قرآن: تفاوت میان نسخهها
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
==وجوه اعجاز قرآن== | ==وجوه اعجاز قرآن== | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:right; font-size: 90%; font-weight: normal;">{{اصلی|وجوه اعجاز قرآن}}</div> | |||
= | |||
==مقایسه اعجاز ادبی قرآن با سایر وجوه اعجازش== | ==مقایسه اعجاز ادبی قرآن با سایر وجوه اعجازش== | ||
*اولین نکته آن است که در زمان نزول قرآن، بیشترین تأکید بر وجه ادبی قرآن بوده است، زیرا قرآن در میان اجتماعی سخنور و فصیح نازل شد. | *اولین نکته آن است که در زمان نزول قرآن، بیشترین تأکید بر وجه ادبی قرآن بوده است، زیرا قرآن در میان اجتماعی سخنور و فصیح نازل شد. | ||
نسخهٔ ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۲۲
- اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل قرآن (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
- لفظ و معنای قرآن، نازل شده از سوی خداوند و دربردارنده معارف عمیق است.
- اما تورات و انجیل موجود، چیزی جز شرح حال حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) نیست که تناقضات بسیاری در آنها به چشم میخورد؛ قرآن برخلاف معجزات انبیا دیگر، معجزهای است در دسترس همگان که:
- هرگز ملحدان نمیتوانند وجود قرآن و اعجاز بودن آن را نفی و انکار کنند.
- حجتی دائمی بر الهی بودن خود و حقانیت پیامبر اسلام است[۱].
- قرآن کریم این معجزه جاویدان در طول ۲۳ سال بر پیامبر اسلام نازل گردید و تا ابد، مخالفان را به معارضه میطلبد، آیا شرایط لازم برای معجزه در قرآن کریم وجود دارد؟
- خارقالعاده بودن قرآن را در بحث وجوه اعجاز ثابت خواهیم کرد.
- ادعای پیامبری که از مسلمات تاریخ است.
- تحدی که در آیات متعددی مخالفان را به معارضه طلبیده.
- ناتوانی مخالفان از معارضه که هنوز تحدی قرآن بیپاسخ مانده است.
- مطابقت با مدعا و قصد که موضوع این شرط درباره قرآن منتفی است[۲].
وجوه اعجاز قرآن
مقایسه اعجاز ادبی قرآن با سایر وجوه اعجازش
- اولین نکته آن است که در زمان نزول قرآن، بیشترین تأکید بر وجه ادبی قرآن بوده است، زیرا قرآن در میان اجتماعی سخنور و فصیح نازل شد.
- ضمناً اعجاز ادبی قرآن در یکایک آیات آن جلوهگر است اما برخی وجوه، مانند "اخبار غیبی قرآن"، این عمومیت را ندارند. البته تشخیص اعجاز ادبی قرآن، به آشنایی با زبان عربی بهطور کامل و تسلط بر دقائق علوم ادبیات عرب نیاز دارد[۳]
اعجاز ادبی قرآن ۳ رکن دارد
۱. اعجاز قرآن در فصاحت: کلمه فصیح عبارتی است که واژگان آن، علاوه بر فصاحت، هماهنگی و تناسب کامل با یکدیگر داشته و از هرگونه تعقید و پیچیدگی مصون باشد. برای نمونه:﴿﴿ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ﴾﴾[۴] حرف قاف که از حروف سنگین به شمار میآید، ۱۱ بار در این آیه تکرار شده است، بااین حال، تألیف مناسب این حروف با حروف خفیفی مانند "باء" و "لام" مانع بروز هرگونه سنگینی شده است.
