پوشاک: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۱ اوت ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - '↵{{سیره معصوم}}' به '{{سیره معصوم}}')
خط ۱۵: خط ۱۵:


==[[لباس]] از دیدگاه [[رسول اکرم]]{{صل}}==
==[[لباس]] از دیدگاه [[رسول اکرم]]{{صل}}==
*[[لباس]] از دیدگاه [[پیامبر خدا]]{{صل}} پوشش بود نه مایه فخر و از اینکه [[لباس]]، مایه فخر [[مردم]] شود، به شدت بیزار بود و از آن [[نهی]] می‌کرد و می‌فرمود: "هر که لباسی بخرد و در این [[لباس]] به دیگران فخر بفروشد، [[خداوند]] در [[قیامت]]، او را به سبب این عملش با شعله‌های سوزان [[جهنم]] می‌پوشاند"<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ }}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ اعلام الدین، ص ۴۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۰، ص ۲۲۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
* [[لباس]] از دیدگاه [[پیامبر خدا]]{{صل}} پوشش بود نه مایه فخر و از اینکه [[لباس]]، مایه فخر [[مردم]] شود، به شدت بیزار بود و از آن [[نهی]] می‌کرد و می‌فرمود: "هر که لباسی بخرد و در این [[لباس]] به دیگران فخر بفروشد، [[خداوند]] در [[قیامت]]، او را به سبب این عملش با شعله‌های سوزان [[جهنم]] می‌پوشاند"<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ }}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ اعلام الدین، ص ۴۱۳؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۰ و ابن حجر، فتح الباری، ج ۱۰، ص ۲۲۲.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
*[[نقل]] شده است که روزی عمامه‌ای نشاندار به ایشان هدیه شد و ایشان نشان آن را کند و سپس از آن استفاده کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۳.</ref>. همچنین [[رسول خدا]]{{صل}} از کشیده شدن [[لباس]] بر [[زمین]] [[نهی]] می‌فرمود و آن را از مصادیق [[کبر]] و غروری بر می‌شمرد که [[خداوند]]، آن را [[دوست]] ندارد<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۸۲؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۲۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۶۴ و المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۶۴</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
* [[نقل]] شده است که روزی عمامه‌ای نشاندار به ایشان هدیه شد و ایشان نشان آن را کند و سپس از آن استفاده کرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۳.</ref>. همچنین [[رسول خدا]]{{صل}} از کشیده شدن [[لباس]] بر [[زمین]] [[نهی]] می‌فرمود و آن را از مصادیق [[کبر]] و غروری بر می‌شمرد که [[خداوند]]، آن را [[دوست]] ندارد<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۸۲؛ احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۲۴؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۶۴ و المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۶۴</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳.</ref>.
*[[پیامبر اسلام]]{{صل}} از اینکه [[لباس]] مردان مانند [[زنان]] و [[لباس]] [[زنان]] همانند مردان شود، [[نهی]] می‌فرمود<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۸ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۵.</ref>. همچنین ایشان [[مسلمانان]] را از پوشیدن [[لباس]] شهرت برحذر داشته، می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْبَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ مَذَلَّةٍ فِي الْآخِرَةِ}}<ref>علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۳۱۵؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۹۲؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۳ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>؛ هر که در [[دنیا]] [[لباس]] شهرت به تن کند، [[خداوند]] در [[روز قیامت]]، [[لباس]] مذلت بر تن او می‌پوشاند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳-۲۶۴.</ref>.
* [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از اینکه [[لباس]] مردان مانند [[زنان]] و [[لباس]] [[زنان]] همانند مردان شود، [[نهی]] می‌فرمود<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۸ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۲۵.</ref>. همچنین ایشان [[مسلمانان]] را از پوشیدن [[لباس]] شهرت برحذر داشته، می‌فرمود: {{متن حدیث|مَنْ لَبِسَ ثَوْبَ شُهْرَةٍ فِي الدُّنْيَا أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ مَذَلَّةٍ فِي الْآخِرَةِ}}<ref>علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۳۱۵؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۹۲؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۳ و ابن ابی جمهور، عوالی اللآلی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>؛ هر که در [[دنیا]] [[لباس]] شهرت به تن کند، [[خداوند]] در [[روز قیامت]]، [[لباس]] مذلت بر تن او می‌پوشاند<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۳-۲۶۴.</ref>.


==جنس لباس‌ها==
==جنس لباس‌ها==
*[[خاتم انبیا]]{{صل}} به رسم [[انبیای سلف]]{{ع}} کتان می‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹.</ref>؛ اما غالب لباس‌هایش از جنس پنبه بود و جز در مواقع [[بیماری]] و ناچاری، [[لباس]] پیشمین و مویین نمی‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۳ و شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۱۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.
