←مقدمه
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
[[حمراءالاسد]] نام منطقهای در [[راه]] [[مدینه]] به [[مکه]] است که نزدیک ۸ میل <ref>معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۴۶۸؛ معجم البلدان، ج ۲، ص ۳۰۱؛ الروض المعطار، ص ۲۰۰.</ref> از مدینه فاصله دارد. | [[حمراءالاسد]] نام منطقهای در [[راه]] [[مدینه]] به [[مکه]] است که نزدیک ۸ میل <ref>معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۴۶۸؛ معجم البلدان، ج ۲، ص ۳۰۱؛ الروض المعطار، ص ۲۰۰.</ref> از مدینه فاصله دارد. | ||
[[لشکرکشی]] [[پیامبر]]{{صل}} به این منطقه پس از [[نبرد]] [[احد]] به [[غزوه | [[لشکرکشی]] [[پیامبر]]{{صل}} به این منطقه پس از [[نبرد]] [[احد]] به [[غزوه حمراء الاسد]] معروف است.<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۸؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱ - ۲۱۲؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۱۲ - ۳۱۴.</ref> [[جنگ احد]]، هرچند در آغاز به سود [[مسلمانان]] پیش میرفت، در پایان به [[شهادت]] گروهی از ایشان و [[پیروزی]] [[قریش]] انجامید. ([[احد]]) قریش پس از [[پیکار]]، [[سال]] [[آینده]] را [[رویارویی]] پسین برشمردند و سپس به سمت مکه به راه افتادند؛ اما در نخستین منزلهای مسیر خود دریافتند بهتر است کار مسلمانان را در همین [[فرصت]] یکسره کنند. منابع، بیشتر به این نکته اشاره دارند که [[قریش]] در راه مکه با یکدیگر [[مشورت]] کردند و پس از [[رایزنی]] [[تصمیم]] گرفتند که برای یکسره کردن کار مسلمانان به مدینه باز گردند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۳ - ۵۴.</ref> دقیقا دانسته نیست قریش در چه فاصلهای از مدینه به این نتیجه رسیدند؛ ولی مشخص است که در پی این [[عزم]]، آنها در [[روحاء]] در دو منزلی مدینه <ref> احسن التقاسیم، ص ۱۰۶؛ الروض المعطار، ص ۲۷۷؛ معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۶۸۱.</ref>(۳۰ یا ۴۱ میلی مدینه)<ref> معجم ما استعجم، ج ۲، ص ۶۸۱؛ مراصد الاطلاع، ج ۲، ص ۶۳۷؛ معجم البلدان، ج ۳، ص ۷۵.</ref> اردو زدند. در میان آنان برخی، چون [[صفوان بن امیه]]، با این [[اقدام]] [[مخالف]] بودند، زیرا مطمئن نبودند در این مرحله نیز [[پیروز]] خواهند شد.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref> به نظر، [[پیامبراکرم]]{{صل}} نیز احتمال بازگشت آنان را بعید نمیدانسته است، ازاینرو فردای نبرد احد تصمیم گرفت با [[سپاه]] خود [[لشکر]] [[دشمن]] را دنبال کند، تا [[قریش]] را از بازگشت منصرف سازد.<ref>الکامل، ج ۲، ص ۱۶۴؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۵۶؛ الرحیق المختوم، ص ۲۸۴.</ref> گزارشهایی نیز نشان میدهند مخبرانی [[تصمیم]] [[قریش]] را به [[آگاهی پیامبر]]{{صل}} رساندهاند؛<ref>دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۹ و ۳۱۳؛ البدایة والنهایه، ج ۳، ص ۵۶.</ref> البته با توجه به فاصله دومنزلی [[روحاء]] با [[مدینه]]، به نظر، [[اقدام]] [[حضرت]] پیشگیرانه بوده و سپس از اطلاعات به دست آورده روشن شد که پیش بینیهای ایشان [[مطابق با واقع]] است. پیامبر{{صل}} بیدرنگ چند تن را که به منطقه [[شناخت]] داشتند، پیشاهنگانی برای ردیابی [[دشمن]] فرستاد.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۵۴.</ref> براساس [[روایت]] [[مغازی]]، سران [[اوس و خزرج]] (احتمالاً برای محافظت از پیامبر{{صل}}) شبِ پس از [[احد]] را در [[مسجد]] خوابیدند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پس از [[نماز صبح]] یکشنبه،<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ نهایة الارب، ج ۱۷، ص ۱۲۶.</ref> از [[بلال]] خواست تا اعلام کند [[سپاه]] دوباره [[سازماندهی]] شود <ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref> و تنها به حاضران در [[غزوه احد]] اجازه داد حضور یابند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref> بزرگان [[انصار]] هریک نزد [[طایفه]] خود رفته و نیروها را [[بسیج]] کردند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref> تنها [[جابر بن عبدالله انصاری]] در [[نبرد]] [[احد]] شرکت نداشت؛ اما اجازه یافت در [[غزوه حمراء الاسد]] حاضر شود. [[پدر]] [[جابر]] در [[جنگ احد]] به او [[دستور]] داده بود برای [[مراقبت]] از خواهرانش در مدینه بماند. جابر با یادکرد این مسئله از پیامبر{{صل}} اجازه گرفت در [[پیکار]] شرکت کند.