جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[بشر بن عصمه مزنی در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
نسبش [[بشر بن عصمة بن مصاد بن جابر مزنی]] - منسوب به مزینه - است<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۲۵۸؛ نسب کامل وی را بنگرید: بلاذری، ج۱۱، ص۳۳۳.</ref>. نام پدرش [[عطیه]] نیز گفته شده <ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref> که تصحیف است و در مواردی با [[راوی]] دیگری به همین نام آمیخته شده است. نسبت وی به دو گونه مزنی و لیثی گفته شده است. به نظر میرسد لیثی، تصحیف شده [[ثعلبی]] باشد؛ زیرا بشر بن عصمه از تیره [[ثعلبة بن ثور بن هدبه]]، از شاخههای [[قبایل]] مزینه است. در این صورت، نسبت ثعلبی و مزنی در طول یکدیگر است و براساس [[اختلاف]] در نسبت نمیتوان آنها را دو نفر دانست. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۴۳۳.</ref> بر اینکه بشر لیثی و مزنی دو نفرند تأکید کرده است که مبنایی ندارد؛ زیرا چنین به نظر میرسد که دو نفر دانستن آنها، افزون بر نسبت قبیلهای مشترک، با توجه به دو [[روایت]] به ظاهر مختلف منقول از آن دو است، اما این دو روایت در واقع یک روایت است. ابن حجر<ref> الاصابه، ج۱، ص۴۳۴.</ref> همچنین برای بشر بن عطیه مدخل جداگانهای قرار داده است که صحیح به نظر نمیرسد. [[ذهبی]]<ref>ذهبی، ج۱، ص۳۲۰.</ref> به نقل از [[ابن ابی حاتم]]، وی را «شیخ مجهول» دانسته و با تعبیر {{عرب|"يقال"}} درباره او گوید: {{عربی|"له صحبة"}}، اما ابن حجر <ref>لسان، ج۲، ص۳۴.</ref> این نظر ذهبی را درست نمیداند و اظهار میکند تمام نویسندگانی که در زمینه نام [[صحابه]] کتاب نوشتهاند، بشر بن عصمه را [[صحابی]] دانستهاند. ضمن آنکه تعبیر ابن ابی حاتم<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰.</ref> که او را مجهول دانسته، به [[محمد بن عبدالله بن عتبه]]، که در سلسله [[سند روایت]] بشر بن عصمه است باز میگردد، نه خود بشر. مؤید بخش اخیر سخن ابن حجر، نظر [[ابن عبد البر]]<ref>ابن عبدالبر، ج۱، ص۲۵۰.</ref> است که گوید: در اسناد [[حدیث]] [[بشر بن عصمه]] «شیخ مجهول» وجود دارد. | نسبش [[بشر بن عصمة بن مصاد بن جابر مزنی]] - منسوب به مزینه - است<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۲۵۸؛ نسب کامل وی را بنگرید: بلاذری، ج۱۱، ص۳۳۳.</ref>. نام پدرش [[عطیه]] نیز گفته شده <ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref> که تصحیف است و در مواردی با [[راوی]] دیگری به همین نام آمیخته شده است. نسبت وی به دو گونه مزنی و لیثی گفته شده است. به نظر میرسد لیثی، تصحیف شده [[ثعلبی]] باشد؛ زیرا بشر بن عصمه از تیره [[ثعلبة بن ثور بن هدبه]]، از شاخههای [[قبایل]] مزینه است. در این صورت، نسبت ثعلبی و مزنی در طول یکدیگر است و براساس [[اختلاف]] در نسبت نمیتوان آنها را دو نفر دانست. [[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۴۳۳.</ref> بر اینکه بشر لیثی و مزنی دو نفرند تأکید کرده است که مبنایی ندارد؛ زیرا چنین به نظر میرسد که دو نفر دانستن آنها، افزون بر نسبت قبیلهای مشترک، با توجه به دو [[روایت]] به ظاهر مختلف منقول از آن دو است، اما این دو روایت در واقع یک روایت است. ابن حجر<ref> الاصابه، ج۱، ص۴۳۴.</ref> همچنین برای بشر بن عطیه مدخل جداگانهای قرار داده است که صحیح به نظر نمیرسد. [[ذهبی]]<ref>ذهبی، ج۱، ص۳۲۰.