* [[خاتم انبیا]]{{صل}} به رسم [[انبیای سلف]]{{ع}} کتان می‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۹.</ref>؛ اما غالب لباس‌هایش از جنس پنبه بود و جز در مواقع [[بیماری]] و ناچاری، [[لباس]] پیشمین و مویین نمی‌پوشید<ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۵۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۳ و شیخ صدوق، الخصال، ج ۲، ص ۶۱۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.


==رنگ لباس‌ها==
==رنگ لباس‌ها==
*رنگ بیشتر لباس‌های [[رسول خدا]]{{صل}} سفید بود<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴؛ محجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref> و ایشان این رنگ را از دیگر رنگ‌ها بیشتر [[دوست]] می‌داشت<ref>ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۲۵۴ و الترمذی، سنن، ج ۳، ص ۱۴۹.</ref> و می‌فرمود: "[[بهترین]] [[لباس]] هایتان [[لباس]] سفید است؛ پس به زندگانتان [[لباس]] سفید بپوشانید و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید" <ref>{{متن حدیث|خَيْرُ ثِيَابِكُمُ الْبَيَاضُ، فَلْيَلْبَسْهُ أَحْيَاكُمْ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴.</ref>؛همچنین فرموده است: "[[لباس]] سفید بپوشید؛ چرا که [[لباس]] سفید، خوش بو‌ترین و [[پاک‌ترین]] [[لباس]] هاست و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید"<ref>{{متن حدیث| الْبَسُوا الثِّيَابَ الْبَيْضِ فانها اطَّهَّرَ وَ أَطْيَبُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}إ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۷ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۰۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.
*رنگ بیشتر لباس‌های [[رسول خدا]]{{صل}} سفید بود<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴؛ محجة البیضاء، ص۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص۳۳۲.</ref> و ایشان این رنگ را از دیگر رنگ‌ها بیشتر [[دوست]] می‌داشت<ref>ابن الاشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۲۵۴ و الترمذی، سنن، ج ۳، ص ۱۴۹.</ref> و می‌فرمود: "[[بهترین]] [[لباس]] هایتان [[لباس]] سفید است؛ پس به زندگانتان [[لباس]] سفید بپوشانید و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید" <ref>{{متن حدیث|خَيْرُ ثِيَابِكُمُ الْبَيَاضُ، فَلْيَلْبَسْهُ أَحْيَاكُمْ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۰۴.</ref>؛همچنین فرموده است: "[[لباس]] سفید بپوشید؛ چرا که [[لباس]] سفید، خوش بو‌ترین و [[پاک‌ترین]] [[لباس]] هاست و مردگانتان را در پارچه‌های سفید [[کفن]] کنید"<ref>{{متن حدیث| الْبَسُوا الثِّيَابَ الْبَيْضِ فانها اطَّهَّرَ وَ أَطْيَبُ وَ كَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ}}إ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۷ و کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۰۸.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۴.</ref>.
*[[رسول اکرم]]{{صل}} [[لباس]] سبز را نیز [[دوست]] می‌داشت<ref>الصفدی، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۷۳؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۹۱؛ شرف المصطفی، ص۳۲۰؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۱ - ۳۳۲.</ref>. [[روایت]] شده است که آن [[حضرت]]، قبایی از سندس داشت که سبزی آن بر [[حضرت]]، بسیار جلوه می‌کرد<ref>المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>. همچنین ایشان بردهای سبزی نیز داشت که آنها را گاهی به روی شانه می‌انداخت<ref>الطبقات الکبری، ص ۳۵۰؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ المستدرک، ج ۲، ص ۶۰۸ و الشمائل المحمدیه، ص ۵۸.</ref>. رنگ زرد هم از رنگ‌های [[محبوب]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای لباس‌هایش بود.
* [[رسول اکرم]]{{صل}} [[لباس]] سبز را نیز [[دوست]] می‌داشت<ref>الصفدی، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۷۳؛ امتاع الاسماع، ج۲، ص۱۹۱؛ شرف المصطفی، ص۳۲۰؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۱ - ۳۳۲.</ref>. [[روایت]] شده است که آن [[حضرت]]، قبایی از سندس داشت که سبزی آن بر [[حضرت]]، بسیار جلوه می‌کرد<ref>المحجة البیضاء، ص ۱۴۰ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>. همچنین ایشان بردهای سبزی نیز داشت که آنها را گاهی به روی شانه می‌انداخت<ref>الطبقات الکبری، ص ۳۵۰؛ دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۳۷؛ المستدرک، ج ۲، ص ۶۰۸ و الشمائل المحمدیه، ص ۵۸.</ref>. رنگ زرد هم از رنگ‌های [[محبوب]] [[رسول خدا]]{{صل}} برای لباس‌هایش بود.