<ref> الطبقات، ج ۲، ص ۴۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۱.</ref> در تحلیل [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} باید مناسبات [[قدرت]] در مدینه را دریافت. [[رقابت]] [[عبدالله بن ابی]] با [[حضرت]] و انصراف او در [[نبرد]] [[احد]] که به بازگشت ۳۰۰ تن از عرصه [[کارزار]] انجامید، میتوانست بیانگر اهمیت جایگاه عبدالله بن ابی پنداشته شود. حضور کسانی که در نبرد احد شرکت نکردهاند در [[غزوه حمراء الاسد]]، به این معنی بود که [[پیامبر]]{{صل}} برای [[حفظ]] جایگاه خود به گروهها و شخصیتهای [[سیاسی]] صاحب [[نفوذ]] [[مدینه]] از جمله [[عبدالله بن ابی]] وابسته است و این توهّم به [[اقتدار]] آن حضرت آسیب میرساند. | ||
از آنجا که بخشی از فراخوانده شدگان، مجروحان نبرد احد بودند که مداوای آنها به [[زمان]] درازتری نیاز داشت، حرکت [[سپاه]] بر [[مسلمانان]] اندکی دشوار بود؛ ولی مسلمانان بیدرنگ پس از اطلاع از [[دستور پیامبر]]{{صل}} و بیتوجه به مداوای مجروحان خویش آماده حرکت شدند. طوایفی چون بنی عبدالاشهل و [[بنی سلمه]] که بیشترین تلفات را داده بودند، با بیشترین شمار زخمیان، در [[پیکار]] حمراء الاسد شرکت کردند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref> برخی از [[مفسران]] نوشتهاند [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> درباره همین رخداد است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۸۶؛ البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴.</ref> در این آیه آمده است در دستیابی به [[مشرکان]] [[سستی]] نکنید؛ اگر شما از جراحات و تلفات خود دردمندید، آنان نیز مانند شما از زخمها و کشتههای خود [[رنج]] میبرند؛ ولی با یکدیگر یکسان نیستید، زیرا شما چیزهایی از [[خدا]] [[امید]] دارید که آنها ندارند. این مفسران معتقدند آیه یاد شده که در [[سوره نساء]] آمده است، میبایست در [[سوره آل عمران]] و پیش از آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> قرار میگرفت.<ref>البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref> مفاد آیه کاملاً این مدعا را [[تأیید]] میکند، زیرا مسلمانان تنها در نبرد احد [[شکست]] خوردند و بزرگترین ضربه به [[قریش]] نیز در [[جنگ بدر]] رخ داد که پیش از [[کارزار]] [[احد]] بود؛ ضمنا این [[آیه]] در جایگاه کنونیاش در [[سوره نساء]] با [[آیات]] پیشین یا پسین خود پیوند ندارد. بر این اساس، آیه یاد شده درپی تمرکز [[مسلمانان]] بر [[وعدههای الهی]] و [[فراموشی]] شکستهای پیشین است. | از آنجا که بخشی از فراخوانده شدگان، مجروحان نبرد احد بودند که مداوای آنها به [[زمان]] درازتری نیاز داشت، حرکت [[سپاه]] بر [[مسلمانان]] اندکی دشوار بود؛ ولی مسلمانان بیدرنگ پس از اطلاع از [[دستور پیامبر]]{{صل}} و بیتوجه به مداوای مجروحان خویش آماده حرکت شدند. طوایفی چون بنی عبدالاشهل و [[بنی سلمه]] که بیشترین تلفات را داده بودند، با بیشترین شمار زخمیان، در [[پیکار]] حمراء الاسد شرکت کردند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴ - ۳۳۵.</ref> برخی از [[مفسران]] نوشتهاند [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> درباره همین رخداد است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۸۶؛ البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴.</ref> در این آیه آمده است در دستیابی به [[مشرکان]] [[سستی]] نکنید؛ اگر شما از جراحات و تلفات خود دردمندید، آنان نیز مانند شما از زخمها و کشتههای خود [[رنج]] میبرند؛ ولی با یکدیگر یکسان نیستید، زیرا شما چیزهایی از [[خدا]] [[امید]] دارید که آنها ندارند. این مفسران معتقدند آیه یاد شده که در [[سوره نساء]] آمده است، میبایست در [[سوره آل عمران]] و پیش از آیه {{متن قرآن|الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که به (فراخوان) خداوند و پیامبر پس از آسیب دیدن پاسخ گفتند ، برای کسانی از آنان که نیکی و پرهیزگاری ورزیدهاند پاداشی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۲.