</ref> به نقل از [[ابن ابی حاتم]]، وی را «شیخ مجهول» دانسته و با تعبیر {{عرب|"يقال"}} درباره او گوید: {{عربی|"له صحبة"}}، اما ابن حجر <ref>لسان، ج۲، ص۳۴.</ref> این نظر ذهبی را درست نمیداند و اظهار میکند تمام نویسندگانی که در زمینه نام [[صحابه]] کتاب نوشتهاند، بشر بن عصمه را [[صحابی]] دانستهاند. ضمن آنکه تعبیر ابن ابی حاتم<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰.</ref> که او را مجهول دانسته، به [[محمد بن عبدالله بن عتبه]]، که در سلسله [[سند روایت]] بشر بن عصمه است باز میگردد، نه خود بشر. مؤید بخش اخیر سخن ابن حجر، نظر [[ابن عبد البر]]<ref>ابن عبدالبر، ج۱، ص۲۵۰.</ref> است که گوید: در اسناد [[حدیث]] [[بشر بن عصمه]] «شیخ مجهول» وجود دارد. | ||
او از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرد که: «[[قبیله ازد]] از من است و من از ایشان هستم، [[غضب]] آنان مرا غضبناک و [[رضایت]] ایشان مرا مسرور میکند». در گونه دیگری از همین روایت که از [[بشر]] نقل میشود، به جای قبیله ازد، [[قبیله خزاعه]] نشسته است<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰؛ ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> که دست رقابتهای قبیلهای در ساختن هر دو گونه روایت آشکار است؛ چنان که [[معاویه]] این روایت را در [[حق]] [[قریش]] میدانست<ref>طبرانی، ج۲، ص۳۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref>. به نظر میرسد [[حدیث]] یاد شده در [[فضیلت]] [[ازد]] و [[قبایل]] دیگر پایهای نداشته باشد. | او از [[رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرد که: «[[قبیله ازد]] از من است و من از ایشان هستم، [[غضب]] آنان مرا غضبناک و [[رضایت]] ایشان مرا مسرور میکند». در گونه دیگری از همین روایت که از [[بشر]] نقل میشود، به جای قبیله ازد، [[قبیله خزاعه]] نشسته است<ref>ابن ابی حاتم، ج۲، ص۳۶۰؛ ابن عبد البر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> که دست رقابتهای قبیلهای در ساختن هر دو گونه روایت آشکار است؛ چنان که [[معاویه]] این روایت را در [[حق]] [[قریش]] میدانست<ref>طبرانی، ج۲، ص۳۸؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۵.</ref>. به نظر میرسد [[حدیث]] یاد شده در [[فضیلت]] [[ازد]] و [[قبایل]] دیگر پایهای نداشته باشد. | ||
در روایتی نام بشر بن عصمه آمده است. براساس این گزارش، رسول خدا{{صل}} یکی از [[اصحاب]] را به [[ازدواج]] سفارش میکرد که از «کُرسُف» نامی، [[سخن]] به میان آورد. بشر بن عصمه از رسول خدا{{صل}} درباره این شخص پرسید و [[حضرت]] وی را عابدی در ساحل دریا معرفی کرد که سالها پیش میزیسته است<ref>احمدبن حنبل، ج۵، ص۱۶۳؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۶، ص۱۷۲.</ref>. | در روایتی نام بشر بن عصمه آمده است. براساس این گزارش، رسول خدا {{صل}} یکی از [[اصحاب]] را به [[ازدواج]] سفارش میکرد که از «کُرسُف» نامی، [[سخن]] به میان آورد. بشر بن عصمه از رسول خدا {{صل}} درباره این شخص پرسید و [[حضرت]] وی را عابدی در ساحل دریا معرفی کرد که سالها پیش میزیسته است<ref>احمدبن حنبل، ج۵، ص۱۶۳؛ عبدالرزاق صنعانی، ج۶، ص۱۷۲.</ref>. | ||
[[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>، بشر بن عصمه را با عنوان «شاعر [[فارس]]» ستوده است. براساس گزارش [[سیف بن عمر]]، وی از [[فرماندهان]] [[ابوعبیده جراح]] بوده است که پس از هزیمت [[دشمن]] در [[نبرد یرموک]]، همراه فرماندهان دیگری به منطقه فِحل، از مناطق [[شام]] فرستاده شد<ref>طبری، ج۳، ص۴۳۸.</ref>. وی پس از فتوح شام به [[عراق]] رفت و در [[کوفه]] [[مسکن]] گزید. او از کوفیانی بود که در [[جنگ صفین]] به معاویه پیوست و در میدان [[نبرد]]، وقتی مالک بن عَقَدِیّه از [[اصحاب امام]] بر [[یاران]] معاویه [[یورش]] برد، از [[غفلت]] وی استفاده کرده و بر او ضربتی کاری زد. بعدها بشر از این [[اقدام]] خود پشیمان شد و در این باره شعری سرود<ref>منقری، ص۲۶۹؛ طبری، ج۵، ص۲۹؛ ابن اعثم، ج۳، ص۳۳؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>. | [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>، بشر بن عصمه را با عنوان «شاعر [[فارس]]» ستوده است. براساس گزارش [[سیف بن عمر]]، وی از [[فرماندهان]] [[ابوعبیده جراح]] بوده است که پس از هزیمت [[دشمن]] در [[نبرد یرموک]]، همراه فرماندهان دیگری به منطقه فِحل، از مناطق [[شام]] فرستاده شد<ref>طبری، ج۳، ص۴۳۸.</ref>. وی پس از فتوح شام به [[عراق]] رفت و در [[کوفه]] [[مسکن]] گزید. او از کوفیانی بود که در [[جنگ صفین]] به معاویه پیوست و در میدان [[نبرد]]، وقتی مالک بن عَقَدِیّه از [[اصحاب امام]] بر [[یاران]] معاویه [[یورش]] برد، از [[غفلت]] وی استفاده کرده و بر او ضربتی کاری زد. بعدها بشر از این [[اقدام]] خود پشیمان شد و در این باره شعری سرود<ref>منقری، ص۲۶۹؛ طبری، ج۵، ص۲۹؛ ابن اعثم، ج۳، ص۳۳؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۴۲.</ref>. | ||
تعبیر [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱۱، ص۳۳۳.</ref> و [[ابن ماکولا]]<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۲۵۸..</ref> موهم این است که بشر بن عصمه از [[یاران امام علی]]{{ع}} در [[صفین]] بوده، که صحیح نیست. برخی [[روایات]] [[عطیة بن بسر]](=[[بشر]]) به [[بشر بن عطیه]] (=عصمه) نسبت داده شده است. از جمله این روایات، روایتی درباره [[حق اهل بیت]] طلا<ref>طبری شیعی، ص۶۱۹.</ref> و نیز روایتی درباره فواید خوردن انار، به نقل از [[امام علی]]{{ع}}است<ref>ابن عدی، ج۳، ص۲۴۸؛ متقی هندی، ج۱۴، ص۲۸۷.</ref>. همچنین است [[روایت]] [[ابوذر]] که در آن نام بشر بن عطیه آمده بود<ref>ابویعلی، ج۱۲، ص۲۶۱؛ عقیلی، ج۳، ص۳۵۶.</ref><ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشر بن عصمه مزنی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۴۰.</ref> | تعبیر [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱۱، ص۳۳۳.</ref> و [[ابن ماکولا]]<ref>ابن ماکولا، ج۷، ص۲۵۸..</ref> موهم این است که بشر بن عصمه از [[یاران امام علی]] {{ع}} در [[صفین]] بوده، که صحیح نیست. برخی [[روایات]] [[عطیة بن بسر]](=[[بشر]]) به [[بشر بن عطیه]] (=عصمه) نسبت داده شده است. از جمله این روایات، روایتی درباره [[حق اهل بیت]] طلا<ref>طبری شیعی، ص۶۱۹.</ref> و نیز روایتی درباره فواید خوردن انار، به نقل از [[امام علی]] {{ع}}است<ref>ابن عدی، ج۳، ص۲۴۸؛ متقی هندی، ج۱۴، ص۲۸۷.</ref>. همچنین است [[روایت]] [[ابوذر]] که در آن نام بشر بن عطیه آمده بود<ref>ابویعلی، ج۱۲، ص۲۶۱؛ عقیلی، ج۳، ص۳۵۶.</ref><ref>[[منصور داداشنژاد|داداشنژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشر بن عصمه مزنی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۴۰.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||