جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غصب در قرآن]] - [[غصب در حدیث]] - [[غصب در نهج البلاغه]] - [[غصب در کلام اسلامی]] - [[غصب در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط = غصب (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[غصب در قرآن]] - [[غصب در حدیث]] - [[غصب در نهج البلاغه]] - [[غصب در کلام اسلامی]] - [[غصب در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط = غصب (پرسش)}} | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۴: | ||
از نظر آموزههای [[وحیانی]] [[قرآن]]، غصب موجب میشود تا درگیریهای مرگباری در میان افراد [[جامعه]] ایجاد شود و [[قتال]] و [[کشتار]] رخ دهد و این گونه [[نظم اجتماعی]] از میان رفته و [[امنیت]] دچار خلل و اختلال شود. از نظر قرآن، جامعه ای که گرفتار انواع و اقسام [[باطل]] خوری از جمله غصب گرفتار شده باشد، به نوعی گرفتار خودکشی است؛ زیرا اگر [[اقتصاد]] مایه قوام و استواربخشی [[اجتماع]] {{متن قرآن|وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵.</ref> و همانند خونی در رگهای آن است، کسی که با باطل خوری و [[حرام]] خوری به این اقتصاد ضربه میزند، کمر اجتماع را شکسته و [[خون]] در رگها را به میکروب و ویروس مرگباری [[آلوده]] کرده است که سرانجام آن [[مرگ]] تدریجی و فلاکت بار است. از همین روست که [[خدا]] در [[نهی]] از حرام و باطل خوری میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> | از نظر آموزههای [[وحیانی]] [[قرآن]]، غصب موجب میشود تا درگیریهای مرگباری در میان افراد [[جامعه]] ایجاد شود و [[قتال]] و [[کشتار]] رخ دهد و این گونه [[نظم اجتماعی]] از میان رفته و [[امنیت]] دچار خلل و اختلال شود. از نظر قرآن، جامعه ای که گرفتار انواع و اقسام [[باطل]] خوری از جمله غصب گرفتار شده باشد، به نوعی گرفتار خودکشی است؛ زیرا اگر [[اقتصاد]] مایه قوام و استواربخشی [[اجتماع]] {{متن قرآن|وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«و داراییهایتان را که خداوند (مایه) پایداری (زندگی) شما گردانیده است به کمخردان نسپارید و از در آمد آن، آنان را روزی و پوشاک رسانید و با آنان با زبانی شایسته سخن گویید» سوره نساء، آیه ۵.</ref> و همانند خونی در رگهای آن است، کسی که با باطل خوری و [[حرام]] خوری به این اقتصاد ضربه میزند، کمر اجتماع را شکسته و [[خون]] در رگها را به میکروب و ویروس مرگباری [[آلوده]] کرده است که سرانجام آن [[مرگ]] تدریجی و فلاکت بار است. از همین روست که [[خدا]] در [[نهی]] از حرام و باطل خوری میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> | ||
از نظر این آیه از [[آیات قرآنی]]، غصب اموال [[مردم]] و جابه جایی نامشروع و باطل آنها، موجب [[تباهی]] و نابودی جامعه است؛ زیرا اقتصاد همان ستون و [[عمود]] اصلی [[خیمه]] اجتماع است که اگر آسیب ببیند همه اجتماع آسیب میبیند؛ زیرا مقصود از "باطل" در این آیه تصرّف غیر [[شرعی]] و غاصبانه است. <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص ۵۰۲.</ref> و جمله {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ}}<ref> | از نظر این آیه از [[آیات قرآنی]]، غصب اموال [[مردم]] و جابه جایی نامشروع و باطل آنها، موجب [[تباهی]] و نابودی جامعه است؛ زیرا اقتصاد همان ستون و [[عمود]] اصلی [[خیمه]] اجتماع است که اگر آسیب ببیند همه اجتماع آسیب میبیند؛ زیرا مقصود از "باطل" در این آیه تصرّف غیر [[شرعی]] و غاصبانه است. <ref>[[الکشاف]]، ج ۱، ص ۵۰۲.</ref> و جمله {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ}}<ref>«یکدیگر را نکشید» سوره نساء، آیه ۲۹.</ref> میتواند بیانگر علّت [[حکم]] در معطوف علیه یعنی جمله {{متن قرآن|َلَا تَأْكُلُوا}}<ref>«مخورید» سوره بقره، آیه ۱۸۸.</ref> باشد؛ بنابراین، بر اساس این [[آیه]]، غصب [[اموال]] دیگران سبب نابودی [[جامعه]] میشود <ref>[[المیزان]]، ج ۴، ص ۳۱۷.</ref> و کسانی که به [[باطل]] خوری از جمله غصب رو میآورند، در [[حقیقت]] موجبات خودکشی [[اجتماع]] را فراهم آورده و اجتماع به دست خویش [[مرگ]] را برای خود رقم میزند. | ||
