}﴾}}<ref> و آن را به زودی برای آنان که پرهیزگاری میورزند؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> پس از بیان سعه رحمت به خوبی ثابت میکند و نشان میدهد ترک معصیت، عمل به واجبات و ایمان، شرطهای بهرهمندی از رحمت گسترده پروردگار هستند<ref>اطیب البیان، ج ۵، ص ۴۷۵ - ۴۷۶.</ref> و تنها استثنا در این زمینه، آن است که موجودی استعداد دریافت رحمت را نداشته باشد و با انتخاب ناشایست خود مانعی در شمول رحمت نسبت به خود و دستیابی به خوبیهایی که برای انسان نزد خدای والا آماده است، ایجاد کند که این مانع جز گناه چیزی نیست و در غیر این صورت، نسبت به هیچ فردی در شمول رحمت الهی امساک نمیشود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُلاًّ نُّمِدُّ هَؤُلاء وَهَؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا }}﴾}}<ref> به هر یک از آنان و اینان از دهش پروردگارت یاری میرسانیم و دهش پروردگارت بازداشته نیست؛ سوره اسراء، آیه:۲۰.</ref>، بنابراین اگر مانع گناه برداشته شود، جود الهی بس است، تا انسان را مشمول انواع رحمتهای خدا کند<ref>المیزان، ج ۳، ص ۱۶۰.</ref>، از همینرو غالباً در قرآن کریم همراه رحمت و امور مشابه آن، از مغفرت نیز یاد شده است<ref>المیزان، ج ۵، ص ۴۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==انحصار [[رحمت]] در خدای | ==انحصار [[رحمت]] در خدای متعال== | ||
*از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> منحصر بودن رحمت در خدای والا استفاده شده<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۵۴.</ref>، زیرا معنای {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}﴾}} آن است که خدا خالق حقیقت رحمت و مالک آن و حقیقت رحمت، قائم به ذات اقدس او به قیام صدوری است نه قیام حلولی<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۲.</ref> انحصار رحمت در خدا اقتضای برهان نیز هست<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص ۶۵.</ref>، به این بیان که رحمت خدای | *از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> منحصر بودن رحمت در خدای والا استفاده شده<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۵۴.</ref>، زیرا معنای {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذُو الرَّحْمَةِ}}﴾}} آن است که خدا خالق حقیقت رحمت و مالک آن و حقیقت رحمت، قائم به ذات اقدس او به قیام صدوری است نه قیام حلولی<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۲.</ref> انحصار رحمت در خدا اقتضای برهان نیز هست<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص ۶۵.</ref>، به این بیان که رحمت خدای متعال از هر گونه شائبه به دور است؛ ولی رحمت در مخلوقات هرگز بیچشمداشت دنیایی یا آخرتی نیست<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۵۴؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص ۶۶؛ ریاض السالکین، ج ۶، ص ۲۰۵.</ref>؛ همین نکته، تعبیر {{عربی|اندازه=150%|" يَا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لَا يَرْحَمُهُ الْعِبَادُ "}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۴۶.</ref> در ادعیة مأثور را مستدل میسازد، زیرا آنجا که آدمی سود مادی یا معنوی نبیند، رحمت از ناحیه او منتفی است<ref>ریاض السالکین، ج ۶، ص ۲۰۵.</ref>، پس هر گونه عطا از سوی هر کس جز خدای متعال در حقیقت معاوضه<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۴۴۷.</ref> و تنها عطای بیچشمداشت از خدای متعال متصور است، هم چنان که جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ}}﴾}} در آیه یاد شده نیز بیان میدارد که رحمت الهی در اعطاء اصل وجود، نیز نعمتهایی که بقای وجود را شدنی میسازد، برخاسته از نیاز به مخلوقات نیست<ref>من وحی القرآن، ج ۹، ص ۳۳۲.</ref>؛ با این حال، بینیازی او سبب نشده که رحمت خود را از دیگران قطع؛ یا به آنها بیاعتنایی کند<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۱۸۶.</ref>، زیرا او در عین بینیازی از آفریدگان، آنان را آفریده تا سودی برساند<ref>روح البیان، ج ۳، ص ۱۰۷.</ref>، بنابراین رحمت او بر مخلوقات سودی برای خود او ندارد. | ||
در آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ }}﴾}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است.ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفرینندهای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوید؟؛ سوره فاطر، آیه: ۲ - ۳.</ref> نیز از رزق که همان نعمت است، به رحمت تعبیر شده، تا برساند افاضه این نعمتها تنها از روی رحمت خدای | در آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ }}﴾}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است.ای مردم! نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید؛ آیا آفرینندهای جز خداوند هست که از آسمان و زمین به شما روزی دهد؟ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) باز گردانده میشوید؟؛ سوره فاطر، آیه: ۲ - ۳.</ref> نیز از رزق که همان نعمت است، به رحمت تعبیر شده، تا برساند افاضه این نعمتها تنها از روی رحمت خدای متعال است، بیآنکه چشمداشت نفع یا دستیابی به کمالی داشته باشد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵.</ref> و بهرهمند ساختن موجودات از رزق در امتداد ایجاد آنها به هدف ادامه حیات و تکمیل موجودات است و همان گونه که عطای اصل وجود از رحمانیت خدای متعال است، روزی رساندن به موجودات نیز بسط رحمانیت<ref>التحقیق، ج ۴، ص ۱۱۶ - ۱۱۷، «رزق»؛ ج ۱۲، ص ۹۰، «نفذ».</ref> به شمار میآید. | ||
افزون بر این، ما سوای الله از جمله رحمتی که از مخلوقها مشاهده میشود، نیز توان بهرهگیری مرحوم از رحمت دیگران، ممکن الوجود و تحقق آن وابسته به ایجادش از خدای | افزون بر این، ما سوای الله از جمله رحمتی که از مخلوقها مشاهده میشود، نیز توان بهرهگیری مرحوم از رحمت دیگران، ممکن الوجود و تحقق آن وابسته به ایجادش از خدای متعال است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص ۱۵۴؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۱، ص ۶۶؛ المنیر، ج ۸، ص ۵۱.</ref> روایتی از[[پیامبر]]{{صل}}<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۹۴.</ref> نیز به خوبی نشان میدهد که خدای والا بهرهای از رحمت خویش به مخلوقات عطا فرموده و اگر این نبود، مهر و عطوفتی از هیچ مخلوقی نسبت به دیگری مشاهده نمیشد، بنابراین جز خدا کسی صاحب رحمت نیست و دیگران فقط مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند، بلکه این مطلب اقتضاء اعتقاد به توحید در زمینه صفت رحمت است. سخن [[امام سجاد]]{{ع}} در صحیفه سجادیه: {{عربی|اندازه=150%|" فَلَعَلَ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي "}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۳۱.</ref> نیز همین را میرساند. آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ }}﴾}}<ref> و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد؛ سوره اعراف، آیه:۱۵۶.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}﴾}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref> و دیگر آیاتی نیز که در آن رحمت به خدا اضافه شده، به گونهای که حصر از آن فهمیده میشود، بلکه چه بسا آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}﴾}}<ref> بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref> اگر آن را به معنای وعده رحمت ندانسته بلکه مفاد را جعل رحمت در مقام تکوین بدانیم، از آیاتیاند که در این زمینه درخور استنادند<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۱- ۴۶۲.</ref>. نسبت یافتن رحمت به غیر خدای متعال، مَجاز<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۱، ص ۶۵.</ref> و بر اساس تأویل است<ref>اسرار الصلاه، ص ۳۴۷.</ref>، هر چند در باور بعضی، اگر چه خدای متعال ابتدا و اصل همه امور است، این سبب نمیشود که اسناد این امور به مخلوقات مجاز باشد، وگرنه میبایست اسناد همه افعال اختیاری به انسان را نیز مَجاز بدانیم<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۴۴۸.</ref>؛ به علاوه، ظاهر آیاتی مانند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً }}﴾}}<ref> میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ سوره روم، آیه:۲۱.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ }}﴾}}<ref> و او بخشایندهترین بخشایندگان است؛ سوره یوسف، آیه: ۶۴.</ref> نیز ظاهر روایاتی مانند {{عربی|اندازه=150%|" ارْحَمْ تُرْحَم "}}<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۰۰.</ref> یا {{عربی|اندازه=150%|" انّ الله قسّم جزء من الرّحمة بین خلقه به یتراحمون "}} آن است که اسناد رحمت به مخلوقات، اسناد حقیقی است<ref>تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۴۴۶ - ۴۴۷.</ref>؛ البته رحمتی که با واژه رحمان، خدا را به آن وصف میکنیم، رحمت خاصی است که صدورش از غیر حضرت حق امکان ندارد<ref>نک: تفسیر الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۲۷۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==اقتضائات [[رحمت]] خدای | ==اقتضائات [[رحمت]] خدای متعال== | ||
