جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[اسیم در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
به گفته [[أسامة بن زید]]، در بازگشت از [[سفر حج]] بودیم که [[زن]] فرزند شفا یافتهای، گوسفند بریان شدهای به [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[هدیه]] داد. [[حضرت]] چندین مرتبه از اسیم دست آن گوسفند را خواست و او هر مرتبه آورد تا آنکه با [[شگفتی]] پرسید: مگر گوسفند بیش از دو دست دارد؟! [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «اگر سخن نگفته بودی، تا زمانی که [[طلب]] میکردم، آن را موجود مییافتی». آنگاه به او [[فرمان]] داد به درختان خرما و سنگهای اطراف آنها دستور دهد با [[اجتماع]] خود، پوششی برای حضرت درست کنند، اسیم گوید: پیوند درختان خرما به یکدیگر، یک درخت خرما و [[اتحاد]] سنگها دیواری را تشکیل داد. سپس اسیم به فرمان رسول خدا{{صل}} به درختان و سنگها دستور داد به حالت پیشین خود برگردند و آنها چنین کردند <ref>ابن عساکر، ج۴، ص۳۶۹-۳۷۱؛ متقی هندی، ج۱۱، ص۳۸۰ و ج۲۱، ص۴۰۱؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. این [[روایت]] با اندکی تفاوت، در بازگشت از [[خندق]] و برای [[ابورافع]] نیز نقل شده است<ref>ر.ک: هیثمی، ج۸، ص۳۱۱.</ref><ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسیم»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۸۶.</ref> | به گفته [[أسامة بن زید]]، در بازگشت از [[سفر حج]] بودیم که [[زن]] فرزند شفا یافتهای، گوسفند بریان شدهای به [[پیامبر خدا]] {{صل}} [[هدیه]] داد. [[حضرت]] چندین مرتبه از اسیم دست آن گوسفند را خواست و او هر مرتبه آورد تا آنکه با [[شگفتی]] پرسید: مگر گوسفند بیش از دو دست دارد؟! [[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: «اگر سخن نگفته بودی، تا زمانی که [[طلب]] میکردم، آن را موجود مییافتی». آنگاه به او [[فرمان]] داد به درختان خرما و سنگهای اطراف آنها دستور دهد با [[اجتماع]] خود، پوششی برای حضرت درست کنند، اسیم گوید: پیوند درختان خرما به یکدیگر، یک درخت خرما و [[اتحاد]] سنگها دیواری را تشکیل داد. سپس اسیم به فرمان رسول خدا {{صل}} به درختان و سنگها دستور داد به حالت پیشین خود برگردند و آنها چنین کردند <ref>ابن عساکر، ج۴، ص۳۶۹-۳۷۱؛ متقی هندی، ج۱۱، ص۳۸۰ و ج۲۱، ص۴۰۱؛ ابن حجر، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. این [[روایت]] با اندکی تفاوت، در بازگشت از [[خندق]] و برای [[ابورافع]] نیز نقل شده است<ref>ر. ک: هیثمی، ج۸، ص۳۱۱.</ref><ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسیم»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۸۶.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||