جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوهند اشجعی در تراجم و رجال]] - [[ابوهند اشجعی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوهند اشجعی در تراجم و رجال]] - [[ابوهند اشجعی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
وی منسوب به [[اشجع بن ریث]]<ref>ابن اثیر، اللباب، ج۱، ص۴۶.</ref>، و [[صحابی]] است که به کنیهاش مشهور شده است<ref>ابن حبان، ج۳، ص۴۵۷؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۳۰۹ و ج۶، ص۳۱۶؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۶۲.</ref>. نام او را نعمان<ref>بخاری، ج۸، ص۷۴؛ ابن ابی حاتم، ج۸، ص۴۴۴؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۵۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۳۰۹؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۶۵.</ref> و [[رافع بن أشیَم]] گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۳۱۶؛ ابن حجر، ج۲، ص۳۶۲.</ref>؛ از اینرو، برخی از تراجم نویسان دو یا سه مدخل با نامهای رافع، نعمان و [[کنیه]] (ابوهند) جداگانه آوردهاند. گفته شده که نعمان بن اشیم مولای اشجع بود<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۳۱۶.</ref>، وی از اصحابی است که در [[کوفه]] ساکن شد<ref>بخاری، ج۸، ص۷۶؛ ابن ابی حاتم، ج۸، ص۴۴۴؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵.</ref>. [[ابوهند]] از [[پیامبر]] [[حدیث]] شنید<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۵۹.</ref>. [[نعیم بن ابی هند]] گوید: همراه پدرم و عمویم [[حج]] کردم و آن دو به من گفتند: آیا آن صاحب شتر سرخ را که [[خطبه]] میخواند میبینی؟ او [[رسول خدا]]{{صل}} است<ref>ابونعیم، ج۵، ص۲۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۵، ص۳۰۹.</ref>. | وی منسوب به [[اشجع بن ریث]]<ref>ابن اثیر، اللباب، ج۱، ص۴۶.</ref>، و [[صحابی]] است که به کنیهاش مشهور شده است<ref>ابن حبان، ج۳، ص۴۵۷؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۳۵؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۳۰۹ و ج۶، ص۳۱۶؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۶۲.</ref>. نام او را نعمان<ref>بخاری، ج۸، ص۷۴؛ ابن ابی حاتم، ج۸، ص۴۴۴؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۵۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۵، ص۳۰۹؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۶۵.</ref> و [[رافع بن أشیَم]] گفتهاند<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۳۱۶؛ ابن حجر، ج۲، ص۳۶۲.</ref>؛ از اینرو، برخی از تراجم نویسان دو یا سه مدخل با نامهای رافع، نعمان و [[کنیه]] (ابوهند) جداگانه آوردهاند. گفته شده که نعمان بن اشیم مولای اشجع بود<ref>ابن اثیر، اسدالغابه، ج۶، ص۳۱۶.</ref>، وی از اصحابی است که در [[کوفه]] ساکن شد<ref>بخاری، ج۸، ص۷۶؛ ابن ابی حاتم، ج۸، ص۴۴۴؛ ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۳۵.</ref>. [[ابوهند]] از [[پیامبر]] [[حدیث]] شنید<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۵۹.</ref>. [[نعیم بن ابی هند]] گوید: همراه پدرم و عمویم [[حج]] کردم و آن دو به من گفتند: آیا آن صاحب شتر سرخ را که [[خطبه]] میخواند میبینی؟ او [[رسول خدا]]{{صل}} است<ref>ابونعیم، ج۵، ص۲۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۵، ص۳۰۹.</ref>. | ||
در [[سند]] این [[روایت]]، یک عبارت مبهم وجود دارد که خود منشأ [[شک]] در صحابی بودن ابوهند است؛ به این صورت که [[سلمة بن نبیط]] گوید: (حدثنی "ابی"، او "نعیم بن ابی هند، عن ابی" قال: حججت...)<ref>ر.ک: ابونعیم، ج۵، ص۲۶۶۲؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۴۵.</ref> که اگر منظور از ابی را [[پدر]] سلمة بن نبیط بدانیم، در این صورت نمیتوان ابوهند را صحابی دانست. | در [[سند]] این [[روایت]]، یک عبارت مبهم وجود دارد که خود منشأ [[شک]] در صحابی بودن ابوهند است؛ به این صورت که [[سلمة بن نبیط]] گوید: (حدثنی "ابی"، او "نعیم بن ابی هند، عن ابی" قال: حججت...)<ref>ر. ک: ابونعیم، ج۵، ص۲۶۶۲؛ ابن حجر، ج۶، ص۳۴۵.</ref> که اگر منظور از ابی را [[پدر]] سلمة بن نبیط بدانیم، در این صورت نمیتوان ابوهند را صحابی دانست. | ||
در گزارش دیگر نعیم بن ابی هند گوید: پدرم هنگام [[مرگ]]، آرام بود. وقتی [[جان]] کندن از [[بدن]] برایش سخت شد، گفت: ای فرزندم! میترسم چیزی از من خارج شود. تختخواب مرا به گوشه [[خانه]] [[تغییر]] ده. ما این کار را انجام دادیم و پدرم درگذشت. سپس نعیم گوید: پدرم پیامبر را [[درک]] کرد<ref>ابن حجر، ج۶، ص۳۴۵.</ref><ref>[[حسین مرادینسب|مرادینسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوهند اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۶۱-۵۶۲.</ref> | در گزارش دیگر نعیم بن ابی هند گوید: پدرم هنگام [[مرگ]]، آرام بود. وقتی [[جان]] کندن از [[بدن]] برایش سخت شد، گفت: ای فرزندم! میترسم چیزی از من خارج شود. تختخواب مرا به گوشه [[خانه]] [[تغییر]] ده. ما این کار را انجام دادیم و پدرم درگذشت. سپس نعیم گوید: پدرم پیامبر را [[درک]] کرد<ref>ابن حجر، ج۶، ص۳۴۵.</ref><ref>[[حسین مرادینسب|مرادینسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوهند اشجعی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۵۶۱-۵۶۲.</ref> | ||