*در آیاتی از قرآن کریم رحمت خدا پایه استدلال بر اموری قرار گرفته و در این زمینه گاهی به رحمت رحمانی و زمانی به رحمت رحیمی و هنگامی برای یک امر به هر دو استناد شده که به آنها اشاره میشود<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>: | *در آیاتی از قرآن کریم رحمت خدا پایه استدلال بر اموری قرار گرفته و در این زمینه گاهی به رحمت رحمانی و زمانی به رحمت رحیمی و هنگامی برای یک امر به هر دو استناد شده که به آنها اشاره میشود<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>: | ||
===وحدت ربوبیت و الوهیت=== | ===وحدت ربوبیت و الوهیت=== | ||
*تعبیر از خدای | *تعبیر از خدای متعال به "رحمان" در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُونِ }}﴾}}<ref> آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟؛ سوره یس، آیه: ۲۳.</ref> اشاره به سعه رحمت وی و اینکه همه نعمتها از او و تدبیر خیر و شر با اوست، در نتیجه آیه شریفْ برهانی را در زمینه ربوبیت خدای سبحان بهدست میدهد: وقتی خاستگاه تمامی نعمتها، نیز نظام جاری در آنها، رحمت عامِ خدای متعال است، بی آنکه خود استقلالی داشته باشند، ناگزیر تدبیر آنها نیز تنها با خداست؛ حتی اگر فرضاً سخن مشرکان درست باشد که ملائکه بخشی از تدبیر را به دست دارند، باز همان نیز از رحمت خدا و تدبیر اوست، پس نتیجه میگیریم که ربوبیت، تنها از آن خداست؛ همچنین الوهیتْ خاصِ اوست<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۷۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===نفی فرزند=== | ===نفی فرزند=== | ||
*در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا }}﴾}}<ref> و سزیده (خداوند) بخشنده نیست که فرزندی گزیند؛ سوره مریم، آیه:۹۲.</ref> نفی فرزند از خدا بر صفت رحمانیت مترتب شده، تا بفهماند جز خدای سبحان هر چه هست، یا نعمت است یا از نعمت الهی بهره میگیرد، پس به هر روی مجانستی با نعمتآفرین ندارد، تا خدای | *در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا }}﴾}}<ref> و سزیده (خداوند) بخشنده نیست که فرزندی گزیند؛ سوره مریم، آیه:۹۲.</ref> نفی فرزند از خدا بر صفت رحمانیت مترتب شده، تا بفهماند جز خدای سبحان هر چه هست، یا نعمت است یا از نعمت الهی بهره میگیرد، پس به هر روی مجانستی با نعمتآفرین ندارد، تا خدای متعال او را به فرزندی بگیرد<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۴، ص ۲۱؛ تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص ۴۴.</ref>؛ به سخن دیگر، رحمت عامِ الهی شامل همه موجودات است، پس ما سوا همگی نیازمند رحمت اویند، حال آنکه اگر فرزندی برای خدای سبحان فرض شود، در الوهیت باید همتای خدای - عز و جل - و دارای مقام غنای مطلق، در نتیجه از رحمت الهی بینیاز باشد<ref>التحریر والتنویر، ج ۱۶، ص ۸۷.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===انحصار استحقاق عبادت=== | ===انحصار استحقاق عبادت=== | ||
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۶۳.</ref> خدا را به رحمت وصف کرده، تا به استحقاق او برای عبادت اشاره کند<ref>البحر المحیط، ج ۲، ص ۷۶- ۷۷.</ref>، زیرا استحقاق عبادت، تنها برای کسی است که بالاترین نعمت را عطا میکند، از همینرو رحمت خدا با الفاظ رحمان و رحیم که مبالغه در رحمت را میرساند، بیان شده<ref>التبیان، ج ۲، ص ۵۳.</ref>؛ همچنین در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> که در مقام ترغیب به عبادت خدای | *آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست؛ سوره بقره، آیه:۱۶۳.</ref> خدا را به رحمت وصف کرده، تا به استحقاق او برای عبادت اشاره کند<ref>البحر المحیط، ج ۲، ص ۷۶- ۷۷.</ref>، زیرا استحقاق عبادت، تنها برای کسی است که بالاترین نعمت را عطا میکند، از همینرو رحمت خدا با الفاظ رحمان و رحیم که مبالغه در رحمت را میرساند، بیان شده<ref>التبیان، ج ۲، ص ۵۳.</ref>؛ همچنین در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> که در مقام ترغیب به عبادت خدای متعال است، واژه رحمان یاد شده، تا برساند فقط او استحقاق دارد که پرستش شود، زیرا رحمان است و همه رحمتها و نعمتها از او سرچشمه میگیرند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۵۸-۵۹.</ref> در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ}}﴾}}<ref> آنان (نسبت) به یادکرد (خداوند) بخشنده انکار دارند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۶.</ref> مراد از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذِكْرِ الرَّحْمَنِ}}﴾}} یاد کردن از خدا به عنوان سرچشمه همه رحمتها و نعمتهاست که لازمِ آن، ربوبیت و لزوم عبادت اوست<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۲۸۸.</ref>. در آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی. و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶ - ۱۰۷.</ref> جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ }}﴾}} حالیه و مفادش این است که جز خدا را عبادت نکن، حال آنکه جز خدا کسی زیانی را از تو دفع نکرده و خیری را که او برای تو بخواهد، کسی نمیتواند از تو دور کند و او غفور و رحیم است، بنابراین اتصاف خدا به این صفات و بیبهره بودن جز او از آنها اقتضا دارد که عبادت و درخواست مختص خدا باشد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۳۳.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===نفی ظلم=== | ===نفی ظلم=== | ||
*ظلم، برخاسته از نیاز یا قساوت است و بر اساس آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> خدای | *ظلم، برخاسته از نیاز یا قساوت است و بر اساس آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> خدای متعال از این دو صفت منزه است؛ به چیزی نیاز ندارد و دارای رحمت است و به هر موجودی به فراخور حال او نعمت ارزانی میدارد، بنابراین ظلم به هیچ کس از سوی او متصور نیست<ref>المیزان، ج ۷، ص ۳۵۶.</ref> بیان یاد شده، استدلالی است برای نفی ظلم از خدا، که در دو آیه قبل به آن اشاره شده است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===لزوم ارسال پیامبران=== | ===لزوم ارسال پیامبران=== | ||
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}﴾}}<ref> بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره احقاف، آیه:۸.</ref> پاسخ مستدل به ادعای بطلان رسالت از سوی منکران است که خدای سبحان غفور و رحیم و به اقتضای حکمت خویش واجب است با مخلوقات به مغفرت و رحمت رفتار کند، زیرا صلاحیت دستیابی به این کمال در آدمیان هست و مغفرت و رحمت، تنها شامل کسانی میشود که به سوی او باز گردند، تا از سعادت جاودان بهرهمند شوند و برای بندگان چنین امری جز در پرتو هدایت الهی شدنی نخواهد بود، بنابراین بر خداست که پیامبری بفرستد، تا مردم را به راهی که آنان را به مغفرت و رحمت الهی میرساند، دعوت کند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ - ۱۸۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}}﴾}}<ref> بلکه میگویند: او خود آن (قرآن) را بربافته است، بگو، اگر من آن را بربافته باشم، شما در برابر (خشم) خداوند برای من کاری نمیتوانید کرد، او به آنچه در آن (به ناروا) سخن میرانید داناتر است، او میان من و شما گواه بس، و او آمرزنده بخشاینده است؛ سوره احقاف، آیه:۸.</ref> پاسخ مستدل به ادعای بطلان رسالت از سوی منکران است که خدای سبحان غفور و رحیم و به اقتضای حکمت خویش واجب است با مخلوقات به مغفرت و رحمت رفتار کند، زیرا صلاحیت دستیابی به این کمال در آدمیان هست و مغفرت و رحمت، تنها شامل کسانی میشود که به سوی او باز گردند، تا از سعادت جاودان بهرهمند شوند و برای بندگان چنین امری جز در پرتو هدایت الهی شدنی نخواهد بود، بنابراین بر خداست که پیامبری بفرستد، تا مردم را به راهی که آنان را به مغفرت و رحمت الهی میرساند، دعوت کند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ - ۱۸۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===حتمی بودن معاد=== | ===حتمی بودن معاد=== | ||
*خدای | *خدای متعال در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است، شما را تا روز رستخیز- که در آن تردیدی نیست- گرد میآورد؛ کسانی که به خویشتن زیان رساندهاند ایمان نمیآورند؛ سوره انعام، آیه:۱۲.</ref> از رحمت بر معاد استدلال فرموده است: خدای متعال مالک همه چیز در آسمانها و زمین است و میتواند هر گونه که بخواهد در آنها تصرف کند؛ از سویی دارای صفت رحمت است و چون انسانها صلاحیت و استعداد زندگی سعادتمند جاودانه را دارند، خدای متعال به اقتضای قدرت و رحمت خود آنها را محشور میسازد و آنچه را استحقاق دارند، به آنها عطا میفرماید<ref>المیزان، ج ۷، ص ۲۶ - ۲۷.</ref>. برخی جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ }}﴾}}<ref> بیگمان او آفرینش را میآغازد آنگاه آن را باز میگرداند؛ سوره یونس، آیه:۴.</ref> را در آیه ۴ سوره یونس با توجه به سنت افاضه رحمت الهی بر موجودات در اصل وجود و ادامه افاضه رحمت تا زمان اجل، استدلال بر معاد دانستهاند، زیرا رسیدن اجل به معنای فنا و باطل شدن رحمت الهی نیست، چون رحمت خدا بطلان نمیپذیرد، بلکه آنچه وی افاضه میکند، وجه و جلوه اوست و وجه خدا فناناپذیر است، بنابراین رسیدن اجل به معنای گرفتن و قبض کردن رحمتی است که خدای متعال گسترانده بود و به سخن دیگر، برگشتن موجود به سوی وی و جایی است که از آنجا نازل شده و چون آنچه نزد خداست، ماندنی است، این موجود نیز باقی است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۱.</ref>. به گفتهای، گرد آوردن آدمیان در قیامت برای حساب و جزاء، خود رحمت الهی درباره مکلفان است، زیرا در غیر این صورت، بسیاری از نیکوکاران از پاداش و بسیاری از مظلومان از دادرسی محروم مانده و بسیاری از ظالمان به مجازات نمیرسند، چون پیامدهای دنیایی اعمال نمیتواند همه کارها در همه انسانها را پوشش دهد<ref>المنار، ج ۷، ص ۳۲۷.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===زشتی معصیت خدای والا=== | ===زشتی معصیت خدای والا=== | ||
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> در مقام باز داشتن از اطاعت شیطان و ترغیب به فرمانبری از خداست. مراد از عبادت شیطان، اطاعت از اوست. استعمال واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَّحْمَنِ}}﴾}} به جای کلمه مبارک الله برای آن است که رحمت مطلق الهی در این زمینه نقش دارد، زیرا ناشی شدن همه رحمتها و نعمتها از خدا، سبب قبح پافشاری بر نافرمانی اوست، چنان که نهی از اطاعت شیطان را روا میدارد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۵۹.</ref>. آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا}}﴾}}<ref> سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکشترند بیرون میکشیم؛ سوره مریم، آیه:۶۹.</ref> تصریح دارد که در محشر از هر گروهی، کسانی را که در برابر خدای رحمان از همه سرکشتر بودهاند، جدا خواهند ساخت. تعبیر از معصیت خدا به "سرکشی در برابر رحمان" اشاره دارد که تمرّد آنان بسیار بزرگ است، چون سرپیچی از کسی است که رحمت او همه چیز را فرا گرفته و ایشان از او جز رحمت ندیدند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۸۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}}﴾}}<ref> ای پدر! شیطان را نپرست که شیطان با (خداوند) بخشنده نافرمان است؛ سوره مریم، آیه:۴۴.</ref> در مقام باز داشتن از اطاعت شیطان و ترغیب به فرمانبری از خداست. مراد از عبادت شیطان، اطاعت از اوست. استعمال واژه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَّحْمَنِ}}﴾}} به جای کلمه مبارک الله برای آن است که رحمت مطلق الهی در این زمینه نقش دارد، زیرا ناشی شدن همه رحمتها و نعمتها از خدا، سبب قبح پافشاری بر نافرمانی اوست، چنان که نهی از اطاعت شیطان را روا میدارد<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۵۹.</ref>. آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا}}﴾}}<ref> سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکشترند بیرون میکشیم؛ سوره مریم، آیه:۶۹.</ref> تصریح دارد که در محشر از هر گروهی، کسانی را که در برابر خدای رحمان از همه سرکشتر بودهاند، جدا خواهند ساخت. تعبیر از معصیت خدا به "سرکشی در برابر رحمان" اشاره دارد که تمرّد آنان بسیار بزرگ است، چون سرپیچی از کسی است که رحمت او همه چیز را فرا گرفته و ایشان از او جز رحمت ندیدند<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۸۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
==خزائن [[رحمت]] الهی== | ==خزائن [[رحمت]] الهی== | ||
*در آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا }}﴾}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه:۱۰۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}﴾}}<ref> تا دور شوند و آنان عذابی پایا خواهند داشت؛ سوره ص، آیه:۹.</ref> از خزائن رحمت الهی یاد شده که مراد همان منبع فیض الهی است که هستی و آثارش را به هر چیزی افاضه میکند. از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}﴾}}<ref> فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره یس، آیه:۸۲.</ref> برداشت میشود که مصدر آن کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُنْ}}﴾}} است که از مقام عظمت و کبریا صادر میگردد و چه بسا مراد از خزائن الله در آیاتی مانند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ}}﴾}}<ref> من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است؛ سوره انعام، آیه:۵۰.</ref> نیز همین خزائن رحمت باشد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۹۵.</ref> که همه فیوضات الهی را در بر دارد و مراتب وجود و عوالم هستی، همگی از تجلیات و مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند و به جهت تنوع و فراوانی این مظاهر با وجود مفرد بودن رحمت، در آیات یاد شده از آن با لفظ جمع (خزائن) یاد شده است<ref>التحقیق، ج ۳، ص ۴۷ - ۴۸، «خزن».</ref> به نظری، خزائن رحمت، قدرتی است که با آن نعمت به دیگران عطا میشود<ref>التبیان، ج ۸، ص ۵۴۶.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره فاطر، آیه:۲.</ref> بهرهمند ساختن از رحمت را با تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ}}﴾}} بیان فرمود، زیرا تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فْتَحِ}}﴾}} با خزائن مناسبتر است. با اینکه دادن نعمت مراد است و باید از آن به ارسال رحمت تعبیر میکرد - چنان که در جمله دوم فرمود {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلا مُرْسِلَ}}﴾}} - تعبیر یاد شده نشان میدهد رحمتی که خدا آدمیان را از آن برخوردار میکند، در خزائنی است که مردم را در بر گرفته و بهرهمند شدن آنان از آن فقط در گرو آن است که این خزائن گشوده گردند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵.</ref>. گفتنی است بر اساس آیه یاد شده، گشودن و امساک رحمت و افاضه نعمت و خودداری از آن، فقط کار خدای | *در آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإِنسَانُ قَتُورًا }}﴾}}<ref> بگو: اگر شما گنجینههای بخشایش پروردگارم را میداشتید باز از ترس از دست رفتن دارایی تنگچشمی پیشه میکردید و آدمی تنگچشم است؛ سوره اسراء، آیه:۱۰۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}﴾}}<ref> تا دور شوند و آنان عذابی پایا خواهند داشت؛ سوره ص، آیه:۹.</ref> از خزائن رحمت الهی یاد شده که مراد همان منبع فیض الهی است که هستی و آثارش را به هر چیزی افاضه میکند. از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}﴾}}<ref> فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود؛ سوره یس، آیه:۸۲.</ref> برداشت میشود که مصدر آن کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُنْ}}﴾}} است که از مقام عظمت و کبریا صادر میگردد و چه بسا مراد از خزائن الله در آیاتی مانند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ}}﴾}}<ref> من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است؛ سوره انعام، آیه:۵۰.</ref> نیز همین خزائن رحمت باشد<ref>المیزان، ج ۷، ص ۹۵.</ref> که همه فیوضات الهی را در بر دارد و مراتب وجود و عوالم هستی، همگی از تجلیات و مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند و به جهت تنوع و فراوانی این مظاهر با وجود مفرد بودن رحمت، در آیات یاد شده از آن با لفظ جمع (خزائن) یاد شده است<ref>التحقیق، ج ۳، ص ۴۷ - ۴۸، «خزن».</ref> به نظری، خزائن رحمت، قدرتی است که با آن نعمت به دیگران عطا میشود<ref>التبیان، ج ۸، ص ۵۴۶.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}﴾}}<ref> خداوند در هر بخشایشی را بر مردم بگشاید کس را یارای بستن آن نیست و چون فرو بندد پس از او گشایندهای ندارد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره فاطر، آیه:۲.</ref> بهرهمند ساختن از رحمت را با تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ}}﴾}} بیان فرمود، زیرا تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فْتَحِ}}﴾}} با خزائن مناسبتر است. با اینکه دادن نعمت مراد است و باید از آن به ارسال رحمت تعبیر میکرد - چنان که در جمله دوم فرمود {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلا مُرْسِلَ}}﴾}} - تعبیر یاد شده نشان میدهد رحمتی که خدا آدمیان را از آن برخوردار میکند، در خزائنی است که مردم را در بر گرفته و بهرهمند شدن آنان از آن فقط در گرو آن است که این خزائن گشوده گردند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۱۵.</ref>. گفتنی است بر اساس آیه یاد شده، گشودن و امساک رحمت و افاضه نعمت و خودداری از آن، فقط کار خدای متعال است و در آیه پیش از آن، همراه یادآوری نعمتهای بزرگ آسمانی و زمینی و تدبیر متقن همه جهان بهویژه انسانها به واسطههایی اشاره میکند که رحمت و نعمت را از خدا گرفته و به خلق میرسانند و آنان ملائکه هستند، که واسطههای میان خدا و خلقاند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}﴾}}<ref> سپاس خداوند را، آفریننده آسمانها و زمین، همان که فرشتگان دارنده دو دو، و سه سه، و چهار چهار، بال را پیامرسان گمارده است؛ در آفرینش هر چه بخواهد میافزاید، بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره فاطر، آیه:۱.</ref><ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۵.</ref>. ولیّ بودن ملائکه نسبت به مؤمنان نیز که آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ}}﴾}}<ref> ما دوستان شما در این جهان و در جهان واپسینیم و در آنجا هر چه دلتان بخواهد هست و هر چه درخواست کنید دارید؛ سوره فصلت، آیه:۳۱.</ref> آن را میرساند، به این معناست که آنان وسائط رحمت الهی هستند<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۳۹۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==عوامل جلب [[رحمت]] خاص الهی و محرومیت از آن== | ==عوامل جلب [[رحمت]] خاص الهی و محرومیت از آن== | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
==نهی از فریفته شدن به [[رحمت]] الهی و ناامیدی از آن== | ==نهی از فریفته شدن به [[رحمت]] الهی و ناامیدی از آن== | ||
*انسان باید بداند که هم امور ناملایم و هم رحمتی که به وی رسیده، هر دو با مشیت خدا میتوانند رخت بربندند، پس نباید به چیزی خوشحال شود که ایمن از فقدانش نیست و از چیزی نومید گردد که امید زوالش هست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۸۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند.و آیا ندیدهاند که خداوند برای هر که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ میدارد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۶ - ۳۷.</ref> قرآن کریم از نومیدی از رحمت الهی نهی کرده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه:۵۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}﴾}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه:۸۷.</ref> و آن را از ویژگی گمراهان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ}}﴾}}<ref> گفت: و جز گمراهان چه کسی از بخشایش پروردگار خویش ناامید میگردد؟؛ سوره حجر، آیه:۵۶.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَّوْحِ}}﴾}} به معنای رحمت<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۱۰، ص ۵۸.</ref>، راحت، فرج و گشایش کار<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۵۸.</ref> و به نظری، فرج پس از شدت<ref>روح المعانی، ج ۷، ص ۴۳؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۲۳۵.</ref> است و بسیاری از مفسران آن را به رحمت تفسیر کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۳۳؛ تفسیر هدایت، ج ۵، ص ۲۱۰؛ الجدید، ج ۴، ص ۷۵.</ref>. در آیه ۸۷ سوره یوسف، یأس از رحمتْ ویژگی کافران شمرده شده، زیرا ناامیدی از رحمت به معنای محدود دانستن قدرت الهی، کفر به گستردگی رحمت او<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۳۴.</ref>، اعتقاد به بخل وی و باور نداشتن فراگیری علم خدای سبحان<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۵۰۱.</ref> است و گمراه دانستن مأیوس از رحمت در آیه سوره حجر، به جهت گمراهی او در زمینه معرفت خدای | *انسان باید بداند که هم امور ناملایم و هم رحمتی که به وی رسیده، هر دو با مشیت خدا میتوانند رخت بربندند، پس نباید به چیزی خوشحال شود که ایمن از فقدانش نیست و از چیزی نومید گردد که امید زوالش هست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۸۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون به مردم بخشایشی بچشانیم بدان شادمان میگردند و اگر برای کارهایی که کردهاند بلایی به آنان برسد ناگاه نومید میگردند.و آیا ندیدهاند که خداوند برای هر که بخواهد روزی را فراخ یا تنگ میدارد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که ایمان دارند؛ سوره روم، آیه: ۳۶ - ۳۷.</ref> قرآن کریم از نومیدی از رحمت الهی نهی کرده {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}﴾}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه:۵۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}﴾}}<ref> ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد؛ سوره یوسف، آیه:۸۷.</ref> و آن را از ویژگی گمراهان شمرده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ}}﴾}}<ref> گفت: و جز گمراهان چه کسی از بخشایش پروردگار خویش ناامید میگردد؟؛ سوره حجر، آیه:۵۶.</ref>. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|رَّوْحِ}}﴾}} به معنای رحمت<ref>نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۲۵؛ نمونه، ج ۱۰، ص ۵۸.</ref>، راحت، فرج و گشایش کار<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۵۸.</ref> و به نظری، فرج پس از شدت<ref>روح المعانی، ج ۷، ص ۴۳؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۲۳۵.</ref> است و بسیاری از مفسران آن را به رحمت تفسیر کردهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۹۵؛ الدر المنثور، ج ۴، ص ۳۳؛ تفسیر هدایت، ج ۵، ص ۲۱۰؛ الجدید، ج ۴، ص ۷۵.</ref>. در آیه ۸۷ سوره یوسف، یأس از رحمتْ ویژگی کافران شمرده شده، زیرا ناامیدی از رحمت به معنای محدود دانستن قدرت الهی، کفر به گستردگی رحمت او<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۳۴.</ref>، اعتقاد به بخل وی و باور نداشتن فراگیری علم خدای سبحان<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص ۵۰۱.</ref> است و گمراه دانستن مأیوس از رحمت در آیه سوره حجر، به جهت گمراهی او در زمینه معرفت خدای متعال و گسترده بودن رحمت و کمال علم و قدرت حضرت باری است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۹، ص ۱۵۲؛ کنز الدقائق، ج ۷، ص ۱۴۲؛ بیان السعاده، ج ۲، ص ۴۰۳.</ref> در حدیثی قدسی بیان شده که خاستگاه نومیدی از رحمت الهی، بدگمانی به خداست<ref>التوحید، ص ۳۴۰-۳۴۱.</ref>. تأکیدهای متعدد در آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ }}﴾}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه: ۴۹- ۵۰.</ref> نشان میدهند که مغفرت و رحمت الهی بیکران است، زیرا رحمت الهی را بیمشیت او، هیچ امری نمیتواند تحدید کنند و در برابرش مانعی فرضکردنی نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ }}﴾}}<ref> و خداوند داوری میکند و داوریاش بازدارندهای ندارد؛ سوره رعد، آیه:۴۱.</ref>، از همینرو نباید کسی از مغفرت و روح و رحمت او ناامید گردد، هرچند نباید عذابش را کوچک شمرده و او را درمانده بداند و خود را از مکر وی ایمن{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ }}﴾}}<ref> بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره زمر، آیه:۵۳ - ۵۴.</ref><ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۷۹ - ۱۸۰.</ref>. بر اساس آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ}}﴾}}<ref> پس اگر تو را دروغزن شمردهاند، بگو پروردگارتان دارای بخشایشی گسترده است و عذاب وی را از گروه تبهکاران باز نمیگردانند؛ سوره انعام، آیه:۱۴۷.</ref> مجرمان نباید خود را به سعه رحمت الهی فریب دهند، چون به رغم مهلت الهی، اهمال در مجازات وجود ندارد<ref>التسهیل، ج ۱، ص ۲۷۹؛ تفسیر مراغی، ج ۸، ص ۶۰.</ref> اگر زمینه لطف و رحمت در وجود کسی منتفی شود، به قهر و مؤاخذه و شدّت گرفتار میآید<ref>تفسیر روشن، ج ۸، ص ۲۲۳.</ref>، پس نباید به امید رحمت، مجرمان خود را از عذاب ایمن بدانند<ref>الکشاف، ج ۲، ص ۷۶.</ref> آیات{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ }}﴾}}<ref> بندگانم را آگاه کن که بیگمان منم که آمرزنده بخشایندهام. و عذاب من است که عذاب دردناک است؛ سوره حجر، آیه: ۴۹- ۵۰.</ref> به آگاه ساختن مردم از غفور و رحیم بودن خدا و ابلاغ عذاب دردناک دستور داده، تا از هر گونه سوء استفاده از مظاهر رحمت الهی پیشگیری شود<ref>نمونه، ج ۱۱، ص ۹۳.</ref>، چنان که آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> بدانید که خداوند سخت کیفر و خداوند آمرزندهای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه:۹۸.</ref> از شدید العقاب و غفور و رحیم بودن خدا یاد کرده، زیرا خوف و رجا هر دو از شروط ایماناند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۴۱.</ref>. آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ}}﴾}}<ref> پس اگر روی گرداندند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو جز پیامرسانی نیست و ما هر گاه به آدمی بخشایشی از خود چشاندیم بدان شادمان شد و چون برای کارهایی که کردهاند گزندی به آنان برسد بیگمان (در آن حال) آدمی بسیار ناسپاس است؛ سوره شوری، آیه:۴۸.</ref> تلویحاً انسانی را که به رحمتها و نعمتهای الهی سرگرم یا در مصائبی که ثمره بدیهای خود او بوده، به جای تذکر، به کفران الهی سرگرم شده، توبیخ کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۶۸.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==[[رحمت]] انسان جلوه [[رحمت]] الهی== | ==[[رحمت]] انسان جلوه [[رحمت]] الهی== | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