*در برخی از [[روایات]] آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} بسیاری از اوقات، تمامی لباس‌ها حتی عمامه‌اش را با زعفرانی رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص ۳۵۰؛ نهایة الارب،، ج ۱۸،ص ۲۸۴ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص ۹.</ref> و از [[لباس]] سیاه کراهت داشت و آن را برای لباس‌هایش نمی‌پسندید؛ مگر در سه چیز: [[عمامه]]، کفش و عبا<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۵۱؛ الخصال، ج۱، ص۱۴۸ و شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۳۴۷.</ref>. از رنگ سرخ نیز کراهت داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۰ و مستدرک الوسیله، ج ۳، ص ۲۵۰.</ref>؛ اما در برخی منابع [[نقل]] شده است که ایشان برد سرخی داشت که آن را روزهای [[جمعه]] و عیدین می‌پوشید<ref>المصنّف، ج ۲، ص ۶۳؛ امتاع الأسماع، ج ۶، ص ۳۶۸،؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۸ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۰۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵.</ref>.
*در برخی از [[روایات]] آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} بسیاری از اوقات، تمامی لباس‌ها حتی عمامه‌اش را با زعفرانی رنگ می‌کرد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص ۳۵۰؛ نهایة الارب،، ج ۱۸،ص ۲۸۴ و امتاع الاسماع، ج ۷، ص ۹.</ref> و از [[لباس]] سیاه کراهت داشت و آن را برای لباس‌هایش نمی‌پسندید؛ مگر در سه چیز: [[عمامه]]، کفش و عبا<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۵۱؛ الخصال، ج۱، ص۱۴۸ و شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۲، ص۳۴۷.</ref>. از رنگ سرخ نیز کراهت داشت<ref>دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۶۰ و مستدرک الوسیله، ج ۳، ص ۲۵۰.</ref>؛ اما در برخی منابع [[نقل]] شده است که ایشان برد سرخی داشت که آن را روزهای [[جمعه]] و عیدین می‌پوشید<ref>المصنّف، ج ۲، ص ۶۳؛ امتاع الأسماع، ج ۶، ص ۳۶۸،؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۴۸ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۰۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵.</ref>.
   
   
==عرق چین و کلاه==
==عرق چین و کلاه==
*[[نقل]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} عرق چین‌های راه راه سفید [[مصری]] به سر می‌گذاشت<ref>الکافی، ص ۴۶۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴.</ref> و گاهی آن را زیر [[عمامه]] و گاهی هم آن را تنها به سر می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۵؛ نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۹ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۹۴.</ref> و گاهی نیز آن را از سر بر می‌داشت و شالی به سر و پیشانی می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۰۹.</ref>. ایشان چند نوع کلاه داشت: کلاهی که در سفر از آن استفاده می‌کرد؛ کلاهی که آن را در [[اعیاد]] به سر می‌گذاشت؛ کلاهی که آن را می‌پوشید و در جمع اصحابش می‌نشست<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۸۰؛ علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۶۷ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۸۰.</ref>؛ کلاهی هم کلاه [[یمنی]] به سر می‌کرد<ref>الکافی، ص ۴۶۲؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۹ و شیخ صدوق، الامالی، ص ۷۱.</ref>؛ کلاهی هم داشت که در [[جنگ‌ها]] آن را به سر می‌گذاشت؛ این کلاه از دو طرف، اضافه‌ای داشت که گوش‌ها را می‌پوشاند<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶۰، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴؛ کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۲۱ و امالی صدوق، ص ۷۱.</ref>. [[ابن عباس]] می‌گوید: آن [[حضرت]] سه کلاه داشت: کلاه سفید [[مصری]]، کلاهی از برد حبره و کلاه سفر که گوشه‌دار بود<ref>سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵-۲۶۶.</ref>.