</ref> قرار میگرفت.<ref>البرهان، ج ۱، ص ۶۹۴؛ تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۲۵.</ref> مفاد آیه کاملاً این مدعا را [[تأیید]] میکند، زیرا مسلمانان تنها در نبرد احد [[شکست]] خوردند و بزرگترین ضربه به [[قریش]] نیز در [[جنگ بدر]] رخ داد که پیش از [[کارزار]] [[احد]] بود؛ ضمنا این [[آیه]] در جایگاه کنونیاش در [[سوره نساء]] با [[آیات]] پیشین یا پسین خود پیوند ندارد. بر این اساس، آیه یاد شده درپی تمرکز [[مسلمانان]] بر [[وعدههای الهی]] و [[فراموشی]] شکستهای پیشین است. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
برپایه [[روایت]] [[سدی]]، [[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون آنان انداخت تا از تصمیم خود برگردند که در [[آیه]] {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.</ref> به آن اشاره شده است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۸۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۱۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۵۷.</ref> از سوی دیگر، [[قریش]] نیز در پی [[تضعیف]] روحیه مسلمانان برآمده و به ترفندهای [[تبلیغی]] دست زدند و چون گروهی از [[قبیله]] عبدقیس به قصد رفتن به [[مدینه]] با [[سپاه قریش]] روبهرو شدند، [[ابوسفیان]] از آنها خواست تا خبر حرکت [[لشکر]] خویش را به سوی [[پیامبر]]{{صل}} برای نابودی دیگر [[یاران]] [[حضرت]] به آنها اعلام کنند <ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹ - ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> و آنان در حمراء الاسد این خبر را به [[رسول خدا]]{{صل}} رساندند و ایشان نیز جمله "[[خدا]] برای ما کافی است" را تکرار کردند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> این پاسخ بیانگر [[ایمان راسخ]] حضرت به [[امداد الهی]] بود. تاکتیک ایشان و [[ایستادگی]] و [[وفاداری]] یارانشان [[سپاهیان]] [[قریش]] را از [[تصمیم]] خود بازداشت و به سوی [[مکه]] بازگشتند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref> در ادامه، [[آیه]] {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref> اشاره میکند، با آنکه برخی [[سپاه]] را از [[قدرت]] [[قریش]] میترساندند، هیچ گزندی به آنان نرسید. اینان در پی [[خرسندی]] خدا بودند و با [[نعمت]] و [[بخشش خدا]] بازگشتند<ref>جامعالبیان، ج ۴، ص ۱۲۰ - ۱۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۲۷۸؛ التبیان، ج ۳، ص ۵۴.</ref> و خدا در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> بیان میدارد که این وحشتها را [[شیطان]] میافکند و از [[مؤمنان]] میخواهد تنها از او بترسند و از [[دوستان شیطان]] ([[کافران]]) نهراسند.<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۹۰.</ref> پیامبر{{صل}} که از [[دوشنبه]] تا چهارشنبه در [[حمراءالاسد]] مانده بودند،<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> به مدینه بازگشتند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۲، ۱۰۴.</ref> این [[لشکرکشی]] را ۵ [[روز]]، دانستهاند <ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref> که با [[محاسبه]] سه روز اقامت، دو روز به جابهجاییها اختصاص یافته است. در این [[زمان]]، [[سعد بن عباده]] تأمین تدارکات [[سپاه]] را به عهده داشت و ۳۰ شتر و شماری گوسفند با خود آورده بود که در این چند روز [[ذبح]] شدند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸.</ref> در [[راه]] بازگشت به [[مدینه]] [[لشکر اسلام]] یکی از [[مشرکان]] [[مکه]] را ـ [[ابوعزه جمحی]] ـ دستگیر کرد که در [[جنگ بدر]] [[اسیر]] شده بود و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وی را که عائلهمند بود، بیگرفتن فدیه [[آزاد]] کرد، به شرط اینکه دیگر مشرکان را [[یاری]] نکند؛ اما به [[اصرار]] [[قریش]] در [[جنگ احد]] دیگران را ضد [[حضرت]] میشوراند، بنابراین به [[دستور پیامبر]]{{صل}} کشته شد.<ref> السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الکامل، ج ۲، ص ۱۶۵؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۳.