|
|
| خط ۷۵: |
خط ۷۵: |
| ==تغییر به نقصان و کاهش== | | ==تغییر به نقصان و کاهش== |
| *روایاتی دراینباره در کتب [[شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل گردیده و جمعی از اخباریان و علمای [[اهل سنت]] به مفاد این روایات معتقد شدند. | | *روایاتی دراینباره در کتب [[شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل گردیده و جمعی از اخباریان و علمای [[اهل سنت]] به مفاد این روایات معتقد شدند. |
| ==دلایل مصونیت قرآن از تحریف==
| |
| ===دلیل اول: عقل و بیپایگی فرضیه تحریف===
| |
| *مسلمانان پیوسته نسبت به قرآن کریم اهتمام فوقالعادهای داشتند و آیات و سورههای قرآن را حفظ میکردند که جمع کثیری از مسلمانان حافظ قرآن شدند. این اهتمام بالا، پس از رحلت [[پیامبر خاتم|نبی مکرم]] نیز ادامه یافت لذا قرآن بهصورت متواتر حفظ و نقل میشد و تحریف آن عادتاً امری محال است.
| |
| *[[سید مرتضی]] و [[محمد جواد بلاغی|شیخ محمد جواد بلاغی]] نیز چنین استدلال کردهاند.
| |
| *[[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]]، اسباب اهتمام مسلمانان در [[از بر کردن قرآن|حفظ قرآن]] را چنین بیان میدارد:
| |
| #[[بلاغت قرآن]]: عرب به حفظ کلام تبلیغ "اشعار و خطبهها..." اهتمام ویژهای داشت.
| |
| #توصیه [[پیامبر]] نسبت به فراگیری و [[از بر کردن قرآن|حفظ قرآن]] و تلاوت آن.
| |
| #[[از بر کردن قرآن|حفظ قرآن]] مایه افتخار بود زیرا قاریان و حافظان، احترام ویژهای داشتند.
| |
| #در اسلام، حفظ و قرائت قرآن یکی از بهترین اعمال عبادی به شمار میرود. بر این استدلال اشکال کردهاند که بسیاری از احکام که روزی چندبار به آن عمل میشد، مورد اختلاف واقع شد، مانند وضو.
| |
| '''*جواب:''' قیاس احکام یادشده به [[از بر کردن قرآن|حفظ قرآن]]، معالفارق است. در مورد حفظ و نقل قرآن، اهتمام همگانی و ویژهای بود که مانند آن را درباره هیچ امر دیگری نمیتوان یافت<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۴۶ - ۱۵۰.</ref>.
| |
| ===دلیل دوم: برهان عقلی===
| |
| #خداوند حکیم، قرآن را برای هدایت بشر فرستاد که اساسیترین سرچشمه معارف و احکام است و از ویژگی اعجاز برخوردار است.
| |
| #این کتاب، آخرین [[کتاب آسمانی]] توسط آخرین فرستاده خداست و باید خللهای کتب تحریفشده پیشین را جبران نماید.
| |
| #اگر این کتاب تحریف شده باشد، [[کتاب آسمانی]] دیگر و یا [[پیامبر]] دیگری راه درست را به مردم نشان نخواهد داد.
| |
| #این گمراهی، مخالف حکمت الهی میباشد.
| |
| #نتیجه: پس قرآن باید از هر نوع تغییر و تحریفی مصون باشد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۱ - ۱۵۲.</ref>.
| |
| ===دلیل سوم: اعجاز قرآن===
| |
| *خداوند سبحان میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ }}﴾}}<ref> سورهای همگون آن بیاورید؛ سوره یونس، آیه: ۳۸.</ref> مخالفان نیز انگیزه لازم را برای مبارزه داشتند و نتوانستند همانند قرآن بیاورند و این دال بر صیانت قرآن از تحریف است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص۲۴۷.</ref>
| |
| ===دلیل چهارم: گواهی قرآن بر صیانت خود===
| |
| *آیه اول: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}﴾}}<ref> بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود؛ سوره حجر، آیه:۹.</ref> برخی مفسران گفتهاند منظور از {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الذِّكْرَ}}﴾}} [[پیامبر]] است، اما از سیاق آیات قبلی برمیآید که منظور کافران، انکارِ "الهی بودن" قرآن بوده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ}}﴾}}<ref> ای آنکه بر تو این قرآن را فرو فرستادهاند، بیگمان تو دیوانهای!؛ سوره حجر، آیه:۶.</ref>. لذا خداوند برای اثبات الهی بودن قرآن، آیه مذکور را فرستاد.
| |
| از سوی دیگر مقتضای فصاحت و بلاغت این بود که اگر مراد از ذکر، [[پیامبر]] بود باید میگفت: "نحن بعثنا أو أرسلنا الذکر..."
| |
| *در این آیه، مقصود، حفظ قرآن با وصف ذکر بودن آن است. یعنی همان هدایتگری قرآن برای بشر، پس نمیتوان آیه را به معنای محفوظ بودن قرآن در لوح محفوظ یا در قلب [[پیامبر]] یا در نزد اولیای الهی دانست.
| |
| *آیه دوم:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}﴾}}<ref> به یقین آنان که این یادکرد را چون بر آنان فرود آمد انکار کردند (کیفر خواهند دید) و به راستی آن کتابی است ارجمند.در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستودهای است؛ سوره فصلت، آیه: ۴۱- ۴۲.</ref>
| |
| *'''اشکال:''' استدلال به قرآن برای مصونیت قرآن از تحریف، دور است و باطل.
| |
| *'''پاسخ:''' اولاً، قائلان تحریف، تنها تحریف به کاهش را ادعا کردهاند، علاوه بر اینکه دو آیه یادشده بهاتفاق همگان [[وحی]] الهیاند. ثانیاً، [[وحی]] بودن همه آیات قرآن موجود، با تأیید [[معصومین]] اثبات میشود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۲ - ۱۵۴.</ref>.
| |
| ===دلیل پنجم: روایات نفی تحریف===
| |
| *روایات متواتر و مستفیضه فراوانی بر صیانت قرآن از تحریف دلالت دارند که به چند دسته اشاره میشود<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۴۸</ref>:
| |
| #احادیثی که به مسلمانان دستور داده تا در فتنهها بر قرآن رجوع کنند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۵.</ref>.
| |
| #[[حدیث ثقلین]] که متواتر است و تمسک به قرآن را واجب دانسته. اگر قرآن تحریف شده باشد، آیا تمسک بدان جایز است؟<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۵.</ref>.
| |
| #احادیثی که قرآن را معیار و مقیاس درستی و نادرستی روایات و باورها دانسته<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۵.</ref>.
| |
| #[[اهل بیت]] در ابواب مختلف معارف، به آیات قرآنی استدلال کردهاند، حتی به آیاتی که متهم به تحریف هستند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۵.</ref>.
| |
| #احادیث فراوانی که تحریف را بهصراحت نفی میکنند و قرآن موجود در دست مسلمانان را همان قرآن نازل شده بر [[پیامبر اکرم]] میدانند:{{عربی|اندازه=150%|" مَا بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ قُرْآنٌ "}}<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۵.</ref>.
| |
| #اختلاف قرآن [[امام علی|حضرت امیر]] با قرآن جمعآوری شده [[خلفا]]، در ترتیب سورهها یا آیههای قرآن است. آنهم بهگونهای که به مفاد قرآن خللی نمیرساند<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۶.</ref>.
| |
| #روایات فراوانی در باب "درخواست شفا از قرآن"، "توسل به قرآنگ، "از برکردن قرآن" و... که اگر قرآن تحریف شده باشد این توصیههای پیشوایان معنایی ندارد.
| |
| #احادیث صحیحی که تصریح میکنند نام مبارک [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان]] در قرآن نیامده است زیرا قرآن درصدد بیان اصول و کلیات فرائض و احکام است و بیان فروع و جزئیات بر عهده [[پیامبر]] است<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۲۵۰.</ref>.
| |
| *مثلاً [[امام باقر]] آیه ۶۷ سوره مائده را قرائت کردند بدون اینکه کلمه {{عربی|اندازه=150%|" فِي عَلِي"}} را که در بعضی روایات آمده قرائت کنند، پس در روایاتی که ضمن تلاوت آیه یادشده، نام "علی" ذکر شده، مقصود تفسیر و بیان مصداق و مراد آیه است، نه اینکه نام "[[امام علی|علی]]"{{ع}} در متن آیه بوده.
| |
| *در روایتی آمده که [[امام کاظم]] در مورد آیه «هذا الذی کنتم به تکذبون» فرمود، تنزیل این آیه در مورد [[امیرالمؤمنین|امیرمؤمنان]] است.
| |
| *اما واژه تنزیل به معنای تصریح نام مبارک علی در آیه نیست و اصولاً جمله "یعنی [[امیرالمؤمنین]]"، خود گویای این مطلب است که [[امام]] آن را بهعنوان تفسیر آیه بیان کرده است.
| |
| *تمام تعابیر این چنینی مانند {{عربی|اندازه=150%|" هَكَذَا نَزَلَ "}} یا {{عربی|اندازه=150%|" هَذَا تَنْزِيلٌ"}} که در روایات آمده به همین معناست<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[کلام تطبیقی ج۲ (کتاب)|کلام تطبیقی]]، ج۲، ص ۱۵۷ - ۱۵۸.</ref>.
| |
| ==نحوه دلالت [[حدیث ثقلین]] بر عدم تحریف== | | ==نحوه دلالت [[حدیث ثقلین]] بر عدم تحریف== |
| #مقصود از "کتاب الله" کل قرآن کریم است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد؛ سوره آل عمران، آیه:۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}﴾}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>. احتمال اینکه مقصود از "کتاب الله" بعضی از آن باشد، نه تمام آن، با ظاهر حدیث منافات دارد. ثانیاً، تخصیص هدایتگری به بعضی از آیات کتاب الهی، نامعقول است. | | #مقصود از "کتاب الله" کل قرآن کریم است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه) اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه) اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد؛ سوره آل عمران، آیه:۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ}}﴾}}<ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه:۲.</ref>. احتمال اینکه مقصود از "کتاب الله" بعضی از آن باشد، نه تمام آن، با ظاهر حدیث منافات دارد. ثانیاً، تخصیص هدایتگری به بعضی از آیات کتاب الهی، نامعقول است. |