* [[نقل]] شده است، [[رسول خدا]]{{صل}} عرق چین‌های راه راه سفید [[مصری]] به سر می‌گذاشت<ref>الکافی، ص ۴۶۶۲؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶، الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۲۲؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴.</ref> و گاهی آن را زیر [[عمامه]] و گاهی هم آن را تنها به سر می‌کرد<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۵ - ۳۶؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۸۵؛ نهایة الارب، ج ۱۸، ص۲۸۹ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۳۹۴.</ref> و گاهی نیز آن را از سر بر می‌داشت و شالی به سر و پیشانی می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶؛ المحجة البیضاء، ص ۱۴۳ و عبداللّه بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۰۹.</ref>. ایشان چند نوع کلاه داشت: کلاهی که در سفر از آن استفاده می‌کرد؛ کلاهی که آن را در [[اعیاد]] به سر می‌گذاشت؛ کلاهی که آن را می‌پوشید و در جمع اصحابش می‌نشست<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۸۰؛ علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۶۷ و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۸۰.</ref>؛ کلاهی هم کلاه [[یمنی]] به سر می‌کرد<ref>الکافی، ص ۴۶۲؛ وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۵۹ و شیخ صدوق، الامالی، ص ۷۱.</ref>؛ کلاهی هم داشت که در [[جنگ‌ها]] آن را به سر می‌گذاشت؛ این کلاه از دو طرف، اضافه‌ای داشت که گوش‌ها را می‌پوشاند<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶۰، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۳۹۴؛ کنزالعمال، ج ۷، ص ۱۲۱ و امالی صدوق، ص ۷۱.</ref>. [[ابن عباس]] می‌گوید: آن [[حضرت]] سه کلاه داشت: کلاه سفید [[مصری]]، کلاهی از برد حبره و کلاه سفر که گوشه‌دار بود<ref>سبل الهدی والرشاد، ج ۷، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۵-۲۶۶.</ref>.


==عمامه‌ها==
==عمامه‌ها==
*[[رسول خدا]]{{صل}} [[عمامه]] بر سر می‌گذاشت و اگر عمامه‌ای نداشت، دستمالی به سر می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. ایشان در روزهای [[جمعه]] و عیدین بیرون نمی‌آمد؛ مگر با [[عمامه]]؛ عمامه‌ای که یک سر پارچه‌اش را از بین کتف‌ها دور می‌داد و به شانه می‌انداخت<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۸۷؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۷۱، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۸۱.</ref>. بلندای پارچه عمامه‌اش به اندازه‌ای بود که آن را سه یا پنج دور بر سرش می‌پیچید<ref>سنن النبی، ص۱۲۴.</ref>. آن [[حضرت]] بر خوب بستن [[عمامه]] تأکید داشت و آن را تاج [[عرب]] می‌نامید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۹؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۸۹، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۱؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص ۷۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۹۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.
* [[رسول خدا]]{{صل}} [[عمامه]] بر سر می‌گذاشت و اگر عمامه‌ای نداشت، دستمالی به سر می‌بست<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. ایشان در روزهای [[جمعه]] و عیدین بیرون نمی‌آمد؛ مگر با [[عمامه]]؛ عمامه‌ای که یک سر پارچه‌اش را از بین کتف‌ها دور می‌داد و به شانه می‌انداخت<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۸۷؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۲۷۱، الطبقات الکبری، ج ۱، ص۳۵۲ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج۳، ص۴۸۱.</ref>. بلندای پارچه عمامه‌اش به اندازه‌ای بود که آن را سه یا پنج دور بر سرش می‌پیچید<ref>سنن النبی، ص۱۲۴.</ref>. آن [[حضرت]] بر خوب بستن [[عمامه]] تأکید داشت و آن را تاج [[عرب]] می‌نامید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۱۹؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۸۹، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۱؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص ۷۵ و الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۱۹۵.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.
*[[پیامبر خدا]]{{صل}} عمامه‌ای سیاه داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۲۵، الشمائل المحمدیه، ص ۸۲ و عوالی اللآلی، ج ۲، ص ۲۱۴.</ref> و در روز [[فتح مکه]] نیز با عمامه‌ای سیاه به [[مکه]] وارد شد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۸۲۴، دلائل النبوة، ج ۵، ص ۶۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۰۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۸۹.</ref>. همچنین ایشان عمامه‌ای از خز سیاه داشت که در سفر و غیر سفر، آن را به سر می‌گذاشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. [[عمامه]] [[روز جمعه]] ایشان "[[سحاب]]" نام داشت<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۷ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۰.</ref> که آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بخشید <ref>المناقب، ج ۳، ص ۱۳۶ و مکارم الاخلاق، ص ۳۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.