*هر اندازه صفای قلب انسان بیشتر باشد، ظهور رحمت به خلق در او تمامتر خواهد بود، از همینرو رحمت به مخلوقات در [[پیامبران]] و [[امامان]]{{عم}} بیشتر از دیگران است و از آنجا که در خدا نقصی نیست، ظهور رحمت و مهربانی با توجه به احتیاج و مسکنت مخلوقات، بیشتر و تمامتر است<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۱.</ref> | *هر اندازه صفای قلب انسان بیشتر باشد، ظهور رحمت به خلق در او تمامتر خواهد بود، از همینرو رحمت به مخلوقات در [[پیامبران]] و [[امامان]]{{عم}} بیشتر از دیگران است و از آنجا که در خدا نقصی نیست، ظهور رحمت و مهربانی با توجه به احتیاج و مسکنت مخلوقات، بیشتر و تمامتر است<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۶۱.</ref> | ||
بهره بنده از صفت رحمان این است که هیچ مستمندی را وا نگذارد و در رفع احتیاج نیازمندان به مال، آبرو یا شفاعت نزد دیگران بکوشد و اگر از همه اینها درمانده بود، با دعاء او را کمک کند و از نیازمندی او غمگین باشد و خود را در ضرر یا حاجت او سهیم بداند. بهره بنده از رحمت رحیمی این است که به غافلان ترحم و به گناهکاران به دیده رحمت بنگرد نه سرزنش، بلکه با مهربانی و لطف آنان را از غفلت باز دارد و به خدا دعوت کند و از عذاب برهاند<ref>اسرار الصلاه، ص ۳۴۸ - ۳۴۹؛ المراقبات، ص ۱۴۳.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | بهره بنده از صفت رحمان این است که هیچ مستمندی را وا نگذارد و در رفع احتیاج نیازمندان به مال، آبرو یا شفاعت نزد دیگران بکوشد و اگر از همه اینها درمانده بود، با دعاء او را کمک کند و از نیازمندی او غمگین باشد و خود را در ضرر یا حاجت او سهیم بداند. بهره بنده از رحمت رحیمی این است که به غافلان ترحم و به گناهکاران به دیده رحمت بنگرد نه سرزنش، بلکه با مهربانی و لطف آنان را از غفلت باز دارد و به خدا دعوت کند و از عذاب برهاند<ref>اسرار الصلاه، ص ۳۴۸ - ۳۴۹؛ المراقبات، ص ۱۴۳.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*امر به معروف و نهی از منکر، جلوه رحمت رحیمی است، از همینرو بر آمر به معروف و ناهی از منکر لازم است که به قلب خود از رحمت رحیمی بچشاند و رحمت، او را به ارشاد جاهلان و بیدار کردن غافلان وادارد. خدای | *امر به معروف و نهی از منکر، جلوه رحمت رحیمی است، از همینرو بر آمر به معروف و ناهی از منکر لازم است که به قلب خود از رحمت رحیمی بچشاند و رحمت، او را به ارشاد جاهلان و بیدار کردن غافلان وادارد. خدای متعال [[حضرت موسی]]{{ع}} را برای هدایت و نجات بنده طغیانگری فرستاد که {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى}}﴾}}<ref>من پروردگار برتر شمایم؛ سوره نازعات، آیه: ۲۴.</ref> میگفت، حال آنکه میتوانست او را به صاعقه غضب بسوزاند؛ ولی رحمت رحیمی برای او دو پیغمبر بزرگ [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} را میفرستد و سفارش میکند با او با کلام نرم گفتوگو کنید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُولا لَهُ قَوْلا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى }}﴾}}<ref> به سوی فرعون بروید که او سرکشی کرده است.و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد؛ سوره طه، آیه: ۴۳- ۴۴.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۳۱۹؛ آداب الصلاه ، ص ۲۳۷-۲۴۰.</ref>. به دیدهای، مراد از رحمت در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ }}﴾}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه:۵۷.</ref> رحمتی است که مؤمنان در میان خود و با یکدیگر دارند<ref>المنار، ج ۱۱، ص ۴۰۳.</ref>. بر پایه روایتی از امام صادق{{ع}} علت تحریم آشامیدن خون، آن است که انسانها را درّندهخو و سنگدل میسازد و رأفت و رحمت را کم میکند، تا آنجا که اطمینانی نیست که خورنده خون به کشتن فرزند و پدر و مادر خود دست نزند<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۴۱ - ۲۴۲.</ref>. گفتنی است قرار دادن نیروی غضب در انسان نیز اقتضاء رحمت رحمانی الهی است که دفع موذیات خارجی و داخلی فردی، نیز مفسدات و مخلات نظام عایله و جامعه و مدینه فاضله در گرو آن است، بلکه جهاد با نفس و جنود ابلیس و جهل، تحت حمایت آن انجام میگیرد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ}}﴾}}<ref>بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ سوره فتح، آیه:۲۹.</ref><ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۲۴۲-۲۴۳.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
==تجلی کامل [[رحمت]] الهی در آخرت== | ==تجلی کامل [[رحمت]] الهی در آخرت== | ||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
===بعثت [[انبیا]]{{عم}}=== | ===بعثت [[انبیا]]{{عم}}=== | ||
*در آیه ۸ سوره احقاف در پاسخ به انکار رسالت، غفور بودن و رحیم بودن پروردگار یاد شده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>؛ همچنین آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه:۱۰۷.</ref> ارسال [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را جز رحمت بر جهانیان ندانسته؛ آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ }}﴾}}<ref> برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند؛ سوره توبه، آیه:۶۱.</ref> نیز ایشان را برای خصوص مؤمنان، رحمت به شمار آورده است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *در آیه ۸ سوره احقاف در پاسخ به انکار رسالت، غفور بودن و رحیم بودن پروردگار یاد شده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۰ - ۱۸۹.</ref>؛ همچنین آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه:۱۰۷.</ref> ارسال [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را جز رحمت بر جهانیان ندانسته؛ آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ }}﴾}}<ref> برای آن دسته از شما که ایمان آوردهاند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند؛ سوره توبه، آیه:۶۱.</ref> نیز ایشان را برای خصوص مؤمنان، رحمت به شمار آورده است<ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*این تفاوت در تعبیر، از آنروست که رحمت در آیه ۱۰۷ سوره انبیاء رحمت شأنی و مراد آن است که جهانیان میتوانند از رحمت وجود وی برخوردار شوند و مقصود از رحمت در آیه ۶۱ سوره توبه رحمت فعلی و به این معناست که مؤمنان از رحمت وجود آن حضرت برخوردارند، چنان که مراد از رحمت در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}﴾}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> رحمت خاص است، بنابراین فرستادن [[پیامبر]]{{صل}} از سر رحمت انجام گرفته: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> به فرمانی از نزد ما که ما فرستندهایم.به بخشایشی از سوی پروردگارت که او شنوای داناست؛ سوره دخان، آیه:۵ - ۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۹۳؛ مواهب علیه، ص ۱۱۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۲۵، ص ۳۱۱.</ref> و ایشان هم برای آنان که به او ایمان آورده و هم برای کافران که به او ایمان نیاوردهاند، رحمت است؛ چه نسبت به معاصران حضرت و چه در امتداد زمان و برای همه آیندگان<ref>المیزان، ج ۹، ص ۳۱۶.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهانها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است؛ سوره صف، آیه:۶.</ref> از زبان [[حضرت عیسی]]{{ع}} به بعثت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بشارت داده شده است. بشارت، خبر خوشی است که خوبی و خیری را نوید میدهد و در بعثت پیامبر{{صل}} باز شدن درهای رحمت الهی بر مردم است که سعادت دنیا و آخرت آنان را تأمین میکند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۲۵۲.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}﴾}}<ref> بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست؛ سوره رعد، آیه:۳۰.</ref> جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}}﴾}} به کفران نعمت ارسال [[پیامبر]]{{صل}} و انزال قرآن کریم اشاره دارد که از مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند<ref>تفیسر بیضاوی، ج ۳، ص ۱۸۷.</ref> و اینکه امتناع از پذیرش دعوت [[پیامبر]]{{صل}} و تصدیق [[وحی]]، کفر ورزیدن به رحمت عامِ خداست<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۸.