</ref><ref>[[یدالله حاجیزاده |حاجیزاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>. | برپایه [[روایت]] [[سدی]]، [[خدا]] در این [[زمان]] هراسی درون آنان انداخت تا از تصمیم خود برگردند که در [[آیه]] {{متن قرآن|سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ}}<ref>«به زودی در دل کافران بیم خواهیم افکند زیرا برای خداوند چیزی را شریک قرار میدهند که (خداوند) حجّتی بر آن فرو نفرستاده است و سرای آنان دوزخ است و سرای ستمکاران، بد (جایگاهی) است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۱.</ref> به آن اشاره شده است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۸۱؛ التبیان، ج ۳، ص ۱۶؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۵۷.</ref> از سوی دیگر، [[قریش]] نیز در پی [[تضعیف]] روحیه مسلمانان برآمده و به ترفندهای [[تبلیغی]] دست زدند و چون گروهی از [[قبیله]] عبدقیس به قصد رفتن به [[مدینه]] با [[سپاه قریش]] روبهرو شدند، [[ابوسفیان]] از آنها خواست تا خبر حرکت [[لشکر]] خویش را به سوی [[پیامبر]]{{صل}} برای نابودی دیگر [[یاران]] [[حضرت]] به آنها اعلام کنند <ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹ - ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> و آنان در حمراء الاسد این خبر را به [[رسول خدا]]{{صل}} رساندند و ایشان نیز جمله "[[خدا]] برای ما کافی است" را تکرار کردند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۳؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> این پاسخ بیانگر [[ایمان راسخ]] حضرت به [[امداد الهی]] بود. تاکتیک ایشان و [[ایستادگی]] و [[وفاداری]] یارانشان [[سپاهیان]] [[قریش]] را از [[تصمیم]] خود بازداشت و به سوی [[مکه]] بازگشتند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۹؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref> در ادامه، [[آیه]] {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref> اشاره میکند، با آنکه برخی [[سپاه]] را از [[قدرت]] [[قریش]] میترساندند، هیچ گزندی به آنان نرسید. اینان در پی [[خرسندی]] خدا بودند و با [[نعمت]] و [[بخشش خدا]] بازگشتند<ref>جامعالبیان، ج ۴، ص ۱۲۰ - ۱۲۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۴، ص ۲۷۸؛ التبیان، ج ۳، ص ۵۴.</ref> و خدا در آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> بیان میدارد که این وحشتها را [[شیطان]] میافکند و از [[مؤمنان]] میخواهد تنها از او بترسند و از [[دوستان شیطان]] ([[کافران]]) نهراسند.<ref>جامع البیان، ج ۴، ص ۱۲۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۹۰.</ref> پیامبر{{صل}} که از [[دوشنبه]] تا چهارشنبه در [[حمراءالاسد]] مانده بودند،<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۱۰۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۳.</ref> به مدینه بازگشتند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۴۰؛ السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۲، ۱۰۴.</ref> این [[لشکرکشی]] را ۵ [[روز]]، دانستهاند <ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۳۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۹.</ref> که با [[محاسبه]] سه روز اقامت، دو روز به جابهجاییها اختصاص یافته است. در این [[زمان]]، [[سعد بن عباده]] تأمین تدارکات [[سپاه]] را به عهده داشت و ۳۰ شتر و شماری گوسفند با خود آورده بود که در این چند روز [[ذبح]] شدند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۳۸.</ref> در [[راه]] بازگشت به [[مدینه]] [[لشکر اسلام]] یکی از [[مشرکان]] [[مکه]] را ـ [[ابوعزه جمحی]] ـ دستگیر کرد که در [[جنگ بدر]] [[اسیر]] شده بود و [[پیامبر اکرم]]{{صل}} وی را که عائلهمند بود، بیگرفتن فدیه [[آزاد]] کرد، به شرط اینکه دیگر مشرکان را [[یاری]] نکند؛ اما به [[اصرار]] [[قریش]] در [[جنگ احد]] دیگران را ضد [[حضرت]] میشوراند، بنابراین به [[دستور پیامبر]]{{صل}} کشته شد.<ref> السیرة النبویه، ج ۳، ص ۱۰۴؛ الکامل، ج ۲، ص ۱۶۵؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۳.</ref><ref>[[یدالله حاجیزاده |حاجیزاده، یدالله]]، [[حمراءالاسد / غزوه (مقاله)|مقاله «حمراءالاسد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||