عطر امام مهدی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(...)
خط ۱۰: خط ۱۰:
*جناب [[حکیمه خاتون]] می‌گوید: یک بار وقتی دلم برای حضرت تنگ شده بود، به نزد گهواره‌اش رفتم و او را بغل کردم و به دست و صورتش بوسه زدم. آن‌چنان عطر خوشی از او استشمام نمودم که هرگز عطری به آن خوش‌بویی استشمام نکرده بودم<ref>روزگار رهايی، ج ۱، ص ۱۵۲.</ref>. زهری می‌گوید حضرت بقیه الله را دیدم که جمال دل‌آرای او نیکوترین صورت‌ها و عطر ساطع از وجود شریفش، خوشبوترین عطر در جهان بود"<ref>روزگار رهايی، ص ۱۶۸.</ref>. [[علی بن ابراهیم ازدی]] نیز می‌گوید: مشغول طواف خانه خدا بودم که در کنار حلقه‌ای در طرف راست خانه خدا، جوان زیبارو، خوش‌بو، باوقار و با شکوهی را دیدم..."<ref>روزگار رهايی.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۹۸.</ref>.
*جناب [[حکیمه خاتون]] می‌گوید: یک بار وقتی دلم برای حضرت تنگ شده بود، به نزد گهواره‌اش رفتم و او را بغل کردم و به دست و صورتش بوسه زدم. آن‌چنان عطر خوشی از او استشمام نمودم که هرگز عطری به آن خوش‌بویی استشمام نکرده بودم<ref>روزگار رهايی، ج ۱، ص ۱۵۲.</ref>. زهری می‌گوید حضرت بقیه الله را دیدم که جمال دل‌آرای او نیکوترین صورت‌ها و عطر ساطع از وجود شریفش، خوشبوترین عطر در جهان بود"<ref>روزگار رهايی، ص ۱۶۸.</ref>. [[علی بن ابراهیم ازدی]] نیز می‌گوید: مشغول طواف خانه خدا بودم که در کنار حلقه‌ای در طرف راست خانه خدا، جوان زیبارو، خوش‌بو، باوقار و با شکوهی را دیدم..."<ref>روزگار رهايی.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۹۸.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}

نسخهٔ ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۱۰

مقدمه

  • جناب حکیمه خاتون می‌گوید: یک بار وقتی دلم برای حضرت تنگ شده بود، به نزد گهواره‌اش رفتم و او را بغل کردم و به دست و صورتش بوسه زدم. آن‌چنان عطر خوشی از او استشمام نمودم که هرگز عطری به آن خوش‌بویی استشمام نکرده بودم[۱]. زهری می‌گوید حضرت بقیه الله را دیدم که جمال دل‌آرای او نیکوترین صورت‌ها و عطر ساطع از وجود شریفش، خوشبوترین عطر در جهان بود"[۲]. علی بن ابراهیم ازدی نیز می‌گوید: مشغول طواف خانه خدا بودم که در کنار حلقه‌ای در طرف راست خانه خدا، جوان زیبارو، خوش‌بو، باوقار و با شکوهی را دیدم..."[۳][۴].

منابع

پانویس

  1. روزگار رهايی، ج ۱، ص ۱۵۲.
  2. روزگار رهايی، ص ۱۶۸.
  3. روزگار رهايی.
  4. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۴۹۸.