جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''دموکراسی''' به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد. دموکراسی انواع مختلفی دارد و حق [[انتخاب مردم]] در آن میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. البته این نوع [[حکومت]] جدای از مزایایی که دارد دارای آسیبهایی مانند [[انتخاب]] ناصحیح و ... است. | '''دموکراسی''' به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد. دموکراسی انواع مختلفی دارد و حق [[انتخاب مردم]] در آن میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. البته این نوع [[حکومت]] جدای از مزایایی که دارد دارای آسیبهایی مانند [[انتخاب]] ناصحیح و ... است. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
در تعریف دموکراسی گفته شده است: "در کلیترین مفهوم به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، ص۴۱۴.</ref>. دموکراسی در مفهوم [[سیاسی]] به نظام سیاسی گفته میشود که گوناگونی [[اندیشه]] و [[باورها]] را [[تحمل]] میکند و در عین حال در جستجوی تحقق حداقل [[رفاه]] برای همگان است و دست به دست شدن قدرت دولتی از راههای [[مسالمتآمیز]] و بیخشونت یا با کمترین [[خشونت]]، از مهمترین دستاوردهای دموکراسی است”<ref>مبانی سیاست، ص۱۷۴.</ref>. | در تعریف دموکراسی گفته شده است: "در کلیترین مفهوم به شیوهای از [[زندگی اجتماعی]] اشاره دارد که در آن هر فرد، [[حق]] پیدا میکند از حیث [[مشارکت]] آزادانه در فعالیتهای [[اجتماعی]] از فرصتهای مساوی برخوردار باشد<ref>فرهنگ علوم اجتماعی، ص۴۱۴.</ref>. دموکراسی در مفهوم [[سیاسی]] به نظام سیاسی گفته میشود که گوناگونی [[اندیشه]] و [[باورها]] را [[تحمل]] میکند و در عین حال در جستجوی تحقق حداقل [[رفاه]] برای همگان است و دست به دست شدن قدرت دولتی از راههای [[مسالمتآمیز]] و بیخشونت یا با کمترین [[خشونت]]، از مهمترین دستاوردهای دموکراسی است”<ref>مبانی سیاست، ص۱۷۴.</ref>. | ||
امروزه دموکراسی به عنوان شیوهای از سازماندهی نظم اجتماعی، توزیع قدرت و روش برخورداری آحاد اعضای یک [[جامعه]] از [[آزادی]]، [[حقوق اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]]، مطلوبیت و [[محبوبیت]] فراوانی یافته و تا سرحد یک [[فلسفه سیاسی]] و اجتماعی به بخش عمدهای از [[باورها]] و [[افکار]] عمومی [[بشر]] [[تحمیل]] گردیده است.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۳.</ref> | امروزه دموکراسی به عنوان شیوهای از سازماندهی نظم اجتماعی، توزیع قدرت و روش برخورداری آحاد اعضای یک [[جامعه]] از [[آزادی]]، [[حقوق اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]]، مطلوبیت و [[محبوبیت]] فراوانی یافته و تا سرحد یک [[فلسفه سیاسی]] و اجتماعی به بخش عمدهای از [[باورها]] و [[افکار]] عمومی [[بشر]] [[تحمیل]] گردیده است.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۳.</ref> | ||
==انواع دموکراسی== | == انواع دموکراسی == | ||
*'''ملاحظه [[تاریخی]]''': دموکراسی، در طول [[تاریخ]] به انواع و اشکال مختلفی پدید آمده است؛ مانند: | * '''ملاحظه [[تاریخی]]''': دموکراسی، در طول [[تاریخ]] به انواع و اشکال مختلفی پدید آمده است؛ مانند: | ||
#'''دموکراسیهای باستانی:''' در یونان، اسپارت و [[روم]]. | # '''دموکراسیهای باستانی:''' در یونان، اسپارت و [[روم]]. | ||
