جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
سفید یا سیاه و یا سبز رنگ بودند و منقاری چون پرندگان و چنگالهایی همانند سگان داشتند.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالجوزا [[عقیده]] دارد که [[خداوند]] در همان وقت، آنها را در [[آسمان]] پدید آورد.<ref>عرائس المجالس، ص ۴۰۰.</ref> و [[ابن مسعود]] آنها را پرندگانی میداند که [[صیحه]] میکشیدند و بر [[اصحاب فیل]]، سنگ * میافکندند. خداوند طوفانی فرستاد که آن سنگها را با شدّت بر آنان میکوبید.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالفتوح از ابومسعود نقل میکند: آن مرغان به شکل منج انگبینند (زنبور عسل) و در منقار هر یکی، سنگی است. هر گروهی را یکی مرغ، در پیش ایستاده، سیاه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بیآمدند این مرغان و گرد [[لشکرگاه]] [[ابرهه]] در آمدند. چون ایشان صف بر کشیدند و آهنگ [[کعبه]] کردند، هر مرغی از ایشان، آنچه در منقار داشت، بینداخت. بر هر سنگی نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر یکی که سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زیرش بیرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سینهاش بیرون آمد و اگر بر سینهاش آمد، بر پشتش بیرون رفت تا همه بر جای بمردند.<ref>روضالجنان، ج ۲۰، ص ۴۱۰.</ref> به گفته ابنهشام، خداوند پرندگانی همانند پرستو را از دریا بر آنها فرستاد که هر یک سه سنگ با خود حمل میکردند: یک سنگ در منقار و دو سنگ در پاهایشان بود. سنگها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فیل، آنها را نابود میکرد.<ref> سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۳.</ref> | سفید یا سیاه و یا سبز رنگ بودند و منقاری چون پرندگان و چنگالهایی همانند سگان داشتند.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالجوزا [[عقیده]] دارد که [[خداوند]] در همان وقت، آنها را در [[آسمان]] پدید آورد.<ref>عرائس المجالس، ص ۴۰۰.</ref> و [[ابن مسعود]] آنها را پرندگانی میداند که [[صیحه]] میکشیدند و بر [[اصحاب فیل]]، سنگ * میافکندند. خداوند طوفانی فرستاد که آن سنگها را با شدّت بر آنان میکوبید.<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۳.</ref> ابوالفتوح از ابومسعود نقل میکند: آن مرغان به شکل منج انگبینند (زنبور عسل) و در منقار هر یکی، سنگی است. هر گروهی را یکی مرغ، در پیش ایستاده، سیاه سر، دراز گردن، سرخ منقار. بیآمدند این مرغان و گرد [[لشکرگاه]] [[ابرهه]] در آمدند. چون ایشان صف بر کشیدند و آهنگ [[کعبه]] کردند، هر مرغی از ایشان، آنچه در منقار داشت، بینداخت. بر هر سنگی نام صاحب او نوشته شده بود. بر هر یکی که سنگ او، بر او زدند، بر سرش آمد و از زیرش بیرون آمد و اگر بر پشتش افتاد، به سینهاش بیرون آمد و اگر بر سینهاش آمد، بر پشتش بیرون رفت تا همه بر جای بمردند.<ref>روضالجنان، ج ۲۰، ص ۴۱۰.</ref> به گفته ابنهشام، خداوند پرندگانی همانند پرستو را از دریا بر آنها فرستاد که هر یک سه سنگ با خود حمل میکردند: یک سنگ در منقار و دو سنگ در پاهایشان بود. سنگها به اندازه نخود و عدس بود و به محض برخورد به اصحاب فیل، آنها را نابود میکرد.<ref> سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۵۳.</ref> | ||
[[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده [[وصف]] کرده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> از [[رسولخدا]]{{صل}} در [[وصف]] این پرنده [[روایت]] شده: مرغی بین [[آسمان]] و [[زمین]] است که لانه دارد و تخم میگذارد.<ref> ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> | [[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده [[وصف]] کرده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> از [[رسولخدا]] {{صل}} در [[وصف]] این پرنده [[روایت]] شده: مرغی بین [[آسمان]] و [[زمین]] است که لانه دارد و تخم میگذارد.<ref> ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> | ||
[[ابومریم]] از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | [[ابومریم]] از [[امام باقر]] {{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||
== ابابیل در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | == ابابیل در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | ||