جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '</ref>.↵↵{{مدخل امام علی}}' به '</ref>. == جستارهای وابسته == {{مدخل امام علی}}') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = امام علی | | موضوع مرتبط = امام علی | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۰: | ||
* [[اسد الغابة (کتاب)|اسد الغابة]]- به [[نقل]] از غرفه ازْدی-: نسبت به [[منزلت]] [[علی]]{{ع}} تردیدی در دلم راه یافته بود. [روزی] با او به ساحل [[فرات]] رفتم. راه کج کرد و ایستاد و ما هم اطرافش ایستادیم. با اشاره دست فرمود: "این جا مکان شترانشان، [[جایگاه]] فرود قافلهشان و محل ریختن خونشان است. پدرم فدای آنکه جز [[خدا]]، [[یاوری]] در [[زمین]] و در [[آسمان]] ندارد!". هنگامی که [[حسین]]{{ع}} کشته شد [، به ساحل فرات] آمدم و به جایی که [[حسین]]{{ع}} را در آنجا کشته بودند، رفتم. درست همان گونه بود که [[علی]]{{ع}} گفته بود و هیچ اشتباهی نکرده بود. از تردیدی که در من بود، از [[خدا]] طلب [[آمرزش]] کردم و فهمیدم که [[علی]]{{ع}} به کاری دست نمیزَنَد، مگر بر پایه عهدی که با وی شده است<ref>ر.ک: تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۱۹۸.</ref><ref>اسد الغابة، ج ۴، ص ۳۲۲ ش ۴۱۷۳.</ref>. | * [[اسد الغابة (کتاب)|اسد الغابة]]- به [[نقل]] از غرفه ازْدی-: نسبت به [[منزلت]] [[علی]]{{ع}} تردیدی در دلم راه یافته بود. [روزی] با او به ساحل [[فرات]] رفتم. راه کج کرد و ایستاد و ما هم اطرافش ایستادیم. با اشاره دست فرمود: "این جا مکان شترانشان، [[جایگاه]] فرود قافلهشان و محل ریختن خونشان است. پدرم فدای آنکه جز [[خدا]]، [[یاوری]] در [[زمین]] و در [[آسمان]] ندارد!". هنگامی که [[حسین]]{{ع}} کشته شد [، به ساحل فرات] آمدم و به جایی که [[حسین]]{{ع}} را در آنجا کشته بودند، رفتم. درست همان گونه بود که [[علی]]{{ع}} گفته بود و هیچ اشتباهی نکرده بود. از تردیدی که در من بود، از [[خدا]] طلب [[آمرزش]] کردم و فهمیدم که [[علی]]{{ع}} به کاری دست نمیزَنَد، مگر بر پایه عهدی که با وی شده است<ref>ر.ک: تاریخ دمشق، ج ۱۴، ص ۱۹۸.</ref><ref>اسد الغابة، ج ۴، ص ۳۲۲ ش ۴۱۷۳.</ref>. | ||
==سرانجام [[جنگ]] جمل== | ==سرانجام [[جنگ]] جمل== | ||
* [[المعجم الکبیر (کتاب)|المعجم الکبیر]]- بهنقل از اجلح بن [[عبد الله]]، از [[زید بن علی]]، از پدرش، از [[ابن عباس]]-: هنگامی که در بین راه [[بصره]]، خبر طرفداری [[مردم بصره]] از [[طلحه]] و [[زبیر]] به [[یاران علی]]{{ع}} رسید، بر آنانگران آمد و هراسدر دلشان انداخت. [[علی]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به آنکه خدایی غیر از او نیست، هر آینه [این سپاه] بر بصریان، [[غلبه]] خواهد کرد و [[طلحه]] و [[زبیر]]، کشته خواهند شد و از [[کوفه]] شش هزار و پانصد و پنجاه [[مرد ]](یا" پنج هزار و پانصد و پنجاه مرد" که تردید از اجلح است) برای [[یاری]] شما خارج خواهند شد". این سخن، تردیدی در دلم انداخت. وقتی جنگجویان از [[کوفه]] آمدند، به استقبالشان شتافتم و [پیش خود] گفتم: دقت خواهمکرد. اگر چنانباشد که [[علی]] میگوید، حتماً آن را [از [[پیامبر]]{{صل}}] شنیدهاست، و گرنه، [[حیله]] [[جنگی]] است. یکی از [[سپاهیان]] را دیدم و [درباره شمار آنها] از وی پرسیدم. به [[خدا]] [[سوگند]] که او درنگ نکرد و آنچه [[علی]]{{ع}} گفته بود، او نیز گفت. این از جمله چیزهایی بود که [[پیامبر خدا]] به او خبر میداد<ref>[[المعجم الکبیر (کتاب)|المعجم الکبیر]]، ج ۱۰، ص ۳۰۵، ح ۱۰۷۳۸.</ref>. | * [[المعجم الکبیر (کتاب)|المعجم الکبیر]]- بهنقل از اجلح بن [[عبد الله]]، از [[زید بن علی]]، از پدرش، از [[ابن عباس]]-: هنگامی که در بین راه [[بصره]]، خبر طرفداری [[مردم بصره]] از [[طلحه]] و [[زبیر]] به [[یاران علی]]{{ع}} رسید، بر آنانگران آمد و هراسدر دلشان انداخت. [[علی]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به آنکه خدایی غیر از او نیست، هر آینه [این سپاه] بر بصریان، [[غلبه]] خواهد کرد و [[طلحه]] و [[زبیر]]، کشته خواهند شد و از [[کوفه]] شش هزار و پانصد و پنجاه [[مرد]](یا" پنج هزار و پانصد و پنجاه مرد" که تردید از اجلح است) برای [[یاری]] شما خارج خواهند شد". این سخن، تردیدی در دلم انداخت. وقتی جنگجویان از [[کوفه]] آمدند، به استقبالشان شتافتم و [پیش خود] گفتم: دقت خواهمکرد. اگر چنانباشد که [[علی]] میگوید، حتماً آن را [از [[پیامبر]]{{صل}}] شنیدهاست، و گرنه، [[حیله]] [[جنگی]] است. یکی از [[سپاهیان]] را دیدم و [درباره شمار آنها] از وی پرسیدم. به [[خدا]] [[سوگند]] که او درنگ نکرد و آنچه [[علی]]{{ع}} گفته بود، او نیز گفت. این از جمله چیزهایی بود که [[پیامبر خدا]] به او خبر میداد<ref>[[المعجم الکبیر (کتاب)|المعجم الکبیر]]، ج ۱۰، ص ۳۰۵، ح ۱۰۷۳۸.</ref>. | ||
==فتنههایی که پس از او پیش آمد== | ==فتنههایی که پس از او پیش آمد== | ||
* [[امام علی]]{{ع}}: ای [[مردم]]! من شما را به [[حق]] خواندم و شما [[سرپیچی]] کردید. شما را باتازیانه زدم و شما مرا خسته کردید. [[آگاه]] باشید که پس از من، حاکمانی برای شماخواهند آمد که از شما به این مقدار، [[راضی]] نخواهند بود؛ بلکه با شلاق و آهن، شکنجهتان خواهند نمود. هر کس در [[دنیا]] [[مردم]] را [[شکنجه]] کند، [[خداوند]] در [[آخرت]]، او را [[شکنجه]] خواهدکرد و نشان آن، این است که [[حاکم]] [[یمن]] خواهد آمد و در پشت سر شما جایخواهد گرفت و فردی به نام [[یوسف]] بن [[عمر]]<ref>یوسف بن عمر بن محمد بن حکم بن ابی عقیل ثقفی، در زمان هشام، فرماندار کوفه و بصره و خراسانبود و در دوران ولید بن یزید نیز به حکومت رسید. وی مردی وحشتناک و ستمکار و از نزدیکان حجاج بن یوسف بود (سیر أعلام النبلاء، ج ۵، ص ۴۴۲ ش ۱۹۷).