جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
[[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی تا [[هنگام ظهور]] دارد و این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. ادله مختلفی مانند [[اعجاز]] و [[قدرت الهی]] و دلایل عقلی و تجربی و تاریخی بر این امر اقامه شده است | [[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی تا [[هنگام ظهور]] دارد و این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. ادله مختلفی مانند [[اعجاز]] و [[قدرت الهی]] و دلایل عقلی و تجربی و تاریخی بر این امر اقامه شده است | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[مسلمانان]] معتقدند [[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی دارد و همچنان زنده خواهد بود تا [[هنگام ظهور]] فرا برسد و [[عدالت]] را در [[جهان]] بگستراند. این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. | [[مسلمانان]] معتقدند [[حضرت مهدی]] {{ع}} عمری طولانی دارد و همچنان زنده خواهد بود تا [[هنگام ظهور]] فرا برسد و [[عدالت]] را در [[جهان]] بگستراند. این [[اعتقاد]] از ضروریات [[مذهب شیعه]] است. | ||
==ادلۀ طول عمر امام مهدی{{ع}}== | == ادلۀ طول عمر امام مهدی {{ع}} == | ||
===[[اعجاز]] و [[قدرت الهی]]=== | === [[اعجاز]] و [[قدرت الهی]] === | ||
مهمترین مسأله در [[طول عمر حضرت]]، [[قدرت الهی]] است. همانگونه که [[خداوند]] بر سرد شدن [[آتش]] بر [[ابراهیم]]<ref>سوره انبیاء، ۶۹.</ref> و [[تولد]] [[حضرت عیسی]] بدون [[پدر]]<ref>سوره انبیاء، ۹۱.</ref> [[قادر]] بود، [[قادر]] است [[حجت]] خود را سالهای متمادی زنده نگه دارد؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات کرد تنها اسباب و عوامل مادی شناخته شده مؤثرند، چه بسا عوامل دیگری در کار باشند. | مهمترین مسأله در [[طول عمر حضرت]]، [[قدرت الهی]] است. همانگونه که [[خداوند]] بر سرد شدن [[آتش]] بر [[ابراهیم]]<ref>سوره انبیاء، ۶۹.</ref> و [[تولد]] [[حضرت عیسی]] بدون [[پدر]]<ref>سوره انبیاء، ۹۱.</ref> [[قادر]] بود، [[قادر]] است [[حجت]] خود را سالهای متمادی زنده نگه دارد؛ زیرا هرگز نمیتوان اثبات کرد تنها اسباب و عوامل مادی شناخته شده مؤثرند، چه بسا عوامل دیگری در کار باشند. | ||
===از نظر [[عقل]]=== | === از نظر [[عقل]] === | ||
امر محال به سه گونه تقسیم میشود: | امر محال به سه گونه تقسیم میشود: | ||
#محال عادّی، | # محال عادّی، | ||
#محال وقوعی، | # محال وقوعی، | ||
#محال ذاتی. | # محال ذاتی. | ||
تمام [[معجزات]] و کراماتها و سایر امور [[خارقالعاده]]، اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ اما از راه [[خرق عادت]] رخ دادهاند. [[طول عمر]] [[خارقالعاده]] در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید ([[اجتماع]] نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. زنده ماندن یک [[انسان]] بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر [[عقل]] مردود نیست. لذا عمر بسیار طولانی خلاف [[عقل]] نیست. | تمام [[معجزات]] و کراماتها و سایر امور [[خارقالعاده]]، اموری هستند که وقوع آنها از طرق عادّی و عادتاً محال بوده؛ اما از راه [[خرق عادت]] رخ دادهاند. [[طول عمر]] [[خارقالعاده]] در زمره محال ذاتی نیست که از وجود آن عدمش لازم آید ([[اجتماع]] نقیضین) محال و قوعی نیز نیست که معلول و پدیدهای بدون علّت ایجاد شود. زنده ماندن یک [[انسان]] بعد از هزاران سال عادتاً محال است؛ ولی چنین امری از نظر [[عقل]] مردود نیست. لذا عمر بسیار طولانی خلاف [[عقل]] نیست. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
یادآور میشود هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق [[قدرت]] [[خدای تعالی]] قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد [[طول عمر]] [[انسان]] ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول [[قدرت]] [[حقّ]] تعالی واقع میشود، باید توجّه کرد اگر مصلحتی اقتضا کند [[خداوند]] بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن [[مصلحت]] حاصل گردد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹.</ref>. | یادآور میشود هر مقدوری و هر امر ممکنی متعلّق [[قدرت]] [[خدای تعالی]] قرار میگیرد و پس از آنکه روشن شد [[طول عمر]] [[انسان]] ذاتاً محال نیست و این امر تحت شمول [[قدرت]] [[حقّ]] تعالی واقع میشود، باید توجّه کرد اگر مصلحتی اقتضا کند [[خداوند]] بندهای را هزاران سال زنده نگه میدارد تا آن [[مصلحت]] حاصل گردد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹.</ref>. | ||
===از نظر [[علوم تجربی]]=== | === از نظر [[علوم تجربی]] === | ||
از نظر [[علوم تجربی]] [[انسان]] چه [[میزان]] [[قادر]] است [[زندگی]] کند، بهگونهای که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا [[علم]] میتواند سقف قطعی و بدون استثنا برای [[عمر]] [[بشر]] [[تعیین]] کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر [[علمی]] [[طول عمر]] [[انسان]] و [[مرگ]] او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، [[محل زندگی]]، شغل، وضعیّت معیشتی، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، خورد و [[خوراک]]، در معرض حوادث بودن و... . | از نظر [[علوم تجربی]] [[انسان]] چه [[میزان]] [[قادر]] است [[زندگی]] کند، بهگونهای که بیشتر از آن محال باشد؟ آیا [[علم]] میتواند سقف قطعی و بدون استثنا برای [[عمر]] [[بشر]] [[تعیین]] کند؟ پاسخ سؤال مذکور منفی است؛ زیرا از نظر [[علمی]] [[طول عمر]] [[انسان]] و [[مرگ]] او به عوامل بسیار گوناگون و مختلفی بستگی دارد، اموری از قبیل: عوامل ژنتیکی، [[محل زندگی]]، شغل، وضعیّت معیشتی، [[اخلاق]] و [[رفتار]]، خورد و [[خوراک]]، در معرض حوادث بودن و... . | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
[[دانشمندان]] توانستهاند [[عمر]] نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر [[عمر]] طبیعی آن برسانند. در مورد [[انسان]] نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض [[حفظ]] کرد میتوان [[عمر]] او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت [[مرگ انسان]] هفتاد یا هشتاد سال [[عمر]] کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با [[حفظ]] او از این خطرات، [[پیری]] و [[مرگ]] از بین میرود. به هر حال [[عمر طولانی]] از نظر [[علم]] نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش [[دانشمندان]] نیز هست. | [[دانشمندان]] توانستهاند [[عمر]] نوعی مگس را با دور نگه داشتن از سموم و سایر خطرات، تا نهصد برابر [[عمر]] طبیعی آن برسانند. در مورد [[انسان]] نیز اگر بتوان اعضا و جوارح او را از خطرات و عوارض [[حفظ]] کرد میتوان [[عمر]] او را چند برابر کرد؛ زیرا علّت [[مرگ انسان]] هفتاد یا هشتاد سال [[عمر]] کردن نیست بلکه فرسودگیها، دچار حمله میکروبها شدن و سایر عوارض است که با [[حفظ]] او از این خطرات، [[پیری]] و [[مرگ]] از بین میرود. به هر حال [[عمر طولانی]] از نظر [[علم]] نه تنها امری ممکن است که دست یافتنی بوده و موضوع تلاش [[دانشمندان]] نیز هست. | ||
===از نظر [[تاریخ]]=== | === از نظر [[تاریخ]] === | ||
نه تنها [[طول عمر]] زیاد برای [[انسان]] امری ممکن است که واقع نیز شده است: در [[متون دینی]] و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال [[عمر]] کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در [[متون دینی]] [[یهود]]، [[مسیح]] و [[اسلام]] آمده است. (به عنوان مثال در [[تورات]]، [[سفر]] [[تکوین]]، اصحاح پنجم، [[آیه]] ۵ [[عمر]] [[حضرت آدم]] ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین [[عمر]] [[شیث]] ۹۱۲ سال، همان، این [[آیه]] ۸ و [[عمر]] [[نوح]] ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، [[آیه]] ۲۹ و... آمده) [[قرآن]] نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال ـ میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>. | نه تنها [[طول عمر]] زیاد برای [[انسان]] امری ممکن است که واقع نیز شده است: در [[متون دینی]] و غیر آن اشخاصی معرّفی شدهاند که هزاران سال [[عمر]] کردهاند و برخی از آنها هم اینک در قید حیاتاند. این مطلب در [[متون دینی]] [[یهود]]، [[مسیح]] و [[اسلام]] آمده است. (به عنوان مثال در [[تورات]]، [[سفر]] [[تکوین]]، اصحاح پنجم، [[آیه]] ۵ [[عمر]] [[حضرت آدم]] ۹۴۰ سال ذکر شده است، همچنین [[عمر]] [[شیث]] ۹۱۲ سال، همان، این [[آیه]] ۸ و [[عمر]] [[نوح]] ۹۵۰ سال، همان، اصحاح نهم، [[آیه]] ۲۹ و... آمده) [[قرآن]] نیز بر این مطلب دلالت دارد و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ}}<ref>«و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال ـ میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند» سوره عنکبوت، آیه ۱۴.</ref>. | ||