#'''دموکراسیهای شهری:''' که در اواخر قرون وسطی که [[شهرها]] در ایتالیا و غیره بسط و گسترش پیدا کرد، در صدد برآمدند با الگوی دموکراسی باستانی با به دست آوردن اختیارات [[اداره امور]] در شهرها دموکراسی برقرار سازند. | # '''دموکراسیهای شهری:''' که در اواخر قرون وسطی که [[شهرها]] در ایتالیا و غیره بسط و گسترش پیدا کرد، در صدد برآمدند با الگوی دموکراسی باستانی با به دست آوردن اختیارات [[اداره امور]] در شهرها دموکراسی برقرار سازند. | ||
#'''دموکراسیهای مدرن:''' این نوع دموکراسی مربوط به سده ۱۸ میلادی به بعد است. در این معنی، دموکراسی عبارت از [[تعیین]] نوع حکومت است که تا حد امکان، کمال اجرای اختیارات و اقتدارات ملی را تضمین نماید و به این ترتیب تمام [[مردم]] را در برگیرد. | # '''دموکراسیهای مدرن:''' این نوع دموکراسی مربوط به سده ۱۸ میلادی به بعد است. در این معنی، دموکراسی عبارت از [[تعیین]] نوع حکومت است که تا حد امکان، کمال اجرای اختیارات و اقتدارات ملی را تضمین نماید و به این ترتیب تمام [[مردم]] را در برگیرد. | ||
# '''دموکراسی [[مسیحی]]:''' که عبارت از اجرای اصول حکومت مردم به وسیله خود مردم از [[راه]] [[ایمان]] و [[وجدان]] و [[اخلاق]] [[مسیحیت]] است که نمونههای آن در اکثر کشورهای اروپایی به نام [[حزب]] دموکرات مسیحی دیده میشود. | # '''دموکراسی [[مسیحی]]:''' که عبارت از اجرای اصول حکومت مردم به وسیله خود مردم از [[راه]] [[ایمان]] و [[وجدان]] و [[اخلاق]] [[مسیحیت]] است که نمونههای آن در اکثر کشورهای اروپایی به نام [[حزب]] دموکرات مسیحی دیده میشود. | ||
# '''دموکراسی تودهای:''' نام حکومتهای کشورهایی است که از فردای پایان [[جنگ]] جهانی دوم بر مبنای اصول حکومت شوروی به وجود آمدند که از آن جمله است: [[آلبانی]]، [[آلمان]] شرقی، بلغارستان، مجارستان، لهستان، رومانی، چکسلواکی، چین، کره شمالی و ویتنام<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۹۸-۳۰۰.</ref>. | # '''دموکراسی تودهای:''' نام حکومتهای کشورهایی است که از فردای پایان [[جنگ]] جهانی دوم بر مبنای اصول حکومت شوروی به وجود آمدند که از آن جمله است: [[آلبانی]]، [[آلمان]] شرقی، بلغارستان، مجارستان، لهستان، رومانی، چکسلواکی، چین، کره شمالی و ویتنام<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ص۲۹۸-۳۰۰.</ref>. | ||
*'''ملاحظه روشی''': تنوع حکومتهای دموکراسی با توجه به یکی از بارزترین خصوصیات آن، یعنی [[نحوه انتخاب]] مدیران عالی [[نظام]] و [[مشارکت]] [[مردم]] در تصمیمگیریهای [[حکومت]]، معین میشود. بر این اساس تحقق دموکراسی، به دو شیوه امکانپذیر است. | * '''ملاحظه روشی''': تنوع حکومتهای دموکراسی با توجه به یکی از بارزترین خصوصیات آن، یعنی [[نحوه انتخاب]] مدیران عالی [[نظام]] و [[مشارکت]] [[مردم]] در تصمیمگیریهای [[حکومت]]، معین میشود. بر این اساس تحقق دموکراسی، به دو شیوه امکانپذیر است. | ||
#شیوه اول: '''دموکراسی مستقیم:''' که در آن هر نوع [[تصمیمگیری]] و گزینشی توسط آرای عمومی صورت میگیرد. این نوع دموکراسی را تنها در [[جوامع]] محدودی در گذشته [[تاریخ]] و در تعدادی از کانتونهای سوئیس، میتوان [[مشاهده]] نمود. روشهای تحقق این دموکراسی عبارت است: از رفراندوم؛ [[ابتکار]] عام و بازخوانی<ref>بنیادهای علم سیاست، ص۳۱۵-۳۱۹.</ref>. | # شیوه اول: '''دموکراسی مستقیم:''' که در آن هر نوع [[تصمیمگیری]] و گزینشی توسط آرای عمومی صورت میگیرد. این نوع دموکراسی را تنها در [[جوامع]] محدودی در گذشته [[تاریخ]] و در تعدادی از کانتونهای سوئیس، میتوان [[مشاهده]] نمود. روشهای تحقق این دموکراسی عبارت است: از رفراندوم؛ [[ابتکار]] عام و بازخوانی<ref>بنیادهای علم سیاست، ص۳۱۵-۳۱۹.</ref>. | ||
#شیوه دوم، '''دموکراسی غیر مستقیم''' یا دموکراسی [[نمایندگی]] است که مردم به شکل مستقیم حکومت نمیکنند، بلکه به طور غیرمستقیم و توسط نمایندگانی که انتخاب مینمایند، حکومت میکنند. [[نمایندگان]] به صورت دورهای انتخاب شده و در برابر مردم پاسخگو هستند؛ به این ترتیب که اگر انتظارات مردم را برآورده نکنند، در دورههای بعدی انتخاب نمیشوند<ref>برای استفاده بیشتر نگاه کنید به: بنیادهای علم سیاست، ص۳۲۸-۳۳۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۴.</ref> | # شیوه دوم، '''دموکراسی غیر مستقیم''' یا دموکراسی [[نمایندگی]] است که مردم به شکل مستقیم حکومت نمیکنند، بلکه به طور غیرمستقیم و توسط نمایندگانی که انتخاب مینمایند، حکومت میکنند. [[نمایندگان]] به صورت دورهای انتخاب شده و در برابر مردم پاسخگو هستند؛ به این ترتیب که اگر انتظارات مردم را برآورده نکنند، در دورههای بعدی انتخاب نمیشوند<ref>برای استفاده بیشتر نگاه کنید به: بنیادهای علم سیاست، ص۳۲۸-۳۳۳.</ref>.<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۴.</ref> | ||
==ارزیابی دموکراسی== | == ارزیابی دموکراسی == | ||
'''مزایا و نارساییهای دموکراسی:''' طرفداران دموکراسی، برای [[اثبات]] [[برتری]] آن بر سایر [[نظامهای سیاسی]]، [[خوبیها]] و شایستگیهایی را نام بردهاند؛ از جمله: تحقق [[حاکمیت]] [[اکثریت]]، [[تعیین]] [[مسؤولان]] اداره کشور و [[حق]] [[عزل]] آنان، کارآمد شدن حکومت از طریق [[انتخابات]] عمومی، کنترل عمومی و [[مسؤولیت]] عمومی و ... . | '''مزایا و نارساییهای دموکراسی:''' طرفداران دموکراسی، برای [[اثبات]] [[برتری]] آن بر سایر [[نظامهای سیاسی]]، [[خوبیها]] و شایستگیهایی را نام بردهاند؛ از جمله: تحقق [[حاکمیت]] [[اکثریت]]، [[تعیین]] [[مسؤولان]] اداره کشور و [[حق]] [[عزل]] آنان، کارآمد شدن حکومت از طریق [[انتخابات]] عمومی، کنترل عمومی و [[مسؤولیت]] عمومی و ... . | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
'''لوازم دموکراسی:''' جدای از [[عیبها]] و ناشایستگیهایی که دموکراسی دارد، آثار و لوازمی نیز بر آن مترتب است که عمدتاً با معیارهای ارزشی بیرون از [[نظام]] دموکراسی، در [[تعارض]] است؛ آن آثار و لوازم عبارتاند از: | '''لوازم دموکراسی:''' جدای از [[عیبها]] و ناشایستگیهایی که دموکراسی دارد، آثار و لوازمی نیز بر آن مترتب است که عمدتاً با معیارهای ارزشی بیرون از [[نظام]] دموکراسی، در [[تعارض]] است؛ آن آثار و لوازم عبارتاند از: | ||
#در دموکراسی، [[حق و باطل]] و همچنین صحیح و غلط بیمعناست و تنها ملاک، [[رأی]] و [[انتخاب]] عمومی است، بنابراین [[ارزشهای اخلاقی]] به شدت در جامعه و نظام دموکراسی [[متزلزل]] میشوند. | # در دموکراسی، [[حق و باطل]] و همچنین صحیح و غلط بیمعناست و تنها ملاک، [[رأی]] و [[انتخاب]] عمومی است، بنابراین [[ارزشهای اخلاقی]] به شدت در جامعه و نظام دموکراسی [[متزلزل]] میشوند. | ||
# [[ادیان]]، به ویژه [[ادیان الهی]]، مرجعی مافوق بشری را برای [[هدایت]] و [[راهنمایی]] [[بشر]] به رسمیت میشناسند؛ در حالی که دموکراسی، تنها خواست و [[اراده]] [[انسانها]] را ملاک حرکت، توسعه و هرگونه [[تصمیم]]، به ویژه در صحنه [[سیاسی]] میداند. | # [[ادیان]]، به ویژه [[ادیان الهی]]، مرجعی مافوق بشری را برای [[هدایت]] و [[راهنمایی]] [[بشر]] به رسمیت میشناسند؛ در حالی که دموکراسی، تنها خواست و [[اراده]] [[انسانها]] را ملاک حرکت، توسعه و هرگونه [[تصمیم]]، به ویژه در صحنه [[سیاسی]] میداند. | ||
# [[مشروعیت]] در دموکراسی، تنها به [[مقبولیت]] و [[پذیرش مردمی]] یک [[نظام سیاسی]]، تعریف میشود و در نهایت مفهوم [[قانون]] به خود میگیرد؛ حال آنکه نظامهای ایدئولوژیک [[الهی]]، [[منشأ مشروعیت]] را به هماهنگی با [[آموزههای دینی]] و [[اراده الهی]] تعریف میکنند. | # [[مشروعیت]] در دموکراسی، تنها به [[مقبولیت]] و [[پذیرش مردمی]] یک [[نظام سیاسی]]، تعریف میشود و در نهایت مفهوم [[قانون]] به خود میگیرد؛ حال آنکه نظامهای ایدئولوژیک [[الهی]]، [[منشأ مشروعیت]] را به هماهنگی با [[آموزههای دینی]] و [[اراده الهی]] تعریف میکنند. | ||
#برخی منتقدین دموکراسی بر این باورند که [[حاکمیت]] [[اکثریت]] در دموکراسی، [[دروغین]] است و سرابی بیش نیست؛ چون: "تجربه حکومتهای دموکراتیک نشان میدهد دموکراسی و [[حکومت]] اکثریت، در عمل به حکومت جمعی از [[نخبگان]] و [[سیاستمداران]] حرفهای تبدیل شده است و اگر چه [[مردم]]، آزادانه از طریق [[انتخابات]] [[اراده]] خود را برای [[انتخاب]] [[زمامداران]] [[اعمال]] میکنند؛ ولی [[قدرت]] در دستان عدهای معدود، دائماً جابهجا میشود. | # برخی منتقدین دموکراسی بر این باورند که [[حاکمیت]] [[اکثریت]] در دموکراسی، [[دروغین]] است و سرابی بیش نیست؛ چون: "تجربه حکومتهای دموکراتیک نشان میدهد دموکراسی و [[حکومت]] اکثریت، در عمل به حکومت جمعی از [[نخبگان]] و [[سیاستمداران]] حرفهای تبدیل شده است و اگر چه [[مردم]]، آزادانه از طریق [[انتخابات]] [[اراده]] خود را برای [[انتخاب]] [[زمامداران]] [[اعمال]] میکنند؛ ولی [[قدرت]] در دستان عدهای معدود، دائماً جابهجا میشود. | ||
#اگر اظهارنظر و [[تصمیمگیری]] در امور پیچیده و تخصصی به عهده کسانی باشد که کمترین اطلاع و [[آگاهی]] ندارند؛ [[جامعه]] دچار خسارتهای زیادی میشود و این امر [[عقلانی]] نیست؛ اما در دموکراسی، یعنی نظر دادن در مورد مسائل کلان جامعه و اموری که حقیقتاً منشأ آثار خوب و بد در جامعه میشود، به [[رأی]] عمومی گذاشته میشود. مطمئناً توجیه قابل قبولی نیست که طرفداران دموکراسی بگویند: "همگان کمتر [[اشتباه]] میکنند"؛ بلکه تجربه حکومتهای دموکراتیک پر از [[اشتباهات]] و حتی کجرویهای بزرگی است که از [[انتخاب]] و پسند عمومی جامعه به وجود آمده است. | # اگر اظهارنظر و [[تصمیمگیری]] در امور پیچیده و تخصصی به عهده کسانی باشد که کمترین اطلاع و [[آگاهی]] ندارند؛ [[جامعه]] دچار خسارتهای زیادی میشود و این امر [[عقلانی]] نیست؛ اما در دموکراسی، یعنی نظر دادن در مورد مسائل کلان جامعه و اموری که حقیقتاً منشأ آثار خوب و بد در جامعه میشود، به [[رأی]] عمومی گذاشته میشود. مطمئناً توجیه قابل قبولی نیست که طرفداران دموکراسی بگویند: "همگان کمتر [[اشتباه]] میکنند"؛ بلکه تجربه حکومتهای دموکراتیک پر از [[اشتباهات]] و حتی کجرویهای بزرگی است که از [[انتخاب]] و پسند عمومی جامعه به وجود آمده است. | ||
#ممکن است، در شرایطی با اهرم [[انتخابات]] و آرای مردمی، وضعیتی در جامعه فراهم شود که جلوی [[حاکمیت]] [[مردم]]، گرفته شود؛ چنانچه برخی از [[سیاستمداران]]، شرایطی فراهم میکنند که جامعه به همیشگی بودن [[ریاست]] و [[حکومت]] آنان، [[رضایت]] دهد و این موضوع در عمل، [[نقض]] دموکراسی به وسیله دموکراسی است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۷.</ref>. | # ممکن است، در شرایطی با اهرم [[انتخابات]] و آرای مردمی، وضعیتی در جامعه فراهم شود که جلوی [[حاکمیت]] [[مردم]]، گرفته شود؛ چنانچه برخی از [[سیاستمداران]]، شرایطی فراهم میکنند که جامعه به همیشگی بودن [[ریاست]] و [[حکومت]] آنان، [[رضایت]] دهد و این موضوع در عمل، [[نقض]] دموکراسی به وسیله دموکراسی است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۶۷.</ref>. | ||
==[[اسلام]] و اهمیت [[نقش مردم در حکومت]]== | == [[اسلام]] و اهمیت [[نقش مردم در حکومت]] == | ||