۲. اعجاز قرآن در بلاغت: کلام بلیغ، کلامی است که افزون بر فصاحت، تمام ویژگیهای آن، از جهت ایجاز و اطناب و وصل و فصل و تقدیم و تأخیر و تأکید و... با مقتضای حال مخاطب و فضای تخاطب هماهنگ و تناسب باشد و متضمن معانی بلند و عمیق باشد. برای نمونه: ﴿﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُم مِّنْ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ﴾﴾[۵]، ﴿﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم ﴾﴾[۶]. دو تفاوت در آیات مذکور وجود دارد: یکی در تعبیرهای ﴿﴿مِّنْ إِمْلاقٍ﴾﴾ و ﴿﴿خَشْيَةَ إِمْلاقٍ﴾﴾ است و دیگری در تقدم و تأخر روزی دادن والدین و فرزندان ﴿﴿إِيَّاكُم﴾﴾ و ﴿﴿إِيَّاهُمْ﴾﴾.
- مخاطب آیه نخست کسانی هستند که بهصورت بالفعل مبتلا به فقر و تهیدستیاند، بنابراین، مقتضای حال آنان این است که ابتدا از روزی دادن به آنان سخن گفته شود و سپس، مسئله روزی دادن به فرزندان، اما مخاطب آیه دوم، کسانی هستند که بیم دارند در آینده، بر اثر تحمل هزینه فرزندان، به فقر دچار شوند، لذا نخست از روزی فرزندانشان سخن گفته شده.
- قرآن، براهین و دلایل متقن و استوار را با بیانی رسا و شیوا، مورد فهم خاص و عام ارائه نکرده است[۷]
- اعجاز بلاغی قرآن یعنی ازنظر بلاغت فراتر از توان انسان است مثلاً در این وجوه دهگانه که آیت الله معرفت ذکر کرده:
- دقت در بیان؛ مثلاً:﴿﴿ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا﴾﴾[۸]
- سبک نو و شیوه جدید بیانی؛ وزن مقطعها در قرآن بیش از نثر و کمتر از شعر است. در کمترین کلمات معانی فراوان و گسترهای تعبیر شده است که کمسوادترین مردم بهآسانی میتواند آن را بفهمد.
- دلنشینی کلمات و روانی عبارات؛ مانند واژه "نذر" دریافت آیه﴿﴿وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴾﴾[۹]
- آراستگی نظم و هماهنگی نغمهها؛ نظم آهنگ قرآن درنتیجه نظاممندی و هماهنگی حروف در یک کلمه و همسازی الفاظ در یک فاصله پدید آمده است. بهعنوان نمونه:﴿﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾﴾[۱۰].
- نمایش معنا در آواری حروف؛ ﴿﴿كَلاَّ إِذَا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكًّا دَكًّا وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى﴾﴾[۱۱] در هم کوبیده شدن زمین و رژه فرشتگان به همراه غریو برخاسته از دوزخ به نمایش در آمده است.
- بههمپیوستگی و انسجام در ساختار قرآن؛ این کتاب را میتوان در یک آیه و تناسب صدور و ذیل آن لحاظ کرد.
- تشبیههای نیکو و تصویرهای زیبای قرآن؛ مثل تشبیه شب به لباس:﴿﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا ﴾﴾[۱۲].
- استعارههای نیکو و زیبا خیالیهای قرآن؛ که در توصیف فرا آمدن آب، آن را به سرکشی انسان تشبیه میکند:﴿﴿إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ﴾﴾[۱۳]
- کنایهها و تعریضهای زیبای قرآن: قرآن به جای تصریح به واژگانی مثل: همبستر شدن با زنان از تعبیراتی چون لمس کردن، نزدیکی و به خلوت رفتن، یاد میکند.
- نکتههای تازه و زیبای بدیعی؛ مثل: التفات و ایجاز و اقتضاب و استخدام و [۱۴]
۳. هماهنگی الفاظ و انسجام معانی: الفاظ در قرآن بهگونهای در کنار هم قرار گرفتهاند که خواندن آنها، آهنگی دلنشین ایجاد میکند و معانی نیز چنان باهمدیگر هماهنگاند که روح واحدی را در کالبد الفاظ میدمند و هماهنگی شگفتی نیز میان الفاظ و معانی وجود دارد. برای نمونه: ﴿﴿الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً﴾﴾[۱۵][۱۶].