همچنین در این آیه [[مبارک]]، [[حفظ]] [[مال]] و رعایت [[احترام]] آن، مقدم بر [[حفظ جان]] و نفس بیان شده و ابتدا [[دستور]] به حفظ مال شده است که اموال خود را به اسباب باطل، یعنی اسبابی که [[قانونگذار]] آن را سبب انتقال مال از [[دارایی]] شخصی به دارایی شخص دیگر [[شناسایی]] نکرده یا مُمَلِّک ندانسته، مبادله و [[تصرف]] نکنید و بعد اعلام گردیده که [[جان]] و نفس دیگران را نیز محترم بدانید و خود یا دیگری را نکشید که [[خدا]] به شما [[مهربان]] است. پس همان گونه که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اعلام کردهاند [[خداوند]]، مال اشخاص را مانند [[خون]] آنان [[حرام]] کرده است. <ref>الجعفریات، الأشعثیات، ص ۱۹۸؛ [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، النص، ص ۱۴۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۴۲؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref> از این [[آیه شریفه]] نیز استفاده میشود که اهمیت [[حرمت]] مال در ردیف اهمیت [[حرمت نفس]] [[انسانی]] است. پس از اهمیت و [[حمایت]] [[حقوقی]] خاص نیز برخوردار است. در نتیجه، از لحاظ حقوقی، رعایت [[حقوق مالی]] دیگران لازم است و این [[حقوق]] فقط به اسباب مُمَلِّک صحیح میتواند از دارایی شخصی به دارایی شخص دیگر منتقل شود. | همچنین در این آیه [[مبارک]]، [[حفظ]] [[مال]] و رعایت [[احترام]] آن، مقدم بر [[حفظ جان]] و نفس بیان شده و ابتدا [[دستور]] به حفظ مال شده است که اموال خود را به اسباب باطل، یعنی اسبابی که [[قانونگذار]] آن را سبب انتقال مال از [[دارایی]] شخصی به دارایی شخص دیگر [[شناسایی]] نکرده یا مُمَلِّک ندانسته، مبادله و [[تصرف]] نکنید و بعد اعلام گردیده که [[جان]] و نفس دیگران را نیز محترم بدانید و خود یا دیگری را نکشید که [[خدا]] به شما [[مهربان]] است. پس همان گونه که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} اعلام کردهاند [[خداوند]]، مال اشخاص را مانند [[خون]] آنان [[حرام]] کرده است. <ref>الجعفریات، الأشعثیات، ص ۱۹۸؛ [[ثواب]] الأعمال و [[عقاب]] الأعمال، النص، ص ۱۴۵؛ مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۴۲؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref> از این [[آیه شریفه]] نیز استفاده میشود که اهمیت [[حرمت]] مال در ردیف اهمیت [[حرمت نفس]] [[انسانی]] است. پس از اهمیت و [[حمایت]] [[حقوقی]] خاص نیز برخوردار است. در نتیجه، از لحاظ حقوقی، رعایت [[حقوق مالی]] دیگران لازم است و این [[حقوق]] فقط به اسباب مُمَلِّک صحیح میتواند از دارایی شخصی به دارایی شخص دیگر منتقل شود. | ||
| خط ۱۴۳: | خط ۱۴۲: | ||
دو [[حکم تکلیفی]] عبارتند از: | دو [[حکم تکلیفی]] عبارتند از: | ||
#[[حرام]] بودن غصب بر [[غاصب]]؛ | # [[حرام]] بودن غصب بر [[غاصب]]؛ | ||
#و [[وجوب]] ردّ آن به [[مالک]]؛ یعنی بر شخص غاصب [[واجب]] است که [[مال]] را هر چه زودتر به صاحبش برگرداند. این دو حکم در همه انواع غصب (غصب اموال و غصب [[حقوق]]) جریان دارد.<ref>[[امام خمینی]]، تحریر الوسیله، ج۳، ص۶۵۰، کتاب غصب، مسأله۳.</ref> | #و [[وجوب]] ردّ آن به [[مالک]]؛ یعنی بر شخص غاصب [[واجب]] است که [[مال]] را هر چه زودتر به صاحبش برگرداند. این دو حکم در همه انواع غصب (غصب اموال و غصب [[حقوق]]) جریان دارد.<ref>[[امام خمینی]]، تحریر الوسیله، ج۳، ص۶۵۰، کتاب غصب، مسأله۳.</ref> | ||
| خط ۱۵۰: | خط ۱۴۹: | ||