</ref>، [[کارگزاران]] و کارگزارانِ [[کارگزاران]] را در چنگ خواهد گرفت<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: أیهَا الناسُ، إنی دَعَوتُکم إلَی الحَق فَتَلَویتُم عَلَی، وضَرَبتُکم بِالدرةِ فَأَعییتُمونی، أما إنهُ سَیلیکم مِن بَعدی وُلاةٌ لا یرضَونَ مِنکم بِهذا حَتی یعَذبوکم بِالسیاطِ وبِالحَدیدِ، إنهُ مَن عَذبَ الناسَ فِی الدنیا عَذبَهُ اللهُ فِی الآخِرَةِ. وآیةُ ذلِک أن یأتِیکم صاحِبُ الیمَنِ حَتی یحُل بَینَ أظهُرِکم، فَیأخُذَ العُمالَ وعُمالَ العُمال، رَجُلٌ یقالُ لَهُ: یوسُفُ بنُ عُمَرَ}} ([[الإرشاد (کتاب)|الإرشاد]]، ج ۱، ص ۳۲۲).</ref>. | * [[امام علی]]{{ع}}: ای [[مردم]]! من شما را به [[حق]] خواندم و شما [[سرپیچی]] کردید. شما را باتازیانه زدم و شما مرا خسته کردید. [[آگاه]] باشید که پس از من، حاکمانی برای شماخواهند آمد که از شما به این مقدار، [[راضی]] نخواهند بود؛ بلکه با شلاق و آهن، شکنجهتان خواهند نمود. هر کس در [[دنیا]] [[مردم]] را [[شکنجه]] کند، [[خداوند]] در [[آخرت]]، او را [[شکنجه]] خواهدکرد و نشان آن، این است که [[حاکم]] [[یمن]] خواهد آمد و در پشت سر شما جایخواهد گرفت و فردی به نام [[یوسف]] بن [[عمر]]<ref>یوسف بن عمر بن محمد بن حکم بن ابی عقیل ثقفی، در زمان هشام، فرماندار کوفه و بصره و خراسانبود و در دوران ولید بن یزید نیز به حکومت رسید. وی مردی وحشتناک و ستمکار و از نزدیکان حجاج بن یوسف بود (سیر أعلام النبلاء، ج ۵، ص ۴۴۲ ش ۱۹۷).</ref>، [[کارگزاران]] و کارگزارانِ [[کارگزاران]] را در چنگ خواهد گرفت<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: أیهَا الناسُ، إنی دَعَوتُکم إلَی الحَق فَتَلَویتُم عَلَی، وضَرَبتُکم بِالدرةِ فَأَعییتُمونی، أما إنهُ سَیلیکم مِن بَعدی وُلاةٌ لا یرضَونَ مِنکم بِهذا حَتی یعَذبوکم بِالسیاطِ وبِالحَدیدِ، إنهُ مَن عَذبَ الناسَ فِی الدنیا عَذبَهُ اللهُ فِی الآخِرَةِ. وآیةُ ذلِک أن یأتِیکم صاحِبُ الیمَنِ حَتی یحُل بَینَ أظهُرِکم، فَیأخُذَ العُمالَ وعُمالَ العُمال، رَجُلٌ یقالُ لَهُ: یوسُفُ بنُ عُمَرَ}} ([[الإرشاد (کتاب)|الإرشاد]]، ج ۱، ص ۳۲۲).</ref>. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۸: | ||
{{امام علی}} | {{امام علی}} | ||
[[رده:امام علی]] | [[رده:امام علی]] | ||
[[:رده:پیشگویی امام علی]] | [[:رده:پیشگویی امام علی]] | ||
[[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]] | [[رده:مدخل گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]] | ||