</ref>. خدای | *این تفاوت در تعبیر، از آنروست که رحمت در آیه ۱۰۷ سوره انبیاء رحمت شأنی و مراد آن است که جهانیان میتوانند از رحمت وجود وی برخوردار شوند و مقصود از رحمت در آیه ۶۱ سوره توبه رحمت فعلی و به این معناست که مؤمنان از رحمت وجود آن حضرت برخوردارند، چنان که مراد از رحمت در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ}}﴾}}<ref> پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، آیه:۱۵۹.</ref> رحمت خاص است، بنابراین فرستادن [[پیامبر]]{{صل}} از سر رحمت انجام گرفته: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> به فرمانی از نزد ما که ما فرستندهایم.به بخشایشی از سوی پروردگارت که او شنوای داناست؛ سوره دخان، آیه:۵ - ۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۹۳؛ مواهب علیه، ص ۱۱۱۲؛ التحریر والتنویر، ج ۲۵، ص ۳۱۱.</ref> و ایشان هم برای آنان که به او ایمان آورده و هم برای کافران که به او ایمان نیاوردهاند، رحمت است؛ چه نسبت به معاصران حضرت و چه در امتداد زمان و برای همه آیندگان<ref>المیزان، ج ۹، ص ۳۱۶.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ امّا چون برای آنان برهانها (ی روشن) آورد، گفتند: این جادویی آشکار است؛ سوره صف، آیه:۶.</ref> از زبان [[حضرت عیسی]]{{ع}} به بعثت [[پیامبر اسلام]]{{صل}} بشارت داده شده است. بشارت، خبر خوشی است که خوبی و خیری را نوید میدهد و در بعثت پیامبر{{صل}} باز شدن درهای رحمت الهی بر مردم است که سعادت دنیا و آخرت آنان را تأمین میکند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۲۵۲.</ref>. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ}}﴾}}<ref> بدینگونه تو را میان امّتی که پیش از آن، امّتهایی گذشتهاند فرستادیم تا بر آنها آنچه را به تو وحی کردهایم بخوانی، در حالی که آنان به (خداوند) بخشنده کفر میورزند؛ بگو او پروردگار من است، خدایی جز او نیست، بر او توکّل کردم و بازگشتم به سوی اوست؛ سوره رعد، آیه:۳۰.</ref> جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ}}﴾}} به کفران نعمت ارسال [[پیامبر]]{{صل}} و انزال قرآن کریم اشاره دارد که از مظاهر رحمت الهی به شمار میآیند<ref>تفیسر بیضاوی، ج ۳، ص ۱۸۷.</ref> و اینکه امتناع از پذیرش دعوت [[پیامبر]]{{صل}} و تصدیق [[وحی]]، کفر ورزیدن به رحمت عامِ خداست<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۳۵۸.</ref>. خدای متعال [[حضرت عیسی]]{{ع}} را نیز رحمت قرار داده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا}}﴾}}<ref> گفت: چنین است؛ پروردگارت میفرماید که آن (کار) بر من آسان است و (بر آنیم) تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از سوی خویش گردانیم و این کاری انجام شدنی است؛ سوره مریم، آیه: ۲۱.</ref>بعضی بعث [[انبیا]]<ref>آداب الصلوه، ص ۶۶.</ref> از جمله فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[حضرت هارون]]{{ع}} به سوی فرعون را برخاسته از رحمت رحیمی الهی دانستهاند<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۳۱۹.</ref>. همچنان که بعثت پیامبران برای همه انسانها رحمت است، برای خود [[پیامبر]] نیز رحمت، بلکه [[نبوت]] بالاترین درجه رحمت برای بنده به شمار میآید<ref>ارشاد الاذهان، ص ۳۳۴.</ref> در آیات متعددی، مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ}}﴾}}<ref> و او را در (پناه) بخشایش خویش درآوردیم که او از شایستگان بود؛ سوره انبیاء، آیه:۷۵.</ref><ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۳۰۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ}}﴾}}<ref> و آنان را در بخشایش خویش در آوردیم؛ بیگمان آنها از شایستگان بودند؛ سوره انبیاء، آیه:۸۶.</ref><ref>ارشاد الاذهان، ص ۳۳۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ }}﴾}}<ref> آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند بهتر است؛ سوره زخرف، آیه:۳۲.</ref><ref>روح المعانی، ج ۱۳، ص ۷۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۹۸؛ ارشاد الاذهان، ص ۴۹۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ}}﴾}}<ref> یا گنجینههای بخشایش پروردگار پیروز بخشنده تو نزد آنان است؟؛ سوره ص، آیه:۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ }}﴾}}<ref> به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد؛ سوره هود، آیه:۲۸.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ }}﴾}}<ref> گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر برهانی از پروردگار خود داشته باشم و او از نزد خویش بخشایشی به من ارزانی داشته باشد، چه کسی مرا در برابر خداوند چنانچه با او نافرمانی کنم، یاری خواهد کرد؟! پس شما جز زیان، بر من نمیافزایید؛ سوره هود، آیه:۶۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۳۱۲.</ref>. رحمت به[[نبوت]] و در پارهای از آنها<ref>فتح القدیر، ج ۴، ص ۴۸۴.</ref>، به [[نبوت]] و دیگر نعمتهای الهی تفسیر شده<ref>التفسیر الکاشف، ج ۶، ص ۳۶۶.</ref>، چنانکه بر پایه روایتی<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص ۳۴۴.</ref> مراد از رحمت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}﴾}}<ref> کافران از اهل کتاب و مشرکان، خوش ندارند که از پروردگارتان، خیری بر شما فرو فرستاده شود، ولی خداوند هر کس را بخواهد به بخشایش خود، ویژگی میدهد و خداوند، دارای بخشش سترگ است؛ سوره بقره، آیه: ۱۰۵.</ref> [[نبوت]] است. در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا}}﴾}}<ref> و از نزد خویش مهر و پاکیزگی ارزانی داشتیم و او پرهیزگار بود؛ سوره مریم، آیه:۱۳.</ref> نیز "حنان" به رحمت<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۷۸۱.</ref> تفسیر شده و احتمالاً مراد از آن نبوت یا ولایت است<ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۲۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===وجود [[امامان]]{{عم}}=== | ===وجود [[امامان]]{{عم}}=== | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
===قرآن و دیگر کتابهای آسمانی=== | ===قرآن و دیگر کتابهای آسمانی=== | ||
*آیات متعدد، قرآن کریم را برای مؤمنان و آیهای برای مسلمانان رحمت دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون برای آنان آیهای (دلخواه آنان) نیاوردهای میگویند: چرا خود آیهای برنگزیدی؟ بگو من تنها از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم؛ این (ها) بینشهایی است از سوی پروردگارتان و رهنمود و بخشایشی است برای مردمی که ایمان دارند؛ سوره اعراف، آیه:۲۰۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و بخشایش است فرو میفرستیم و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> و آن، رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان است؛ سوره نمل، آیه:۷۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه:۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه:۸۹.</ref>. همچنین بر پایه برخی روایات، رحمت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}﴾}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه:۵۸.</ref> قرآن کریم<ref>روح البیان، ج ۴، ص ۵۴؛ نمونه، ج ۸، ص ۳۲۰.</ref> یا قرار گرفتن در زمره پیروان آن است<ref>البحر المحیط، ج ۶، ص ۷۴.</ref> "ذکر الرحمن" در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ}}﴾}}<ref> و برای آنانکه از یاد (خداوند) بخشنده دل بگردانند شیطانی میگماریم که همنشین آنها خواهد بود؛ سوره زخرف، آیه:۳۶.</ref> نیز یا قرآن کریم<ref>مراح لبید، ج ۲، ص ۳۸۳.</ref> یا قرآن از بالاترین مصادیق آن است<ref>البلاغ، ص ۴۹۲.</ref> و اضافه ذکر به رحمان به رحمت بودن آن اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۰۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *آیات متعدد، قرآن کریم را برای مؤمنان و آیهای برای مسلمانان رحمت دانسته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون برای آنان آیهای (دلخواه آنان) نیاوردهای میگویند: چرا خود آیهای برنگزیدی؟ بگو من تنها از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم؛ این (ها) بینشهایی است از سوی پروردگارتان و رهنمود و بخشایشی است برای مردمی که ایمان دارند؛ سوره اعراف، آیه:۲۰۳.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و بخشایش است فرو میفرستیم و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> و آن، رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان است؛ سوره نمل، آیه:۷۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه:۵۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه:۸۹.</ref>. همچنین بر پایه برخی روایات، رحمت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ}}﴾}}<ref> بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم میآورند بهتر است؛ سوره یونس، آیه:۵۸.</ref> قرآن کریم<ref>روح البیان، ج ۴، ص ۵۴؛ نمونه، ج ۸، ص ۳۲۰.</ref> یا قرار گرفتن در زمره پیروان آن است<ref>البحر المحیط، ج ۶، ص ۷۴.</ref> "ذکر الرحمن" در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ}}﴾}}<ref> و برای آنانکه از یاد (خداوند) بخشنده دل بگردانند شیطانی میگماریم که همنشین آنها خواهد بود؛ سوره زخرف، آیه:۳۶.</ref> نیز یا قرآن کریم<ref>مراح لبید، ج ۲، ص ۳۸۳.</ref> یا قرآن از بالاترین مصادیق آن است<ref>البلاغ، ص ۴۹۲.</ref> و اضافه ذکر به رحمان به رحمت بودن آن اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۰۲.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*رحمت بودن قرآن برای مؤمنان، به این معناست که اگر انسان معانی آن را در خود محقق کند، قرآن کریم او را غرق در انواع خیرات و برکاتی میکند که در آن نهفته است. بر پایه آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه:۵۷.</ref> قرآن کریم انسان را از مراحل - بیداری از غفلت با موعظه، پاکی باطن از پلیدیهای آشنایی با معارف حق و اخلاق کریم و اعمال صالح - عبور داده تا سرانجام با پوشاندن جامه رحمت بر او و نهادن وی در زمره بندگان مقرب در اعلا علیین، او را مشمول رحمت میکند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۸۱.</ref>، ازاینرو در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و بخشایش است فرو میفرستیم و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>. "رحمت" بر "شفا" ترتّب یافته، زیرا قرآن کریم نخست دردها و بیماریهای باطنی را میزداید و دل را از موانعی که ضد سعادت است، پاک میکند و آماده پذیرش سعادت میسازد و آنگاه آدمی را به سلامتی و استقامت اصلی و فطری باز میگرداند و به سعادت میرساند<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۸۴.</ref> در مقابل، بهره ظالمان از قرآن، جز افزایش خسارت نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>. البته با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}}<ref> این کتاب) فرو فرستادهای است از سوی (خداوند) بخشنده بخشاینده؛ سوره فصلت، آیه۲.</ref> که نازل ساختن قرآن را به رحمان و رحیم نسبت داده، این تنزیل برای مؤمن و کافر، مایه رحمت است؛ مایه اصلاح دنیای مردم است، همچنان که مایه اصلاح آخرتشان است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۵۹.</ref> و برای اولیای خدا برکات و رحمتهای ویژهای در بردارد<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۰۹.</ref>، چنانکه آیه ۵۷ سوره یونس با خطاب به همه آدمیان نشان میدهد ویژگیهای یاد شده در آیه، از جمله رحمت بودن قرآن، برای همه است و به گروه معیّنی اختصاص ندارد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۸۲.</ref>. بر این پایه، قرآن کریم نازل شد، تا همه آدمیان با ایمان آوردن به خدای | *رحمت بودن قرآن برای مؤمنان، به این معناست که اگر انسان معانی آن را در خود محقق کند، قرآن کریم او را غرق در انواع خیرات و برکاتی میکند که در آن نهفته است. بر پایه آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref> ای مردم! برای شما پندی از سوی پروردگارتان و شفایی برای دلها و رهنمود و بخشایشی برای مؤمنان آمده است؛ سوره یونس، آیه:۵۷.</ref> قرآن کریم انسان را از مراحل - بیداری از غفلت با موعظه، پاکی باطن از پلیدیهای آشنایی با معارف حق و اخلاق کریم و اعمال صالح - عبور داده تا سرانجام با پوشاندن جامه رحمت بر او و نهادن وی در زمره بندگان مقرب در اعلا علیین، او را مشمول رحمت میکند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۸۱.</ref>، ازاینرو در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و بخشایش است فرو میفرستیم و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>. "رحمت" بر "شفا" ترتّب یافته، زیرا قرآن کریم نخست دردها و بیماریهای باطنی را میزداید و دل را از موانعی که ضد سعادت است، پاک میکند و آماده پذیرش سعادت میسازد و آنگاه آدمی را به سلامتی و استقامت اصلی و فطری باز میگرداند و به سعادت میرساند<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۸۴.</ref> در مقابل، بهره ظالمان از قرآن، جز افزایش خسارت نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَارًا}}﴾}}<ref> و بر ستمکاران جز زیان نمیافزاید؛ سوره اسراء، آیه:۸۲.</ref>. البته با توجه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}﴾}}<ref> این کتاب) فرو فرستادهای است از سوی (خداوند) بخشنده بخشاینده؛ سوره فصلت، آیه۲.</ref> که نازل ساختن قرآن را به رحمان و رحیم نسبت داده، این تنزیل برای مؤمن و کافر، مایه رحمت است؛ مایه اصلاح دنیای مردم است، همچنان که مایه اصلاح آخرتشان است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۳۵۹.</ref> و برای اولیای خدا برکات و رحمتهای ویژهای در بردارد<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۰۹.</ref>، چنانکه آیه ۵۷ سوره یونس با خطاب به همه آدمیان نشان میدهد ویژگیهای یاد شده در آیه، از جمله رحمت بودن قرآن، برای همه است و به گروه معیّنی اختصاص ندارد<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۸۲.</ref>. بر این پایه، قرآن کریم نازل شد، تا همه آدمیان با ایمان آوردن به خدای متعال خود را مشمول رحمت آن کنند و نازل ساختن قرآن کریم، اقتضای رحمت الهی است<ref>روح البیان، ج ۷، ص ۳۶۸.</ref>:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ}}﴾}}<ref> فرو فرستاده خداوند پیروز بخشاینده؛ سوره یس، آیه:۵.</ref> و خدا قرآن را تنها از سر رحمت نازل فرمود؛ نه برای آنکه از ایمان مردم به قرآن سودی برد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۶۳.</ref>: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم.در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا میکنند (و تفصیل میدهند) .به فرمانی از نزد ما که ما فرستندهایم.به بخشایشی از سوی پروردگارت که او شنوای داناست؛ سوره دخان، آیه:۳ - ۶.</ref><ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۳۳.</ref>. لیکن اختصاص رحمت بودن قرآن به مؤمنان، از آن روست که آنان از قرآن سود میبرند، هر چند کافران و صاحبان شاکله ستمکارانه نیز در صورتی که از ظلم خویش جدا شوند، میتوانند از قرآن سود ببرند<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۱۹۲-۱۹۳.</ref>. هدایتگری قرآن نیز به متقیان اختصاص یافته، با آنکه قرآن برای همه هدایت است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}﴾}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>، از همینرو هدایت از کافران کاملاً نفی نشده بلکه صاحبان شاکله عادلانه، هدایت یافتهتر خوانده شدهاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً }}﴾}}<ref> بگو: هر کس به فرا خور خویش کار میکند و پروردگار شما داناتر است که چه کس رهیافتهتر است؛ سوره اسراء، آیه: ۸۴.</ref><ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۹۵.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا}}﴾}}<ref> و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود؛ سوره فرقان، آیه:۶.</ref> به آگاهی خدا از نهان انسانها اشاره دارد و اینکه در درون آنان سعادتطلبی و درخواست پایان نیکو به زبان فطرت است و آن، شمول مغفرت و رحمت را استدعا دارد، هر چند برخی آنان به خطا در تطبیق دچار شده و بهره دنیا را سعادت میپندارند و خدای والا از آنجا که غفور و رحیم است، این درخواست فطری آنان را با فرو فرستادن قرآن کریم پاسخ داده است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۳.</ref> گفته شده: چون در آغاز قرآن، خدا - عزوجل - خود را به رحمت ستوده، که نزول قرآن فقط از سر رحمت بر بندگان و اقتضای صفت رحمت در وی بوده<ref>البیان، ص ۴۳۹.</ref> و قرآن کریم از بارزترین مظاهر رحمت رحمانی و رحیمی است - رحمت رحمانی از آن رو که آن را وحی فرموده و رحمت رحیمی از آن رو که در این کتاب مقدس معارف الهی و حقایق تکوین و تشریع را آشکار ساخته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱، ص ۱۶ - ۱۷.</ref> - بنابراین قرآن از مظاهر رحمت مطلق الهی است<ref>آداب الصلاة ، ص ۶۶.</ref> از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ}}﴾}}<ref> و هیچ یادکرد تازهای از سوی (خداوند) بخشنده برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند؛ سوره شعراء، آیه:۵.</ref> نیز به دست میآید که نازل ساختن<ref>انوار درخشان، ج ۱۲، ص ۴؛ تفسیر آسان، ج ۱۴، ص ۲۹۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص ۱۸۶.</ref> آیات قرآن، بلکه تمام کتابهای آسمانی برخاسته از رحمت عامِ پروردگار است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۲۵۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص ۱۸۶.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا}}﴾}}<ref> و گفتند: افسانههای پیشینیان است که رونویس کرده است آنگاه پگاه و دیرگاه عصر بر او خوانده میشود؛ سوره فرقان، آیه:۶.