جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته ==↵↵==' به '==') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
*طمع، در مقابل استغناء و [[بینیازی]] از [[مردم]] قرار دارد؛ و عبارت از [[شوق]] و میل [[نفس]] به دارائی دیگران است. این "دارائی" هر چند [[ثروت]]، آبرو، مراتب [[اجتماعی]] و دیگر امور اینگونه را دربر میگیرد؛ امّا "طمع" بیشتر در مورد [[شوق]] به [[ثروت]] دیگران به کار میرود. بنابراین، هرچند این [[رذیلت]] از نظر لغوی تمامی داشتههای [[انسانها]] را دربر میگیرد، امّا از نظر استعمال در [[دانش]] [[اخلاق]]، به "طمع در [[ثروت]] مادّی دیگران" اختصاص یافته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۶.</ref>. | *طمع، در مقابل استغناء و [[بینیازی]] از [[مردم]] قرار دارد؛ و عبارت از [[شوق]] و میل [[نفس]] به دارائی دیگران است. این "دارائی" هر چند [[ثروت]]، آبرو، مراتب [[اجتماعی]] و دیگر امور اینگونه را دربر میگیرد؛ امّا "طمع" بیشتر در مورد [[شوق]] به [[ثروت]] دیگران به کار میرود. بنابراین، هرچند این [[رذیلت]] از نظر لغوی تمامی داشتههای [[انسانها]] را دربر میگیرد، امّا از نظر استعمال در [[دانش]] [[اخلاق]]، به "طمع در [[ثروت]] مادّی دیگران" اختصاص یافته است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۶.</ref>. | ||
*این [[رذیلت اخلاقی]]، سخت [[ناپسند]] است؛ به این [[حدیث شریف]] بنگرید: "[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: چه [[ناپسند]] است برای [[مؤمن]]، که میل و خواستهای داشته باشد که او را ذلیل میسازد"<ref>{{متن حدیث| قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ}}اصول کافی، ج۲، ص۳۲۰.</ref>. | *این [[رذیلت اخلاقی]]، سخت [[ناپسند]] است؛ به این [[حدیث شریف]] بنگرید: "[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: چه [[ناپسند]] است برای [[مؤمن]]، که میل و خواستهای داشته باشد که او را ذلیل میسازد"<ref>{{متن حدیث| قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ}}اصول کافی، ج۲، ص۳۲۰.</ref>. | ||
*[[قرآن کریم]] نیز به شدّت از این [[رذیلت اخلاقی]] [[نهی]] فرموده؛ و هم از این [[کتاب آسمانی]] و هم از [[روایات]] اهل [[عصمت]]{{عم}}، به خوبی استفاده میشود که عقوباتی سخت از پی این صفت [[اخلاقی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] دامن صاحبان آن را خواهد گرفت. به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى}}<ref>«و به آنچه با آن دستههایی از آنان را بهرهمند گرداندهایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان دادهایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۷.</ref>. | * [[قرآن کریم]] نیز به شدّت از این [[رذیلت اخلاقی]] [[نهی]] فرموده؛ و هم از این [[کتاب آسمانی]] و هم از [[روایات]] اهل [[عصمت]]{{عم}}، به خوبی استفاده میشود که عقوباتی سخت از پی این صفت [[اخلاقی]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] دامن صاحبان آن را خواهد گرفت. به این دو [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى}}<ref>«و به آنچه با آن دستههایی از آنان را بهرهمند گرداندهایم چشم مدوز، آراستگی زندگی این جهان را (به آنان دادهایم) تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایاتر است» سوره طه، آیه ۱۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«به چیزی که دستههایی از کافران را بدان بهرهمند کردهایم چشم مدوز و برای آنان اندوه مخور و برای مؤمنان افتادگی کن!» سوره حجر، آیه ۸۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۲۷.</ref>. | ||
