جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = تسلیم | | موضوع مرتبط = تسلیم | ||
| عنوان مدخل = [[تسلیم]] | | عنوان مدخل = [[تسلیم]] | ||
| مداخل مرتبط = [[تسلیم در قرآن]] - [[تسلیم در حدیث]] - [[تسلیم در کلام اسلامی]] - | | مداخل مرتبط = [[تسلیم در قرآن]] - [[تسلیم در حدیث]] - [[تسلیم در کلام اسلامی]] - [[تسلیم معصوم]] - [[مقام تسلیم]] - [[تسلیم در فقه سیاسی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==استسلام== | == استسلام == | ||
[[استسلام]] به معنای [[تسلیم شدن]] و خود را در [[اختیار]] [[دشمن]] قرار دادن است و [[فقها]] در [[کتب فقهی]] از آن در باب [[جهاد]] و حدود سخن گفتهاند. [[فقهای شیعه]] اغلب به مسئله استسلام، پرداخته و در شرایط عدم موازنه [[قدرت]] [[جبهه]] [[اسلام]] با جبهه دشمن، به بررسی جواز و یا عدم جواز فرار از جبهه و انصراف از [[جنگ]] نیز توجه داشته و بیشتر، [[میزان]] و حد [[ثبات]] و [[ایستادگی]] در جهاد را بررسی کردهاند، اما از لابهلای این بحثها به طور ضمنی مسئله استسلام را رد کردهاند. | [[استسلام]] به معنای [[تسلیم شدن]] و خود را در [[اختیار]] [[دشمن]] قرار دادن است و [[فقها]] در [[کتب فقهی]] از آن در باب [[جهاد]] و حدود سخن گفتهاند. [[فقهای شیعه]] اغلب به مسئله استسلام، پرداخته و در شرایط عدم موازنه [[قدرت]] [[جبهه]] [[اسلام]] با جبهه دشمن، به بررسی جواز و یا عدم جواز فرار از جبهه و انصراف از [[جنگ]] نیز توجه داشته و بیشتر، [[میزان]] و حد [[ثبات]] و [[ایستادگی]] در جهاد را بررسی کردهاند، اما از لابهلای این بحثها به طور ضمنی مسئله استسلام را رد کردهاند. | ||
حالات مختلفی که در این زمینه مورد بحث قرار گرفته، به قرار زیر است: | حالات مختلفی که در این زمینه مورد بحث قرار گرفته، به قرار زیر است: | ||
*جبهه اسلام [[قوی]] و جبهه دشمن در مقایسه با آن [[ضعیف]] باشد، در این صورت بنا بر عموم و [[صراحت]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید!» سوره انفال، آیه ۱۵.</ref>، ایستادگی، [[مقاومت]] و ادامه جهاد [[واجب]] است و هر عملی جز این، جایز نیست. [[فرار از جنگ]] در این آیه بدان جهت [[تحریم]] شده تا ثبات و ایستادگی در جنگ انجام پذیرد و در واقع مفاد مفهوم این آیه همان منطوق آیه {{متن قرآن|إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا}}<ref>«چون با دستهای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref> است. بیشک مفهوم آیه اول این نیست که جز فرار، سایر راههای [[انصراف از جهاد]] جایز است و تنها فرار از جبهه [[حرام]] خواهد بود. با این توضیح روشن میشود که استسلام [[رزمنده]] [[مسلمان]] و خود را به [[اسارت]] دشمن در آوردن به مقتضای هر دو آیه حرام است؛ زیرا عملی مخالف [[پایداری]] و ایستادگی در ادامه جهاد بوده و هر نوع عمل مخالف ثبات در این دو آیه [[نفی]] شده است. همین [[استنتاج]] را میتوان از روایاتی<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵.</ref> که در شرح دو آیه مذکور وارد شده به دست آورد؛ زیرا در این [[روایات]] نیز تأکید بر [[وجوب]] [[پایداری]] و استمرار در [[جهاد]] شده است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۵۶.</ref> و بیشتر [[فقهای شیعه]] فرار را در این صورت حتی در موردی که امکان [[نجات]] وجود دارد، جایز نمیشمارند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۱.</ref>؛ | * جبهه اسلام [[قوی]] و جبهه دشمن در مقایسه با آن [[ضعیف]] باشد، در این صورت بنا بر عموم و [[صراحت]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون با انبوه کافران رویاروی شدید از آنان واپس مگریزید!» سوره انفال، آیه ۱۵.