* [[پیامبر خدا]]{{صل}} عمامه‌ای سیاه داشت<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۲۵، الشمائل المحمدیه، ص ۸۲ و عوالی اللآلی، ج ۲، ص ۲۱۴.</ref> و در روز [[فتح مکه]] نیز با عمامه‌ای سیاه به [[مکه]] وارد شد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج ۲، ص ۸۲۴، دلائل النبوة، ج ۵، ص ۶۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۱۰۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۱۸۹.</ref>. همچنین ایشان عمامه‌ای از خز سیاه داشت که در سفر و غیر سفر، آن را به سر می‌گذاشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۶ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۵۰.</ref>. [[عمامه]] [[روز جمعه]] ایشان "[[سحاب]]" نام داشت<ref>المناقب، ج ۱، ص ۱۷ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۰.</ref> که آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بخشید <ref>المناقب، ج ۳، ص ۱۳۶ و مکارم الاخلاق، ص ۳۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۶.</ref>.


==کفش‌ها==
==کفش‌ها==
*[[پیامبر]]{{صل}} همه نوع کفش می‌پوشید؛ اما بر پوشیدن نعلین خوب تأکید داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۲؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۸، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجعفریات، ص ۱۵۷ و ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص ۲۶۳.</ref> و می‌فرمود: "هر که نعلین ندارد، کفش بپوشد"<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۰۲ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۷۲.</ref>. نعلینش [[ظریف]]، پاشنه‌دار و نوک آن هم باریک‌تر از بدنه نعل بود. قسمت جلوی نعلش بر آمده بود و دو بند داشت<ref>وسائل الوصول، ص ۱۲۹؛ منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۷۳: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۱ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۵۰۷.</ref>. [[سنت]] [[حضرت]] بر پوشیدن کفش سیاه و نعلین زرد بود<ref>مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۱۲۵ و شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص ۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
* [[پیامبر]]{{صل}} همه نوع کفش می‌پوشید؛ اما بر پوشیدن نعلین خوب تأکید داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۲؛ دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۸، الکافی، ج ۶، ص ۴۶۲؛ الجعفریات، ص ۱۵۷ و ابو الفضل علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص ۲۶۳.</ref> و می‌فرمود: "هر که نعلین ندارد، کفش بپوشد"<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۰۲ و وسائل الشیعة، ج ۵، ص ۷۲.</ref>. نعلینش [[ظریف]]، پاشنه‌دار و نوک آن هم باریک‌تر از بدنه نعل بود. قسمت جلوی نعلش بر آمده بود و دو بند داشت<ref>وسائل الوصول، ص ۱۲۹؛ منتهی السؤل، ج ۱، ص ۵۷۳: الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۱ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۵۰۷.</ref>. [[سنت]] [[حضرت]] بر پوشیدن کفش سیاه و نعلین زرد بود<ref>مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۱۲۵ و شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص ۱۶۹.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
*[[رسول خدا]]{{صل}} چهار جفت کفش داشت که از [[خیبر]] به ایشان رسیده بود و دو نعلین دباغی شده نیز داشت که موهای آن گرفته شده بود. همچنین کفش ساده سیاهی نیز داشت که هدیه [[نجاشی]] به ایشان بود<ref>عیون الاثر، ص ۳۸۷.</ref>. ایشان بسیاری از اوقات نعلینی از پوست دباغی شده می‌پوشید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۶۰؛ صحیح بخاری، ج ۷، ص ۴۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۳ و صحیح مسلم، ج ۴، ص ۹.</ref>. ایشان در پوشیدن کفش و نعلین نیز مانند لباس‌ها ابتدا از پای راست آغاز می‌کرد و در بیرون آوردنش پای چپ را مقدم می‌داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.
* [[رسول خدا]]{{صل}} چهار جفت کفش داشت که از [[خیبر]] به ایشان رسیده بود و دو نعلین دباغی شده نیز داشت که موهای آن گرفته شده بود. همچنین کفش ساده سیاهی نیز داشت که هدیه [[نجاشی]] به ایشان بود<ref>عیون الاثر، ص ۳۸۷.</ref>. ایشان بسیاری از اوقات نعلینی از پوست دباغی شده می‌پوشید<ref>مکارم الاخلاق، ص ۳۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۶۰؛ صحیح بخاری، ج ۷، ص ۴۸؛ الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۳۷۳ و صحیح مسلم، ج ۴، ص ۹.</ref>. ایشان در پوشیدن کفش و نعلین نیز مانند لباس‌ها ابتدا از پای راست آغاز می‌کرد و در بیرون آوردنش پای چپ را مقدم می‌داشت<ref>مکارم الاخلاق، ص ۱۲۳.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۲۶۷.</ref>.


==ارثیه==
==ارثیه==
خط ۴۹: خط ۴۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده: پوشاک پیامبر]]
[[رده: پوشاک پیامبر]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش