بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*به علاوه، ماده "ختم" در قرآن مجید در هشت مورد به کار رفته و در همهجا به معنی پایان دادن و مهر نهادن است؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ }}﴾}}<ref> امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم و از آنچه انجام میدادند دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند؛ سوره یس، آیه:۶۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}﴾}}<ref> خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه: ۷.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *به علاوه، ماده "ختم" در قرآن مجید در هشت مورد به کار رفته و در همهجا به معنی پایان دادن و مهر نهادن است؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ }}﴾}}<ref> امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم و از آنچه انجام میدادند دستهایشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند؛ سوره یس، آیه:۶۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}﴾}}<ref> خداوند بر دلها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بیناییهای آنها پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت؛ سوره بقره، آیه: ۷.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*از اینجا معلوم میشود کسانی که در دلالت آیه بر خاتمیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] و پایان گرفتن سلسله [[انبیا]] بهوسیله او وسوسه کردهاند، بهکلی از معنی این واژه بیاطلاع بودهاند و یا خود را به بیاطلاعی زدهاند، وگرنه کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}﴾}} به وضوح بر خاتمیت دلالت دارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *از اینجا معلوم میشود کسانی که در دلالت آیه بر خاتمیت [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] و پایان گرفتن سلسله [[انبیا]] بهوسیله او وسوسه کردهاند، بهکلی از معنی این واژه بیاطلاع بودهاند و یا خود را به بیاطلاعی زدهاند، وگرنه کلمه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}﴾}} به وضوح بر خاتمیت دلالت دارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص:۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*بر اساس تصریح قرآن کریم که مهمترین و نخستین منبع خاتمیت است، هیچ دینی جز اسلام پذیرفته نیست: | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}﴾}}<ref> و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است؛ سوره آل عمران، آیه:۸۵.</ref>. لازمه این معنا، کمال و جامعیت نهایی اسلام است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۲۷۹.</ref>. | |||
#آیه:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}﴾}}<ref> محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره احزاب، آیه:۴۰.</ref> به دلالت مطابقی و شفاف، خاتم [[پیامبران]] را [[پیامبر اکرم|حضرت محمد]] نام میبرد که در تمامی کتب لغت معنای "خاتم" به معنای پایان هر امری آمده است و به شبهات آن نیز پاسخ گفته شده<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۳.</ref>. | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}﴾}}<ref> و به راستی آن کتابی است ارجمند.در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است؛ سوره فصلت، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref>. این آیه، عروض هر نوع باطل را بر قرآن نفی میکند و یکی از عروض باطل، نسخ قرآن توسط کتاب دیگر است و آیه فوق عروض بطلان را بهصورت مطلق نفی کرده و تا قیامت، حق و پایدار خواهد بود. باری! آیه فوق، نه [[نبوت]] تبلیغی، بلکه [[نبوت]] تشریعی را نفی میکند و [[نبوت]] تبلیغی با اصل [[امامت]] و آیه اکمال دین نفی میشود. | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ }}﴾}}<ref> به من این قرآن وحی شده است تا با آن به شما و به هر کس که (این قرآن به او) برسد، هشدار دهم؛ سوره انعام، آیه:۱۹.</ref> ظاهر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَن بَلَغَ }}﴾}} مطلق و بدون محدودیت زمانی میباشد که به معنای عدم ظهور [[پیامبر]] و [[شریعت]] دیگر میباشد. | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}﴾}}<ref> و کسانی که به آنان کتاب دادهایم میدانند که آن (قرآن) فرو فرستادهای راستین از سوی پروردگار توست پس به هیچ روی از تردیدکنندگان مباش!و سخن پروردگارت به راستی و دادگری کامل شد؛ هیچ دگرگون کنندهای برای سخنان وی نیست و او شنوای داناست؛ سوره انعام، آیه: ۱۱۴ - ۱۱۵.</ref>. آیه فوق به این نکته تصریح دارد که با نزول قرآن گویا [[وحی]] الهی به اتمام رسیده و دیگر کلمات آسمانی تکرار نخواهد شد. | |||
منظور از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كَلِمَتُ رَبِّكَ}}﴾}} با توجه به جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ}}﴾}}، قرآن مجید است قید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ}}﴾}} تصریح میکند که اسلام و قرآن غیر منسوخ باقی خواهد ماند. قید مذکور، به اطلاق خود، هم تبدیل بهوسیله نسخ الهی را رد میکند و هم تبدیل به دست تحریفگران را<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[دین و نبوت (کتاب)|دین و نبوت]]، ص ۲۲۴-۲۲۶.</ref>. | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}﴾}}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه:۱.</ref>. قرآن کتابی است برای انذار عموم بشر در هر مکان و زمانی، و چون هیچگونه قیدی در آیه ذکر نشده، بر شمول هدایت نسبت به افراد بشر دلالت میکند. کلمه عالمین بهصورت مجازی گاهی بر گروهی از افراد بشر اطلاق شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> شما را بر جهانیان برتری دادم؛ سوره بقره، آیه:۱۲۲.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> و بر زنان جهان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۴۲.</ref>، ولی نیاز به قرینه دارد. اصولاً همه آیاتی که بر عمومیت [[نبوت]] [[پیامبر]] و [[شریعت]] اسلام دلالت میکنند ظهور در خاتمیت آن نیز دارند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص۱۱۰-۱۱۱.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||