وجه ششم: اعجاز معنایی
- برای هدایت انسان، هر چه را که برای حصول به سعادت دنیا و آخرت لازم دارد، به او میآموزد و هنر قرآن، آن است که راهنماییهای لازم را از طریق پردهبرداری از واقعیات بنیادین هستی ارائه میدهد.
- راهکارهای قرآن تنها در صورت علم و ایمان به واقعیتهای هستی (مبدأ و منتهای آفرینش) میتواند سعادت آدمی را تضمین کند.
- قرآن، بیانهای شگرفی درباره کارگزاران فعل الهی – یعنی فرشتگان دارد که هرگز عقل بشر را به شناخت ایشان راه نیست، بشر با عقل استدلالی خود، در حوزه کشف واقعیتهای فرجامین –هم چون عالم برزخ و قیامت – سخنی برای گفتن ندارد. در حالی که بخش قابلتوجهی از قرآن، به توصیف چنین حقایق اساسی میپردازد[۱۷]
راههای تشخیص اعجاز قرآن
- تشخیص مستقیم که برای یک عربزبان یا فرد متخصص مقدور است.
- تشخیص غیرمستقیم؛ از آنجا که اولاً، انگیزه مقابله با قرآن بسیار بوده و ثانیاً، خداوند آوردن حتی سورهای همانند قرآن را کافی دانسته و ثالثاً، خدای متعال فرمود: همه جهانیان "جن و انس" یاری یکدیگر کنند و رابعاً، کتابی به این عظمت توسط فردی درس نخوانده عرضه شده، تشخیص معجزه بودن آن برای افراد عادی غیر متخصص نیز، یقینی خواهد بود[۱۸].
زبان قرآن
- خداوند سبحان از طریق پیامبران، با زبان بشری به هدایت انسانها میپردازد؛﴿﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴾﴾[۱۹]. قرآن کریم نیز به زبان عربی آشکاری نازل شده: ﴿﴿ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾﴾[۲۰] بدون شک عموم مردم و عرف عام، مخاطب قرآن هستند؛ ظاهر قرآن به زبان عرف عام و باطن آن به زبان متخصصان سخن گفته است[۲۱].
زبان موضوعی قرآن
- بخش نخست: احکام و تکلیف﴿﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا﴾﴾[۲۲]
- بخش دوم: امثال و حکم﴿﴿مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ﴾﴾[۲۳]
- بخش سوم: سخن از سرای غیب؛ البته این واژهها و الفاظی که برای توصیف جهان غیب به کار رفته، متناسب با عالم حس است. برای مثال، از مراتب و نیروهای فرشتگان با "أجنحه" یعنی بالها، تعبیر شده است.
- بخش چهارم: معارف و اصول شناخت مانند صفات جمال که در آخر سوره حشر آمده است[۲۴].
تحدی قرآن
- برخی گمان کردهاند که قرآن، تنها به اعجاز ادبی خود تحدی کرده است، اما آیاتی مثل آیه ۸۸ سوره اسراء همه انس و جن را به معارضه با قرآن فراخوانده است و اختصاصی به اعجاز ادبی ندارد و إلا مخاطب قرار دادن اعراب کافی بود.
ناتوانی مخالفان از معارضه با قرآن
- به زعم انگیزه قوی مخالفان و امکانات گسترده آنان بهویژه در عصر جدید، هنوز پاسخی به تحدی قرآن که در همه ابعاد "فصاحت و بلاغت، عمق معانی، روش و اسلوب بیانی و..." با آنهماوردی کند، داده نشده است.
- اگر چنین توفیقی در گوشهای از تاریخ، حاصل شده بود، دشمنان اسلام با بهرهگیری از امکانات وسیع تبلیغی خود، آن را در سراسر جهان منعکس میساختند. در حالی که چنین اتفاقی، رخ نداده است[۲۵].
