اجتهاد عقلی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اجتهاد عقلی در قرآن]] - [[اجتهاد عقلی در حدیث]] - [[اجتهاد عقلی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اجتهاد عقلی در قرآن]] - [[اجتهاد عقلی در حدیث]] - [[اجتهاد عقلی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
اجتهاد عقلی یعنی صدور [[حکم]] با توجه به [[منافع]] و مصلحتهای [[امت]] که فقط پایههای [[عقلی]] داشته باشد و از جانب مجتهدین به عنوان منافع علیای امت شناخته شود. گفته میشود که هرگونه [[اصلاحگرایی]] [[دینی]] که به مقصد [[دفاع]] از منافع [[مسلمانان]] به راه انداخته شود، در جمع اجتهاد عقلی قابل بررسی است. | اجتهاد عقلی یعنی صدور [[حکم]] با توجه به [[منافع]] و مصلحتهای [[امت]] که فقط پایههای [[عقلی]] داشته باشد و از جانب مجتهدین به عنوان منافع علیای امت شناخته شود. گفته میشود که هرگونه [[اصلاحگرایی]] [[دینی]] که به مقصد [[دفاع]] از منافع [[مسلمانان]] به راه انداخته شود، در جمع اجتهاد عقلی قابل بررسی است. | ||
شماری از [[فقهای اهل سنت]]، دامنه مسئله ملازمه عقلی و [[صحت]] اجتهاد عقلی را به عرصه [[عقلانیت]] [[نبی]] کشانده و برای [[پیامبر]]{{صل}} دو نوع [[بینش]] را به [[اثبات]] رساندهاند: نخست بینش حاصل از [[وحی]] که ویژه آن [[حضرت]] بوده و قابل تسری به دیگران نمیباشد و دوم بینش حاصل از عقلانیت [[اجتهادی]] نبی، که با انسانهای دیگر مشترک و همطراز میباشد<ref>التحریر، ص۵۲۵؛ اصول الفقه، ج۲، ص۹۱؛ التبصره، ص۵۲۱.</ref>. | شماری از [[فقهای اهل سنت]]، دامنه مسئله ملازمه عقلی و [[صحت]] اجتهاد عقلی را به عرصه [[عقلانیت]] [[نبی]] کشانده و برای [[پیامبر]]{{صل}} دو نوع [[بینش]] را به [[اثبات]] رساندهاند: نخست بینش حاصل از [[وحی]] که ویژه آن [[حضرت]] بوده و قابل تسری به دیگران نمیباشد و دوم بینش حاصل از عقلانیت [[اجتهادی]] نبی، که با انسانهای دیگر مشترک و همطراز میباشد<ref>التحریر، ص۵۲۵؛ اصول الفقه، ج۲، ص۹۱؛ التبصره، ص۵۲۱.</ref>. | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
کسانی که به صرف، داشتن اطلاعاتی مختصر در مورد [[دین]] به خود یا به دیگران [[حق]] اجتهاد و اظهار نظر در دین را میدهند، [[پیروان]] تز اجتهاد عقلی هستند. نظریة «اجتهاد عقلی یا [[آزاد]]» [[شبیه]] [[نظریه]]«تعمیم [[امامت]]» است که عدهای با تکیه بر این نظریه [[معتقد]] بودند: [[امامت]] در فرد خاصی منحصر نیست و همه [[آحاد]] [[مردم]] میتوانند [[امام]] و [[رهبر]] خود باشند. | کسانی که به صرف، داشتن اطلاعاتی مختصر در مورد [[دین]] به خود یا به دیگران [[حق]] اجتهاد و اظهار نظر در دین را میدهند، [[پیروان]] تز اجتهاد عقلی هستند. نظریة «اجتهاد عقلی یا [[آزاد]]» [[شبیه]] [[نظریه]]«تعمیم [[امامت]]» است که عدهای با تکیه بر این نظریه [[معتقد]] بودند: [[امامت]] در فرد خاصی منحصر نیست و همه [[آحاد]] [[مردم]] میتوانند [[امام]] و [[رهبر]] خود باشند. | ||
«[[اجتهاد]] [[آزاد]]» را میتوان نمود دیگری از [[بینش]] التقاطی، آن هم از نوع غربی آن دانست.؛ چراکه این [[فکر التقاطی]] تحت تاثیر [[فرهنگ]] [[غرب]]، مطرح شده است. | «[[اجتهاد]] [[آزاد]]» را میتوان نمود دیگری از [[بینش]] التقاطی، آن هم از نوع غربی آن دانست. ؛ چراکه این [[فکر التقاطی]] تحت تاثیر [[فرهنگ]] [[غرب]]، مطرح شده است. | ||
[[شهید مطهری]] معتقد است: «برخی دیگر که به مسایل [[روز]] توجه دارند و درباره [[آینده]] میاندیشند متاسفانه سخاوتمندانه از [[اسلام]] مایه میگذارند. سلیقه روز را معیار قرار میدهند و به نام «اجتهاد آزاد» به جای آنکه اسلام را معیار [[حق و باطل]] [[زمان]] قرار دهند، سلیقه و [[روح]] [[حاکم]] بر زمان را معیار اسلام قرار میدهند. مثلاً مهریه نباید باشد چون زمان نمیپسندد. [[تعدد زوجات]]، یادگار [[عهد]] [[بردگی]] [[زن]] است، پوشیدگی هم همینطور، اجازه و [[مضاربه]] و مزارعه هم یادگار عهد فئودالیسم است و فلان [[حکم]] دیگر یادگار عهدی دیگر، اسلام [[دین]] [[عقل]] و اجتهاد است. اجتهاد چنان است و چنین حکم میکند». | [[شهید مطهری]] معتقد است: «برخی دیگر که به مسایل [[روز]] توجه دارند و درباره [[آینده]] میاندیشند متاسفانه سخاوتمندانه از [[اسلام]] مایه میگذارند. سلیقه روز را معیار قرار میدهند و به نام «اجتهاد آزاد» به جای آنکه اسلام را معیار [[حق و باطل]] [[زمان]] قرار دهند، سلیقه و [[روح]] [[حاکم]] بر زمان را معیار اسلام قرار میدهند. مثلاً مهریه نباید باشد چون زمان نمیپسندد. [[تعدد زوجات]]، یادگار [[عهد]] [[بردگی]] [[زن]] است، پوشیدگی هم همینطور، اجازه و [[مضاربه]] و مزارعه هم یادگار عهد فئودالیسم است و فلان [[حکم]] دیگر یادگار عهدی دیگر، اسلام [[دین]] [[عقل]] و اجتهاد است. اجتهاد چنان است و چنین حکم میکند». | ||