مادامی که شیء غصبی موجود است واجب است به مالکش باز گردانده شود، حتی اگر مستلزم پرداخت مبالغ و تحمل سختیهایی باشد. اگر باز گرداندن شیء غصبی مستلزم ضرری برای غاصب باشد، مانند اینکه بعضی [[مصالح]] ساختمانی را غصب کرده ودر پی ساختمانی مرتفع بکار برده، آیا واجب است که این مصالح را باز گرداند، حتی اگر اینکار مستلزم خراب کردن بنای ساخته شده باشد؟ | مادامی که شیء غصبی موجود است واجب است به مالکش باز گردانده شود، حتی اگر مستلزم پرداخت مبالغ و تحمل سختیهایی باشد. اگر باز گرداندن شیء غصبی مستلزم ضرری برای غاصب باشد، مانند اینکه بعضی [[مصالح]] ساختمانی را غصب کرده ودر پی ساختمانی مرتفع بکار برده، آیا واجب است که این مصالح را باز گرداند، حتی اگر اینکار مستلزم خراب کردن بنای ساخته شده باشد؟ | ||
در این صورت باید موازنهای بین شیء غصبی وبین آثار مترتب بر اعاده آن صورت پذیرد، بنابراین اگر بازگرداندن جنس غصبی موجب آثاری شودکه عنوان [[فساد در زمین]] بر آن منطبق گردد، ویا حتی سبب [[سختی]] وضرر بسیار زیادی "حرج" گردد، قائل شدن به [[وجوب]] اعاده عین شیء غصبی مشکل میباشد، به دلیل قول [[خداوند متعال]] در باره [[ربا]] که فرموده: {{متن قرآن|لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref> | در این صورت باید موازنهای بین شیء غصبی وبین آثار مترتب بر اعاده آن صورت پذیرد، بنابراین اگر بازگرداندن جنس غصبی موجب آثاری شودکه عنوان [[فساد در زمین]] بر آن منطبق گردد، ویا حتی سبب [[سختی]] وضرر بسیار زیادی "حرج" گردد، قائل شدن به [[وجوب]] اعاده عین شیء غصبی مشکل میباشد، به دلیل قول [[خداوند متعال]] در باره [[ربا]] که فرموده: {{متن قرآن|لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ}}<ref>«نه ستم میورزید و نه بر شما ستم میرود» سوره بقره، آیه ۲۷۹.</ref>، یعنی پاسخ [[ظلم]] به وسیله ظلم مطلوب نیست وحال آنکه [[خداوند]] فرموده: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ}}<ref>«هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> در اینگونه موارد باید به عرف ودادگاه [[شایسته]] [[رجوع]] کرد.<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۷.</ref> | ||
علاوه بر بازگرداندن شیء غصبی، غصب کننده باید منافعی را که [[مالک]] اصلی در مدت غصب [[مال]] از دست داده، بپردازد، مثلًا اگر شیء غصبی اتومبیلی باشد، غصب کننده علاوه بر اعاده آن باید اجرت استفاده از آن را در خلال مدت غصب نیز بپردازد، همینطور است [[خانه]] غصبی، که باید اجرت سکونت در آن را بدهد، ودر مورد این [[حکم]] تفاوتی ندارد که [[غاصب]] از [[منافع]] شیء غصبی "یعنی [[سوار شدن]] بر اتومبیل وسکونت در خانه" استفاده کرده باشد یا نه<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [http://www.samamos.com/%D8%BA%D8%B5%D8%A8%D8%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85/ مقاله '''«غصب»''']</ref> | علاوه بر بازگرداندن شیء غصبی، غصب کننده باید منافعی را که [[مالک]] اصلی در مدت غصب [[مال]] از دست داده، بپردازد، مثلًا اگر شیء غصبی اتومبیلی باشد، غصب کننده علاوه بر اعاده آن باید اجرت استفاده از آن را در خلال مدت غصب نیز بپردازد، همینطور است [[خانه]] غصبی، که باید اجرت سکونت در آن را بدهد، ودر مورد این [[حکم]] تفاوتی ندارد که [[غاصب]] از [[منافع]] شیء غصبی "یعنی [[سوار شدن]] بر اتومبیل وسکونت در خانه" استفاده کرده باشد یا نه<ref>سید محمد تقی مدرسی، احکام معاملات، ج۱، ص۴۴۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [http://www.samamos.com/%D8%BA%D8%B5%D8%A8%D8%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85/ مقاله '''«غصب»''']</ref> | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۷۳: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{ | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[غصب خلافت]] | * [[غصب خلافت]] | ||
* [[غصب فدک]] | * [[غصب فدک]] | ||