- در مجموع، کدامین بشر میتواند هم آراسته سخن بگوید و هم از هر تشبیه و صحنهآرایی خیالی پرهیز کند؟ زیبایی آهنگ قرآن روح انسان را به پرواز درمیآورد و گردوغبار نشسته بر فطرت الهیاش را میزداید[۲۶].
منابع
امینی، علی رضا و جوادی، محسن، معارف اسلامی ج۲؛
سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی ج۲؛
خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی؛
پانویس
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص:۱۸۴.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۸۹.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۹۰-۹۳.
- ↑ و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ سوره مائده، آیه:۲۷.
- ↑ و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ سوره انعام، آیه:۱۵۱.
- ↑ و فرزندانتان را از ترس ناداری مکشید، ما به آنان و شما روزی میدهیم؛ سوره اسراء، آیه:۳۱.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۹۵-۹۷.
- ↑ برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادهایم؛ سوره مائده، آیه:۴۸.
- ↑ و به راستی (لوط) آنان را به (خشم و) سختگیری ما هشدار داده بود اما آنان به بیم دادن با تردید نگریستند و آنها را سبک شمردند؛ سوره قمر، آیه:۳۶.
- ↑ سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ که همنشین شما گمراه و بیراه نیست. و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید.آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود؛ سوره نجم، آیه: ۱ - ۴.
- ↑ نه چنین است، که چون زمین، سخت در هم کوبیده گردد،و (امر) پروردگارت برسد و فرشتگان صف در صف فرا رسند،و در آن روز دوزخ را (به میان) آورند، آن روز، آدمی پند میگیرد اما (دیگر) پند او را چه سود خواهد داشت؟؛ سوره فجر، آیه: ۲۱- ۲۳.
- ↑ و شب را پوشش گرداندیم؛ سوره نبأ، آیه:۱۰.
- ↑ ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم؛ سوره حاقه، آیه:۱۱.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۸۷ - ۱۹۲.
- ↑ آن هنگامه راستین.آن هنگامه راستین چیست؟و چه دانی تو که آن هنگامه راستین چیست؟قوم ثمود و عاد، آن (هنگامه) درهم کوبنده را دروغ شمردند.اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند.و اما (قوم) عاد با تندباد سردی بنیانکن، از میان برداشته شد.که (خداوند) آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان چیره گردانید و آن قوم را در آن (شب و روز) ها بر زمین افتاده میدیدی، گویی تنههای خرمابنهایی فرو افتادهاندآیا از ایشان بازماندهای میبینی؟و فرعون و کسان پیش از او و (مردم) شهرهای زیر و زبر شده (قوم لوط) خطا کردند.با پیامبر پروردگارشان نافرمانی کردند آنگاه (خداوند) آنان را با کیفری بسیار سخت فرو گرفت؛ سوره حاقه، آیه: ۱- ۱۰.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۹۸-۹۹.
- ↑ ر.ک.امینی، علی رضا و جوادی، محسن؛ معارف اسلامی، ج۲، ص ۶۴-۶۵.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۹۴.
- ↑ و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه میدارد و هر که را بخواهد به راه میآورد و او پیروزمند فرزانه است؛ سوره ابراهیم، آیه:۴.
- ↑ به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید؛ سوره زخرف، آیه:۳.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۹۶.
- ↑ خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است؛ سوره بقره، آیه:۲۷۵.
- ↑ حکایت کردار آنان که به پروردگارشان کفر ورزیدند چون (توده) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان گمراهی ژرف است؛ سوره ابراهیم، آیه:۱۸.
- ↑ ر.ک.خسروپناه، عبدالحسین، کلام نوین اسلامی، ص ۱۹۳ - ۱۹۷.
- ↑ ر.ک.سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص ۱۱۰- ۱۱۴.
- ↑ ر.ک.امینی، علی رضا و جوادی، محسن؛ معارف اسلامی، ج۲، ص ۶۳.