</ref>، ایستادگی، [[مقاومت]] و ادامه جهاد [[واجب]] است و هر عملی جز این، جایز نیست. [[فرار از جنگ]] در این آیه بدان جهت [[تحریم]] شده تا ثبات و ایستادگی در جنگ انجام پذیرد و در واقع مفاد مفهوم این آیه همان منطوق آیه {{متن قرآن|إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا}}<ref>«چون با دستهای (از دشمن) رویاروی شدید استوار باشید» سوره انفال، آیه ۴۵.</ref> است. بیشک مفهوم آیه اول این نیست که جز فرار، سایر راههای [[انصراف از جهاد]] جایز است و تنها فرار از جبهه [[حرام]] خواهد بود. با این توضیح روشن میشود که استسلام [[رزمنده]] [[مسلمان]] و خود را به [[اسارت]] دشمن در آوردن به مقتضای هر دو آیه حرام است؛ زیرا عملی مخالف [[پایداری]] و ایستادگی در ادامه جهاد بوده و هر نوع عمل مخالف ثبات در این دو آیه [[نفی]] شده است. همین [[استنتاج]] را میتوان از روایاتی<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵.</ref> که در شرح دو آیه مذکور وارد شده به دست آورد؛ زیرا در این [[روایات]] نیز تأکید بر [[وجوب]] [[پایداری]] و استمرار در [[جهاد]] شده است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۵۶.</ref> و بیشتر [[فقهای شیعه]] فرار را در این صورت حتی در موردی که امکان [[نجات]] وجود دارد، جایز نمیشمارند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۱.</ref>؛ | ||
*نیروهای [[رزمنده]] [[مسلمان]] اندک و [[جبهه]] [[دشمن]] [[قوی]] باشد و با فرار امکان [[حفظ جان]] وجود داشته باشد. در این صورت گرچه برخی از [[فقها]] تنها تصریح به جواز فرار کردهاند، ولی دلایلی که ارائه دادهاند شامل جواز [[استسلام]] نیز میشود. این عده از فقهای شیعه دلیل جواز فرار را فقدان شرط [[تکلیف]] تعیین [[قدرت]] ذکر کردهاند که این دلیل میتواند جواز استسلام را نیز ثابت کند. | * نیروهای [[رزمنده]] [[مسلمان]] اندک و [[جبهه]] [[دشمن]] [[قوی]] باشد و با فرار امکان [[حفظ جان]] وجود داشته باشد. در این صورت گرچه برخی از [[فقها]] تنها تصریح به جواز فرار کردهاند، ولی دلایلی که ارائه دادهاند شامل جواز [[استسلام]] نیز میشود. این عده از فقهای شیعه دلیل جواز فرار را فقدان شرط [[تکلیف]] تعیین [[قدرت]] ذکر کردهاند که این دلیل میتواند جواز استسلام را نیز ثابت کند. | ||
ولی بسیاری از فقها در جواز فرار در صورت [[ضعف]] جبهه [[اسلام]] خدشه وارد کرده و بنا بر مفاد [[آیه]]: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> که امکان [[پیروزی]] جبهه [[ضعیف]] اسلام بر جبهه قوی دشمن را در صورت پایداری و [[توکل]] به قدرت لایزال [[الهی]] [[وعده]] میدهد و نیز بر اساس [[آیات جهاد]] که اصول مبتنی بر مواجهه با خطر [[مرگ]] است و [[آیات]] مربوط به [[فضیلت]]، [[شهادت]] و [[مکانت]] [[شهداء]] که شهادت را در واقع [[القاء]] به تهلکه نمیشمارد و آن را [[فیض]] بزرگ و مقامی در حد پیروزی میشمارد، [[مقاومت]] و ادامه جهاد را بر فرار ترجیح داده و فرار از [[زحف]] را حتی در صورت ضعف جبهه اسلام جایز نشمردهاند<ref>المبسوط، ج۲، ص۱۰؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۶.</ref>. | ولی بسیاری از فقها در جواز فرار در صورت [[ضعف]] جبهه [[اسلام]] خدشه وارد کرده و بنا بر مفاد [[آیه]]: {{متن قرآن|كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است» سوره بقره، آیه ۲۴۹.</ref> که امکان [[پیروزی]] جبهه [[ضعیف]] اسلام بر جبهه قوی دشمن را در صورت پایداری و [[توکل]] به قدرت لایزال [[الهی]] [[وعده]] میدهد و نیز بر اساس [[آیات جهاد]] که اصول مبتنی بر مواجهه با خطر [[مرگ]] است و [[آیات]] مربوط به [[فضیلت]]، [[شهادت]] و [[مکانت]] [[شهداء]] که شهادت را در واقع [[القاء]] به تهلکه نمیشمارد و آن را [[فیض]] بزرگ و مقامی در حد پیروزی میشمارد، [[مقاومت]] و ادامه جهاد را بر فرار ترجیح داده و فرار از [[زحف]] را حتی در صورت ضعف جبهه اسلام جایز نشمردهاند<ref>المبسوط، ج۲، ص۱۰؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۶.</ref>. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
برخی از فقهای [[مفسر]] [[شیعه]] اصولاً در شمول آیه {{متن قرآن|فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ}}<ref>«از آنان واپس مگریزید!» سوره انفال، آیه ۱۵.</ref> به مورد [[ضعیف]] [[جبهه]] [[اسلام]] مناقشه کرده و گفتهاند: مفهوم [[زحف]] در این آیه اشاره به سپاهی دارد که به خاطر [[قدرت]] و کثرت آن [[امید]] [[پیروزی]] باشد، چنانکه معنای لغوی زحف نیز چنین است که معنی پیروزی در آن نهفته است. بنابراین، آیه، شامل صورت [[ضعف]] جبهه اسلام نمیشود و در این صورت [[پایداری]] و ادامه [[جهاد]] [[واجب]] نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۵.</ref>. | برخی از فقهای [[مفسر]] [[شیعه]] اصولاً در شمول آیه {{متن قرآن|فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ}}<ref>«از آنان واپس مگریزید!» سوره انفال، آیه ۱۵.</ref> به مورد [[ضعیف]] [[جبهه]] [[اسلام]] مناقشه کرده و گفتهاند: مفهوم [[زحف]] در این آیه اشاره به سپاهی دارد که به خاطر [[قدرت]] و کثرت آن [[امید]] [[پیروزی]] باشد، چنانکه معنای لغوی زحف نیز چنین است که معنی پیروزی در آن نهفته است. بنابراین، آیه، شامل صورت [[ضعف]] جبهه اسلام نمیشود و در این صورت [[پایداری]] و ادامه [[جهاد]] [[واجب]] نیست<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۵.</ref>. | ||
در [[روایات اهل بیت]]{{ع}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۶-۶۵.</ref> نیز در منع فرار از زحف دلایلی ذکر شده که نشان از [[حرمت]] استسلام دارد، مانند: [[فرار از جهاد]] موجب [[سخط]] [[الهی]]، [[مذلت]] و [[خفت]]، [[سستی]] [[دین]]، [[استخفاف]] [[رسل]] و [[ائمه دین]]، ترک [[نصرت دین]]، جرأت یافتن [[دشمن]]، به [[اسارت]] افتادن و کشته شدن [[مسلمانان]]، ابطال [[دین خدا]] و [[فساد]] در روی [[زمین]] است که همه این [[دلایل]] میتواند در مورد استسلام نیز صادق باشد..<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۵.</ref>. | در [[روایات اهل بیت]] {{ع}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۶-۶۵.</ref> نیز در منع فرار از زحف دلایلی ذکر شده که نشان از [[حرمت]] استسلام دارد، مانند: [[فرار از جهاد]] موجب [[سخط]] [[الهی]]، [[مذلت]] و [[خفت]]، [[سستی]] [[دین]]، [[استخفاف]] [[رسل]] و [[ائمه دین]]، ترک [[نصرت دین]]، جرأت یافتن [[دشمن]]، به [[اسارت]] افتادن و کشته شدن [[مسلمانان]]، ابطال [[دین خدا]] و [[فساد]] در روی [[زمین]] است که همه این [[دلایل]] میتواند در مورد استسلام نیز صادق باشد..<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۵.</ref>. | ||
==استسلام از نظر [[روایات شیعه]]== | == استسلام از نظر [[روایات شیعه]] == | ||
در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} اشاره به سره «ببراه» یا «میراه» شده که در آن [[پیامبر]]{{صل}}، علی{{ع}} را با جمعی به [[جنگ]] دشمن اعزام کرد و فرمود: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَيْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَيْسَ مِنَّا}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵-۶۴.</ref> یعنی کسی که بدون داشتن زخمی که او را از پای درآورد خود را به اسارت دشمن درآورد، از ما نیست. | در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} اشاره به سره «ببراه» یا «میراه» شده که در آن [[پیامبر]] {{صل}}، علی {{ع}} را با جمعی به [[جنگ]] دشمن اعزام کرد و فرمود: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَيْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَيْسَ مِنَّا}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵-۶۴.</ref> یعنی کسی که بدون داشتن زخمی که او را از پای درآورد خود را به اسارت دشمن درآورد، از ما نیست. | ||
در روایتی دیگر امام صادق{{ع}} به نقل از [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَيْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَا يُفْدَى مِنْ بَيْتِ الْمَالِ وَ لَكِنْ يُفْدَى مِنْ مَالِهِ إِنْ أَحَبَّ أَهْلُهُ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵-۶۴.</ref> یعنی به جز مجروحانی که از پا افتادهاند کسی که خود را به [[اسارت]] [[دشمن]] درآورد، از [[بیتالمال]] برای [[آزادی]] او فدیه به دشمن داده نمیشود، اما اگر [[خانواده]] او [[راضی]] باشند میتوانند از [[مال]] خود او فدیه را بپردازند. | در روایتی دیگر امام صادق {{ع}} به نقل از [[امام علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنِ اسْتَأْسَرَ مِنْ غَيْرِ جِرَاحَةٍ مُثْقِلَةٍ فَلَا يُفْدَى مِنْ بَيْتِ الْمَالِ وَ لَكِنْ يُفْدَى مِنْ مَالِهِ إِنْ أَحَبَّ أَهْلُهُ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۶۵-۶۴.</ref> یعنی به جز مجروحانی که از پا افتادهاند کسی که خود را به [[اسارت]] [[دشمن]] درآورد، از [[بیتالمال]] برای [[آزادی]] او فدیه به دشمن داده نمیشود، اما اگر [[خانواده]] او [[راضی]] باشند میتوانند از [[مال]] خود او فدیه را بپردازند. | ||
از بررسی این [[روایات]] استفاده میشود: | از بررسی این [[روایات]] استفاده میشود: | ||
# [[رزمندگان]] [[مسلمانی]] که در [[جبهه]] مجروح شده و [[قادر]] به [[نجات]] خود از چنگ دشمن نیستند میتوانند خود را در [[اختیار]] دشمن قرار داده و به اسارت آنان در آیند؛ | # [[رزمندگان]] [[مسلمانی]] که در [[جبهه]] مجروح شده و [[قادر]] به [[نجات]] خود از چنگ دشمن نیستند میتوانند خود را در [[اختیار]] دشمن قرار داده و به اسارت آنان در آیند؛ | ||
#مجروحانی که میتوانند خود را از دست دشمن نجات دهند، نمیتوانند تن به اسارت بدهند؛ زیرا در این فرض، جراحت آنان مثقلة (از پا در آورنده) نخواهد بود؛ | # مجروحانی که میتوانند خود را از دست دشمن نجات دهند، نمیتوانند تن به اسارت بدهند؛ زیرا در این فرض، جراحت آنان مثقلة (از پا در آورنده) نخواهد بود؛ | ||
# [[آحاد]] رزمندگان سالم حتی اگر [[فرار از جنگ]] نیز به هر دلیلی بر آنها جایز باشد، نمیتوانند تن به اسارت دشمن بدهند؛ | # [[آحاد]] رزمندگان سالم حتی اگر [[فرار از جنگ]] نیز به هر دلیلی بر آنها جایز باشد، نمیتوانند تن به اسارت دشمن بدهند؛ | ||
#در مواردی که هیچ راهی برای زنده ماندن [[رزمنده]] سالم در جبهه جز تن به اسارت دادن نمانده باشد، به مقتضای اطلاق روایات مذکور در ظاهر باید [[حکم]] به [[حرمت]] [[استسلام]] کرد. ولی بحثی که [[فقها]] در مورد جواز فرار از [[زحف]] در صورت انحصار زنده ماندن رزمنده [[مسلمان]] به صورت فرار مطرح کردهاند و در گذشته به آن اشاره کردیم در این مورد نیز میتواند صادق باشد و به مقتضای [[آیه تهلکه]] میتوان جواز استسلام را [[استنباط]] کرد. ولی در این مورد نیز استناد به اطلاق [[آیه]] تثبیت و [[آیات جهاد]] و [[شهادت]] میتواند حداقل [[وجوب]] استسلام را دفع، بلکه [[افضلیت]] ادامه [[جهاد]] و شهادت را نسبت به استسلام [[اثبات]] کند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۷.</ref>. | # در مواردی که هیچ راهی برای زنده ماندن [[رزمنده]] سالم در جبهه جز تن به اسارت دادن نمانده باشد، به مقتضای اطلاق روایات مذکور در ظاهر باید [[حکم]] به [[حرمت]] [[استسلام]] کرد. ولی بحثی که [[فقها]] در مورد جواز فرار از [[زحف]] در صورت انحصار زنده ماندن رزمنده [[مسلمان]] به صورت فرار مطرح کردهاند و در گذشته به آن اشاره کردیم در این مورد نیز میتواند صادق باشد و به مقتضای [[آیه تهلکه]] میتوان جواز استسلام را [[استنباط]] کرد. ولی در این مورد نیز استناد به اطلاق [[آیه]] تثبیت و [[آیات جهاد]] و [[شهادت]] میتواند حداقل [[وجوب]] استسلام را دفع، بلکه [[افضلیت]] ادامه [[جهاد]] و شهادت را نسبت به استسلام [[اثبات]] کند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۷.</ref>. | ||
==[[قواعد]] عمومی [[فقه]] و استسلام== | == [[قواعد]] عمومی [[فقه]] و استسلام == | ||
قواعدی چون [[قاعده نفی سبیل]] پیوسته بر [[ادله]] [[احکام اولیه]] مانند وجوب [[حفظ نفس]] مقدم و [[حاکم]] هستند. بنا بر مفاد آیه: {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> هیچ [[مسلمانی]] نمیتواند در ایفای [[وظایف]] و نیز استیفای [[حقوق]] خود به نحوی عمل کند که موجب [[سلطه]] [[کافر]] بر [[مؤمن]] شود. | قواعدی چون [[قاعده نفی سبیل]] پیوسته بر [[ادله]] [[احکام اولیه]] مانند وجوب [[حفظ نفس]] مقدم و [[حاکم]] هستند. بنا بر مفاد آیه: {{متن قرآن|وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}<ref>«و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref> هیچ [[مسلمانی]] نمیتواند در ایفای [[وظایف]] و نیز استیفای [[حقوق]] خود به نحوی عمل کند که موجب [[سلطه]] [[کافر]] بر [[مؤمن]] شود. | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
فقهای [[شافعی]] و [[مالکی]]، استسلام را در صورتی که مطمئن به [[پیروزی]] [[دشمن]] باشد و فرار هم ممکن نباشد جایز دانستهاند<ref>التاج و الاکلیل شرح مختصر خلیل، ج۳، ص۳۵۷؛ مغنی المحتاج، ج۴، ص۲۱۹.</ref>. | فقهای [[شافعی]] و [[مالکی]]، استسلام را در صورتی که مطمئن به [[پیروزی]] [[دشمن]] باشد و فرار هم ممکن نباشد جایز دانستهاند<ref>التاج و الاکلیل شرح مختصر خلیل، ج۳، ص۳۵۷؛ مغنی المحتاج، ج۴، ص۲۱۹.</ref>. | ||
فقهای اهل سنت در جواز استسلام و استأسار به [[حدیث متفق علیه]] مربوط به جریان [[دعاة]] در [[میثاق]] [[پیامبر]]{{صل}} با [[قبیله]] [[هذیل]]<ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص۱۶۹؛ فتح الباری، ج۶، ص۱۲۴.</ref> استناد کردهاند که در این جریان برخی از دعاة به [[دفاع]] پرداخته و به شهادت رسیدند و برخی دیگر خود را [[تسلیم]] دشمن کردند و هنگامی که خبر به [[مدینه]] رسید، پیامبر{{صل}} عمل هیچ کدام را مردود نشمرد و تقریر پیامبر{{صل}} دلیل بر جواز عمل استسلام است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۲۲۱-۲۱۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۷.</ref>. | فقهای اهل سنت در جواز استسلام و استأسار به [[حدیث متفق علیه]] مربوط به جریان [[دعاة]] در [[میثاق]] [[پیامبر]] {{صل}} با [[قبیله]] [[هذیل]]<ref>سیره ابن هشام، ج۲، ص۱۶۹؛ فتح الباری، ج۶، ص۱۲۴.</ref> استناد کردهاند که در این جریان برخی از دعاة به [[دفاع]] پرداخته و به شهادت رسیدند و برخی دیگر خود را [[تسلیم]] دشمن کردند و هنگامی که خبر به [[مدینه]] رسید، پیامبر {{صل}} عمل هیچ کدام را مردود نشمرد و تقریر پیامبر {{صل}} دلیل بر جواز عمل استسلام است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۲۲۱-۲۱۶.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۷.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||