</ref> به آگاهی خدا از نهان انسانها اشاره دارد و اینکه در درون آنان سعادتطلبی و درخواست پایان نیکو به زبان فطرت است و آن، شمول مغفرت و رحمت را استدعا دارد، هر چند برخی آنان به خطا در تطبیق دچار شده و بهره دنیا را سعادت میپندارند و خدای والا از آنجا که غفور و رحیم است، این درخواست فطری آنان را با فرو فرستادن قرآن کریم پاسخ داده است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۱۸۳.</ref> گفته شده: چون در آغاز قرآن، خدا - عزوجل - خود را به رحمت ستوده، که نزول قرآن فقط از سر رحمت بر بندگان و اقتضای صفت رحمت در وی بوده<ref>البیان، ص ۴۳۹.</ref> و قرآن کریم از بارزترین مظاهر رحمت رحمانی و رحیمی است - رحمت رحمانی از آن رو که آن را وحی فرموده و رحمت رحیمی از آن رو که در این کتاب مقدس معارف الهی و حقایق تکوین و تشریع را آشکار ساخته<ref>مواهب الرحمان، ج ۱، ص ۱۶ - ۱۷.</ref> - بنابراین قرآن از مظاهر رحمت مطلق الهی است<ref>آداب الصلاة ، ص ۶۶.</ref> از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ}}﴾}}<ref> و هیچ یادکرد تازهای از سوی (خداوند) بخشنده برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند؛ سوره شعراء، آیه:۵.</ref> نیز به دست میآید که نازل ساختن<ref>انوار درخشان، ج ۱۲، ص ۴؛ تفسیر آسان، ج ۱۴، ص ۲۹۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص ۱۸۶.</ref> آیات قرآن، بلکه تمام کتابهای آسمانی برخاسته از رحمت عامِ پروردگار است<ref>المیزان، ج ۱۵، ص ۲۵۱؛ نمونه، ج ۱۵، ص ۱۸۶.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*قرآن کریم ویژگی رحمت را برای تورات نیز آورده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ }}﴾}}<ref> سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند؛ سوره شعراء، آیه:۱۵۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند؛ سوره هود، آیه:۱۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است؛ سوره احقاف، آیه:۱۲.</ref>، زیرا برای دستیابی پیروان آن به رحمت، نازل شده<ref>ارشاد الاذهان، ص ۳۹۵.</ref> و سبب اصلاح نفوس<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۵.</ref>، دربردارنده عوامل خیر دنیا و آخرت<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص ۲۱ – ۲۲.</ref> و مشتمل بر معارف حق و شریعت الهی است که آدمیان از نعمت آن برخوردار میشوند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۸۶.</ref>. رحمت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}﴾}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه:۲۸.</ref> نیز کتاب آسمانی و علم است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۲۰۶.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *قرآن کریم ویژگی رحمت را برای تورات نیز آورده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ }}﴾}}<ref> سپس به موسی کتاب دادیم تا (نعمت را) بر آنکه نیکی کرده است تمام کنیم و برای روشن داشتن هر چیز و برای رهنمون و بخشایش باشد که آنان به لقای پروردگارشان ایمان آورند؛ سوره شعراء، آیه:۱۵۴.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ) وعدهگاه اوست پس نسبت به آن در تردید مباش که آن (کتاب) از سوی پروردگار تو راستین است اما بیشتر (این) مردم ایمان نمیآورند؛ سوره هود، آیه:۱۷.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ }}﴾}}<ref> و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راستشمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است؛ سوره احقاف، آیه:۱۲.</ref>، زیرا برای دستیابی پیروان آن به رحمت، نازل شده<ref>ارشاد الاذهان، ص ۳۹۵.</ref> و سبب اصلاح نفوس<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۹۵.</ref>، دربردارنده عوامل خیر دنیا و آخرت<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص ۲۱ – ۲۲.</ref> و مشتمل بر معارف حق و شریعت الهی است که آدمیان از نعمت آن برخوردار میشوند<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۸۶.</ref>. رحمت در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}﴾}}<ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟؛ سوره هود، آیه:۲۸.</ref> نیز کتاب آسمانی و علم است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۲۰۶.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
===شریعت آسمانی=== | ===شریعت آسمانی=== | ||
*خدای | *خدای متعال در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ}}﴾}}<ref> این روشنگریهایی برای مردم و رهنمود و بخشایشی است برای گروهی که یقین دارند؛ سوره جاثیه، آیه:۲۰.</ref> شریعت الهی یا قرآن را به عنوان کتاب دربردارنده شریعت برای اهل ایمان و یقین رحمت نامیده است، ازاینرو رحمت در این آیه، رحمت خاص است، گرچه قرآن از این جهت رحمت فراگیر الهی و مایه بصیرت برای همه آدمیان است <ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۶۹.</ref> در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}}﴾}}<ref> اوست که بر بنده خویش آیاتی روشن فرو میفرستد تا شما را به سوی روشنایی، از تیرگیها در آورد و بیگمان خداوند به شما مهربانی بخشاینده است؛ سوره حدید، آیه:۹.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}﴾}} همان آیات قرآن کریم است، که وظایف مقرر در شریعت را بیان میکنند<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۱۵۲.</ref> و پایان یافتن آیه با ذکر رأفت و رحمت الهی، اشاره دارد که نزول آیات نیز جعل احکام<ref>اطیب البیان، ج ۱۲، ص ۴۲۳.</ref> از رأفت و رحمت خدا ریشه میگیرد<ref>احسن الحدیث، ج ۱۱، ص ۱۷.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*برکات دستورهای الهی در این جهان و سرای دیگر، به خود انسان باز میگردند<ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۳۱۸.</ref>، چنانکه از آیات آغازین سوره شوری برداشت میشود که غفور بودن و رحیم بودن خدا اقتضا میکند از راه وحی برای آنان دینی تشریع کند، تا به سوی سعادت هدایت شوند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۱-۱۲.</ref> و به مغفرت و رحمت او برسند و در قیامت از قرار گرفتن در شمار دوزخیان خود را نجات دهند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۰.</ref>، بنابراین اگر خدا چیزی را واجب ساخته، از آن روست که عمل به آن انسان را به او و بهرهمندی از الطاف ویژهاش نزدیک میسازد و اموری را حرام کرده، چون ارتکاب آنها آدمی را از او و الطافش دور میسازد و عذاب الهی را فراهم میآورد<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *برکات دستورهای الهی در این جهان و سرای دیگر، به خود انسان باز میگردند<ref>نمونه، ج ۲۳، ص ۳۱۸.</ref>، چنانکه از آیات آغازین سوره شوری برداشت میشود که غفور بودن و رحیم بودن خدا اقتضا میکند از راه وحی برای آنان دینی تشریع کند، تا به سوی سعادت هدایت شوند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۱-۱۲.</ref> و به مغفرت و رحمت او برسند و در قیامت از قرار گرفتن در شمار دوزخیان خود را نجات دهند<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۲۰.</ref>، بنابراین اگر خدا چیزی را واجب ساخته، از آن روست که عمل به آن انسان را به او و بهرهمندی از الطاف ویژهاش نزدیک میسازد و اموری را حرام کرده، چون ارتکاب آنها آدمی را از او و الطافش دور میسازد و عذاب الهی را فراهم میآورد<ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۱۷۹.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||
*بعضی از مفسران در توضیح آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> ذو الرحمه بودن خدا را اشاره به این امر دانستهاند که خدای سبحان با وضع تکالیف بر بندگان ترحم کرده، تا آنان را به کمال برساند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۱۸۳؛ البحر المحیط، ج ۴، ص ۶۵۱؛ روح البیان، ج ۳، ص ۱۰۷؛ البحر المدید، ج ۲، ص ۱۷۳.</ref> و دستیابی به سودهای کلانی که جز از راه انجام دادن تکالیف امکانپذیر نیست، برای آنان ممکن گردد<ref>الاصفی، ج ۱، ص ۳۴۵؛ ارشاد الاذهان، ص ۱۵۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | *بعضی از مفسران در توضیح آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ}}﴾}}<ref> و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد؛ سوره انعام، آیه:۱۳۳.</ref> ذو الرحمه بودن خدا را اشاره به این امر دانستهاند که خدای سبحان با وضع تکالیف بر بندگان ترحم کرده، تا آنان را به کمال برساند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص ۱۸۳؛ البحر المحیط، ج ۴، ص ۶۵۱؛ روح البیان، ج ۳، ص ۱۰۷؛ البحر المدید، ج ۲، ص ۱۷۳.</ref> و دستیابی به سودهای کلانی که جز از راه انجام دادن تکالیف امکانپذیر نیست، برای آنان ممکن گردد<ref>الاصفی، ج ۱، ص ۳۴۵؛ ارشاد الاذهان، ص ۱۵۰.</ref><ref>[[محمد صادق صالحیمنش|صالحیمنش، محمد صادق]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳، ص:۵۴۴- ۵۸۰.</ref>. | ||