از نظر [[قرآن کریم]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} هم اکنون زنده است و طبعاً [[عمر]] آن [[حضرت]] تاکنون دو هزار سال میشود. | از نظر [[قرآن کریم]] [[حضرت عیسی]] {{ع}} هم اکنون زنده است و طبعاً [[عمر]] آن [[حضرت]] تاکنون دو هزار سال میشود. | ||
در مورد طول عمر [[هشام بن سالم]] از [[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "نوح{{ع}} [[دو هزار و پانصد سال]] [[عمر]] کرد، از این [[عمر]] هشتصد و پنجاه سال قبل از [[بعثت]] و نهصد و پنجاه سال بین [[قوم]] خود آنها را به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد و هفتصد سال بعد از فرود آمدن از کشتی (بعد از فرو نشستن [[طوفان]])، آنگاه [[شهرها]] را آباد کرد و فرزندانش را در بلاد ساکن کرد. سپس در حالی که در [[آفتاب]] بود [[ملک الموت]] سراغ او آمد و به او [[سلام]] کرد، پاسخ [[سلام]] را داد و به او گفت: ای [[ملک الموت]]! برای چه آمدهای؟ گفت: برای [[قبض روح]] تو آمدهام. به او گفت: مرا میگذاری از [[آفتاب]] به سایه بروم؟ [[ملک الموت]] به او گفت: آری! آنگاه [[نوح]]{{ع}} جای خود را [[تغییر]] داد، سپس فرمود: "ای [[ملک الموت]]! گویی آنچه از [[دنیا]] بر من [[گذشت]] (مدت [[دو هزار و پانصد سال]]) مانند [[تغییر]] مکان من از [[آفتاب]] به سایه بود. [[دنیا]] در نظر من به اندازه همین از [[آفتاب]] به سایه آمدن بیشتر نیامد، سپس به [[ملک الموت]] گفت: [[مأموریت]] خود را انجام بده، پس [[روح]] [[حضرت]] را قبض کرد"<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۷۴، باب ۴۶، حدیث ۱.</ref>. البته نام معمّرین دیگری نیز در [[روایات]] [[یهود]]، [[مسیحیّت]] و [[اسلام]] آمده است از قبیل [[حضرت خضر]]، [[الیاس]] و...<ref>کمال الدین، باب ۳۸، ص۳۵۸ به بعد.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۰ - ۳۳۱؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳؛ [[حبیب الله طاهری|طاهری، حبیب الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ۹۹.</ref> | در مورد طول عمر [[هشام بن سالم]] از [[امام]] [[جعفر بن محمد الصادق]] {{ع}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "نوح {{ع}} [[دو هزار و پانصد سال]] [[عمر]] کرد، از این [[عمر]] هشتصد و پنجاه سال قبل از [[بعثت]] و نهصد و پنجاه سال بین [[قوم]] خود آنها را به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد و هفتصد سال بعد از فرود آمدن از کشتی (بعد از فرو نشستن [[طوفان]])، آنگاه [[شهرها]] را آباد کرد و فرزندانش را در بلاد ساکن کرد. سپس در حالی که در [[آفتاب]] بود [[ملک الموت]] سراغ او آمد و به او [[سلام]] کرد، پاسخ [[سلام]] را داد و به او گفت: ای [[ملک الموت]]! برای چه آمدهای؟ گفت: برای [[قبض روح]] تو آمدهام. به او گفت: مرا میگذاری از [[آفتاب]] به سایه بروم؟ [[ملک الموت]] به او گفت: آری! آنگاه [[نوح]] {{ع}} جای خود را [[تغییر]] داد، سپس فرمود: "ای [[ملک الموت]]! گویی آنچه از [[دنیا]] بر من [[گذشت]] (مدت [[دو هزار و پانصد سال]]) مانند [[تغییر]] مکان من از [[آفتاب]] به سایه بود. [[دنیا]] در نظر من به اندازه همین از [[آفتاب]] به سایه آمدن بیشتر نیامد، سپس به [[ملک الموت]] گفت: [[مأموریت]] خود را انجام بده، پس [[روح]] [[حضرت]] را قبض کرد"<ref>کمال الدین، ج۲، ص۴۷۴، باب ۴۶، حدیث ۱.</ref>. البته نام معمّرین دیگری نیز در [[روایات]] [[یهود]]، [[مسیحیّت]] و [[اسلام]] آمده است از قبیل [[حضرت خضر]]، [[الیاس]] و...<ref>کمال الدین، باب ۳۸، ص۳۵۸ به بعد.</ref>.<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۷۶-۱۷۹؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۰ - ۳۳۱؛ [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۷۱-۴۷۳؛ [[حبیب الله طاهری|طاهری، حبیب الله]]، [[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]، ۹۹.</ref> | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[چگونه برای امام مهدی این عمر طولانی امکانپذیر شده است؟ (پرسش)]] | * [[چگونه برای امام مهدی این عمر طولانی امکانپذیر شده است؟ (پرسش)]] | ||