جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسماعیل بن عیسی در حدیث]] - [[اسماعیل بن عیسی در تاریخ اسلامی]] - [[اسماعیل بن عیسی در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسماعیل بن عیسی در حدیث]] - [[اسماعیل بن عیسی در تاریخ اسلامی]] - [[اسماعیل بن عیسی در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[محدث]] و از [[راویان امام رضا]]{{ع}}<ref>جامع الرواة، ج۱، ص۱۰۰؛ مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۲۰.</ref>. وی تعدادی [[حدیث]] از آن [[حضرت]] نقل کرده و [[راوی]] [[احادیث]] [[امام کاظم]]{{ع}} نیز شمرده شده است که مجموعاً حدود شانزده [[روایت]] را شامل میشود<ref>حیاة الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۹۷؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۳، ص۱۳۲.</ref>. همچنین در روایتی به جای نام [[امام]] «عن الأخیر»<ref>الکافی، ج۷، ص۲۶۱؛ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۴۸؛ وسائل الشیعة، ج۲۸، ص۴۹؛ مرآة العقول، ج۲۳، ص۴۰۵.</ref> ذکر کردهاند که برخی الأخیر را [[ابوالحسن ثالث]] یعنی [[امام هادی]]{{ع}}، دانستهاند<ref>موسوعة الإمام الهادی{{ع}}، ج۴، ص۶۲؛ روضة المتقین، ج۱۰، ص۹۲.</ref> که در این صورت با روایت مستقیمی که از امام کاظم{{ع}} نیز داشته، [[زمان امام کاظم]]{{ع}} تا [[امامت امام هادی]]{{ع}} را [[درک]] کرده است. اما از [[امام جواد]]{{ع}} روایتی ندارد. شاید بتوان چنین گفت که الأخیر بعدها به امام هادی{{ع}} نسبت داده شده است در حالی که در آن [[زمان]] برای [[شناخت]] [[ابوالحسن]] [[موسی]] و [[ابوالحسن الرضا]]{{ع}} به آن حضرت الأخیر گفتهاند تا از امام کاظم{{ع}} تمییز داده شود و [[اسماعیل]] خودش لفظ الأخیر را آورده نه اینکه بعدها به روایت اضافه شده باشد. البته تنها نقل یک روایت از امام هادی{{ع}} و همچنین نقل نکردن هیچ روایت دیگری از امام جواد{{ع}} و یا امام هادی{{ع}} از او بعید به نظر میرسد. | [[محدث]] و از [[راویان امام رضا]] {{ع}}<ref>جامع الرواة، ج۱، ص۱۰۰؛ مسند الإمام الرضا {{ع}}، ج۲، ص۵۲۰.</ref>. وی تعدادی [[حدیث]] از آن [[حضرت]] نقل کرده و [[راوی]] [[احادیث]] [[امام کاظم]] {{ع}} نیز شمرده شده است که مجموعاً حدود شانزده [[روایت]] را شامل میشود<ref>حیاة الإمام الرضا {{ع}}، ج۲، ص۹۷؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج۳، ص۱۳۲.</ref>. همچنین در روایتی به جای نام [[امام]] «عن الأخیر»<ref>الکافی، ج۷، ص۲۶۱؛ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۴۸؛ وسائل الشیعة، ج۲۸، ص۴۹؛ مرآة العقول، ج۲۳، ص۴۰۵.</ref> ذکر کردهاند که برخی الأخیر را [[ابوالحسن ثالث]] یعنی [[امام هادی]] {{ع}}، دانستهاند<ref>موسوعة الإمام الهادی {{ع}}، ج۴، ص۶۲؛ روضة المتقین، ج۱۰، ص۹۲.