*گویا مراد از "چشم دوختن به دارائی [[مردم]]"، همان طمع باشد؛ چه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز این دو [[آیه]] را همینگونه [[تفسیر]] فرمودهاند: "هرکس نظر خود را به [[ثروت]] [[مردم]] بدوزد، اندوهش پایدار شود و [[ناراحتی]]اش هرگز تسلّی نیابد"<ref>{{متن حدیث| وَ مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ طَالَ هَمُّهُ وَ مَنْ لَمْ يَشْفِ غَيْظَهُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل آیه ۱۳۱ طه.</ref>. | *گویا مراد از "چشم دوختن به دارائی [[مردم]]"، همان طمع باشد؛ چه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز این دو [[آیه]] را همینگونه [[تفسیر]] فرمودهاند: "هرکس نظر خود را به [[ثروت]] [[مردم]] بدوزد، اندوهش پایدار شود و [[ناراحتی]]اش هرگز تسلّی نیابد"<ref>{{متن حدیث| وَ مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ طَالَ هَمُّهُ وَ مَنْ لَمْ يَشْفِ غَيْظَهُ}}؛ تفسیر صافی، ذیل آیه ۱۳۱ طه.</ref>. | ||
*طمعورزی، گذشته از آنکه خود در شمار [[رذائل اخلاقی]] است، رذائلی چند بههمراه و نیز در پی خواهد داشت؛ که هریک در شمار [[گناهان کبیره]] محسوب میگردد. | *طمعورزی، گذشته از آنکه خود در شمار [[رذائل اخلاقی]] است، رذائلی چند بههمراه و نیز در پی خواهد داشت؛ که هریک در شمار [[گناهان کبیره]] محسوب میگردد. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*در روایتی دیگر نیز، صریحاً به این نکته اشاره شده که: "طمع موجب [[خروج]] [[ایمان]] از [[قلب]] [[انسان]] میشود": به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: "چه چیزی [[ایمان]] را در [[قلب]] [[انسان]] ثابت میکند؟ فرمودند: [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]]؛ و آنچه آن را از [[قلب]] خارج میکند، طمعورزی است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبَانِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ مَا الَّذِي يُثْبِتُ الْإِيمَانَ فِي الْعَبْدِ قَالَ الَّذِي يُثْبِتُهُ فِيهِ الْوَرَعُ وَ الَّذِي يُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۰، ص۱۶۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص 331.</ref>. *با این همه، جای افسوس است که بنا بر [[شهادت]] [[قرآن کریم]]، عموم [[مردم]] بهجز اندکی از آنان، از دام این [[رذیلت اخلاقی]] رهائی نیافته، بدان [[مبتلا]] میباشند: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ}}<ref>«این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد *(داود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند» سوره ص، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. این [[آیه]]، در مرتبه نخست بهخوبی نشان میدهد که تنها مؤمنانند که از دام این [[رذیلت]] رهیدهاند؛ ورنه دیگر کسان طمع ورزند و به دارائیِ دیگران چشم دوخته. | *در روایتی دیگر نیز، صریحاً به این نکته اشاره شده که: "طمع موجب [[خروج]] [[ایمان]] از [[قلب]] [[انسان]] میشود": به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: "چه چیزی [[ایمان]] را در [[قلب]] [[انسان]] ثابت میکند؟ فرمودند: [[تقوا]] و [[پرهیزگاری]]؛ و آنچه آن را از [[قلب]] خارج میکند، طمعورزی است"<ref>{{متن حدیث| عَنْ أَبَانِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ مَا الَّذِي يُثْبِتُ الْإِيمَانَ فِي الْعَبْدِ قَالَ الَّذِي يُثْبِتُهُ فِيهِ الْوَرَعُ وَ الَّذِي يُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ}}؛ بحار الأنوار، ج۷۰، ص۱۶۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص 331.</ref>. *با این همه، جای افسوس است که بنا بر [[شهادت]] [[قرآن کریم]]، عموم [[مردم]] بهجز اندکی از آنان، از دام این [[رذیلت اخلاقی]] رهائی نیافته، بدان [[مبتلا]] میباشند: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ}}<ref>«این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد *(داود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند» سوره ص، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. این [[آیه]]، در مرتبه نخست بهخوبی نشان میدهد که تنها مؤمنانند که از دام این [[رذیلت]] رهیدهاند؛ ورنه دیگر کسان طمع ورزند و به دارائیِ دیگران چشم دوخته. | ||
*زان پس نیز اشاره مینماید که طمعورزان، مشتاقند تا دارائیِ دیگران را به [[ثروت]] خود بیفزایند، هرچند آنان از ثروتی اندک برخوردار بوده، و یا حتّی در شمار [[فقرا]] قرار گیرند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۱-۳۳۲.</ref>. | *زان پس نیز اشاره مینماید که طمعورزان، مشتاقند تا دارائیِ دیگران را به [[ثروت]] خود بیفزایند، هرچند آنان از ثروتی اندک برخوردار بوده، و یا حتّی در شمار [[فقرا]] قرار گیرند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۱-۳۳۲.</ref>. | ||
*اینان در این زمینه تفاوتی میان [[حلال]] و [[حرام]]، دور و نزدیک، خویش و بیگانه، و عوام و [[خواص]] نمینهند!. به این چند [[آیه]] [[مبارک]] نیز توجّه فرمائید: {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ * أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ}}<ref>«و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند * و بسیار حرام | *اینان در این زمینه تفاوتی میان [[حلال]] و [[حرام]]، دور و نزدیک، خویش و بیگانه، و عوام و [[خواص]] نمینهند!. به این چند [[آیه]] [[مبارک]] نیز توجّه فرمائید: {{متن قرآن|وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ * أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ}}<ref>«و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند * و بسیار حرام خوارند» سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا* وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا}}<ref>«و میراث (خود و یتیمان) را یکجا میخورید * و دارایی را بسیار دوست میدارید» سوره فجر، آیه ۱۹-۲۰.</ref>؛ {{متن قرآن|فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ}}<ref>«پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref>. | ||
*بدین ترتیب، واضح میشود که از نظرگاه [[قرآن کریم]]، طمعورزان به دیدهای به [[حلال]] مینگرند که به [[حرام]] مینگرند؛ نظری به [[مال]] [[خویشان]] دارند که به [[مال]] بیگانگان دارند؛ و حتّی در طمع به نوامیس دیگران، محترمترین بانوان را نیز از نظر دور نمیدارند: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref> . | *بدین ترتیب، واضح میشود که از نظرگاه [[قرآن کریم]]، طمعورزان به دیدهای به [[حلال]] مینگرند که به [[حرام]] مینگرند؛ نظری به [[مال]] [[خویشان]] دارند که به [[مال]] بیگانگان دارند؛ و حتّی در طمع به نوامیس دیگران، محترمترین بانوان را نیز از نظر دور نمیدارند: {{متن قرآن|وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ}}<ref>«و یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا آنکه از آیین آنها پیروی کنی» سوره بقره، آیه ۱۲۰.</ref> . | ||
*عجیبتر آنکه طمعورز [[نادان]]، به آن [[گمان]] است که [[بهشت]] نیز در [[اختیار]] اوست؛ از این رو در آن طمع ورزیده [[آرزو]] میپرورد که بدان وارد شود: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>. | *عجیبتر آنکه طمعورز [[نادان]]، به آن [[گمان]] است که [[بهشت]] نیز در [[اختیار]] اوست؛ از این رو در آن طمع ورزیده [[آرزو]] میپرورد که بدان وارد شود: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ}}<ref>«و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست» سوره بقره، آیه ۱۱۱.</ref>. | ||
*بر این اساس، روش طمّاعان، روش گرک است و عمل آنان عمل او؛ از این رو با صورتی همچون او محشور میشوند، و در [[قیامت]] چهرهای گرگین مییابند!؛ <ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۲-۳۳۳.</ref>. | *بر این اساس، روش طمّاعان، روش گرک است و عمل آنان عمل او؛ از این رو با صورتی همچون او محشور میشوند، و در [[قیامت]] چهرهای گرگین مییابند!؛ <ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۲-۳۳۳.</ref>. | ||
* طمع، به عنوان خُلق مقابل استغناء نیز، از مراتبی همانگونه برخوردار است؛ چه: گروهی از طمعورزان در [[حلال]] طمع میکنند، امّا در [[حرام]] نه؛ و گروهی علاوه بر [[حلال]]، در [[حرام]] هم طمع میکنند؛ گروهی دیگر در آشنایان طمعی ندارند، در بیگانگان امّا آری و گروهی دیگر تفاوتی بین خویش و غیر و نزدیک و بیگانه نمینهند!؛ گروهی خُرد و کلان را در این راستا یکسان میبینند؛ و گروهی از [[خواص]] پرهیز، و در [[مال]] عموم طمع میکنند؛ گروهی حتّی به [[پدر]] و [[مادر]] خویش نیز ترحّم نمیکنند، گذشته از آنکه در [[مال]] شرعی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[حضرت ولیعصر]]{{ع}} نیز طمع کرده، حتّی [[خمس]] و [[زکات]] [[مال]] خویش را بهراحتی [[مصرف]] میکنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۳.</ref>. | * طمع، به عنوان خُلق مقابل استغناء نیز، از مراتبی همانگونه برخوردار است؛ چه: گروهی از طمعورزان در [[حلال]] طمع میکنند، امّا در [[حرام]] نه؛ و گروهی علاوه بر [[حلال]]، در [[حرام]] هم طمع میکنند؛ گروهی دیگر در آشنایان طمعی ندارند، در بیگانگان امّا آری و گروهی دیگر تفاوتی بین خویش و غیر و نزدیک و بیگانه نمینهند!؛ گروهی خُرد و کلان را در این راستا یکسان میبینند؛ و گروهی از [[خواص]] پرهیز، و در [[مال]] عموم طمع میکنند؛ گروهی حتّی به [[پدر]] و [[مادر]] خویش نیز ترحّم نمیکنند، گذشته از آنکه در [[مال]] شرعی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[حضرت ولیعصر]]{{ع}} نیز طمع کرده، حتّی [[خمس]] و [[زکات]] [[مال]] خویش را بهراحتی [[مصرف]] میکنند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۳.</ref>. | ||
*[[یهود]] و آنان که روشی همچون آنان دارند، از همین [[رذیلت اخلاقی]] [[رنج]] میبرند؛ چه آنان نه تنها در پی آنند که همه [[دنیا]] را به چپاول گیرند - و از این رو همچون [[دوزخ]] سیری ناپذیرند! -، که حتّی در [[بهشت]] [[الهی]] نیز طمع بسته، [[گمان]] میکنند که تنها یهودیانند که علیرغم اتّصاف به [[رذائل اخلاقی]] بیشمار، باز به [[بهشت]] میروند؛ و دیگران را هیچ راهی به آن سرای پر [[نعمت]] نیست!؛ وای بر طمع و وای بر طمع کاران!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۳-۳۳۴.</ref>. | * [[یهود]] و آنان که روشی همچون آنان دارند، از همین [[رذیلت اخلاقی]] [[رنج]] میبرند؛ چه آنان نه تنها در پی آنند که همه [[دنیا]] را به چپاول گیرند - و از این رو همچون [[دوزخ]] سیری ناپذیرند! -، که حتّی در [[بهشت]] [[الهی]] نیز طمع بسته، [[گمان]] میکنند که تنها یهودیانند که علیرغم اتّصاف به [[رذائل اخلاقی]] بیشمار، باز به [[بهشت]] میروند؛ و دیگران را هیچ راهی به آن سرای پر [[نعمت]] نیست!؛ وای بر طمع و وای بر طمع کاران!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۳۳-۳۳۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||