{{اصلی|مردمسالاری دینی}} | {{اصلی|مردمسالاری دینی}} | ||
در [[بینش سیاسی اسلام]]، [[حضور مردم در صحنه سیاسی]]، به [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] از [[رهبر]] [[جامعه]] ـ هر چند [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} باشد ـ بسیار کارساز بوده و [[روایات]] بسیاری دربارۀ [[ارزش]] آرای [[مردم]] و نقش آنها در [[حکومت دینی]] وارد شده است، از جمله [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "و اینکه فرماندهای بر شما [[حاکم]] نباشد مگر از میان شما یا یکی از [[اهل]] [[پیامبر]]{{صل}}"<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۱۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۷۷؛ فتوح البلدان، ص۷۲؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. همینطور ایشان در وصیتی به [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "ای [[علی]]! هر گاه [[مردم]] به [[ولایت]] و [[امارت]] تو بر خودشان [[رضایت]] دادند، به آن [[اقدام]] کن و در غیر این صورت، رهایشان کن..."<ref>کشف المحجّة، ص۱۸۰؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۳، ص۴۲؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۷۸.</ref>. | در [[بینش سیاسی اسلام]]، [[حضور مردم در صحنه سیاسی]]، به [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] از [[رهبر]] [[جامعه]] ـ هر چند [[پیامبر]] {{صل}} و [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} باشد ـ بسیار کارساز بوده و [[روایات]] بسیاری دربارۀ [[ارزش]] آرای [[مردم]] و نقش آنها در [[حکومت دینی]] وارد شده است، از جمله [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "و اینکه فرماندهای بر شما [[حاکم]] نباشد مگر از میان شما یا یکی از [[اهل]] [[پیامبر]] {{صل}}"<ref>کتاب سلیم بن قیس، ص۱۱۸؛ طبقات ابن سعد، ج۱، ص۲۷۷؛ فتوح البلدان، ص۷۲؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. همینطور ایشان در وصیتی به [[امام علی]] {{ع}} فرمود: "ای [[علی]]! هر گاه [[مردم]] به [[ولایت]] و [[امارت]] تو بر خودشان [[رضایت]] دادند، به آن [[اقدام]] کن و در غیر این صورت، رهایشان کن..."<ref>کشف المحجّة، ص۱۸۰؛ جامع احادیث الشیعه، ج۱۳، ص۴۲؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۱۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۷۸.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> از [[ارزش]] [[رأی مردم]] [[سخن]] به میان میآورد، همچنین [[علی]]{{ع}} در این باره میفرماید: "ای [[مردم]]! [[امر]] [[خلافت]] مربوط به شماست و کسی در آن حقّی ندارد مگر کسی که او را برای [[امارت]] برگزینید، من در مقابل شما حقی جز اینکه [[حافظ]] کلیدهای [[بیت المال]] شما هستم ندارم"<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۷.</ref> | [[قرآن کریم]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! تو را خداوند و مؤمنان پیرو تو، بس» سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> از [[ارزش]] [[رأی مردم]] [[سخن]] به میان میآورد، همچنین [[علی]] {{ع}} در این باره میفرماید: "ای [[مردم]]! [[امر]] [[خلافت]] مربوط به شماست و کسی در آن حقّی ندارد مگر کسی که او را برای [[امارت]] برگزینید، من در مقابل شما حقی جز اینکه [[حافظ]] کلیدهای [[بیت المال]] شما هستم ندارم"<ref>الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۵۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۷.</ref> | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||