←پاسخ شبهه
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
* [[شیخ مفید]] ضمن رد شبهه [[شیخ صدوق]]، تقسیم دیگری را به این صورت بیان کرده که: سهو از عبادت ناشی از غلبه خواب تا این که وقت سپری شده و نماز قضاء شود با سهوی که ناشی از غیر خواب است، فرق دارد. اولی جایز و بدون اشکال است بر خلاف دومی که جایز نیست و نوعی اشکال و عیب برای انسان تلقی میشود که میتوان از آن دوری کرد به خلاف خواب، که عیب و نقص محسوب نمیشود و هیچ بشری از آن جدا نیست. | * [[شیخ مفید]] ضمن رد شبهه [[شیخ صدوق]]، تقسیم دیگری را به این صورت بیان کرده که: سهو از عبادت ناشی از غلبه خواب تا این که وقت سپری شده و نماز قضاء شود با سهوی که ناشی از غیر خواب است، فرق دارد. اولی جایز و بدون اشکال است بر خلاف دومی که جایز نیست و نوعی اشکال و عیب برای انسان تلقی میشود که میتوان از آن دوری کرد به خلاف خواب، که عیب و نقص محسوب نمیشود و هیچ بشری از آن جدا نیست. | ||
* این بیان [[شیخ مفید]] گرچه تقسیم در تقسیم صدوق است اما این نظریه نیز همان مشکلات دیدگاه صدوق را دارد چون همان طوری که میان سهو در بیان احکام و سهو در عبادت در این که هر دو عیب و نقص بوده و منافات با رتبه [[امامت]] دارند فرقی وجود ندارد، همین طور بین سهو در عبادت ناشی از خواب و غیر خواب تفاوتی وجود ندارد و ادعای تفاوت دیدگاه [[شیخ مفید]] را عقل قبول ندارد؛ بلکه ممکن است فوت شدن نماز به خاطر خواب ماندن، عیب و نقصش بیشتر از فوت شدن آن به خاطر سهو به غیر از خواب باشد با این که هر دو سهو هستند به خاطر این که حدیث مذکور، در باره خواب مانده است نه سهو. این مطلبی است که مورد قبول همه است. | * این بیان [[شیخ مفید]] گرچه تقسیم در تقسیم صدوق است اما این نظریه نیز همان مشکلات دیدگاه صدوق را دارد چون همان طوری که میان سهو در بیان احکام و سهو در عبادت در این که هر دو عیب و نقص بوده و منافات با رتبه [[امامت]] دارند فرقی وجود ندارد، همین طور بین سهو در عبادت ناشی از خواب و غیر خواب تفاوتی وجود ندارد و ادعای تفاوت دیدگاه [[شیخ مفید]] را عقل قبول ندارد؛ بلکه ممکن است فوت شدن نماز به خاطر خواب ماندن، عیب و نقصش بیشتر از فوت شدن آن به خاطر سهو به غیر از خواب باشد با این که هر دو سهو هستند به خاطر این که حدیث مذکور، در باره خواب مانده است نه سهو. این مطلبی است که مورد قبول همه است. | ||
شاهد بر این، روایاتی وجود دارد. مانند این که: [[امام]] چشمش میخوابد اما قلبش نمیخوابد، محتلم نمیشود، خمیازه نمیکشد. بنابراین هر جوابی که [[شیخ مفید]] به [[شیخ صدوق]] میدهد و به نظریه او طعنه میزند عیناً همان را میتوان به خود [[شیخ مفید]] طعنه زد و جواب داد<ref>[[سید عبدالحسین نجفی لاری|نجفی لاری، سید عبدالحسین]]، [[آگاهیهای آسمانی (کتاب)|آگاهیهای آسمانی]]، ص ۱۴۷.</ref>. | * شاهد بر این، روایاتی وجود دارد. مانند این که: [[امام]] چشمش میخوابد اما قلبش نمیخوابد، محتلم نمیشود، خمیازه نمیکشد. بنابراین هر جوابی که [[شیخ مفید]] به [[شیخ صدوق]] میدهد و به نظریه او طعنه میزند عیناً همان را میتوان به خود [[شیخ مفید]] طعنه زد و جواب داد<ref>[[سید عبدالحسین نجفی لاری|نجفی لاری، سید عبدالحسین]]، [[آگاهیهای آسمانی (کتاب)|آگاهیهای آسمانی]]، ص ۱۴۷.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||