</ref> که در این صورت با روایت مستقیمی که از امام کاظم {{ع}} نیز داشته، [[زمان امام کاظم]] {{ع}} تا [[امامت امام هادی]] {{ع}} را [[درک]] کرده است. اما از [[امام جواد]] {{ع}} روایتی ندارد. شاید بتوان چنین گفت که الأخیر بعدها به امام هادی {{ع}} نسبت داده شده است در حالی که در آن [[زمان]] برای [[شناخت]] [[ابوالحسن]] [[موسی]] و [[ابوالحسن الرضا]] {{ع}} به آن حضرت الأخیر گفتهاند تا از امام کاظم {{ع}} تمییز داده شود و [[اسماعیل]] خودش لفظ الأخیر را آورده نه اینکه بعدها به روایت اضافه شده باشد. البته تنها نقل یک روایت از امام هادی {{ع}} و همچنین نقل نکردن هیچ روایت دیگری از امام جواد {{ع}} و یا امام هادی {{ع}} از او بعید به نظر میرسد. | ||
اکثر روایتهای وی سؤالاتی است که از [[امام رضا]]{{ع}} پیرامون مسائل [[فقهی]] داشته است که شامل [[نماز]]، [[ذبح]] [[کفار]] و [[مشرکین]]، [[شهادت]] [[زنان]]، [[احکام]] [[ماه رمضان]] و... میشود<ref>تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۶۷؛ الإستبصار، ج۲، ص۸۵؛ ج۳، ص۲۵؛ منتهی المطلب، ج۹، ص۷۴؛ وسائل الشیعة، ج۲۸، ص۳۷۹.</ref>. | اکثر روایتهای وی سؤالاتی است که از [[امام رضا]] {{ع}} پیرامون مسائل [[فقهی]] داشته است که شامل [[نماز]]، [[ذبح]] [[کفار]] و [[مشرکین]]، [[شهادت]] [[زنان]]، [[احکام]] [[ماه رمضان]] و... میشود<ref>تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۶۷؛ الإستبصار، ج۲، ص۸۵؛ ج۳، ص۲۵؛ منتهی المطلب، ج۹، ص۷۴؛ وسائل الشیعة، ج۲۸، ص۳۷۹.</ref>. | ||
در مورد اسماعیل بن عیسی در هیچ یک از منابع رجالی صحبتی به میان نیامده است و فردی [[مجهول الحال]] قلمداد میشود<ref>تنقیح المقال، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref>. اما نکته قابل توجه در مورد وی یکی دانستن اسماعیل با فرد دیگری است که [[وحید]] بهبهانی وی را ملقب به سندی دانسته است<ref>تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲، ۲۵۴؛ منتهی المقال، ج۲، ص۸۰؛ ج۵، ص۲۰.</ref>. [[سندی بن عیسی]] از [[موالی]] [[علی بن یقطین]] بوده که میان آنان به [[اسماعیل]] [[شهرت]] یافته است<ref>تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲، ۲۵۴.</ref>. [[علامه مجلسی]] در الوجیزة وی را [[ممدوح]] دانسته<ref>الوجیزة، ص۲۲۱.</ref> اما در روضة المتقین آن را [[حسن]] دانسته است<ref>روضة المتقین، ج۱۴، ص۵۶.</ref>. [[علامه حلی]] طریق [[شیخ صدوق]] به [[روایتها]] وی را صحیح دانسته است<ref>خلاصة الأقوال، ص۴۳۹.</ref>. اما برخی از [[علمای علم رجال]] این نظر را خالی از اشکال نمیدانند<ref>قاموس الرجال، ج۲، ص۹۶.</ref>؛ چراکه اسماعیل خود فرد مجهولی است و اگر [[مجلسی]] طریق [[صدوق]] را به او حسن میداند دلیلی بر ممدوح بودن وی نمیگردد. از طرفی [[مرحوم خویی]] دلیلی بر این که اسماعیل بن عیسی و سندی یک فرد مشترک باشند، نمیبیند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۷۸.</ref>. برخی نام [[علی بن اسماعیل]]، پسر اسماعیل، را [[علی بن سندی]] دانسته و [[لقب]] اسماعیل را سندی بیان کردهاند<ref>منتهی المقال، ج۴، ص۳۵۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲.</ref> که این دلالتی بر اینکه همان ابنعیسی باشد، ندارد. چنانچه تستری در قاموس الرجال نیز به این نکته اشاره کرده و با این سؤال پاسخ میگوید که از کجا مشخص میشود این اسماعیل، [[پدر]] علی بن اسماعیل باشد؟ از طرفی غیر از [[وحید]] بهبهانی فرد دیگری به این مطلب اشاره نکرده است<ref>قاموس الرجال، ج۲، ص۹۶-۹۷.</ref>، تا جایی که کسانی همچون [[نجاشی]] نام سندی بن عیسی را آورده اما اشارهای به این مطلب نکرده است<ref>رجال النجاشی، ص۱۸۶.</ref> و بعدها به [[تبعیت]] از وحید بهبهانی ذیل سندی بن عیسی نام اسماعیل بن عیسی را نیز ذکر کردهاند<ref>منتهی المقال، ج۳، ص۴۱۶.</ref>. | در مورد اسماعیل بن عیسی در هیچ یک از منابع رجالی صحبتی به میان نیامده است و فردی [[مجهول الحال]] قلمداد میشود<ref>تنقیح المقال، ج۱۰، ص۲۷۰.</ref>. اما نکته قابل توجه در مورد وی یکی دانستن اسماعیل با فرد دیگری است که [[وحید]] بهبهانی وی را ملقب به سندی دانسته است<ref>تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲، ۲۵۴؛ منتهی المقال، ج۲، ص۸۰؛ ج۵، ص۲۰.</ref>. [[سندی بن عیسی]] از [[موالی]] [[علی بن یقطین]] بوده که میان آنان به [[اسماعیل]] [[شهرت]] یافته است<ref>تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲، ۲۵۴.</ref>. [[علامه مجلسی]] در الوجیزة وی را [[ممدوح]] دانسته<ref>الوجیزة، ص۲۲۱.</ref> اما در روضة المتقین آن را [[حسن]] دانسته است<ref>روضة المتقین، ج۱۴، ص۵۶.</ref>. [[علامه حلی]] طریق [[شیخ صدوق]] به [[روایتها]] وی را صحیح دانسته است<ref>خلاصة الأقوال، ص۴۳۹.</ref>. اما برخی از [[علمای علم رجال]] این نظر را خالی از اشکال نمیدانند<ref>قاموس الرجال، ج۲، ص۹۶.</ref>؛ چراکه اسماعیل خود فرد مجهولی است و اگر [[مجلسی]] طریق [[صدوق]] را به او حسن میداند دلیلی بر ممدوح بودن وی نمیگردد. از طرفی [[مرحوم خویی]] دلیلی بر این که اسماعیل بن عیسی و سندی یک فرد مشترک باشند، نمیبیند<ref>معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۷۸.</ref>. برخی نام [[علی بن اسماعیل]]، پسر اسماعیل، را [[علی بن سندی]] دانسته و [[لقب]] اسماعیل را سندی بیان کردهاند<ref>منتهی المقال، ج۴، ص۳۵۴؛ تعلیقة علی منهج المقال، ص۹۲.</ref> که این دلالتی بر اینکه همان ابنعیسی باشد، ندارد. چنانچه تستری در قاموس الرجال نیز به این نکته اشاره کرده و با این سؤال پاسخ میگوید که از کجا مشخص میشود این اسماعیل، [[پدر]] علی بن اسماعیل باشد؟ از طرفی غیر از [[وحید]] بهبهانی فرد دیگری به این مطلب اشاره نکرده است<ref>قاموس الرجال، ج۲، ص۹۶-۹۷.</ref>، تا جایی که کسانی همچون [[نجاشی]] نام سندی بن عیسی را آورده اما اشارهای به این مطلب نکرده است<ref>رجال النجاشی، ص۱۸۶.</ref> و بعدها به [[تبعیت]] از وحید بهبهانی ذیل سندی بن عیسی نام اسماعیل بن عیسی را نیز ذکر کردهاند<ref>منتهی المقال، ج۳، ص۴۱۶.</ref>. | ||